Category: سیاسی

 

بيانيه گروه فرهنگي مبشران ظهور پيرامون مسائل جاري در عرصه مهدويت  

صراحت لهجه ما در بيان نتيجه مطالعاتمان و برخي شرايط سياسي و غير سياسي کشور موجب شد انتقادات منطقي و غير منطقي و نيز حملات گسترده‌اي عليه اين حرکت سراسر لبريز از اشتياق صورت بگيرد. گروه فرهنگي مبشران ظهور در نهايت حاکم شدن روح برادري، مهرباني و اتحاد به همراه نقد سازنده و دوري از فضاي تهمت و تحقير و دروغ را وظيفه و تکليف همه منتظران راستين ظهور يوسف زهرا(عج) دانسته و به منظور دست يابي به اين امر واجب، تمام تلاش خود را خواهد کرد.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

بيانيه گروه فرهنگي مبشران ظهور

پيرامون مسائل جاري در عرصه مهدويت

 


چند ماهي است که تحولات منطقه توجه بيش از پيش عموم منتظران را به موضوع مهدويت و نزديک بودن زمان ظهور جلب کرده است. ما که از پيش مهم‌ترين دليل نزديک بودن ظهور را تحقق انقلاب اسلامي ايران مي‌دانستيم و بنابر اشارات و تصريحات اميد بخش حضرت امام و مقام معظم رهبري تحقق فرج شريف امام زمان ع را نزديک مي‌دانستيم، مانند هر منتظر مطلعي از علائم آخرالزمان، به مطالعه و بررسي حوادث پرداختيم و نتيجه بررسي‌هاي خود را در سي‌دي ظهور بسيار نزديک است در اختيار مردم عزيز مسلمان ايران قرار داديم.


صراحت لهجه ما در بيان نتيجه مطالعاتمان و برخي شرايط سياسي و غير سياسي کشور موجب شد انتقادات منطقي و غير منطقي و نيز حملات گسترده‌اي عليه اين حرکت سراسر لبريز از اشتياق صورت بگيرد. دو موج متضاد استقبال و حمايت بي‌نظير و چشمگير مردمي و موج نقد، مخالفت و تخريب شديد در برابر اين فيلم مستند شکل گرفته و متاسفانه به سمت تهمتهاي ناروا پيش رفته است؛ تا جايي که از برخي تريبونهاي عمومي آشکارا تخطئه مي‌شود.


گروه فرهنگي مبشران ظهور بعنوان تهيه کننده اين فيلم مستند جهت اطلاع افکار عمومي موارد زير را اعلام مي‌دارد:


1- اعضاء و همراهان اين گروه فرهنگي از اقشار مختلف مردم بوده و از شيفتگان حقيقت نوراني ولايت فقيه و وجود مبارک ولي امر مسلمين و همچون اکثريت مردم بصير، حامي دولت مکتبي مي‌باشند.
2- گروه فرهنگي مبشران ظهور بارها اعتقاد و ارادت خود را به عموم روحانيون و علماي بزرگ شيعي مخصوصا بزرگواراني که با درخشش خود در فتنه‌هاي گذشته نداي " اين عمار" نائب امام زمان(عج) را پاسخ گفتند، ابراز داشته و اعتقاد دارد که روحانيت انقلابي و در خط ولايت، نقش عظيمي در ايجاد و حفظ انقلاب و زمينه سازي براي نهضت جهاني اسلام دارد.
3- ما براي چندمين بار اعلام مي‌داريم که گروهي مستقل و مردمي هستيم و هيچ ارتباطي با هيچ يک از شخصيت‌ها و گروه‌هاي پنهان و پيداي سياسي نداريم، اتهام وابستگي به افراد خاص، اتهام نارواي دوستان بي‌انصاف و دشمنان مغرض است که علي‌رغم فرمايشات ولي امر مسلمين مبني بر فرعي بودن برخي مباحث، به مسئله اول اين گروه‌ها تبديل شده است. اصولا ما پرداختن به اين مسئله جنجالي فرعي که مخالف نظر آقاست را نادرست مي‌دانيم.
4- ما ضمن استقبال از نقد منصفانه، برخي از انتقادات نسبت به اين فيلم را وارد دانسته و مي‌پذيريم که مي‌بايد قبل از انتشار مستند، از نظرات برخي از محققين و بزرگان بيشتر استفاده مي کرديم ، ذکر برخي از روايات ضعيف السند(هرچند بخش قابل توجهي از روايات فيلم قوي السند مي باشد )، بيان برخي شواهد غير برهاني به عنوان دليل، کم رنگ بودن احتمال بعضي از تعيين مصداق‌ها از اموري هستند که از جانب منتقدان دلسوز مطرح شده‌ و درست به نظر مي رسد.
5- سعي ما بر آن بوده است که تطبيق مصاديق را به عنوان احتمال بيان کنيم و در جاي جاي سي‌دي به آن اشاره نموده‌ايم لکن به دليل بيان هنرمندانه و متناسب بافضاي فيلم سازي ، برخي از منتقدين نتيجه برآمده از فيلم را اينچنين نمي‌دانند و ظاهرا سي‌دي در شيوه بيان دچار اين اشکال نيز مي‌باشد.
6- گروه فرهنگي مبشران ظهور ضمن ابراز تاسف از رواج تهمتهايي بدون سند و مدرک مانند وابستگي سياسي و دريافت پولهاي کلان، انتظار دارد که مدعيان اين تهمتها در برابر افکار عمومي و يا مراکز رسمي به ارائه اسناد ناداشته خود بپردازند تا به روشني حق و باطل آشکار گردد.
7- ما بارها در زمينه هزينه اين فيلم مستند شفاف سازي کرده‌ايم و براي آگاهي دوستان غيرمطلع يا عزيزاني که تحت تاثيراخبار نادرست قرارگرفته‌اند بار ديگر نيز اطلاع رساني مي‌کنيم، 7 ميليون تومان هزينه توليد بوده و حدود 8 ميليون تومان نيزهزينه توزيع 85 هزار سي دي مي باشد (هزينه بخشي از سي‌دي‌ها دريافت شده است) منبع مالي و سيستم توزيع اين فيلم، اعضاي مبشران ظهورند که از اقشار مختلف مردم بوده و در سراسر کشور پراکنده‌اند.
8- برخي از منتقدان به طور کلي نزديک بودن ظهور را انکار کرده و هر نوع بررسي و تطبيقي را بدون هيچ‌گونه دليل و برهاني مردود مي‌دانند که نمي‌توان چنين مطالبي را قبول کرد ، خصوصا اينکه رويه بزرگان ديني در گذشته و عصر حاضر چنين نبوده و تطبيق احتمالي محققانه مورد توافق بسياري از آنان بوده است.
9- ما (بدون آنکه وقت خاصي معين کنيم) اعتقاد داريم انشاءالله در آينده‌اي بسيار نزديک،و با تحقق نشانه‌ها و تحولات بزرگ، ظهور تحقق پيدا خواهد کرد. و براي دوستاني که اکنون با اين حقيقت بزرگ مقابله مي‌کنند چيزي جز خسران باقي نخواهد ماند.
10- در شرايطي كه انواع مكاتب انحرافي داخلي و وارداتي روح پاك جوانان اين مرزو بوم را آماج حملات خود قرار داده است، آيا علماي زمان شناس نبايد با تحليل شرايط موجود در عالم ، دلها و انديشه‌ها را براي نزديکي ظهور رهبري نمايند؟ اين همه سر و صدا نشان از مطالبه‌اي حقيقي در جامعه دارد كه بايد مجامع علمي بر اساس ديدگاه‌هاي حضرت امام و مقام معظم رهبري و علماء انقلابي به بحث درباره آمادگي عالم براي ظهور حضرت اقدام نمايند و تشنگان معارف مهدوي و شيعيان منتظر ظهور را سيراب کنند.

11- لازم به ذکر است که گروه فرهنگي مبشران ظهور فعلاً هيچ برنامه اي براي ساخت فيلم ديگري ندارد و انتشار اخباری چون " آغاز به ساخت فيلم بعدي " و " بهره گرفتن از استديوي مجهز" و " ارائه فيلم جديد در نيمه شعبان آتي " کذب محض است. همچنین ارائه نسخه های ترجمه شده به زبانهای دیگر و توزیع آن در کشورهای منطقه نیز فعلاً در دستور کار نمی باشد.

12- لازم مي‌دانيم که از بزرگان روحاني و غيرروحاني و برجستگان عرصه مهدوي که علي رغم وجود اين همجه سنگين و فضاي تهمت و توهين با شجاعت مثال زدني از فيلم مستند و مباحث مطرح شده در آن استقبال کرده و نقدها و نظرات خويش را نيز براي بهتر شدن اين مباحث بيان فرمودند ، تشکر کنيم.
13- ما ضمن ابراز ارادت مجدد خود به محضر علماء و بزرگان، آمادگي خود را براي حضور و توضيح شفاهي پيرامون مطالب مبهم، سئوالات و نقدها و شنيدن نصايح اين بزرگواران اعلام مي‌داريم.

14- گروه فرهنگي مبشران ظهور در نهايت حاکم شدن روح برادري، مهرباني و اتحاد به همراه نقد سازنده و دوري از فضاي تهمت و تحقير و دروغ را وظيفه و تکليف همه منتظران راستين ظهور يوسف زهرا(عج) دانسته و به منظور دست يابي به اين امر واجب، تمام تلاش خود را خواهد کرد.

به اميد ظهور مبارک منجي عالم بشريت که انشاءالله بسيار نزديک است.
گروه فرهنگي مبشران

ارسال شده: 24 فروردين 1390 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

دانلود فليم مستند " ظهور بسيار نزديك است "
شامل بررسي نشانه هاي ظهور :
سيد خراساني ، سفياني ، يماني ، شعيب بن صالح ، دجال و عبدالله عربستان
u313.ir/.../



نگاهي به تحولات مصر از ديدگاه روايات عصر ظهور

u313.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=642:1389-11-09-12-02-12&catid=3:main


مرگ عبدالله عربستان نشانه اي بزرگ از نزديكي ظهور
u313.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=623:1389-09-15-12-28-49&catid=3:main


برای دانلود اینجا کلیک کنید

ارسال شده: 23 بهمن 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

سيد خراساني ، اين شخصيت عظيم القدر كه با تعابير عجيبي از جانب اهل بيت(ع) مورد تمجيد و ستايش قرار گرفته است ،  بعنوان بزرگ رهبر جبهه حق در عصر ظهور شناخته مي شود و پرچم پرافتخار اسلام را كه با مجاهدت مردم مشرق زمين برافراشته مي گردد ، به دستان مبارك امام عصر(ع) مي سپارد و با شكست و از ميان برداشتن لشگر سفياني كه بعنوان دشمن اصلي و تهديد كننده انقلاب مهدوي به شمار مي رود ، راه را براي حركت امام مهدي(عج) و سپاهش به سوي قدس شريف باز كرده  و ضمن بيعت با امام عصر(عج) در عراق ، تمام لشگر خويش را براي نيل به هدف مقدس ، در اختيار امام مهدي(عج) قرار مي دهد.    

 

بسم الله الرحمن الرحيم

انا فتحنا لك فتحا مبينا

دهها روايت معتبر در منابع شيعه و برادران اهل سنت ، تا حدود زيادي پرده از چهره سيد خراساني كنار زده و مختصات و برخي مشخصات حركت وي و سپاهش را در عصر ظهور برمي شمارند ، برخي ويژگيهاي جسماني و شخصيتي سيد خراساني، مسير حركت و قيام وي و سپاهش ، و برخي از مناطق درگيريهاي آنها و جزئياتي ديگر توسط روايات عصر ظهور نقل گرديده است.
ما در اين مقاله ضمن بررسي و استخراج روايات مربوط به خروج سيد خراساني نشان خواهيم داد كه آنچنان اين صفات بر مقام معظم رهبري(مدظله) منطبق است كه هيچ شك و شبهه اي را در ذهن باقي نمي گذارد كه معظم له همان سيد خراساني موعود روايات است و ولايت امر و نقش بي نظير و امام گونه اي كه معظم له در اين شرايط حساس و كشاكش سخت و نبرد نفس گيري كه بر جبهه مستضعفان و مسلمانان در نبرد با مستكبران و جهانخواران دارند ، به خوبي منطبق بر مجموعه احاديث پيرامون سيدخراساني مي باشد و  نقش بي نظير ایشان را كه در عصر ظهور در ياري امام عصر(عج) روايت كرده اند ، به طور كامل نشان مي دهد.

ضرورت و اهميت طرح اين مقاله بيشتر به جهت آشكار شدن چهره يكي از اصلي ترين شخصيتهاي دوران ظهور و در نتيجه ايجاد يقين در جامعه و فرد فرد شيعيان به بسيار نزديك بودن ظهور مي باشد در حالي كه برخي افراد احتمال ظهور را نه در دههه هاي پيش رو كه در قرنهاي آينده نيز نمي دهند ، و اصولاً تصوير تيره و تار و مبهمي از زمان ظهور دارند ، يقيناً آشكار شدن اين مصداق و حتي احتمال صحت آن در بسياري از افراد موجي از اميد به نزديكي ظهور را ايجاد خواهد كرد كه اين امر(يقين به نزديكي ظهور) براي نجات جامعه مسلمانان و شيعيان كه در كشاكش فتنه هاي شديد آخرالزمان وارد شده اند ، بسيار ضروي و حيات بخش مي باشد.

و اصولاً يكي از اهداف صدور هزاران حديث و بيان نشانه هاي عصر ظهور توسط ائمه اطهار(ع) نيز همين مسئله است يعني بشارت ظهور ، تا مسلمانان عصر ظهور با مشاهده وقوع اين نشانه ها و بشارتها با يقين به در پيش بودن ظهور و پيروزيهاي بزرگ ، و كسب روحيه اي مضاعف ، براي از گذر طوفانهاي مهيب عصر ظهور آماده شوند.

و اگر كنكاش در اين احاديث و بررسي مصاديق آن انجام نگيرد ، عملاً حجم انبوهي از معارف برجاي مانده از اهل بيت(ع) معطل و بي فايده مانده و فلسفه صدور آنها زير سئوال مي رود ، زيرا در دهها حديث به صراحت براي مومنين عصر ظهور تكاليفي مشخص شده است كه جز با مصداق شناسي به موقع قابل انجام نيست . البته اكثر محققين نيز چنين اعتقادي ندارند فلذاست كه محققين بزرگ در ميان نوشته هاي خود به كرات براي نشانه هايي كه بيان مي كنند ، مصاديقي را ذكر مي نمايند.
به طور مثال كامل سليمان نويسنده كتاب ارزشمند " يوم الخلاص " كه از محققين مطرح دهه هاي اخير مي باشد فقط در اين كتاب در دهها موضع به مصداق شناسي مي پردازد.

محقق برجسته ، كامل سليمان در كتاب ارزشمند " يوم الخلاص" در دهها موضع به مصداق شناسي شخصيتها و وقايع جاري با شخصيتهاي و وقايع منقول در روايات مي پردازد

روزگار رهايي(يوم الخلاص)/ مهدي پور/ نشر آفاق / ص 1005

محقق برجسته جناب علامه كوراني نيز بارها در كتاب عصر ظهور به مصداق شناسي مي پردازد و چشم بستن بر مصاديق منطبق بر روايات را غيرعاقلانه مي داند.

محقق برجسته علامه كوراني به كرات در كتاب عصر ظهور براي برخي از وقايع مصاديقي را ذكر مي كند و صرف نظر كردن از مصداق يابي را عاقلانه نمي داند ، در ص 266 اين كتاب ايشان امام خميني و انقلاب ايران را مصاديق مرد موعود قم و انقلاب موعود روايات عصر ظهور برمي شمرد.

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 266


در فصل اول مقاله به بررسي آيات و روايات در زمينه وقوع انقلابي در مشرق زمين در آستانه ظهور خواهيم پرداخت و ضمن بيان بخشي از روايات انقلاب زمينه ساز ، 12 ويژگي اين انقلاب را استخراج مي كنيم.

در فصل دوم ضمن مروري اجمالي بر تاريخ انقلاب ، نشان خواهيم داد كه با بررسي و انطباق صفات مذكور ، انقلاب اسلامي ما همان انقلاب مردم مشرق زمين مي باشد ، انقلابي كه در مرحله اي از آن سيدخراساني ظاهر شده و بنا بر روايات پرچم اسلام را بعد از جنگي سخت به دستان مبارك امام زمان(عج) خواهد داد.

در فصل سوم ، ما ضمن بيان مجموعه روايات پرچم هاي سياه ، انواع مختلف پرچم هاي سياه منقول در روايات را ذكر كرده و تفاوت آنها را بيان خواهيم نمود. مطالب مهمي در رمزگشايي از پرچم هاي سياه روايات عصر ظهور به استحضار خوانندگان عزيز خواهد رسيد.

در فصل چهارم ما ضمن بيان مجموعه روايات ذكر شده در باب قيام سيد خراساني ، 16 صفت مورد ذكر شده در روايات براي سيد خراساني را استخراج كرده و انطباق آنها را بر مقام معظم رهبري نشان خواهيم داد.
در انتهاي اين فصل برخي شبهات روايي در مورد سيدخراساني من جمله " هم نام بودن" با پيامبر اكرم(ص) را جواب خواهيم داد.

در فصل پنجم ما دلائل متعدد عقلي در باب سيد خراساني بودن مقام معظم رهبري را ارائه خواهيم نمود تا نشان دهيم اين فكر كه سيدخراساني ممكن است فردي ناشناس و گمنام باشد ، فكري كاملاً مردود است.
و در انتها نيز نتيجه گيري مختصري از مقاله به خدمت عزيزان ارائه خواهد شد.

انقلاب موعود مردم مشرق زمين

 مجموعه روايات عصر ظهور در منابع معتبر شيعه و اهل سنت خبر از وقوع انقلابي الهي در مشرق زمين و تشكيل حكومتي مقدمه ساز ظهور در اين سرزمين كهن مي دهند ، روايات شريف با تعابير مختلفي از مكان اين انقلاب نام برده اند ، رواياتي از عبارت " من مشرق " استفاده كرده و عبارات ديگري از " من خراسان " ،" اهل طالقان "، " اهل ديلم "، " اهل القم " و ... نام مي برند ، اكثر محققين و راويان اعتقاد دارند كه تمامي اين عبارات بر كليت سرزمين ايران دلالت مي كند.
تمجيد و ستايشهاي متعددي از مقام و منزلت ايرانيان در نزد اهل بيت(ع) در روايات وجود دارد كه دررابطه با ساير اقوام و ملل بي نظير است.
برخي از اين عبارات و روايات تمجيدكننده و ستايشي مرتبط با ظهور و برخي بدون ارتباط با ظهور است ، اما بسياري از اين روايات به رسالت و نقش بزرگ و مهم ايرانيان اهل مشرق زمين در حوادث ظهور اشاره دارند.
همانگونه كه رواياتي معبتر در منابع شيعه و اهل سنت بيان مي دارند و در ادامه نيز خواهيم ديد ، قيام سيد خراساني و پرچم هاي سياه در ادامه انقلاب اوليه مردم ايران است و به عبارتي ديگر آخرين مرحله اين انقلاب مي باشد كه به ظهور منتهي خواهد شد ، ما براي بررسي بحث سيد خراساني و پرچم هاي سياه زمينه ساز ظهور ، نيازمند اين هستيم كه در ابتدا تاملي بر اصل وقوع اين انقلاب موعود در آينه آيات و روايات داشته باشيم و مختصات آن را بشناسيم تا در ادامه با بررسي انقلاب اسلامي نشان دهيم كه اين انقلابي مقدسي كه با خون صدها هزار شهيد به بار نشسته و محافظت شده است همان انقلاب موعود مردم ايران در آستانه ظهور است كه ائمه اطهار(ع) در طي دهها روايت شريف از قرنها پيش بشارت وقوع آن را داده بودند.

اگر اين حقيقت مهم - همچنانكه بسياري از بزرگان و محققين بدان اعتقاد دارند - ثابت شود ، اثبات حضور سيد خراساني در ميان ايرانيان عصرحاضر(حكومت آنها) آسان تر و مقبول تر خواهد بود زيرا حضور سيدخراساني و شعيب در آخرين مرحله انقلاب موعود اهل مشرق زمين يكي از حقايق آشكار و برجسته است كه بنا بر روايات قيام ايرانيان و حركت آنها به سمت ظهور ، با رهبري و مديريت اين دو شخصيت برجسته امكان پذير خواهد بود.

با اثبات مصداق بودن انقلاب اسلامي براي انقلاب موعود روايات ، برخي ادعاهاي افراد نادان يا شياد در قيام سيد خراساني از چين و ماچين يا افغانستان و ... بيشتر به گزافه اي خنده دار تبديل خواهد شد ، زيرا بر طبق روايات شريف خروج شعيب و سيد خراساني در مراحل پاياني انقلاب موعود صورت خواهد گرفت و خواهيم ديد كه با اثبات مصداق بودن انقلاب اسلامي ، به خوبي ثابت خواهد شد كه حتي بدون در نظر گرفتن مصداق ، بايد سيد خراساني و شعيب در تحولات جاري انقلاب اسلامي ايران حضوري جدي و فعال داشته باشند ، زيرا محدوده زماني خاصي ميان آغاز تا فرجام انقلاب موعود در آينه روايات ديده مي شود كه بفرموده امام محمد باقرع و اعتقاد محققين بنام از طول عمر معمولي يك انسان فراتر نخواهد رفت.

بنابر فرموده امام محمد باقر(ع) و اعتقاد محققيني چون علامه كوراني فاصله ميان آغاز انقلاب تا ظهور حداكثر به اندازه عمر معمولي يك انسان خواهد بود.

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 266

 

جايگاه ايرانيان نزد اهل بيت(ع) و رسالتشان در عصر ظهور

در تفاسير آيات و روايات شريف

بررسي روايات مبين اين مطلب است كه ايرانيان كه در لسان روايات با تعابيري چون اهل خراسان ، اهل مشرق زمين ، سرخ رويان ، اهل قم ، اهل طالقان ، دیلم و ... توصيف شده اند از همان صدر اسلام مورد توجه و ستايش اهل بيت(ع) بوده اند كه گاه آتش حسادت و كينه هاي برخي اعراب جاهل را شلعه ور مي كرد (همچنانكه در عصر حاضر نيز چنين است)

ما در ابتدا بعنوان مقدمه اين بخش نگاهي گذرا به جايگاه والاي شيعيان ايران در نزد اهل بيت(ع) خواهيم داشت و سپس با بيان روايات انقلاب موعود و استخراج نشانه ها و ويژگيهاي آن ، ميزان انطباق آنها را بر انقلاب اسلامي ايران را بررسي خواهيم كرد.

ايرانيان ، طالبان علم حتي در ثريا !

اگر دين در ثريا باشد، مردى ( يا فرمود : مردانى ) از ايرانيان بدان جا مى روند ، تا آن را به دست آورند  ! ابن شيبه 12/206 و مسند احمد 2/296 و 308

مورد اعتماد اهل بيت(ع)

لأنا أوثق بهم منكم ; ما به عجم ها اطمينان بيشترى داريم تا به شما عرب ها

مورد ستايش اهل بيت(ع)

مرحبا مرحبا به طالقان !   در روايت ينابيع الموده، قندوزي ، ص 449

معدن هاي ايمان

مسند احمد 417 از ابو هريره نقل مى كند : نزد پيامبر بوديم كه سوره جمعه بر ايشان نازل شد . وقتى آيه " وآخرين منهم لما يلحقوا بهم " را خواند ، مردى پرسيد : اى رسول خدا ! اينها چه كسانى هستند ؟ پيغمبر پاسخ نداد ، و مرد دو يا سه بار پرسيد . سلمان فارسى هم كنار ما بود . پيغمبر دستش را بر سلمان نهاد و فرمود : اگر ايمان در ثريا باشد ، مردانى مانند اين (يا از قبليه اين مرد ) بدان مى رسند .

ايرانيان ، شاخه اي از اهل بيت(ع)

ابن عباس مى گويد : نزد رسول خدا از فارس نام بردم ، فرمود :
فارس شاخه اى از ما بنى هاشم است . الجامع الصغير 2/123 ; جمع الجوامع 1/565

مروجان دين

نهج البلاغه :
سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و آفريدگان را خلق كرد ! (ايرانيان) براى بازگشت به دين ، به روى شما شمشير خواهند كشيد ، چنان كه در آغاز ، شما با آنها جهاد كرديد

شما با عجم بر سر تنزيل قرآن جنگيديد و آنها با شما بر سر تاويل (فهم درست) آن خواهند جنگيد. بحارالانوار 67/174/7

گزيده اي از سخنراني پرمحتواي آيت الله ناصري

با موضوع جايگاه برجسته ايرانيان در نگاه اهل بيت(ع)

لحظاتی که امروز در خدمتتان هستم چند جمله ای راجع به جوان های ایرانی که زمینه ساز ظهور حضرت بقیة الله هستند صحبت می کنم . دلیل بر این مدعی که جوان های ایرانی زمینه ساز ظهور حضرت بقیة الله هستند آیات متعدد قرآن و روایات متعددی است که از نبی اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده است . این روایات را هم اهل سنت نقل کرده اند و هم علمای شیعه . یکی از این آیات، آیه 38 از سوره محمد (ص) است که می فرماید: «و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم » .
مضمون آیه این است: اگر شما پشت کردید، منحرف شدید و احکام اسلام را پشت سر انداختید یک عده در آخرالزمان می آیند و به این احکام و ضوابط الهی عمل می کنند . «و ان تتولوا» اگر شما به اسلام و قرآن و نبی اکرم و ولایت پشت کردید «یستبدل قوما خیرکم » بدل آورده می شود عوض شما یک عده ای غیر شما که آنها هم در همین منظومه زندگی می کنند .
موقعی که این آیه نازل شد عرض شد یا رسول الله آن اشخاصی که بعد از ما می آیند و بدل و عوض ما هستند و آنها به احکام اسلامی می گروند چه کسانی هستند؟ موقعی که این سؤال از نبی اکرم (ص) شد حضرت سلمان پهلوی ایشان نشسته بودند . حضرت دست گذاشتند روی زانوی سلمان و فرمودند: قوم ایشان .
حضرت فرمودند که اشخاصی از طایفه این شخص می آیند و دین اسلام را یاری می کنند . بعد حضرت فرمودند: «والذی نفسی بیده لوکان الایمان منوطا بالثریا لتناوله رجال من فارس » ; قسم به آن کسی که جان من در ید و قبضه اوست; یعنی قسم به خدا، قسم به ذات احدیت اگر ایمان در ثریا باشد ایرانی ها به آن دست می یابند و خود را به کمال ایمان می رسانند .
روایت دیگری است از حضرت صادق (ع) می فرمایند: «وان تتولوا یا معشرالعرب یستبدل غیرکم » ; اگر شما عرب ها عمل به وظایف شرعیه نکنید و اسلام را به نحو کمالش نپذیرید یک عده ای بعد از شما در آخرالزمان می آیند و اسلام را بحقیقت می گیرند و عمل خواهند کرد .
در تفسیر المیزان، تفسیر مجمع البیان، تفسیر فخررازی، تفسیر روح البیان و تفسیر ابوالفتوح . ذکر کرده اند که مراد از این که یک عده ای می آیند و اسلام را احیا می کنند و عمل می کنند، جوان های آخرالزمان(از ايران) هستند .
در روایت دیگری است که وقتی آیه نازل شد و فرمود: «و آخرین منهم لما یلحقوا بهم » ; شما که ایمان آوردید یک عده ای در آخرالزمان می آیند و به شما ملحق می شوند، سؤال کردند: یا رسول الله چه کسانی به ما ملحق می شوند . حضرت دست به شانه سلمان گذاشتند و فرمودند که: یک عده ای هستند در آخرالزمان از طایفه این شخص; یعنی ایرانی ها و اصفهانی ها، اینها می آیند و اسلام را یاری می کنند . حضرت فرمودند: اگر ایمان در کهکشان ها باشد عده ای از عجم به آن دست می یابند .
حضرت صادق (ع) نیز در روایت معتبری فرمودند که: حضرت حق در آخرالزمان قبل از ظهور حضرت بقیة الله عده ای را مهیا می کند و برای سرکوبی یهود می فرستد . قبل از ظهور حضرت بقیة الله حکومت یهود در بین حکومت های اسلامی باید نابود شود . این را امام صادق (ع) فرمودند . آنها چه کسانی هستند که نابود می کنند یهود را؟ ایرانی ها هستند . این هم یک روایت .
آیه دیگر آیه 5 از سوره اسراء است . در این آیه می فرماید: «بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید»
عیاشی از امام محمد باقر (ع) روایتی نقل می کند که در آن پرسیده می شود «اولی باس شدید» چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: اینها از اصحاب و انصار امام زمان در آخرالزمان هستند . روایت دیگری است از حضرت صادق (ع) قریب به همین مضمون است . حضرت سه مرتبه قسم خوردند: آن اشخاص که می آیند و اگر ایمان در ثریا باشد به آن دست می یابند و یهود را سرکوب می کنند: «والله هم اهل قم » ; اینها اهل قم هستند .
روایتی نقل شده که مفصل است . این روایت را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (جلد دوم، صفحه 184) نقل کرده است . می فرماید که: یک روز امیرالمؤمنین (ع) در کوفه مطالبی را بیان می کردند و موعظه و نصیحت می فرمودند، در آن زمان ایرانی ها اطراف امیرالمؤمنین (ع) را مثل پروانه گرفته بودند . اشعث - که حکمش معلوم است از بزرگان کوفه بود - آمد و جریان را دید خیلی به او برخورد و خیلی ناراحت شد که ما عرب هستیم و از بزرگان عرب لکن این ایرانی ها آمده اند و اطراف امیرالمؤمنین (ع) را مثل پروانه گرفته اند . ناراحت شد و شروع کرد یواش یواش جلو آمدن که: یا امیرالمؤمنین این سرخ پوستان، یعنی ایرانیان، اطراف شما را گرفته اند و بر ما چیره شده اند و خود را بر ما فضیلت می دهند . امیرالمؤمنین (ع) این کلام را که شنید ساکت شدند و چیزی نفرمودند و از ناراحتی پاهای مبارک خود را به منبر می زدند . صعصة بن صوحان که یکی از اصحاب خاص امیرالمؤمنین (ع) بود بلند شد و فرمود: یا امیرالمؤمنین گوش به این حرف ها ندهید شما مطالبی را بفرمایید که تا آخرالزمان در بین عرب و عجم مشخص باشد و شایع باشد . حضرت فرمودند: (منظورم اینجاست) آیا امر می کنید شکم پرستان را بپذیرم و مؤمنین و متقین و این جوان ها را از اطراف خود دور کنم؟ حضرت امیر به جوان های ایرانی در آن زمان افتخار می کرده است . بعد فرمودند: والله ایرانی ها شما را سرکوب می کنند . این هم یک روایت بود .
احمد حنبل، یکی از علمای اهل سنت، از نبی اکرم (ص) نقل کرده که حضرت فرمودند: خداوند اطراف شما را از ایرانی ها پر می کند و اینها چون شیرانی هستند و اهل فرار نیستند و از شما دفاع می کنند و دشمنان شما را نابود می کنند و از غنایم شما هیچ استفاده نمی کنند .
حافظ ابونعیم که یکی دیگر از علمای اهل سنت است ، روایت دیگری است از اهل بیت که الان در نظرم نیست از کدامیک از معصومین (ع) نقل شده است . در این روایت نقل شده که از نبی اکرم (ص)، حضرت فرمودند: من به ایرانی ها بیش از شما اعتماد دارم . من به ایرانی ها بیش از شما عرب ها اعتماد دارم . 
15/5/81 – حسنيه حضرت ابوالفضل اصفهان
http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4343&id=31081

بشارت ائمه اطهار(ع) به وقوع حركتي بزرگ در مشرق زمين(ايران) و اتصال آن به ظهور


يخرج الناس من المشرق فيوطئون للمهدي سلطانه
مردمي از مشرق خروج مي كنند و براي حضرت مهدي عج زمينه سازي مي كنند
كشف الغمه ج 3 ص 273 ، الزام الناصب ص 253 و ...

پاره اي از روايات عصر ظهور در منابع معتبر شيعه و اهل سنت از وقوع انقلابي در ايران كه مقدمه ساز ظهور امام عصر(ع) مي باشد ، خبر مي دهند ، هرچند روايت معتبري نيز وجود دارد كه حركت مردم ايران را آغاز ظهور امام زمان(عج) مي داند و نه مقدمه ساز آن
امير مؤمنان(عليه السلام) :
مهدى . . . مويش مجعّد و خالى بر گونه اش است . آغاز كارش از مشرق است
مختصر نعماني ص 304
اين امر نشان مي دهد انقلاب مردم ايران تا چه اندازه در ظهور موثر است و تا چه اندازه با آن عجيب است كه امام علي(ع) اين انقلاب را آغاز حركت امام عصر(عج) مي داند و اين حقيقت به خوبي پاسخ بيماردلاني كه با طرح رواياتي كه بيان مي كند هرپرچمي قبل از پرچم امام عصر(عج) باطل است را مي دهد ، زير اين انقلاب در بطن ظهور و در طول آن است نه در عرض ظهور ، و به فرموده حديث شريف فوق و تاكيد برخي از بزرگان انقلاب ما ظهور صغري امام زمان(عج) است.

رابطه سيد خراساني و انقلاب موعود مردم ايران

ما براي اينكه نشان دهيم اين انقلاب اسلامي ايران همان انقلاب موعود روايات عصر ظهور در مشرق زمين مي باشد ، با ذكر احاديث وقوع انقلاب موعود و استخراج مختصات و ويژگيهاي اين انقلاب ، در فصل بعدي با مروري بر تاريخچه انقلاب ، انطباق ويژكيهاي انقلاب موعود بر انقلاب اسلامي ملت شهيد پرور ايران را مورد بررسي قرار خواهيم داد
اگر ثابت شود كه اين انقلاب همان انقلاب موعود روايات است ، به خودي خود حضور سيد خراساني در جامعه فعلي ايرانيان به اثبات خواهد رسيد زيرا در روايت معتبري كه در ادامه درباره آغاز انقلاب مردم مشرق زمين خواهد آمد ، امام محمد باقر(ع) مي فرمايند :
اگر من اين انقلاب را درك كنم ، حتما خود را براي صاحب اين امر(امام زمان(عج) نگه مي دارم
كه اين مسئله بنا بر اعتقاد برخي از محققين نشان مي دهد كه از آغاز انقلاب موعود تا اتصال آن به ظهور حداكثر به اندازه عمر طبيعي يك انسان فاصله زماني وجود دارد بنابراين اگر ما انقلاب را از سال 42 بدانيم ، در صورت اثبات موعود بودن انقلاب ما ، ثابت مي شود كه سيد خراساني در حال حاضر بايد در ميان حكومت ايرانيان حضور داشته باشد.

ماقبل از اينكه به بررسي انطباق صفات نشانه هاي انقلاب موعود مشرق زمين بر انقلاب اسلامي ايران بپردازيم نگاهي اجمالي بر سير تاريخي انقلاب اسلامي از بدو تشكيل تا كنون خواهيم داشت و بعد از آن به بررسي انطباق خواهيم پرداخت.

انقلاب اسلامی ایران ، تحقق وعده های احادیث عصر ظهور

نگاهي اجمالي به انقلاب اسلامي از بدو تشكيل تا كنون


رسول اکرم (ص) ميفرمايد: « يخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيوَطِّئونَ لِلمَهدي سُلطانَه».(سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ب 34، ح4088؛ کنز العمال، ح 38657؛ الزام الناصب، ج 2، ص 14.)؛ مردمي از شرق قيام ميکنند و زمينه را براي حرکت جهاني مهدي [عج] فراهم ميسازند.

حضرت فاطمه سلام الله علیها کوثر جوشانی ست که خداوند او را به رسول خود عطاکرد . فرزندان این کوثر تابان که امتداد نسل انبیاء بزرگ الهی و از نسل بزرگترین پیام آور الهی ، رسول رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) هستند ، منشا نور و برکت و ایمان و روشنایی بر اهل کره زمین هستند و یقینا انقلاب اسلامی ایران پایگاه  نورانی فرزندان معنوی و نسبی حضرت فاطمه زهرا (س) ست . امروز همه ایرانیان یا خود بنی فاطمه اند یا تربیت یافته ی مکتب الهی و معنوی اهل بیت علیهم سلام . از نظر نسب شناسی و سیرتاریخی، نسلی از فرزندان سادات فاطمی و علوی که به ایران مهاجرت کردند در طول قرنها در این آب و خاک اهورایی ساکن شدند . ایرانیان خداپرست و نیک اندیش به راحتی ، پذیرای حقیقت شیعی دین اسلام شدند و معارف غنی اهل بیت در اندیشه و جانشان رشد کرد .اگرچه تربیت یافتگان مکتب اهل بیت به کشورهای بسیاری سفرکردند و این معارف الهی را نشر دادند اما ایران همچنان به عنوان پایگاه اصلی معارف نورانی اهل بیت باقی ماند و در طول قرنها ،از نظرفکری و معنوی و نسبی ، نسلی فاطمی و علوی درایران رشد یافت .
همزمان دنیا پرستی و الحاد و کفر نیز در غرب رشد یافت . و صهیونیست به عنوان نمادی ازجریان ماده پرستی متولد شد . یکی از ثمرات این تفکرشیطانی ، تلاش برای دستیافتن به منافع مادی بیشتربه هرروش ممکن است.تفکرمادی ، جنگ هاو جنایت های بی شماری را درقرنهای متوالی بر بشریت تحمیل کرد . جنگ جهانی اول و دوم و بمب اتمی برسرمردم هیروشیما نمونه هایی از هزاران دستاورد این نظام کفرآلود و ماده پرست غرب است.
اما به دلیل وجود منابع غنی ثروت درخاورمیانه و خصوصا ایران ، چپاول منابع این بخش از کره زمین ، جزو اهداف اصلی دنیاپرستان قرارگرفت و مقابله با مهمترین عامل بازدارنده برای دست درازی آنها یعنی دینداری مورد توجه جدی قرارگرفت .
و درست از همین جا بود که جنگ میان اهداف مادی گرایانه غرب و اندیشه های الهی مردم ایران آغازشد.

  • مقابله ی تاریخی دو جریان خداپرستی و کفر:

 تفکر مادی و صهیونیست - فرزندارشد بی دینی و مادی گرایی- که جنگ های جهانی اول و دوم (+) ، جنگ ژاپن و کره و .... تجزیه عثمانی و ایجاد نزاع و درکشورهای مسلمان را درکارنامه پلیدخود داشت ،درکشورهای تجزیه شده باکشتار و ارعاب و فریب مهره های خود را حاکم کرد . مصر -انورسادات-، ترکیه - اتاتورک ، عراق صدام، عربستان – آل سعود - ، ایران –خاندان پهلوی -و.... اما ایمان قوی شیعی و علوی سبب شد که مبارزات ملت ایران برای کسب استقلال و حفظ هویت دینی وارد فاز جدیدی شود.
به دلیل محوری بودن نقش دین درمقاومت ملت ها ، دین زدایی هدف صهیونیست قرارگرفت .

درایران دیکتاتور کافر فاسد ، رضاشاه یا همان کافر قزوینی را برای محو دینداری به قدرت رساندند .در عراق دیکتاتور خونریز و سفاک صدام یا همان سفیانی اول به کشتار سنگین شیعیان مامورشد .در ترکیه آتاتورک را به قدرت رساندند تا دین زدایی از مردم مسلمان ترکیه چنان دنبال شود که بعد از گذشت بیش از صدسال ، هنوز حجاب دردانشگاههای ترکیه ممنوع باشد ومدارس دولتی ترکیه هیچ نوع آموزش دینی و قرآنی نداشته باشند و درعربستان آل سعود بعد از موافقت ایجاد اسرائیل درقلب ممالک اسلامی و سکوت دربرابر اشغال فلسطین ، با حمایت لژهای فراماسونری انگلیسی و صهیونیستی به قدرت رسیدند .

همزمان ، ایجاد بدعت و انحراف دینی ،  هدف جریان کفر قرارگرفت .درعربستان وهابیت ، درایران ، بهائیت . بابیت . عرفانهای مخدر بودایی .ترویج اسلام بدون جهاد .تایید روحانیت درونگرا بدون مبارزه و جهاد اجتماعی . روحانیت درباری .ترویج جدایی دین از سیاست. و ...به ایجاد انحراف در خط اصیل دینداری پرداختند .
به دنبال آن ، چهره های اصیل و مردمی مبارزاتی و مذهبی با کشتار ، اعدام .تبعید .زندان و شکنجه. تخریب شخصیت و .....ازمیان برداشته شدند. و به جای آنها نوکران فکری غرب به حکومت رسیدند . نوکرانی گاها با ظواهرکاملا فریبکارانه ی ملی مردم را به انحراف کشاندند و منافع ملت هارا به کام اربابان خود ریختند .مانند مصدق .

قیام سردارجنگل به رهبری میرزاکوچک خان ، قیام دلیران تنگستان به رهبری رئیسعلی دلواری . انقلاب مشروطه درآذربایجان و تهران . ایت الله مدرس. قیام نهضت ملی نفت به رهبری آیت الله کاشانی .قیام فدائیان اسلام به رهبر نواب صفوی .قیام اخوان المسلمین مصر و قیام 1990شیعیان عراق دربرابر صدام و کشتار شیعیان درحرم امام حسین علیه السلام و...نمونه های کوچکی ازتلاش های مردمی اصیل برای مبارزه و غلبه بر جریان زرو زور و تزویر غرب و دست نشانده های آنان است . تلاش برای کسب استقلال و آزادی و بدست گرفتن سرنوشت خود و ایستادگی ملتها دربرابر هجوم تفکرالحادی غرب.همه این قیامها و انقلابهای بزرگ و کوچک با تبعید و اعدام و خفقان و زندان  و شکنجه و قتل و کشتار و انفجار ، به ظاهر سرکوب شد .


اما رنج های ناشی ازین مجاهدت ها و شهادت ها و تبعیدها و رشادتها ، در دل نسلی بزرگ و قهرمان باقی ماند تا مردی از سلاله حضرت زهرا (س) بپاخیزد و باآموزه های  مکتب امام حسین ع  و تحت ولایت امام زمان عج ، ناگهان درقرن بیستم معجزه ای بزرگ را در تاریخ بشر رقم بزند. معجزه ای که امام خمینی ره ، به حق ، آن را انفجار نور نامید .

  • آغاز بزرگترین انقلاب قرن با روح عاشورایی و ولایی:

انقلاب ما ریشه در آموزه های معرفتی عمیق توحیدی  و  قیام سرخ امام حسین ع دارد و حلقه واسطه ای ست ميان مكتب عاشورا و عصر ظهور .اما کلید رمزگشا و  سر بزرگ پیروزی و شکست ناپذیری  این انقلاب چیست؟

1- نقش عاشورا و عزاداری بر امام حسین (ع) برشکل گیری  و پیروزی انقلاب :محرم سال 42 ، نقطه آغاز ایستادگی علنی امام خمینی ره دربرابر رژیم شاه است. چند ماه قبل از محرم (1383 خرداد 42) طرح انقلاب سفید در رفراندومی نمایشی به تصویب رسید. نوروز سال 1342امام خمینی ره ،به عنوان مرجع تقلید مسلم شیعیان ، اعلام عزای عمومی کرد. در 2 فروردین 1342عوامل رژیم با هجومی وحشیانه به مدرسه فیضیه در قم و مدرسه طالبیه در تبریز تعدادی از طلاب را مورد ضرب و جرح قرار داده ، مدارس دینی را به ویرانه تبدیل کردند. حوزه علمیه قم پس از فاجعه فیضیه به مدت چهل روز تعطیل شد.در اين برهه حساس امام خمینی (ره) طی سخنانی به مناسبت شروع دروس حوزوی ، شاه ، عوامل رژیم پهلوی ، اسرائیل و آمریکا را مورد حمله قرار داد و از علما و مردم خواست که در مقابل مظالم رژیم پهلوی ساکت ننشینند.

امام خمینی(ره) طی مصاحبه ای با روزنامه فاینشنال تایمز،در ماه محرم:

سوال : برنامه شما، نظر و رهنمودتان برای طرفدارانتان در ماه محرم چیست؟ جواب: من در مورد محرم به دوستانم دستور داده ام و به آنان گفته ام که مجالس را هر چه بیشتر باید برپا نمایند و مراسم این ماه را بدون اجازه از دولت انجام دهند و اگر دولت جلوگیری کرد در خیابانها و کوچه ها و خارج تکایا مسائل روز را بگویند و نهضت را ادامه دهند.
امام (ره) همچنین در مصاحبه با رادیو لوکزامبورگ در ماه محرم:

سوال: حضرت آیت الله! چرا محرم از نظر این مبارزات این قدر مهم است؟ و آیا تصور می فرمایید که در طی محرم ، این مبارزه علیه شاه به نهایت خودش برسد؟ جواب امام : "محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ همیشه حق بر باطل پیروز شده است. امسال در ماه محرم ، نهضت حق در مقابل باطل تقویت می شود. من امیدوارم که نهضت اسلامی ایران در این ماه محرم مراحل آخر خود را طی کند."

پیش بینی شگفت انگیز امام در آبان سال 56 مبنی بر اینکه رژیم شاه مراحل آخرحیات خود را طی می کند ، درحالی صورت گرفت که از نظرآمریکا با وجود 20 هزار مستشار آمریکایی و سنگین ترین حجم اسلحه و مهمات ، ایران "جزیره ثبات" نامیده شده بود (منبع ) !

حضور میلیونی مردم در تظاهرات تاسوعا و عاشورای سال 1357 که در حکم رفراندومی علیه نظام شاهنشاهی بود پایه های رژیم شاه را کاملا_ متزلزل کرد.  در روز عاشورا عده ای از نظامیان شاغل در گارد جاویدان که تکیه گاه رژیم در سرکوب نیروهای مردمی بود، تعدادی از افسران گارد را در نهارخوری پادگان لویزان به گلوله بستند. بدین ترتیب رژیم شاه دیگر از درون ارتش نیز احساس امنیت نمی کرد. سیل خروشان مردم در روز تاسوعا و عاشورای 1357 ضربه سختی بر پیکر رژیم شاهنشاهی وارد آورد و آنها را از فکر مقابله با این حرکت عظیم در روزهای مقدس تاسوعا و عاشورا خارج ساخت. برخورد خونین رژیم با مردم پس از عاشورا همچنان ادامه پیدا کرد.
سی و شش روز پس از تظاهرات عظیم عاشورا شاه از کشور گریخت و بیست و شش روز بعد در 22 بهمن 1357 رژیم شاهنشاهی در میان ناباوری ناظران به کلی مضمحل شد. و  جهانیان تاثیر شگرف نهضت امام حسین ع و شکل گیری جریان صالح الهی درمقابله با ظلم شدند .
سوال این جاست که چه عاملی سبب ایجاد روح اتحاد و ایستادگی دریک ملت شد ؟ آیا سر پیروزی این انقلاب ، حاصل عاشورایی شدن یک ملت از درون بود ؟ آیا می توان گفت ،سر دیگر این پیروزی  وجود رهبری بزرگ الهی بود که به نیابت از امام زمان عج قلب ها راهدایت می کرد ؟

2- نقش محبت ولی فقیه و فرمانبرداری از او در پیروزی و شکست ناپذیری انقلاب :بی شک مهمترین و کلیدی ترین رمز پیروزی و شکست ناپذیری انقلاب ، محبت و اطاعت از ولی فقیه به عنوان نماینده امام زمان عج بوده است .انقلاب ایران پیش از آنکه یک حادثه تاریخی یا بین المللی باشد، یک تحول بزرگ درونی بود .آیا این تحول بزرگ درونی در تمامی آحاد یک ملت ،که سبب محبت عمیق به ولی فقیه بود ، بدون لطف و نظر خاص امام زمان عج امکان پذیر بود ؟ چگونه ملت ایران به حدی از رشد و بلوغ دینی رسید که علی رغم موج سنگین هجمه های ظالمان ، توانست قلب خود را  با ولی فقیه همگام کند و با این فرمانبرداری و اتحاد خود حول محور  ولی و مصلح بزرگ دینی خود ، پیروزی درخشانی را برای خود رقم بزند ؟

امام خمینی ره تحول ملت ایران را تحولی الهی می دانست و می فرمود : "این یک امر غیر عادی است که حاصل شده" و "از ‏اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است". او میفرمود "جنود غیبی همانطور که در صدر ‏اسلام بود همان تاییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست" و "بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمی ‏توانیم بکنیم".

چرا امام خمینی ره ، همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب ذکر می کرد و می فرمود انشالله این انقلاب را به حضرتش تحویل بدهیم ؟ چرا امام پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می نامید و انقلاب  را مقدمه انقلاب ‏جهانی ایشان می دانست.‏
به این فرمایش امام خمینی ره دقت کنیم :"دست عنايت خداي تبارك و تعالي به سر اين ملت كشيده شده است و ايمان آنها را تقويت فرموده است كه يكي از علائم ظهور بقيه الله اروحنا فداه است."

  • مجاهدت های بزرگ یک ملت الهی  . چگونه و چرا؟

پیروزی این انقلاب آسان بدست نیامد . ملت ایران ، برای به ثمرنشاندن این انقلاب ،بار سختی ها و رنج های بسیاری را  بردوش کشید . اما این انقلاب چه ویژگیی داشت که  به ثمر نشستن آن مستلزم مجاهدت هایی به این عظمت بوده است ؟ کافی ست نگاهی به سختی هایی که یک ملت خداپرست دراین راه متحمل شد بیندازیم و به روح ایمان و عظمت یک ملت بیندیشیم که چگونه درجریان تحمل این سختی ها ، آرام  آرام رشد کرد.

از همان آغاز ، طلبه های جوان مدرسه فیضیه در محرم سال 42 که جزو پاکترین و روحانی ترین اقشار جامعه ایمانی بودند ، چرا به شهادت رسیدند؟ هدف شاه از کشتار این پاکان و خوبان چه بود ؟آیا تحمل رنج سالها زندگی مخفیانه و بدون امنیت و آسایش مانندشهید اندرزگو  کار آسانی بود ؟تحمل رنج تبعید و دوری از وطن و زندگی در سخت ترین شرایط آب و هوایی با کمترین امکانات  و حداقل شرایط زندگی ، مانند ایت الله خامنه ای ، چگونه بدون پشتوانه ی قوی معنوی وروحی امکان داشت ؟

تحمل مدتهای طولانی رنج جدایی از خانواده در حبس و در سلولهای انفرادی بدون انگیزه و ایمان قوی چگونه ممکن بود ؟ این انگیزه قوی چه بود؟

تحمل شکنجه های جلادان ساواک . به عنوان نمونه آیت الله غفاری که تمامی استخوانهایش در زیر شکنجه خورد شد .  ایت الله سعیدی که پایش را با مته سوراخ کردند. خانم دباغ که با سیگار بدن او را می سوزاندند و دختر نوجوانش را جلوی چشمان مادرش شکنجه می کردند و او صدای ناله و استغاثه دخترش را می شنید.چه تعدادی انسان پاک و بی گناه به جرم حق خواهی در زیر شکنجه های ساواک جان دادند و بدنشان به دریاچه های نمک ریخته شد ؟ شهدای 17 شهریور  که درمیان کوچه و خیابان زن و مرد و کودک و جوان از زمین و هوا مورد هجوم مزدوران شاه قرارگرفتند .مادرانی که حتی جنازه های فرزندانشان را نمی دیدند و از قبرآنان نشانی نمی یافتند . همسرانی که سالهای سال با رنج تنهایی و فقر و بیماری دست به گریبان بودند به جرم آزادگی و عظمت روح همسرانشان!

بعداز پیروزی انقلاب نیز با شروع جنگ تحمیلی موج سنگین مجاهدت های ملت ایران وارد فاز جدیدی شد. صدها هزارشهید  جنگ تحمیلی . که هریک نمونه ای پاکیزگی و ایمان و تقوا و نجابت بودند. ده ها هزار جانباز و شیمیایی و قطع نخاعی و بدون چشم و دست و پا و سالها زخم بستر تحمل کرده و رنج های طاقت فرسای خانواده های آن در تحمل این شرایط سخت برای چه هدف و آرمان بزرگی بوده است ؟

سردار شهید حاج اکبر آقا بابایی(شهادت: شهریور 1375): «عزیزانم بدانید که دفاع از ولایت فقیه و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، دفاع از حضرت علی (علیه¬السلام) و فرزندان اوست. و این محقق نمی شود جز با تلاش صادقانه در اجرای اوامر به حق ایشان.»

همه این رنج ها ، مجاهدتها و شهادت ها و بزرگی ها چرا به این نسل غیور و آزاده و مومن تحمیل می شد ؟ چگونه توسط این ملت تحمل می شد ؟با کدام نیروی آهنین ایمان ؟ برای کدام هدف بزرگ ؟ آیا چیزی بجز روح ایمان و اسلام که برگرفته از فرهنگ غنی معنویت و جهاد حسینی بود می توانست سبب چنین حرکت عظیم الهی شود ؟  آیا نوید این تحول درونی و این حرکت عظیم الهی سالها قبل با فرو ریختن کنگره های کاخ کسری به جهان داده نشده بود ؟ آیا همان گونه که امام خمینی ره می فرمایند ، فرو ریختن چهارده کنگره از کاخ کسری هنگام تولد رسول خداص نوید بخش وقوع یک انقلاب بزرگ و تشکیل یک حکومت الهی در قرن چهاردهم هجری در خطه  ایران زمین نبوده است ؟ آیا در وصیت نامه تمام شهدای این انقلاب  از  اسلام . ولایت فقیه نام برده نشده است ؟ هدف شهدا چه بوده است ؟ و مطالبه امروز آنها ازما چیست ؟

اما پاسخ همه این سوالات درکلام بزرگ مجاهدی که تمامی مجاهدت های یک ملت بزرگ را از تبعید و زندان و شکنجه و شرکت درخط مقدم جبهه ها و جانبازی و ....را درکارنامه درخشان خود یکجا ثبت کرده است :

« انقلاب ما در راه آن هدفي كه امام زمان(عج) براي تأمين آن هدف مبعوث ميشود و ظاهر ميشود، يك مقدمه لازم ويك گام بزرگ بوده است. ما اگر اين گام بزرگ را بر نميداشتيم يقينا ظهور ولي عصر(عج) به عقب ميافتاد. شما مردم ايران و شما مادران شهيد داده و پدران داغدار و افرادي كه در طول اين مبارزه زحمت كشيديد، بدانيد و شما اي امام بزرگوار امت بدانيدكه بهتر از ما مي دانيد شما موجب پيشرفت حركت انسانيت به سوي سرمنزل تاريخ و موجب تسريع در ظهور ولي عصر(صلوات الله عليه) شديد. شما يك قدم اين بار را به منزل نزديكتر كرديد.» ایت الله خامنه ای حفظه الله ، 9/4/1359

  • اثرات شگرف انقلاب اسلامی بر جهان اسلام و کفر
  • و حقیقت وعده داده در روایات:

حقیقت بزرگ این است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد کسانی که از دریچه مکتب اهل بیت به دین اسلام گرویده‌اند به‌طور چشمگیری افزایش یافته است، درحالی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی صرفاً در اثر آشنایی و برخورد تصادفی با ایرانی‌ها و یا شیعیان تحت‌تاثیر قرار می‌گرفتند.تاثیر انقلاب بر مسلمانان جهان رامی توان دراین سرفصل ها ارزیابی کرد.

  • ـ انتقال ایران از حاشیه به مرکز ثقل جهان اسلام؛
  • - طرح مجدد اسلام به عنوان مجموعه كاملي از شيوه زندگي و  و درک این حقیقت که مدل غربي جدايي دين از سياست موجب همه مشكلات و نابساماني‌ها‌ي اجتماعي، اقتصادي، نظامي و سياسي جوامع اسلامي بوده است؛
  • ـ گرایش محققان و کارشناسان و اسلام‌شناسان به شناخت بیشتر تشیع؛
  • ـ گرایش غیرمسلمانان به مکتب تشیع و ایجاد موج گرایش به معنویت شیعی؛ ودرک این حقیقت که اسلام شیعه ، راه حل رفع مشکلات فردی و اجتماعی بشریت است.

  • ـ ایجاد روحیه انقلابی و شهادت طلبانه و تشکیل جبهه های مقاومت؛در تقابل با استکبار جهانی و نظام صهیونیستی حاکم برجهان؛ به عنوان نمونه ی درخشان و بارز این جریان مقاومت حزب الله لبنان است که  کاخ عظیم شکست ناپذیری اسرائیل را بعد از 60 سال تجاوز و سفاکی ، فروریخت و شکست مفتضحانه جنگ 33 روزه لبنان ، روح تازه ای درکالبد ملت های مظلوم دمید .و زمینه ساز تقویت مقاومت مردمی حماس و شکست اسرائیل دربرابرمردم غزه درجنایات 22 روزه  شد.مرتبط :(تاثیرانقلاب اسلامی ایران بر جنبش های سیاسی معاصر)
  • ـ پیدایش امواجی از اسلام سیاسی و پویا در میان شیعیان؛ که خواهان بخش یا تمامی قدرت و حکومت هستند.
  • توجه به وجود رهبری معنوی و دینی و الهی ؛ و درک اهمیت نقش این محور کلیدی درپیروزی های بزرگ .تا آنجا که امروز ولی فقیه ما ، رهبری عزیز به عنوان محوراتحاد مبارزان جهان شناخته شده اند. چرا امروز انقلاب ایران و رهبری آن ، درمیان انسانهای آزاده از آمریکا و آفریقا گرفته تا آسیا و حتی اروپا انقلاب  محبوب است ؟


آیامحبوبیت انقلاب ایران و رهبر آن ، مقدمه ای برای برپایی حکومت مردمی و صالح  امام زمان عج در جهان نیست ؟

آنچه دراین جا می خوانید نمونه هایی بسیار کوچک از تاثیرات انقلاب در بیان دوست و دشمن است :

فیدل کاسترو رهبر  کوبا: «پس از فروپاشی شوروی سابق به صحّت توصیه‌های آیت اللّه خمینی به گورباچف پی بردم و معتقدم مدل قرآنی رهبر فقید ایران باید به جای مدلهای غربی در دستور کار برنامه‌های جهانی قرار گیرد.... آنچه در ایران رخ داده است یک انقلاب واقعی و مردمی بود. این انقلاب دارای نیروی عظیمی نیز هست و لازم است که ما همبستگی و حمایت خود را با آن اعلام کنیم»
نلسون ماندلا رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی: «امام خمینی نه تنها رهبری بزرگ برای ایران بود، بلکه رهبری برای تمامی نهضتهای آزادیبخش جهان به شمار می‌رفت

شهید دکتر فتحی شقاقی
شهید دکتر فتحی شقاقی، دبیر کل پیشین جنبش جهاد اسلامی فلسطین: «دنیا باید بداند که بازتاب شعارهای امام خمینی رحمه الله در فلسطین، در هیچ جای دیگر دنیا نظیری نداشت. دلیل آن این است که همان گونه که امام راحل به زندگی ایرانی ها معنا بخشید، به زندگی ما در فلسطین نیز چنین مفهومی بخشید. پیش از او، ما در یک حالت یأس و ناامیدی به سر می بردیم و معتقد بودیم که نمی توان این دشمن مستکبر را شکست داد و رژیم صهیونیستی را از بین برد. امام با به دست آوردن پیروزی، امید را در ما زنده کرد . امروز نیز به رهبری آیت اللّه خامنه ای، علی رغم تمامی مشکلات و محاصره های موجود، در همان مسیرحرکت می کند.».(منبع :معجزه قرن بیستم)

شهید عارف حسین حسینی ، از رهبران شیعه پاکستان : «انقلاب اسلامی ایران، در مردم مستضعف پاکستانی اثر خوبی بر جای گذاشته، به طوری که مردم مسلمان این کشور را از درون منقلب نموده است. هم اکنون جوانان ما از اهل علم تقاضا دارند، همان چیزی که علما و روحانیون ایران به جوان های خود آموخته و این انقلاب عظیم و آسمانی را به وجود آورده اند، به آنان بیاموزند».

برونوکراسیکی، صدر اعظم سابق اتریش
«من از شخصیت های مذهبی و دینی نیستم، ولی می توانم این مسأله را بگویم که انقلابی که در ایران رخداده است، موجب علاقه بیش تر به اسلام در خارج از جهان اسلام شده است و روشن فکران دنیا، به دلیل علاقه ای که به اسلام پیدا کرده اند، توجه خود را به انقلاب اسلامی معطوف داشته اند. می توان گفت این انقلاب در خارج از جهان اسلام، نفوذ فراوانی کرده است».

ژولیوس نایرره رئیس جمهور تانزانیا: «انقلاب ایران معادلات جهانی را بر هم زده است ... انقلاب اسلامی ایران از مردمی‌ترین و اصیل‌ترین انقلابهای جهان است. ما برای این انقلاب احترام و ارزش فراوانی قائل هستیم. ایران، هم نیرومند است و هم غیر‌متعهدترین کشور جهان است.»

ماروين زونيس " (Marvin Zonis) – مدير موسسه مطالعات خاورميانه دانشگاه شيكاگو : «پيام ايران به عقيده‌ي من، تكان‌دهنده‌ترين ايدئولوژي سياسي قرن بيستم، از زمان انقلاب بلشويك است. و اگر بپذيريم كه بلشويسم، بازمانده قرن نوزدهم است، آن وقت گمان مي‌كنم كه تنها يك انقلاب خوب در قرن بيستم داشته‌ايم، و آن، همين انقلاب است؛ اين پيام قدرتمند، در طي مدت‌هاي مديد با ما خواهد بود، صرف‌نظر از هر اتفاقي كه بر سر آيت الله خميني بيايد.» (منبع)

حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه : «انقلاب اسلامی ایران برای تمام منطقه یک پیروزی است. اکنون در ایران رژیمی انقلابی ـ اسلامی با شعار نه شرقی ـ نه غربی سر کار است که توانسته کلیه امور سیاسی، نظامی و استراتژیک را در منطقه از اساس واژگون سازد. انقلاب اسلامی ایران، روابط خارجی خود را با امپریالیست ها قطع کرده و پایگاه های نظامی بیگانگان را از میان برداشته و راه سرافرازی در پیش گرفته است. رژیم اشغالگر قدس آن چنان از انقلاب اسلامی به وحشت افتاد که بارها از ارباب خود آمریکا گله کرد که چرا نمی تواند جلو تأثیرانقلاب اسلامی ایران را که منجر به پیروزی فلسطین خواهد شد، بگیرد».

رادیو لندن: «او (امام خمینی) انقلابی را رهبری کرد که جهان را لرزاند.»

عبدالحمید اجل سفیر الجزایر در ایران: «الجزایر به انقلاب ایران مباهات می‌کند.»

خبرگزاری آسوشیتد پرس مورخ 14/3/1368: «آیت اللّه خمینی یک شاه را سرنگون کرد، یک ابرقدرت را مبهوت نمود و با پیام وحدت و قدرت اسلامی خود، جهان را تکان داد.»

احمد بن بلا، از رهبران انقلاب الجزایر و نخستین رئیس جمهور این کشور
: «انقلاب ایران، قبل از هر چیز یک انقلاب فرهنگی است. به طور کلی مخالفت با انقلاب اسلامی، در غرب طرح ریزی می شود و این مخالفت را، سرمایه داران رهبری می کنند. انقلاب اسلامی ایران در قلب ها جای دارد، به ویژه در قلب جوانان الجزایر، تونس، مغرب، سوریه و.... آن چه برای من درمورد انقلاب ایران مهم است، این است که برای نخستین بار، انقلابی با طرح فرهنگی تولّد یافته است. ما باور داریم که انقلاب ایران بر مبنای اسلام انجام گرفته است. مابه ارزش معنوی و حقانیت این انقلاب اعتقاد داریم. بی جهت نیست که این انقلاب، وحشتی در دل دولت هایی که نفت ما را می بردند، ایجاد کرده است».

روژه گارودی، اندیشمند فرانسوی : «انقلاب اسلامی دارای معنای جدیدی بود كه نه تنها حكومت سیاسی، اجتماعی و استعماری را سرنگون كرد، بلكه مهمتر از این تمدن و جهان بینی خاصی را كه در مقابل دین علم شده بود، واژگون ساخت.»

حبیب شطی، دبیرکل سابق سازمان کنفرانس اسلامی : «انقلاب ایران به همه نشان داد که اسلام چه قدر قدرت مند است و این که ایمان می تواند به مسلمانان کمک کند تا به حکومت دل خواه خود برسند. ما می خواهیم جامعه جدیدی بر مبنای اصول اسلامی بسازیم و امیدواریم انقلاب اسلامی ایران مدل و الگوی ما قرار بگیرد».

ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا: «به دلیل اهمیّت استراتژیک ایران و نفوذ این کشور در جهان اسلام است که ما در صدد کاوش برای یک رابطه بهتر بین کشورهای خود برآمدیم ...انقلاب ایران یک واقعیت تاریخی است.» (لینک منبع )

مشاور امنیت ملی ریگان: «انقلاب اسلامی یک حقیقت تاریخی است و باید یک ایران مستقل و از نظر اقتصادی و نظامی با ثبات را باور داشت.»(لینک منبع )

گورباچف رهبر پیشین شوروی سابق: «آیت اللّه خمینی توانست اثری بزرگ در تاریخ نوین جهان بگذارد.»(لینک منبع )

روزنامه ایندیپندنت چاپ لندن مورخ 15/3/1368: «بندرت اتفاق می‌افتد که یک مرد به تنهایی بتواند مسیر تاریخ را عوض کند، اما این درست همان کاری بود که آیت آللّه خمینی از عهدۀ آن برآمد.»

ميشل فوکو " جامعه شناس فرانسوي: " محور و قطب اصلي انقلاب اسلامي ايران ، معنويت گرايي است . اين انقلاب به جاي آنکه بازگشت به ارزشهاي کهن باشد ، درصدد ارائه تعريف جديدي از عقلانيت است . عقلانيتي که در آن معنويت ، جايگاه ويژه اي دارد . اين ويژگي ، انقلاب اسلامي را از ساير انقلابها متمايز کرد و آن را به الگويي جديد تبديل نمود . "

" راينهاردلو " ، مدير انستيتوت پژوهشهاي فلسفي در هانوور آلمان ، در کتابي که خلاصه مباحث 30 تن از متخصصان ، عالمان و فيلسوفان در سمينار " اسلام و مسيحيت در اروپا " را دربر دارد : « نقش اسلام در بيست سال اخير قرن ما ، يک جهش و پيشرفت مهم و درعين حال ، شگفت آفرين پيدا کرده است . با توجه به اثرگذاري انقلاب اسلامي در احياي تفکر ديني ، به مسيحيان توصيه مي کنیم که اسلام را بهتر بشناسند و با مسلمانان باب گفتگو را باز كنند ."(منبع )

امام جمعه رتردامِ هلند حاج شیخ اسرافیل دمتریكین :"عزت مسلمانان و مستضعفان جهان ، در گرو وجود انقلاب اسلامی ایران بوده و هست و قبل از این انقلاب ، در خارج از كشور حتی از بیان اعتقادات خود بیمناك بودیم . به بركت این انقلاب كه باعث دلگرمی و حمایت از شیعیان مظلوم جهان شده ، توانستیم الگوی مناسبی را به جهانیان ارائه و در دنیای غرب به فعالیت‌های دینی و مذهبی مشغول باشیم . "(منبع)

دانيل پايپز " Daniel paipes يکي از فعالان انجمن سياست خارجي ايالات متحده امريکا: " بايد بپذيريم که پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي ما امريکايي ها ضروري است که زمينه اي جهت مطالعه و تحقيق پيرامون مذهب فراهم آوريم . "

دانیل پایپس، رئیس انستیتو پژوهش های سیاست خارجی آمریکا: «آمریکا نخواهد توانست با مسلمانان سازش کند. ماچند سال پیش حساسیت خاصی نسبت به اسلام نداشتیم، اما امروز این گونه نیست. امروز مسلمانان به انقلاب اسلامی نظر دارند و از آن الگوبرداری می کنند. اگر این تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان کشورهای دیگر بیش تر خواهد شد و این برای ما قابل تحمل نیست».(منبع :معجزه قرن بیستم)

اما آنچه دوست و دشمن به آن معترفند ، عظمت و بزرگی و اثرگذاری این انقلاب است . آیا عظمت این انقلاب خود دلیل روشنی براین حقیقت نیست که انقلاب اسلامی ایران همان انقلاب وعده داده ی شده ی مردم مشرق زمین است؟ همان انقلابی که به ظهور امام زمان عج ختم خواهد شد؟ همان انقلابی که  پرچم آن توسط سیدخراسانی به امام زمان عج سپرده خواهد شد؟

  • دشمنی های استکبار با انقلاب اسلامی
  • احساس خطر مستکبران درعرصه ی جهانی :

انقلاب نورانی ملت ایران ، ازهمان آغاز شکل گیری  ، مورد دشمنی ظالمان و مستکبران بوده است. اما علت این همه دشمنی چیست ؟ آیا جزاین است که ملت ایران اهداف انبیاء الهی را دنبال می کند؟ همان اهدافی که مورد نظر حکومت امام زمان عج است ؟ یعنی خداپرستی به جای پرستش طاغوت(یعبدک لایشرک بک شیئا). اجرای حق  (حتی لا یستخفی بشئ من الحق مخافه احد من الخلق) عزت اسلام و مسلمین (تعزبها الاسلام و اهله )عدالت و قسط به جای ظلم و فسق (الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ ). و  این همان ها دقیقا چیزی ست که ظالمان را رو در روی دولت امام زمان عج قرارمی دهد  . و دراین جاست که با استقامت یک ملت دقیقا شاهد تحقق وعده های الهی و خوارشدن دشمنان بوده ایم (قاصِمِ الْجَبّارینَ، مُبیرِ الظّالِمینَ، مُدْرِکِ الْهارِبینَ، نَکالِّ الظّالِمینَ، ). آنها بیش ازهمه دریافتند که موفقیت اجرایی حکومتی که براساس چنین دیدگاهی بنانهاده شده ، مهرپایانی بر تمامی شیوه ها و روش های حکومت داری آنهاست و این جرقه ای ست که می تواند تمام کشورهای جهان را روشن کند و دنیا را به سمت برپایی چنین حکومتی درعرصه جهانی بکشاند . بنابراین دریافتند خطر از دست دادن فرمانروایی برجهان ، بزرگترین خطری ست که بقای آنها را تهدید می کرد. پس با سخت ترین و بیشترین و هوشمندانه ترین وسایل و امکانات و علوم انسانی به مقابله پرداختند تا این نور الهی را خاموش کنند . غافل از اینکه یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم .والله متم نوره و لو کره الکافرون .امابرای آنکه ببینیم مستکبران چگونه هرآنچه توانستند انجام دادند اما نتوانستند بر نور الهی این انقلاب غلبه کنند ، این دشمنی ها را در دو گروه  دشمنی های سخت و نرم خلاصه می کنیم. گرچه تشریح جزئیات جنایات و فریبکاری هایی که انجام دادند ، شرح یک تاریخ مظلومیت و رشادت ملت ایران است.

دشمنی های سخت :

1- حمله نظامی مستقیم آمریکا : تجاوز نظامی آمریکا با ایران هفت هلی کوپترجنگی در صحرای طبس . زدن سکوی سلمان در آبهای جنوب ایران توسط آمریکا در روزهای پایانی جنگ.زدن هواپیمای مسافری ایران در آبهای خلیج فارس و مدال گرفتن فرمانده آن ازدست رئیس جمهورآمریکا.

1- جنگ تحمیلی : امروز کسی نیست که نداند تمامی کشورهای بلوک شرق و غرب با تمامی قدرت نظامی و اطلاعاتی و تسلیحاتی و رسانه ای و مالی به مزدورمنطقه ای خود کمک کردند ، تا با ورود به ایران و ترتیب دادن یک قتل عام بزرگ ، انقلاب ملت ایران را در همان آغاز نابودکنند .اما رویایی سردارقادسیه در فتح سه روزه تهران، با غیرت دلیرمردان ایران به گور رفت .  این دلاوری ها صدها هزار شهید و جانباز برجای گذاشت و خسارت های ناشی ازجنایات غربی ها مانند بمب های میکروبی و شیمیایی هنوز نیز از ملت ایران ، قربانی می گیرد. هرچند خون شهدا ، سبب بیداری بیشتر ملت ایران شد اما براستی چه تعداد از یاران مخلص امام زمان عج را از ملت ایران گرفت ؟

به جرم کدام هدف بزرگ؟

2- ترور ها: ترور بزرگان اثرگذاری مانند شهیدبهشتی و هفتاد دو تن از یاران وفادار انقلاب در دفترحزب مانند شهید دیالمه و عباسپور و قندی .... . شهید مطهری .شهید آیت .شهیدمفتح . شهیدان رجایی و باهنر. شهید لاجوردی . قدوسی . هاشمی نژاد .شهدای محراب . ایت الله دستغیب . صدوقی . مدنی و صدها انسان مخلص و بسیجی و سپاهی که دلداده این انقلاب بودند.

3- تحریم ها :اعمال تحریم های همه جانبه ی . درخرید ابزار و امکانات و بستن در های انتقال دانش و علم برای عقب نگه داشتن ایران . گذشته از ایجاد محرومیت شاید هریک قطعه ای که تحریم می شد جان یک ایرانی بیمار را می گرفت.

4- مهره گذاری :جایگزینی مهره های سرسپرده ای مانند بنی صدر و موسوی در بدنه نظام با ابزار تبلیغات ، برای شکستن استقامت ، ضربه زدن به منافع ملی و کشتارملت ایران .خیانت های زیربنایی این مهره ها از ضربه های جنگ نیز سخت تربود  .نوشاندن جام زهر به امام و به شهادت رساندن  مخلصین ترین یاران امام زمان عج در عملیاتی مانند کربلای پنج  با لو دادن اطلاعات به دشمن ، بخش بسیارکوچکی ازین جنایات است . تلاش برای تجزیه ایران از طریق کمک اطلاعاتی و مالی به گروه های معاند .  ضربه زدن به کشاورزی برای وابسته کردن ایران از نظر غذایی به خارج ، دولتی کردن اقتصاد برای توقف رشد اقتصادی ملت ایران . افزایش هزینه و تخریب پایتخت برای قفل کردن کارها (+). ویرانی شهرها و روستاها با نرساندن امکانات و بودجه به آنها . کشتارجاده ای از طریق تولید انبوه خودرو و ناامنی راهها و بستن قراردادهای سنگین ترانزیت کالا و رهاشدن میلیونها کامیون خارجی درجاده های ایران که امار کشته های جاده ای را از آمار شهدای جنگ نیز فراتربرد !!!! تهاجم فرهنگی بوسیله چاپ صدها هزارکتاب و مجله و روزنامه برای تهی کردن هویت دینی ملت ایران در درون و سلب اعتماد نسل های بعدی به خوبان و پاکان نظام .ازهم پاشیدن کارخانه های داخلی با انواع و اقسام روشهای قانون گذاری توسط مهرهای نادان یا خائن مستقردرمجلس و سه دولت اول.توقف تولید و وابسته کردن ایران به خارج با سیاست گذاری های اشتباه مهره های داخلی مثلا با کمک واردات سنگین.تلاش برای هضم ایران دراقتصادجهانی برای له شدن اقتصادی ایران.(بحرانی که امروز دامن گیرکشورهای اروپایی ست) . همه ی این ها بخش کوچکی از عملکرد مهره های خائن داخلی ست.

5- بلوکه کردن اموال و دارایی های ایران نزد بانکهای خارجی: تنها دریکی ازین دشمنی ها 11 میلیارد دلار از اموال ملت ایران نزد بانکهای خارجی توسط موسوی خیانت کارو تیمش بلوکه شد .(دراین باره بخوانید : آن روی سکه تدارکاتچی های مجسمه ی آزادی )

و در حوزه جنگ نرم شاهد پیگیری این برنامه ها و دشمنی ها از طریق ابزارهای رسانه ای بوده ایم :

1- مرعوب كردن مسئولين، شخصيتهاي سياسي و نخبگان كشور
2- تضعيف اراده عمومي مردم. از راه ایجاد ترس و ناامنی ذهنی.
3- تغيير درك صحيح مردم از واقعيت هاي موجود جامعه. با دادن اطلاعات غلط و کانالیزه شده به مردم . که نمونه اثرات تخریبی این روش را برمنافع ملی و روحیه ملت ایران ، در فتنه 88 دیدیم .
4- سلب اعتماد ملت از مسئولين كشور. هجمه شخصیتی و عملکردی به خدمتگزارانی مانند دکتراحمدی نژاد .سانسورحقیقت و بالا بردن خائنانی مانند خاتمی.
5- ترويج انواع  شايعات برای شکستن قدرت ایستادگی ملت . ازجمله بزرگنمایی اثرات تحريم و فشار اقتصادي بر كشور. سیاه نمایی عملکرد دولتها. نادیده گرفتن موفقیت های ملت ایران و تحقیربزرگی های او.
6- تلاش برای تغییرهویت دینی -جهادی نسل جوان. با فشار رسانه ای . تعلیمات ناصحیح مذهبی درمدارس و دانشگاهها.ترویج شیوه های انحرافی دینداری و معنویت بدون سیاست و نادیده گرفتن شهدا و بزرگان عرصه جهاد دررسانه ها حتی سیمای ملی درسالهای سیاه خاتمی.....
7- عوض كردن جاي متهم و مدعي با ابزار تبليغاتي و رسانه اي.
8- ترساندن ملت هاي منطقه از ملت ايران و انقلاب اسلامي.
9- دامن زدن به اختلافات مذهبي، قومي، جناحي، سياسي و رقابت هاي صنفي

اما همه این دشمنی ها که برای شرح جزئیات برنامه های آن صدها کتاب نیازاست ، هیچ کدام نتوانست بر موج حرکت این انقلاب الهی فائق آید . آیا به راستی این معجزه نیست که نظامی با چنین حجم سنگین دشمنی از سوی همه کشورهای قدرتمند جهان که دارای بالای ترین پتانسیل هوش و قدرت علمی و امکانات مادی بودند نتوانسته بر حرکت انقلاب و نظام فائق آید ؟

اگر جمهوری اسلامی ایران ازجانب خداوند یاری نمی شد چگونه دربرابر این همه دشمنی سنگین کمر راست می کرد ؟ آیا باقیماندن این نظام با این همه دشمنی خود دلیل روشنی بر حمایت ها و هدایتهای الهی این انقلاب از سوی خلیفه خدا در زمین نیست ؟ و آیا نظر ویژه حضرت ولی عصر براین انقلاب براین نیست که این انقلاب مقدمه ای بر انقلاب جهانی ست . و سوال اخر اینکه  امروز چنین انقلابی چه کسی ست ؟ آیا کسی بجز یک مرد الهی و بزرگ می تواند رهبری چنین انقلابی را عهده دارباشد؟ کسی که ائمه اطهار  با دهها روایت سیدخراسانی از او تمجیدکرده و او را تایید کرده اند ؟

 

قم در قيام/تظاهرات 50 هزارنفري مردم قم در اعتراض به مقاله اهانت آميز نسبت به امام‌خميني (ره)

بشارت ائمه اطهار به حركت بزرگ شيعيان ايران و انقلاب مقدمه ساز ظهور

- ابو خالد كابلى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:
-  گوئى مى‏بينم كه قومى در مشرق خروج كرده‏اند و خواستار حقّ‏اند ولى به ايشان داده نمى‏شود، باز خواستار آن مى‏شوند و به آنان داده نمى‏شود، پس چون چنين مى‏بينند شمشيرهاى خود را بر گردن خويش مى‏افكنند (آماده كارزار مى‏شوند) پس آنچه مى‏طلبند به ايشان بدهند ولى ايشان از پذيرفتن آن خوددارى مى‏كنند تا اينكه قيام نمايند و آن را به كسى باز ندهند مگر به صاحب شما، كشتگانشان شهيدند، بدانيد اگر من خود آن را در مى‏يافتم حتما خود را براى صاحب اين امر نگاه مى‏داشتم» غيبت نعمانى- ترجمه غفارى، ص: 383

رسول خدا(ص) : ما اهل بيتى هستيم كه خدا آخرت را براى ما خواسته است و اين اهل بيت من بعد از من دچار بلاء شده و (از حقوق خود) محروم خواهند شد تا اينكه عده‏اى كه بيرقهاى سياهى دارند از طرف مشرق مى‏آيند و دو مرتبه يا سه مرتبه حق خود را طلب ميكنند و حق را بآنها نميدهند تا اينكه جنگ كنند و غالب شوند، آنگاه حق آن‏ها را بآنها ميدهند ولى قبول نميكنند و حق را بمردى از اهل بيت من رد ميكنند و او زمين را پر از عدل ميكند بعد از آنكه از ظلم پر شده باشد هر كدام از شما آن را درك كرديد بايد خود را بآن برسانيد و لو اينكه با دست و سينه خود از روى برف برويد زيرا كه او مهدى عليه السّلام است.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان(ترجمه ملاحم و الفتن)، باب 93 متن، ص: 36

هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن بر روي برفها باشد ، كه صاحبان آن پرچم ها  طرفداران حق هستند ، آنها حق را مطالبه مي كنند ولي به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند ، آنچه مي خواستند به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند آنچه مي خواستند به آنها داده مي شود ولي آنها ديگر نمي پذيرند ، گويي با چشم خود مي بينم كه شمشيرها را حمايل كرده اند ، و پيش مي تازند تا پرچم ها را به مهدي(ع) تسليم  كنند ، آگاه باش كه آنها ياران مهدي اند و زمينه سلطنت جهاني او را فراهم مي سازند ، دلهاي آنها چون قطعات آهن است ، هنگامي كه پرچم هاي سياه را مشاهده كرديد كه از سوي مشرق به حركت درآمده فارسيان را گرامي بداريد كه دولت ما در ميان آنها مي باشد. غيبت شيخ طوسي ص 262 ، ملاحم و الفتن ص 27

امام كاظم(عليه السلام) فرمود : مردى از قم ، مردم را به حق فرا مى خواند . پيرامونش گروهى گرد مى آيند كه دل هايشان مانند پاره هاى آهن است . توفان هاى وزنده ، آنان را نمى لرزاند و از جنگ خسته نشده و نمى هراسند . به خدا توكل كرده و عاقبت از آنِ پارسايان است ( بحار 57/215 ) .

چون حكومت بني فلان سپري شود، خداوند با مردي از ما اهل بيت(ع) بر آل محمد(ص) منت مي نهد ، كه با تقوا گام مي سپارد و بر اساس هدايت رفتار مي كند ، و در كارهايش رشوه نمي گيرد ، به خدا سوگند نام خود او و پدرش را مي دانم ، آنگاه به محضر امام عادل از ما مي رسد .....
بشاره الاسلام ص 161

چون نشانه هاي ظهور فرا رسد ، خداوند يكي از شيعيان ايراني را برمي انگيزد كه گرامي ترين اسب سوار عرب(هاشمي و بلندمرتبه است) است ، خداوند به وسيله آنها دين را ياري مي كند. بشاره الاسلام ص 29

وقتى كه ديديد از طرف مشرق بيرقهاى سياهى نمايان شد فارس را اكرام كنيد، زيرا كه دولت ما در ميان آنها است. ملاحم و الفتن ص 16

و دهها حديث ديگر

صفاتي كه از روايات فوق براي انقلاب موعود روايات استخراج مي شود :

1- اين انقلاب در مشرق زمين رخ خواهد داد
2- انقلابيون خواستار حق هستند اما به آنها داده نمي شود
3- رد كردن پاسخ مثبت حاكمان و قيام همه جانبه 
4- كشته هاي آنها شهيد محسوب مي شوند
5- رهبر انقلاب آنها مردي از قم است
6- نماد حركت آنها پرچم هاي سياه است
7- انقلاب مشرق زمين صاحب پرچم هدايت است و مسلمانان به هر قيمتي بايد آن را ياري كنند
8- انقلابيون درگير جنگي طولاني با دشمنان خود خواهند شد.
9- بوي پرچم هاي انقلاب موعود چون مشك به همه جا مي رسد ( انقلاب موعود محبوب ملتهاست)
10-  رهبران انقلاب روايات از سيد قمي تا خراساني و شعيب و ياران آنها بسيار محكم و قدرتمند هستند
11- ميان شروع حركت آنها تا ظهور بيش از عمر يك انسان فاصله نيست.
12- مرحله آخر  انقلاب مشرق زمين ، تسليم پرچم به امام زمان(عج) مي باشد

بررسي انطباق صفات انقلاب موعود روايات بر انقلاب اسلامي ايران

1- اين انقلاب در مشرق زمين(ايران) رخ خواهد داد

روايات شريف در مورد مكان وقوع اين انقلاب تعابير مختلفي به كار مي برند ، در روايت معروف امام كاظم(ع) ، مردي از قم ... ، مكان وقوع اين حركت بزرگ شهر قم و به تعبيري ديگر كل ايران است ، همچنين است رواياتي كه از اهل خراسان بعنوان انقلاب گران موعود ياد مي كنند و عبارت " من المشرق " نيز همين حقيقت را مي رساند زيرا مولفين و راويان از صدر اسلام تا كنون بالاتفاق براين مسئله توافق دارند كه مراد از مشرق زمين ، اهل قم ، اهل خراسان و ...  در لسان روايات سرزمين ايران كنوني مي باشد. همچنين عبارت " فاكرموا الفرس فان دولتنا فيهم " ، فارس ها (ايراني ها) را گرامي بداريد كه دولت ما در ميان آنان است ، به خوبي نشان مي دهد كه دولت و انقلاب مزكور در ميان فارس هاي ايران  ايجاد خواهد شد.


عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 219

سرزمين ايران حدوداً در مشرق حجاز و شهر مدينه

آغاز حركت توفنده انقلاب اسلامي و مخصوصا پيروزي شگفت انگيز آن تمامي نگاهها را به خود معطوف داشت ، بسياري از محققين و بزرگان كه تا قبل از آن با وجود ملاحظه چند باره اين روايات به اهميت آن پي نبرده بودند ، به يك باره خود را با حقيقي بزرگ و درخشان روبرو ديدند ، حقيقتي كه همچنانكه اهل بيت(ع) بشارت داده بود ، خورشيد آن از مشرق يعني سرزمين ايران اسلامي طلوع كرده و بر تمامي جهان پرتو افشاني مي كرد.

خرداد 42 ، نقطه عطف عصر حاضر

توجه دوست و دشمن به تحولات ايران با انتشار موج درخشان انقلاب اسلامي


البته اين مطلب با جايگاه بسيار برجسته اي كه ايرانيان در نزد اهل بيت(ع) از ابتدا داشته اند سازگاري كامل دارد ، به عبارتي ديگر كاملاً طبيعي است كه رسالت بزرگ زمينه سازي براي قيام قائم(عج) به مردم اين سرزمين كه مورد اعتماد و تمجيد اهل بيت(ع) قرار داشته اند ، محول شود.درباره این خصلت انقلاب گفتارشهید آوینی را عینا ذکرمی کنیم "اين حركت از ايران (مشرق زمين) آغاز مى‏شود. ايران سرزمينى است كه در آن برف مى‏بارد، در حالى كه باريدن برف در جزيره ‏العرب متداول نيست. انقلاب اسلامى ايران نيز در ماه بهمن به پيروزى رسيد. بهمن در زبان فارسى به معناى توده انبوه برفى است كه در كوهها جمع مى‏شود و به سوى دره‏ها و دشتها سقوط مى‏كند; همچنين به ذرات ريز برف كه در هوا معلقند و گاهى باعث‏به وجود آمدن كولاك مى‏شود، بهمن مى‏گويند.  از آن سبب اين ماه را بهمن ناميده‏اند كه موسم ريزش برف در ايران است; جمله "فاتوها و لوحبوا على الثلج; به آن نهضت‏بپيونديد حتى اگر با سينه خيز رفتن روى برف باشد" در اين روايات دليل روشنى است‏بر اينكه شروع اين حركت از ايران مى‏باشد; افزون بر احاديث‏شريفى كه بر شروع اين حركت از ايران دلالت دارد، پيروزى انقلاب اسلامى در دهه دوم ماه بهمن كه فصل ريزش برف سنگين در ايران است و به كار بردن اين جمله "حبوا على الثلج" به همراه كلمه مشرق در روايات به روشنى به مكان شروع اين حركت اشاره دارد." (منبع سایت شهید آوینی:نهضت امام خمينى زمينه ‏ساز ظهور دولت‏ حضرت مهدى (عج))

2- انقلابيون خواستار حق هستند اما به آنها داده نمي شود

علت قيام اوليه مردم مشرق زمين در چند روايت ذكر گرديده است ، " يطلبون الحق فلا يطيعونه " ، " فيسالون الخير فلا يطيعونه " ،  يا در حديث مردي از قم ، " يدعوا الي الحق "، علت قيام و انقلاب اوليه ذكر گرديده است.
بطور خلاصه مجموعه روايات نشان مي دهد كه مردم ايران زمين مطالبه حقي دارند و يا حق را مي طلبند و به آنها داده نمي شود و آنها مجبور مي شوند كه قيام كنند ، يعني قيام اوليه آنها دفعي و به يك باره نيست ، بلكه در ابتدا  از راههاي مسالمت آميز و با درخواست و گفتگو حق و خير را مي طلبند و چون به آنها داده نمي شود ، در نهايت مجبور مي شوند كه قيام و درگيري مي شوند.
با كمي دقت ، كاملا روشن است كه اين مشخصه نيز به طور كامل بر انقلاب مردم ايران منطبق است ، چه قيام مردم ايران را بر عليه  دشمن داخلي بدانيم و چه بر عليه دشمن خارجي ، همانگونه كه نويسنده عصر ظهور اين دو حالت را ذكر كرده و به تحليل آن پرداخته است ، خواهيم ديد كه هر دو حالت منطبق بر اتقلاب ايران مي باشد ، چه اينكه ريشه هاي قيام 42 به درخواستهاي مكرري كه مردم ايران از سالها پيش داشته اند مبني بر لزوم دخالت و نظارت اسلام در حكومت ايران كه وقعي به آن نهاده نمي شد ، و اين مطالبه حق كه در قيام مشروطه و حركت آيت الله كاشاني و فدائيان اسلام و در نهايت حركت امام راحل(ره) مطرح شده بود با بي اعتنايي حاكمان سرسپرده ، رد شده بود و تنها راه باقيمانده قیام بود. امام خمینی ره درباره علت و انگیزه این قیام می فرمایند:«... این قیام، قیام حق بر باطل بود. قیام عبودیت بر طاغوت بود."
البته علامه كوراني در حالت دوم فرض مي كند كه قيام بر عليه ابرقدرتهاي جهاني صورت گرفته است و درخواست اوليه نيز مطالبه عدم دخالت در شئون زندگي و حكومت مردم سرزمين ايران است.
البته آنچه صحيح به نظر مي رسد اين است كه ما اين دو دشمن را يكي دانسته ، مبناي مطالبه و حركت اول را همان قيام 42 و مطالبه پيش از آن بدانيم كه اين درخواست بعد از پيروزي انقلاب به نوعي ديگر با دشمن خارجي مطرح شده است و مي تواند شامل رد درخواست پذيرش صلح از طرف استكبار توسط ايرانيان باشد.

در نهايت مي بينيم كه اين روند مطالبه ، رد مطالبه ، قيام ، دادن مطالبه از طرف حاكمان ، چشم پوشي از مطالبات اوليه و قيام نهايي ، به طور كامل در انقلاب ايران به چشم مي خورد و اين مشخصه انقلاب موعود و مورد بشارت در روايات به طور كامل در سير تحولات انقلاب اسلامي ايران ديده مي شود ، گويي معصوم(ع) بعد از وقوع انقلاب اين احاديث دقيق را بيان فرموده اند!

3-  رد كردن پاسخ مثبت حاكمان و قيام همه جانبه

روايات شريف بيان مي نمايند بعد از اينكه درخواست به حق اهل مشرق با مخالف حاكمان خود روبرو مي شود ، نشانه هاي قيام همه جانبه در اهل مشرق هويدا مي گردد ، فلذا حاكمان به صلاح خود مي دانند كه به طور موقت با اين درخواست موافقت نمايند و اين مطلب را به انقلابيون اعلام مي كنند و با درخواست هاي اوليه آنها اعلام موافقت مي كنند ، اما ديگر دير شده است
فيعطون ما سالوا فلا يقبلونه
انقلابيون يا به دليل اطلاع از تزوير و دروغ حاكمان و يا دلائل ديگر به موافقت و كوتاه آمدن حاكمان وقعي نگذاشته و قيام همه جانبه خويش را آغاز مي كنند ،

" و قد وضعوا سيوفهم علي عواتقهم "

به طور خلاصه براي اين مسئله دو حالت را مي توان در نظر گرفت :

1- مطالبه اهل ايران از حاكمان ضد دين خود مبني بر حضور اسلام در حكومت و زندگي اجتماعي كه در ابتدا رد مي شود ولي وقتي شاه با مقاومت و قيام مردمي روبرو مي شود با اشاره اربابان خود با قبول نظارت شش نفر از فقهاي اسلام بر قوانين كشور ، سعي در خاموش كردن شعله انقلاب داشت كه با رد اين فريب توسط امام و انقلابيون ، قيام همه جانبه و انقلاب بزرگ اسلامي شكل گرفت.
2- مطالبه اهل ايران از ابرقدرتهاي جهاني مبني بر دخالت نكردن در امور ايران كه در ابتدا با مخالفت ابرقدرتها و آغاز جنگ توسط آنها بر عليه ايران روبرو مي شود ولي در ادامه وقتي با مقاومت ايران روبرو مي شوند ، با درخواست ايران موافقت مي كنند به اين شرط كه ايران نيز از صدور انقلاب و اسلام ناب و حمايت از گروههاي مقاومت دست بردارد كه با مخالفت ايران روبرو مي شود و حركت ايرانيان بعد از اين رد درخواست دشمنان بعد از وقفه اي ، وارد مرحله قيام همه جانبه خود و اهداء پرچم اسلام به امام زمان(عج) مي گردد.

يكي از وجوه " فيعطون ما سالوا فلا يقبلونه " مي تواند

موافقت شاه ملعون با خواست انقلابيون و درخواست پايان انقلاب و عدم پذيرش اين موضوع توسط امام راحل(ره) و ادامه اعتراضات انقلابي باشد

يكي ديگر از وجوه " فيعطون ما سالوا فلا يقبلونه " مي تواند

صدور قطعنامه سازمان ملل  مبني بر توقف جنگ و آتش بس و مخالفت ايران با اين درخواست به دليل عدم ضمانت اجرائي و نواقص ديگر باشد.

 

فلا يقبلونه حتي يقوموا
فيعطون ما سالوا فلا يقبلون... و قد وضعوا سيفوهم الي عواتقهم

و به خوبي و با كمال حيرت مي بينيم كه معصوم(ع) چگونه با چند جمله سيرتاريخي انقلاب اسلامي مردم ايران را به خوبي ترسيم كرده است گويي كه در عصر حاضر زندگي مي كرده و از نزديك تمام تحولات را به چشم مبارك خويش ديده است.
انطباق عجيب اين صفت انقلاب مردم مشرق زمين بر انقلاب اسلامي ملت قهرمان ايران نيز دليلي محكم بر موعود بودن اين انقلاب الهي مي باشد.

4- كشته هاي آنها شهيد محسوب مي شوند

قتلاهم شهداء
نكته بسيار زيبا ، قابل تامل و معناداري كه در اين احاديث وجود دارد ، تاكيد بر واژه شهيد و شهادت و بيان آن بعنوان يكي از خصوصيات انقلاب موعود است.
معصوم(ع) در اين روايات از اهداء كشته هاي بسيار در اين انقلاب مقدس خبر مي دهد ، و آنها را شهيد مي داند ، از سويي ديگر مي توان اين احاديث را پيام هايي مهم ،  براي هدايت رهبران اين نهضت الهي براي برجسته كردن حقيقت شهيد و شهادت و همچنين ايجاد شور و عشق در قلب انقلابيوني كه خود را مصداق اين احاديث ديده و خود را در آستانه فوز عظيم شهادت مي يابند دانست. همه آگاهان مي دانند كه تا قبل از آغاز انقلاب اسلامي حقيقت درخشان شهيد و شهادت در ميان مسلمانان تا چه اندازه غريب و مهجور بود و به همين دليل نيز دشمنان خارجي و سرسپردگان داخلي آنها به راحتي بر امور مسلط شده و هرچه مي خواستند بر سر اسلام و مسلمين مي آوردند.

ويژگي اهداء شهيد در انقلاب موعود روايات عصر ظهور به طور كامل در انقلاب اسلامي ما وجود دارد ، فرهنگ ايثار و شهادت آنچنان با انقلاب عجين شده و نهادينه گرديده است كه بعد از سالها فاصله از دفاع مقدس ، كاروانهاي راهيان نور هر روز پر رونق تر از ديروز به سوي سرزمين شهيدان رهسپار مي شوند.

اما با آغاز انقلاب اسلامي  و به واسطه اخلاص رهبران انقلاب و انطباق اصول انقلاب با اصول اسلام ، مفهوم شهيد و شهادت به سرعت از غربت درآمده و به عنوان يكي از برجسته ترين ويژگيهاي حركت انقلاب ، جهان را متوجه خود نمود.
دوست و دشمن هر يك به روشني اين وجه و ويژگي درخشان انقلاب را مشاهده كرده و به نوعي از آن متاثر شدند ، دوستان ، مسلمانان و مستضعفان جهان ضمن عميق تر كردن ارادت خود به انقلاب ، تلاش كردند كه اين مفهوم دشمن شكن و انقلابگر را در سرزمين خود پياده سازند و دشمنان با درك ويژگي شهادت طلبي و قدرت روز افزون انقلاب در موضع ضعف و انفعال قرار گرفتند.
در نهايت مي بينيم كه ويژگي برجسته شهادت طلبي كه در انقلاب هاي مادي بي معناست ، و در بسياري از حركتهاي ضعيف اسلامي پيشين آنچنان درخششي نداشته است ، به عنوان يكي از برجسته ترين وجوه انقلاب اسلامي مي درخشد و به خوبي بر فرموده احاديث شريف منطبق است.

5- رهبر حركت آنها مردي از قم است كه بسوي حق دعوت مي كند

امام كاظم(عليه السلام) فرمود : مردى از قم ، مردم را به حق فرا مى خواند . پيرامونش گروهى گرد مى آيند كه دل هايشان مانند پاره هاى آهن است . توفان هاى وزنده ، آنان را نمى لرزاند و از جنگ خسته نشده و نمى هراسند . به خدا توكل كرده و عاقبت از آنِ پارسايان است ( بحار 57/215 )

مي بينيم كه امام كاظم(ع) رهبر انقلاب موعود را مردي از قم مي داند كه مردم را به حق فرا مي خواند و داراي ياراني مي باشد كه در راه هدف مقدس خود چون پاره هاي آهن و فولادند

اما اين رهبر موعود از شهر قم كيست؟

،اين مسئله مورد اتفاق همه محققين مي باشد كه در طي قرنهاي گذشته به گواهي تاريخ هيچ رهبري با مشخصات فوق در قم وجود نداشته است و همچنين ياراني به استحكام آنچه روايات مي فرمايند و آغاز انقلاب از شهر قم به رهبري امام خميني(ره) در طول تاريخ نه تنها در شهر قم كه در تمام ايران بي سابقه بوده است مضاف بر اينكه حديث در فراز پاياني خود با عبارت " و عاقبت از آن پرهيزكاران است " موفقيت اين انقلاب را نيز به طور ضمني بيان مي فرمايد. پس تنها حركت رخ داده منطبق بر احاديث حركت امام(ره) از شهر قم مي باشد.

سيد قمي يا رهبري كه از قم قيام مي كند و در مشرق زمين انقلابي بزرگ را پي ريزي مي نمايد.


علاوه بر حديث فوق ، حديث ديگري كه اين حقيقت رو به صراحت ديگري بيان مي نمايد
« از احمد بن سالم، از محمد بن یحیی بن ضریس، از محمد بن جعفر، از نصر بن مزاحم و ابن ابی حماد، از ابی داود از عبدالله بن شریک از ابی جعفر علیه السلام که فرمود: ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله (ص) نزدیک شدند و نشستند، پس پیامبر(ص) بر آنها وارد شد، کنارشان نشست، دمپایی اش گسیخته شد و با دمپایی اش اشاره وار به حضرت علی بن ابی طالب (ع) زد، سپس فرمود: همانا از سمت راست خداوند عزوجل – یا از سمت راست عرش – قومی از ما برخاستند که بر منابری از نورند، صورت هایشان نورانی است و لباسهایشان نورانی است، صورت هایشان بر چشم ناظرین دیگر پرده می اندازد. ابوبکر گفت: ای پیامبر، خدا آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. زبیر گفت : ای پیامبر خدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای پیامبرخدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. سپس حضرت علی (ع) فرمودند: ای پیامبر خدا، آنها چه کسانی هستند؟ پس ایشان فرمودند: آنها قومی هستند که به واسطه ی روح الله به یکدیگر محبت می ورزند (دلهایشان به هم نزدیک می شود)، درحالی که هیچ نسب یا اموال مشترکی ندارند؛ آنها شیعه ی تو هستند و تو امامشان هستی ای علی. »
بحار الأنوار، ج 65، ص 139؛
مي بينيم كه اين گروهي كه در آخرالزمان مي آيند ، شيعيان واقعي امام علي (ع) بوده و بواسطه " روح الله " به يكديگر عشق مي ورزند ، به خوبي بر روح الله الموسوي الخميني و ياران استوارش قابل تطبيق است. و اين انطباق اين صفت نيز به خوبي مصداق بودن انقلاب اسلامي ايران را بر انقلاب موعود روايات عصر ظهور نشان مي دهد.

6- نماد حركت انقلاب مردم مشرق زمين ، پرچم هاي سياه است

ما در فصل بعد در بحث مفصل پرچم هاي سياه ، و توضيح ، تفسير و رمزگشايي از اين نشانه ذكر شده در روايات عصر ظهور براي انقلاب مردم مشرق زمين ، خواهيم ديد كه  يكي از وجوه پرچم هاي سياه جنبه مفهومي – حقيقي آن است به اين توضيح كه درست است كه مرحله آخر انقلاب موعود براي اهداء پرچم به امام زمان(عج) با قيام پرچم هاي سياه روي خواهد داد اما اين مسئله منافاتي با عجين بودن اين انقلاب با پرچم هاي سياه عزاداري براي اهل بيت(ع) ندارد ، همچنانكه رواياتي آغاز اين انقلاب (كه هنوز خبري از قيام آخر و اهداء پرچم به امام زمان(عج) نيست) از پرچم هاي سياه سخن گفته اند كه نشان مي دهد ، پرچم هاي سياه نه تنها در مرحله آخر انقلاب مشرق زمين ديده مي شود كه از ابتدا اين انقلاب با پرچم هاي سياه آغاز شده است.

به طور مثال در روايت زير دقت فرماييد :

هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن بر روي برفها باشد ، كه صاحبان آن پرچم ها  طرفداران حق هستند ، آنها حق را مطالبه مي كنند ولي به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند ، آنچه مي خواستند به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند آنچه مي خواستند به آنها داده مي شود ولي آنها ديگر نمي پذيرند ، گويي با چشم خود مي بينم كه شمشيرها را حمايل كرده اند ، و پيش مي تازند تا پرچم ها را به مهدي(ع) تسليم  كنند ....

ملاحظه مي كنيد كه پرچم هاي سياه از آغاز انقلاب روايات ديده مي شود.

بررسي روايات نشان مي دهد علاوه بر پرچم هاي سياهي كه توسط لشكر سيدخراساني و شعيب به اهتزار درآمده و به سمت عراق حركت خواهد كرد ، پرچم هاي سياهي نيز در آغاز انقلاب مردم مشرق زمين ذكر گرديده اند كه مي تواند منطبق بر پرچم هاي سياه عزاداري اهل بيت(ع) باشد ، همچنانكه آغاز انقلاب در محرم 42 و روز بزرگ عاشورا رقم خورد و عده زيادي از انقلابيون در 15 خرداد 42 به خاك و خون كشيده شدند كه امام راحل اين روز بزرگ را براي هميش عزاي عمومي اعلام فرمودند.

نگاهي اجمالي به تاريخچه انقلاب نشان مي دهد كه اولا دقيقا آغاز انقلاب در زمان برافراشته بودن پرچم هاي سياه عزاي امام حسين(ع) در محرم خونبار تاريخي سال 42 شروع شدن و ثانيا عاشواري 42 به عنوان نقطه آغاز اين انقلاب با سخنراني تاريخي امام راحل(ره) به خوبي اين مفهوم را قابل درك و پذيرش مي نمايد.

همچنين به خاك و خون كشيده شدن هزاران تن از شيعيان پاكباخته در 15 خرداد 42 كه به حق قيام كرده و هيچ انگيزه اي جز حمايت از رهبر الهي خود نداشتند ، نيز مي تواند بعنوان نشانه و پرچمي از عزاداري تلقي شود همچنانكه امام راحل(ره) نيز اين روز بزرگ را براي هميشه عزاي عمومي اعلام فرمود.

مي بينيم كه وجه اول پرچم هاي سياه خراسان بر انقلاب موعود روايات صادق است و البته در فصل بعدي علت سياه بودن پرچم هاي سياه اصلي كه توسط لشگر شعيب و سيد خراساني برافراشته خواهد شد ، مورد تحليل و بررسي قرار خواهد گرفت.

7- پرچم انقلاب روايات پرچم هدايت بوده و مسلمانان به هر قيمتي بايد آن را ياري كنند

صفت ذكر شده براي انقلاب در احاديث متعددي قابل مشاهده است ، عبارتهاي " يطلبون الحق " ، " قتالهم شهدا " ، " حتي يدفعوا راياتهم الي القائم المهدي " ، و عبارات متعدد ديگر كه به وفور در احاديث بسياري به چشم مي خورد ، نشان مي دهد كه انقلاب موعود مردم مشرق زمين از ديد ائمه اطهار(ع) صاحب پرچم هدايت بوده و در صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت(ع) قرار دارد ، از اين جهت است كه ائمه اطهار(ع) با عبارات عجيبي مسلمانان را ترغيب به ياري اين انقلاب مي نمايند ، فاتوها ولوحبوا علي الثلج ، و به آنها امر مي كنند كه حتي با شرايطي سختي مانند سينه خيز رفتن روي برف و يخ نيز خود را به ياري اين انقلاب مقدس برسانند.
مقدمه ساز بودن اين انقلاب براي نهضت جهاني اسلام و حركت بزرگ امام مهدي(عج) خود به تنهايي حكايت از محتوي و حركت كلي ارزشمند اين انقلاب دارد كه كاملا مطابق شريعت ناب محمدي مي باشد ، مضاف بر اينكه رواياتي خود اين انقلاب را به نوعي آغاز ظهور امام مهدي(عج) مي دانند كه در احاديثي مانند " و مبداه من مشرق " ، و آغاز كار او از مشرق (ايران) خواهد بود ؛ نشان دهنده اوج و نهايت درستي راه اين انقلاب دارد.

اما پرچم انقلاب ما تا چه اندازه هدايتگر است ؟

براي نشان دادن صراط مستقيم انقلاب و پرچم كاملاً هدايتي و منطبق آن بر فرهنگ اهل بيت(ع) همين جمله بس كه امام عزيز كه بنيانگذار اين انقلاب الهي بودند فرمودند " انقلاب ما آغاز نهضت جهاني اسلام به پرچمداري حضرت حجت است.
وحشت شياطين غرب و شرق و اجماع قدرتهاي جهانخوار جهاني براي زمين زدن اين پرچم  تا جايي كه در طي چند دهه گذشته شب و روز در حال توطئه بر عليه اين انقلاب مقدس بوده اند ، نشان از ميزان هدايت گر بودن پرچم اين انقلاب دارد ، كه البته نزول امدادهاي غيبي و الطاف وبركات الهي در مقاطع گوناگون انقلاب به وضوح براي دوست و دشمن آشكار بود.

در شرايط رقت بار عصر كنوني كه بسياري از حكومتهاي اسلامي در دست سرسپردگان استكبار بوده و اوامر آنها را اجرا مي كنند ، حضور قدرتمند ايران اسلامي بسيار برجسته و ممتاز است و به همين علت مورد اقبال و توجه محرومان و مسلمانان جهان قرار گرفته و براي آنها بعنوان الگويي درخشان و محبوب مطرح است.
قابل ذكر است كه بسياري از مسلمانان بدون اطلاع از محتوي احاديث عصر ظهور و بسياري از آنها با اطلاع از اين احاديث علقه و علاقه شديدي به انقلاب اسلامي ايران دارند و برخي از آنها با رها كردن خانه و كاشانه خود ترجيح دادند تا در فضاي اين كشتي نجات قرار بگيرند.

8- ايرانيان درگير جنگي طولاني با دشمنان خود خواهند شد.

آنچه روايات مختلف موجود در منابع اهل سنت و برخي منابع شيعي نشان ميدهد اين است كه ايرانيان زمينه ساز ظهور در ادامه حركت خود درگير جنگي طولاني با دشمنان خود خواهند شد ، عباراتي مانند " و قد وضعوا سيوفهم علي عواتقهم" ( سلاح ها و شمشيرهاي خود را به گردن مي گيرند يا حمايل مي كنند ) نشان از اين دارد كه در مسير حركت اين زمينه سازان ظهور موانع ، درگيريها و كارشكني هايي مختلفي به وجود خواهد آمد كه جز با شمشير و سلاح برطرف نخواهد شد و بروز جنگ اجتناب ناپذير است.
آنچه برخي از محققين بدان اعتقاد دارند و برخي از احاديث نيز اين را نشان مي دهد اين است كه حركت ياد شده شيعيان مشرق زمين از آغاز حركت مراحل مختلفي را طي خواهد نمود كه بروز جنگي طولاني مدت يكي از مراحل آن است كه با پيروزي ايرانيان به اتمام خواهد رسيد و درنهايت پرچم انقلاب به صاحب آن سپرده خواهد شد.

بنا بر روايات شريف ، انقلابيون مشرق زمين كه زمينه ساز ظهور مي باشند ، درگير جنگي طولاني با دشمنان خود خواهند شد.

علامه كوراني اعتقاد دارد كه سيد خراساني در خلال جنگ طولاني ايرانيان در فضاي ايران ظاهر خواهد شد.

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 267

نگاهي به تاريخ انقلاب به خوبي انطباق كامل اين رويدادهاي مذكور در روايات را با وقايع انقلاب اسلامي نشان مي دهد ، وقوع جنگ نابرابر ايران و صدام به نمايندگي بلوك شرق و غرب به خوبي مي تواند مصداق جنگ طولاني ذكر شده در روايات باشد.
نكته قابل توجه اين است كه احاديث شريف بعد از عبارت و قد وضعوا سيوفهم علي عواتقهم ( سلاح ها و شمشيرهاي خود را به گردن مي گيرند يا حمايل مي كنند ) مرحله اي را براي انقلاب ذكر نمي كنند و ممكن است فاصله زماني ميان اتمام جنگ تا سپرده شدن پرچم ، بخشي شامل جنگ سرد و بخشي جزو مرحله ظهور و سپردن پرچم در نظر گرفته شده باشد.

9- بوي پرچم هاي اين انقلاب چون مشك به همه جا مي رسد ( انقلاب موعود محبوب ملتهاست)

اين حقيقت كه در بخشي از يك حديثي بسيار مهم مورد اشاره قرار گرفته است پرده از مطلب مهمي برمي دارد ، عبارت " يوجد ريحها بالمغرب كالمسك الاذفر " ، عطر آن در مغرب زمين بهتر از مشك و عنبر به مشام مي رسد ، نشان از اين حقيقت دارد كه حركت اين انقلاب در اقصي نقاط جهان و در بين ملل مستضعف و محروم و مومنين و مسلمانان بسيار محبوب بوده و از جايگاه برجسته اي برخوردار است.

از سويي ديگر تاكيد اهل بيت(ع) بر پرچم هدايت اين انقلاب و راه روش صحيح رهبران اين انقلاب موعود در فرازهايي كه مي فرمايد ، خداوند با مردي از ما اهل بيت(ع) بر آل محمد(ص) منت مي نهد ، كه با تقوا گام مي سپارد و بر اساس هدايت رفتار مي كند ، و در كارهايش رشوه نمي گيرد ، موجب مي شود تا اين انقلاب هرچه بيتشر در نزديك ملتهاي مسلمان و مستصعف عصر ظهور محبوب باشد ، از سويي ديگر اين انقلاب از دشمنان سرسخت سفياني و حاميان يهود و غربي آن است و از اين جهت نيز به خاطر عرض اندام و قدرت نمايي و رويارويي با ظالمان و ستمگران براي خود در ميان توده هاي مسلمان كسب وجهه مي نمايد.

محبوبيت انقلاب اسلامي در ديگر كشورها و گروههاي مقاومت اسلامي

مضاف بر اينكه تاكيدات بسيار اهل بيت(ع) بر جايگاه ايرانيان چه مرتبط با ظهور و چه غير آن كه در منابع شيعه و اهل سنت به وفور يافت مي شود ، به تنهايي براي ايجاد محبوبيت در ميان مسلمان كفايت مي كند.
ما در مقام انطباق اين صفت مي بينيم كه در حال حاضر انقلاب اسلامي ايران بعنوان نقطه اميد توده هاي مردم مستضعف و آزادي خواه جهان و بعنوان محور اصلي مقاومت و ايستادگي در برابر شياطين

محبوبيت ايران اسلامي و سران آن در ميان ملتهاي مستضعف و مسلمان جهان ، بعنوان يكي از مشخصات انقلاب موعود روايات به خوبي مشخص و آشكار است.


و استكبار جهاني و تگيه گاه گروههاي مقاومت در جهان شناخته مي شود و از اين جهت به در نزد آنان بسيار محبوب بوده  و از جايگاه بسيار ويژه اي برخوردار است.

10 - رهبران اصلي و ياران اين انقلاب بسيار قدرتمند و قوي مي باشند

عبارات مختلفي در اين بيان اين ويژگي رهبران و ياران انقلاب به در روايات شريف به چشم مي خورد ، عباراتي مانند " كان قلوبهم زبرالحديد " قلبهايشان مانند تكه هاي آهن است " ،  " لوستقبلته الجبال لهمدهاو تخذ فيها طريقا " اگر با كوهها روبرو شود ، آن را مي شكافد و به پيش مي رود كه در مورد شعيب و سيد خراساني به كار رفته است ، " و سيفه كحريق النار " شمشيرش مانند شعله هاي آتش  است ، " اسدا لايفرون " شيرهاي بدون فرار  ، " يسير الرعب امامها شهرا " رعب و هراس يكماه زودتر از آنها حركت مي كند ، " ويل لمن ناواهم " واي بر كساني كه با آنها درگير شوند و ...

" كان قلوبهم زبرالحديد " ،  " لوستقبلته الجبال لهمدهاو تخذ فيها طريقا " ،

" اسدا لايفرون " ، " يسير الرعب امامها شهرا " ، " ويل لمن ناواهم "

همه اين عبارات نشان مي دهد كه رهبران و ياران اين حركت مقدس بسيار قدرتمند بوده و با اراده نفوذ ناثذير خود بر تمام مشكلات و سختيها غلبه مي كنند و با نيروي شهادت طلبي خود كه ذكر آن گذشت ، ترس و وحشت شديدي در دل دشمنان ايجاد خواهند نمود.
اما در مقام مقايسه ، ناگفته پيداست كه اين صفت برجسته رهبران و ياران انقلاب موعود تا چه اندازه بر انقلاب اسلامي ايران منطبق مي باشد ، امام خميني (ره) بت شكن قرن ، آنچنان هيبت و صلابتي از خويش در دل دوستان و دشمنان برجاي گذاشت كه تا هميشه تاريخ نقل محافل و مجالس خواهد بود ، شجاعتهاي محيرالعقول انقلابيون چه در زندانهاي مخوف رژيم سفاك پهلوي و چه در ميدان مبارزه با بلوك غرب و شرق در 8 سال دفاع مقدس ، خاطراتي فراموش ناشدني از رشادت و از جان گذشتگي انسان در راه مكتب رقم زده است.

قلبهايشان مانند تكه هاي آهن است ، اگر با كوهها روبرو شود ، آن را مي شكافد و به پيش مي رود

آنان شيران بدون فرار هستند ، رعب و هراس يكماه زودتر از آنها حركت مي كند ، واي بر كسي كه با آنها درگير شود.

هنوز كه هنوز است قدرتهاي شيطاني ضربه شستهاي رزمندگان غيور و غرش شيران بي فرار را فراموش نكرده است. سيلي جانانه حزب الله لبنان به شيطان كوچك در جنگ 33 روزه بازتاب كوچكي از شجاعتهاي دلاورمردان عرصه جهاد و شهادت انقلاب اسلامي بود و در نهايت در عصر حاضر مي بينيم با وجود كرنش بسياري از قدرتهاي مدعي جهاني در برابر شيطان بزرگ ، عرض اندام و رجزخواني ايران اسلامي و رهبر شجاع و رئيس جمهور قهرمان و انقلابي آن ، به خوبي نشان دهنده ميزان انطباق اين صفت برجسته انقلاب موعود مشرق زمين بر انقلاب اسلامي ايران مي باشد.

11- ميان شروع حركت آنها تا ظهور بيش از عمر يك انسان فاصله نيست.

امام صادق (ع) در ضمن حديثي در اين باره مي فرمايند :  " و لا يدفعونها الا الي صاحبكم ، قتلاهم شهدا ، اما اني لو ادركت ذالك لابقيت نفسي لصاحب الامر" غيبت نعماني، ص145
و پرچم ها را جز به دست صاحب الامر(عج) نمي دهند ، كشته هايشان شهيد است ، اگر من آن روز را درك كنم ، جانم را براي صاحب اين امر(عج) نگه مي دارم‌"
برخي از محققين در مورد عبارت " اما اني لو ادركت ذالك لابقيت نفسي لصاحب الامر " ذكر مي كنند كه اين مسئله نشان مي دهد كه فاصله ميان آغاز انقلاب تا به نتيجه رسيدن آن و سپرده شدن پرچم انقلاب به دست صاحب اصلي آن بيش از عمر طبيعي انسان طول نخواهد كشيد و اين فاصله زماني حداكثر عمر طبيعي يك انسان باشد هرچند اين امر  مي تواند در كمتر از اين مدت نيز صورت گيرد.
نكته ديگري كه نشان مي دهد فاصله ميان آغاز انقلاب مردم مشرق زمين تا قيام نهايي آنها و حركت به سمت عراق طولاني مدت نيست ، اين است كه در احاديث مختلف سيرتحولات و مراحل گوناگون حركت شيعيان به صورتي ذكر شده است كه از آن وجود فاصله زماني دراز مدت مثلا چند قرن استنتاج نمي شود ، بلكه اكثر روايات خلاف اين مسئله را نشان ميدهند.


عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / 254

با توجه به اينكه آغاز انقلاب اسلامي ايران در سال 42 مي باشد و اينك با سپري شدن حدود نيم قرن از اين حركت بزرگ تاريخي زمزمه ها و علائم بسيار نزديك بودن ظهور از هرگوشه به گوش مي رسد و فرمايشات بزرگان جبهه حق و نشانه هاي ديگر همه از قريب الوقوع بودن ظهور حكايت دارد ، مي بينيم كه اين فرمايش امام محمد(ع) كه فرمودند : اگر آن روز را در ك كنم ، خودم را براي صاحب اين امر نگه مي دارم ، تا چه اندازه درست بوده ، و  بر انقلاب اسلامي ما قابل تطبيق مي باشد.
مي بينيم كه اين فاصله زماني نه بسيار كوتاه در حد چند سال بوده است  و نه بسيار طولاني در حد چند قرن ، نيم قرن فاصله زماني به خوبي بر فرمايش امام محمد باقر(ع) منطبق مي باشد در حالي كه بايد در نظر گرفت كه در طول عمر طبيعي يك انسان بايد دوران طفوليت و كهولت كه انسان قادر به شركت و حضور در كوران حوادث سخت را ندارد بايد حذف شود و به طور عموم (و حذف موارد استثناي) آنچه مي ماند چيزي در حدود نيم قرن مي باشد كه حضور انسان مي تواند در حركتهاي اجتماعي بزرگ  مثمر ثمر باشد.

12- مرحله آخر  انقلاب مشرق زمين ، تسليم پرچم به امام زمان(عج) مي باشد

يكي از اصلي ترين وجوه و خصوصيات انقلاب موعود مردم مشرق زمين ، پايان درخشان آن و سپردن پرچم به دست امام عصر(عج) مي باشد ، اين حقيقت مقدس در احاديث بسياري مورد اشاره قرار گرفته است ، چه فرازها و عباراتي كه مستقيما از سپرده شدن پرچم انقلاب موعود به دست امام زمان(عج) خبر مي دهند مانند :

فلا يقبلون حتي يدفعوها الي رجل من اهل بيتي
حتي يدفعوا راياتهم الي القائم المهدي
لا حتي يدفعوها الا الي صاحبكم

و چه عباراتي كه به حضور فعال و قدرتمند ايرانيان در درگيريهاي عصر ظهور اشاره دارند ، مانند حركت سپاه ايران به سمت كوفه و درگيري با سفياني و شكست لشگر او كه در دهها حديث شريف مورد اشاره قرار گرفته است در حالي كه اين وقايع بنابر احاديث چند ماه مانده به ظهور  رخ خواهد داد.


علامه كوراني از چند دهه قبل اعتقاد  دارد كه ما در عصر ظهور امام عصر(عج) به سر مي بريم

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 263

پس بنابر روايات متعدد بدون ترديد انقلاب مردم مشرق زمين به ظهور منتهي خواهد شد و ايرانيان حضوري فعال و پررنگ در ظهور مقدس داشته و به عنوان ياران اصلي موعود(عج) نقش بي بديل در شكست دشمنان خواهند داشت.

آيا انقلاب اسلامي ايران متصل به ظهور خواهد شد؟!

تمامي نشانه ها حاكي از مثبت بودن اين سئوال مهم دارد ، علاوه بر اينكه بسياري از زمينه هاي اصلي ظهور فراهم شده است و مكانهاي جغرافيايي ظهور اينك ملتهب و فعال است ، بشارتهاي پي درپي بزرگان و مراجع  نشان از تحقق اين امر در آينده بسيار نزديك مي باشد.
علاوه بر آن بشارتهاي متعددي از دهها سال پيش وجود دارد كه حاكي از آن است كه پرچم اين انقلاب قطعا به دست صاحب اصلي آن خواهد رسيد كه ما به علت زياد بودن موارد به ذكر چند مورد آن بسنده مي كنيم.

امام خميني(ره) :

امیدوارم که این نهضت و این انقلاب منتهی بشود به ظهور امام عصر ( ع ) امام خمینی، ج ۱۳، ۱۱۹)

ان شا الله این ملت بتواند این کشور را به طور شایسته تحویل امام عصر بدهد ( امام خمینی ج ۱۶ ،۳۲۳)

تا بتوانیم این امانت الهی را به سر منزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت حضرت مهدی ( عج ) بدهیم. (امام خمینی، ج ۱۸، ۴۷۵۲)

علامه طباطبائي :

اين انقلاب متصل به ظهور امام زمان(عج) خواهد شد

http://leader-khamenei3.persiangig.com/mp3/hajati.mp3

آيت الله نوري همداني :

اين انقلاب را مقدمه ظهور امام زمان(عج) مي دانم   مرداد 89

آيت الله مكارم شيرازي :

ما در ظهور صغري امام زمان(عج) قرار داريم .

فصلنامه امام مهدي(عج) - ش2 - پاييز 81

 

در قسمت بعدي به لطف خدا با رمزگشايي از پرچم هاي سياه روايات عصر ظهور ، مطالب مهمي در اين زمينه به اطلاع عزيزان خواهد رسيد ضمن اينكه انطباق بخشي از نشانه هاي 16 گانه سيد خراساني بر مقام معظم رهبري(مدظله) مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

...........................................................................

کلیپ - سرود گروهی از جوانان شیعه بحرین در وصف رهبری جهان اسلام . ایت الله خامنه ای (مدظله)

کاری از یکی از اعضای مبشران ظهور:

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part1.rar

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part2.rar

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part3.rar

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part4.rar

(بعد از دانلود شماره یک را بوسیله نرم افزار winrar بازکرده و Extract کنید)

التماس دعا

u313.com

ارسال شده: 02 مهر 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

سيد خراساني ، اين شخصيت عظيم القدر كه با تعابير عجيبي از جانب اهل بيت(ع) مورد تمجيد و ستايش قرار گرفته است ،  بعنوان بزرگ رهبر جبهه حق در عصر ظهور شناخته مي شود و پرچم پرافتخار اسلام را كه با مجاهدت مردم مشرق زمين برافراشته مي گردد ، به دستان مبارك امام عصر(ع) مي سپارد و با شكست و از ميان برداشتن لشگر سفياني كه بعنوان دشمن اصلي و تهديد كننده انقلاب مهدوي به شمار مي رود ، راه را براي حركت امام مهدي(عج) و سپاهش به سوي قدس شريف باز كرده  و ضمن بيعت با امام عصر(عج) در عراق ، تمام لشگر خويش را براي نيل به هدف مقدس ، در اختيار امام مهدي(عج) قرار مي دهد.    

 

بسم الله الرحمن الرحيم

انا فتحنا لك فتحا مبينا

دهها روايت معتبر در منابع شيعه و برادران اهل سنت ، تا حدود زيادي پرده از چهره سيد خراساني كنار زده و مختصات و برخي مشخصات حركت وي و سپاهش را در عصر ظهور برمي شمارند ، برخي ويژگيهاي جسماني و شخصيتي سيد خراساني، مسير حركت و قيام وي و سپاهش ، و برخي از مناطق درگيريهاي آنها و جزئياتي ديگر توسط روايات عصر ظهور نقل گرديده است.
ما در اين مقاله ضمن بررسي و استخراج روايات مربوط به خروج سيد خراساني نشان خواهيم داد كه آنچنان اين صفات بر مقام معظم رهبري(مدظله) منطبق است كه هيچ شك و شبهه اي را در ذهن باقي نمي گذارد كه معظم له همان سيد خراساني موعود روايات است و ولايت امر و نقش بي نظير و امام گونه اي كه معظم له در اين شرايط حساس و كشاكش سخت و نبرد نفس گيري كه بر جبهه مستضعفان و مسلمانان در نبرد با مستكبران و جهانخواران دارند ، به خوبي منطبق بر مجموعه احاديث پيرامون سيدخراساني مي باشد و  نقش بي نظير ایشان را كه در عصر ظهور در ياري امام عصر(عج) روايت كرده اند ، به طور كامل نشان مي دهد.

ضرورت و اهميت طرح اين مقاله بيشتر به جهت آشكار شدن چهره يكي از اصلي ترين شخصيتهاي دوران ظهور و در نتيجه ايجاد يقين در جامعه و فرد فرد شيعيان به بسيار نزديك بودن ظهور مي باشد در حالي كه برخي افراد احتمال ظهور را نه در دههه هاي پيش رو كه در قرنهاي آينده نيز نمي دهند ، و اصولاً تصوير تيره و تار و مبهمي از زمان ظهور دارند ، يقيناً آشكار شدن اين مصداق و حتي احتمال صحت آن در بسياري از افراد موجي از اميد به نزديكي ظهور را ايجاد خواهد كرد كه اين امر(يقين به نزديكي ظهور) براي نجات جامعه مسلمانان و شيعيان كه در كشاكش فتنه هاي شديد آخرالزمان وارد شده اند ، بسيار ضروي و حيات بخش مي باشد.

و اصولاً يكي از اهداف صدور هزاران حديث و بيان نشانه هاي عصر ظهور توسط ائمه اطهار(ع) نيز همين مسئله است يعني بشارت ظهور ، تا مسلمانان عصر ظهور با مشاهده وقوع اين نشانه ها و بشارتها با يقين به در پيش بودن ظهور و پيروزيهاي بزرگ ، و كسب روحيه اي مضاعف ، براي از گذر طوفانهاي مهيب عصر ظهور آماده شوند.

و اگر كنكاش در اين احاديث و بررسي مصاديق آن انجام نگيرد ، عملاً حجم انبوهي از معارف برجاي مانده از اهل بيت(ع) معطل و بي فايده مانده و فلسفه صدور آنها زير سئوال مي رود ، زيرا در دهها حديث به صراحت براي مومنين عصر ظهور تكاليفي مشخص شده است كه جز با مصداق شناسي به موقع قابل انجام نيست . البته اكثر محققين نيز چنين اعتقادي ندارند فلذاست كه محققين بزرگ در ميان نوشته هاي خود به كرات براي نشانه هايي كه بيان مي كنند ، مصاديقي را ذكر مي نمايند.
به طور مثال كامل سليمان نويسنده كتاب ارزشمند " يوم الخلاص " كه از محققين مطرح دهه هاي اخير مي باشد فقط در اين كتاب در دهها موضع به مصداق شناسي مي پردازد.

محقق برجسته ، كامل سليمان در كتاب ارزشمند " يوم الخلاص" در دهها موضع به مصداق شناسي شخصيتها و وقايع جاري با شخصيتهاي و وقايع منقول در روايات مي پردازد

روزگار رهايي(يوم الخلاص)/ مهدي پور/ نشر آفاق / ص 1005

محقق برجسته جناب علامه كوراني نيز بارها در كتاب عصر ظهور به مصداق شناسي مي پردازد و چشم بستن بر مصاديق منطبق بر روايات را غيرعاقلانه مي داند.

محقق برجسته علامه كوراني به كرات در كتاب عصر ظهور براي برخي از وقايع مصاديقي را ذكر مي كند و صرف نظر كردن از مصداق يابي را عاقلانه نمي داند ، در ص 266 اين كتاب ايشان امام خميني و انقلاب ايران را مصاديق مرد موعود قم و انقلاب موعود روايات عصر ظهور برمي شمرد.

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 266


در فصل اول مقاله به بررسي آيات و روايات در زمينه وقوع انقلابي در مشرق زمين در آستانه ظهور خواهيم پرداخت و ضمن بيان بخشي از روايات انقلاب زمينه ساز ، 12 ويژگي اين انقلاب را استخراج مي كنيم.

در فصل دوم ضمن مروري اجمالي بر تاريخ انقلاب ، نشان خواهيم داد كه با بررسي و انطباق صفات مذكور ، انقلاب اسلامي ما همان انقلاب مردم مشرق زمين مي باشد ، انقلابي كه در مرحله اي از آن سيدخراساني ظاهر شده و بنا بر روايات پرچم اسلام را بعد از جنگي سخت به دستان مبارك امام زمان(عج) خواهد داد.

در فصل سوم ، ما ضمن بيان مجموعه روايات پرچم هاي سياه ، انواع مختلف پرچم هاي سياه منقول در روايات را ذكر كرده و تفاوت آنها را بيان خواهيم نمود. مطالب مهمي در رمزگشايي از پرچم هاي سياه روايات عصر ظهور به استحضار خوانندگان عزيز خواهد رسيد.

در فصل چهارم ما ضمن بيان مجموعه روايات ذكر شده در باب قيام سيد خراساني ، 16 صفت مورد ذكر شده در روايات براي سيد خراساني را استخراج كرده و انطباق آنها را بر مقام معظم رهبري نشان خواهيم داد.
در انتهاي اين فصل برخي شبهات روايي در مورد سيدخراساني من جمله " هم نام بودن" با پيامبر اكرم(ص) را جواب خواهيم داد.

در فصل پنجم ما دلائل متعدد عقلي در باب سيد خراساني بودن مقام معظم رهبري را ارائه خواهيم نمود تا نشان دهيم اين فكر كه سيدخراساني ممكن است فردي ناشناس و گمنام باشد ، فكري كاملاً مردود است.
و در انتها نيز نتيجه گيري مختصري از مقاله به خدمت عزيزان ارائه خواهد شد.

انقلاب موعود مردم مشرق زمين

 مجموعه روايات عصر ظهور در منابع معتبر شيعه و اهل سنت خبر از وقوع انقلابي الهي در مشرق زمين و تشكيل حكومتي مقدمه ساز ظهور در اين سرزمين كهن مي دهند ، روايات شريف با تعابير مختلفي از مكان اين انقلاب نام برده اند ، رواياتي از عبارت " من مشرق " استفاده كرده و عبارات ديگري از " من خراسان " ،" اهل طالقان "، " اهل ديلم "، " اهل القم " و ... نام مي برند ، اكثر محققين و راويان اعتقاد دارند كه تمامي اين عبارات بر كليت سرزمين ايران دلالت مي كند.
تمجيد و ستايشهاي متعددي از مقام و منزلت ايرانيان در نزد اهل بيت(ع) در روايات وجود دارد كه دررابطه با ساير اقوام و ملل بي نظير است.
برخي از اين عبارات و روايات تمجيدكننده و ستايشي مرتبط با ظهور و برخي بدون ارتباط با ظهور است ، اما بسياري از اين روايات به رسالت و نقش بزرگ و مهم ايرانيان اهل مشرق زمين در حوادث ظهور اشاره دارند.
همانگونه كه رواياتي معبتر در منابع شيعه و اهل سنت بيان مي دارند و در ادامه نيز خواهيم ديد ، قيام سيد خراساني و پرچم هاي سياه در ادامه انقلاب اوليه مردم ايران است و به عبارتي ديگر آخرين مرحله اين انقلاب مي باشد كه به ظهور منتهي خواهد شد ، ما براي بررسي بحث سيد خراساني و پرچم هاي سياه زمينه ساز ظهور ، نيازمند اين هستيم كه در ابتدا تاملي بر اصل وقوع اين انقلاب موعود در آينه آيات و روايات داشته باشيم و مختصات آن را بشناسيم تا در ادامه با بررسي انقلاب اسلامي نشان دهيم كه اين انقلابي مقدسي كه با خون صدها هزار شهيد به بار نشسته و محافظت شده است همان انقلاب موعود مردم ايران در آستانه ظهور است كه ائمه اطهار(ع) در طي دهها روايت شريف از قرنها پيش بشارت وقوع آن را داده بودند.

اگر اين حقيقت مهم - همچنانكه بسياري از بزرگان و محققين بدان اعتقاد دارند - ثابت شود ، اثبات حضور سيد خراساني در ميان ايرانيان عصرحاضر(حكومت آنها) آسان تر و مقبول تر خواهد بود زيرا حضور سيدخراساني و شعيب در آخرين مرحله انقلاب موعود اهل مشرق زمين يكي از حقايق آشكار و برجسته است كه بنا بر روايات قيام ايرانيان و حركت آنها به سمت ظهور ، با رهبري و مديريت اين دو شخصيت برجسته امكان پذير خواهد بود.

با اثبات مصداق بودن انقلاب اسلامي براي انقلاب موعود روايات ، برخي ادعاهاي افراد نادان يا شياد در قيام سيد خراساني از چين و ماچين يا افغانستان و ... بيشتر به گزافه اي خنده دار تبديل خواهد شد ، زيرا بر طبق روايات شريف خروج شعيب و سيد خراساني در مراحل پاياني انقلاب موعود صورت خواهد گرفت و خواهيم ديد كه با اثبات مصداق بودن انقلاب اسلامي ، به خوبي ثابت خواهد شد كه حتي بدون در نظر گرفتن مصداق ، بايد سيد خراساني و شعيب در تحولات جاري انقلاب اسلامي ايران حضوري جدي و فعال داشته باشند ، زيرا محدوده زماني خاصي ميان آغاز تا فرجام انقلاب موعود در آينه روايات ديده مي شود كه بفرموده امام محمد باقرع و اعتقاد محققين بنام از طول عمر معمولي يك انسان فراتر نخواهد رفت.

بنابر فرموده امام محمد باقر(ع) و اعتقاد محققيني چون علامه كوراني فاصله ميان آغاز انقلاب تا ظهور حداكثر به اندازه عمر معمولي يك انسان خواهد بود.

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 266

 

جايگاه ايرانيان نزد اهل بيت(ع) و رسالتشان در عصر ظهور

در تفاسير آيات و روايات شريف

بررسي روايات مبين اين مطلب است كه ايرانيان كه در لسان روايات با تعابيري چون اهل خراسان ، اهل مشرق زمين ، سرخ رويان ، اهل قم ، اهل طالقان ، دیلم و ... توصيف شده اند از همان صدر اسلام مورد توجه و ستايش اهل بيت(ع) بوده اند كه گاه آتش حسادت و كينه هاي برخي اعراب جاهل را شلعه ور مي كرد (همچنانكه در عصر حاضر نيز چنين است)

ما در ابتدا بعنوان مقدمه اين بخش نگاهي گذرا به جايگاه والاي شيعيان ايران در نزد اهل بيت(ع) خواهيم داشت و سپس با بيان روايات انقلاب موعود و استخراج نشانه ها و ويژگيهاي آن ، ميزان انطباق آنها را بر انقلاب اسلامي ايران را بررسي خواهيم كرد.

ايرانيان ، طالبان علم حتي در ثريا !

اگر دين در ثريا باشد، مردى ( يا فرمود : مردانى ) از ايرانيان بدان جا مى روند ، تا آن را به دست آورند  ! ابن شيبه 12/206 و مسند احمد 2/296 و 308

مورد اعتماد اهل بيت(ع)

لأنا أوثق بهم منكم ; ما به عجم ها اطمينان بيشترى داريم تا به شما عرب ها

مورد ستايش اهل بيت(ع)

مرحبا مرحبا به طالقان !   در روايت ينابيع الموده، قندوزي ، ص 449

معدن هاي ايمان

مسند احمد 417 از ابو هريره نقل مى كند : نزد پيامبر بوديم كه سوره جمعه بر ايشان نازل شد . وقتى آيه " وآخرين منهم لما يلحقوا بهم " را خواند ، مردى پرسيد : اى رسول خدا ! اينها چه كسانى هستند ؟ پيغمبر پاسخ نداد ، و مرد دو يا سه بار پرسيد . سلمان فارسى هم كنار ما بود . پيغمبر دستش را بر سلمان نهاد و فرمود : اگر ايمان در ثريا باشد ، مردانى مانند اين (يا از قبليه اين مرد ) بدان مى رسند .

ايرانيان ، شاخه اي از اهل بيت(ع)

ابن عباس مى گويد : نزد رسول خدا از فارس نام بردم ، فرمود :
فارس شاخه اى از ما بنى هاشم است . الجامع الصغير 2/123 ; جمع الجوامع 1/565

مروجان دين

نهج البلاغه :
سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و آفريدگان را خلق كرد ! (ايرانيان) براى بازگشت به دين ، به روى شما شمشير خواهند كشيد ، چنان كه در آغاز ، شما با آنها جهاد كرديد

شما با عجم بر سر تنزيل قرآن جنگيديد و آنها با شما بر سر تاويل (فهم درست) آن خواهند جنگيد. بحارالانوار 67/174/7

گزيده اي از سخنراني پرمحتواي آيت الله ناصري

با موضوع جايگاه برجسته ايرانيان در نگاه اهل بيت(ع)

لحظاتی که امروز در خدمتتان هستم چند جمله ای راجع به جوان های ایرانی که زمینه ساز ظهور حضرت بقیة الله هستند صحبت می کنم . دلیل بر این مدعی که جوان های ایرانی زمینه ساز ظهور حضرت بقیة الله هستند آیات متعدد قرآن و روایات متعددی است که از نبی اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده است . این روایات را هم اهل سنت نقل کرده اند و هم علمای شیعه . یکی از این آیات، آیه 38 از سوره محمد (ص) است که می فرماید: «و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم » .
مضمون آیه این است: اگر شما پشت کردید، منحرف شدید و احکام اسلام را پشت سر انداختید یک عده در آخرالزمان می آیند و به این احکام و ضوابط الهی عمل می کنند . «و ان تتولوا» اگر شما به اسلام و قرآن و نبی اکرم و ولایت پشت کردید «یستبدل قوما خیرکم » بدل آورده می شود عوض شما یک عده ای غیر شما که آنها هم در همین منظومه زندگی می کنند .
موقعی که این آیه نازل شد عرض شد یا رسول الله آن اشخاصی که بعد از ما می آیند و بدل و عوض ما هستند و آنها به احکام اسلامی می گروند چه کسانی هستند؟ موقعی که این سؤال از نبی اکرم (ص) شد حضرت سلمان پهلوی ایشان نشسته بودند . حضرت دست گذاشتند روی زانوی سلمان و فرمودند: قوم ایشان .
حضرت فرمودند که اشخاصی از طایفه این شخص می آیند و دین اسلام را یاری می کنند . بعد حضرت فرمودند: «والذی نفسی بیده لوکان الایمان منوطا بالثریا لتناوله رجال من فارس » ; قسم به آن کسی که جان من در ید و قبضه اوست; یعنی قسم به خدا، قسم به ذات احدیت اگر ایمان در ثریا باشد ایرانی ها به آن دست می یابند و خود را به کمال ایمان می رسانند .
روایت دیگری است از حضرت صادق (ع) می فرمایند: «وان تتولوا یا معشرالعرب یستبدل غیرکم » ; اگر شما عرب ها عمل به وظایف شرعیه نکنید و اسلام را به نحو کمالش نپذیرید یک عده ای بعد از شما در آخرالزمان می آیند و اسلام را بحقیقت می گیرند و عمل خواهند کرد .
در تفسیر المیزان، تفسیر مجمع البیان، تفسیر فخررازی، تفسیر روح البیان و تفسیر ابوالفتوح . ذکر کرده اند که مراد از این که یک عده ای می آیند و اسلام را احیا می کنند و عمل می کنند، جوان های آخرالزمان(از ايران) هستند .
در روایت دیگری است که وقتی آیه نازل شد و فرمود: «و آخرین منهم لما یلحقوا بهم » ; شما که ایمان آوردید یک عده ای در آخرالزمان می آیند و به شما ملحق می شوند، سؤال کردند: یا رسول الله چه کسانی به ما ملحق می شوند . حضرت دست به شانه سلمان گذاشتند و فرمودند که: یک عده ای هستند در آخرالزمان از طایفه این شخص; یعنی ایرانی ها و اصفهانی ها، اینها می آیند و اسلام را یاری می کنند . حضرت فرمودند: اگر ایمان در کهکشان ها باشد عده ای از عجم به آن دست می یابند .
حضرت صادق (ع) نیز در روایت معتبری فرمودند که: حضرت حق در آخرالزمان قبل از ظهور حضرت بقیة الله عده ای را مهیا می کند و برای سرکوبی یهود می فرستد . قبل از ظهور حضرت بقیة الله حکومت یهود در بین حکومت های اسلامی باید نابود شود . این را امام صادق (ع) فرمودند . آنها چه کسانی هستند که نابود می کنند یهود را؟ ایرانی ها هستند . این هم یک روایت .
آیه دیگر آیه 5 از سوره اسراء است . در این آیه می فرماید: «بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید»
عیاشی از امام محمد باقر (ع) روایتی نقل می کند که در آن پرسیده می شود «اولی باس شدید» چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: اینها از اصحاب و انصار امام زمان در آخرالزمان هستند . روایت دیگری است از حضرت صادق (ع) قریب به همین مضمون است . حضرت سه مرتبه قسم خوردند: آن اشخاص که می آیند و اگر ایمان در ثریا باشد به آن دست می یابند و یهود را سرکوب می کنند: «والله هم اهل قم » ; اینها اهل قم هستند .
روایتی نقل شده که مفصل است . این روایت را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (جلد دوم، صفحه 184) نقل کرده است . می فرماید که: یک روز امیرالمؤمنین (ع) در کوفه مطالبی را بیان می کردند و موعظه و نصیحت می فرمودند، در آن زمان ایرانی ها اطراف امیرالمؤمنین (ع) را مثل پروانه گرفته بودند . اشعث - که حکمش معلوم است از بزرگان کوفه بود - آمد و جریان را دید خیلی به او برخورد و خیلی ناراحت شد که ما عرب هستیم و از بزرگان عرب لکن این ایرانی ها آمده اند و اطراف امیرالمؤمنین (ع) را مثل پروانه گرفته اند . ناراحت شد و شروع کرد یواش یواش جلو آمدن که: یا امیرالمؤمنین این سرخ پوستان، یعنی ایرانیان، اطراف شما را گرفته اند و بر ما چیره شده اند و خود را بر ما فضیلت می دهند . امیرالمؤمنین (ع) این کلام را که شنید ساکت شدند و چیزی نفرمودند و از ناراحتی پاهای مبارک خود را به منبر می زدند . صعصة بن صوحان که یکی از اصحاب خاص امیرالمؤمنین (ع) بود بلند شد و فرمود: یا امیرالمؤمنین گوش به این حرف ها ندهید شما مطالبی را بفرمایید که تا آخرالزمان در بین عرب و عجم مشخص باشد و شایع باشد . حضرت فرمودند: (منظورم اینجاست) آیا امر می کنید شکم پرستان را بپذیرم و مؤمنین و متقین و این جوان ها را از اطراف خود دور کنم؟ حضرت امیر به جوان های ایرانی در آن زمان افتخار می کرده است . بعد فرمودند: والله ایرانی ها شما را سرکوب می کنند . این هم یک روایت بود .
احمد حنبل، یکی از علمای اهل سنت، از نبی اکرم (ص) نقل کرده که حضرت فرمودند: خداوند اطراف شما را از ایرانی ها پر می کند و اینها چون شیرانی هستند و اهل فرار نیستند و از شما دفاع می کنند و دشمنان شما را نابود می کنند و از غنایم شما هیچ استفاده نمی کنند .
حافظ ابونعیم که یکی دیگر از علمای اهل سنت است ، روایت دیگری است از اهل بیت که الان در نظرم نیست از کدامیک از معصومین (ع) نقل شده است . در این روایت نقل شده که از نبی اکرم (ص)، حضرت فرمودند: من به ایرانی ها بیش از شما اعتماد دارم . من به ایرانی ها بیش از شما عرب ها اعتماد دارم . 
15/5/81 – حسنيه حضرت ابوالفضل اصفهان
http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4343&id=31081

بشارت ائمه اطهار(ع) به وقوع حركتي بزرگ در مشرق زمين(ايران) و اتصال آن به ظهور


يخرج الناس من المشرق فيوطئون للمهدي سلطانه
مردمي از مشرق خروج مي كنند و براي حضرت مهدي عج زمينه سازي مي كنند
كشف الغمه ج 3 ص 273 ، الزام الناصب ص 253 و ...

پاره اي از روايات عصر ظهور در منابع معتبر شيعه و اهل سنت از وقوع انقلابي در ايران كه مقدمه ساز ظهور امام عصر(ع) مي باشد ، خبر مي دهند ، هرچند روايت معتبري نيز وجود دارد كه حركت مردم ايران را آغاز ظهور امام زمان(عج) مي داند و نه مقدمه ساز آن
امير مؤمنان(عليه السلام) :
مهدى . . . مويش مجعّد و خالى بر گونه اش است . آغاز كارش از مشرق است
مختصر نعماني ص 304
اين امر نشان مي دهد انقلاب مردم ايران تا چه اندازه در ظهور موثر است و تا چه اندازه با آن عجيب است كه امام علي(ع) اين انقلاب را آغاز حركت امام عصر(عج) مي داند و اين حقيقت به خوبي پاسخ بيماردلاني كه با طرح رواياتي كه بيان مي كند هرپرچمي قبل از پرچم امام عصر(عج) باطل است را مي دهد ، زير اين انقلاب در بطن ظهور و در طول آن است نه در عرض ظهور ، و به فرموده حديث شريف فوق و تاكيد برخي از بزرگان انقلاب ما ظهور صغري امام زمان(عج) است.

رابطه سيد خراساني و انقلاب موعود مردم ايران

ما براي اينكه نشان دهيم اين انقلاب اسلامي ايران همان انقلاب موعود روايات عصر ظهور در مشرق زمين مي باشد ، با ذكر احاديث وقوع انقلاب موعود و استخراج مختصات و ويژگيهاي اين انقلاب ، در فصل بعدي با مروري بر تاريخچه انقلاب ، انطباق ويژكيهاي انقلاب موعود بر انقلاب اسلامي ملت شهيد پرور ايران را مورد بررسي قرار خواهيم داد
اگر ثابت شود كه اين انقلاب همان انقلاب موعود روايات است ، به خودي خود حضور سيد خراساني در جامعه فعلي ايرانيان به اثبات خواهد رسيد زيرا در روايت معتبري كه در ادامه درباره آغاز انقلاب مردم مشرق زمين خواهد آمد ، امام محمد باقر(ع) مي فرمايند :
اگر من اين انقلاب را درك كنم ، حتما خود را براي صاحب اين امر(امام زمان(عج) نگه مي دارم
كه اين مسئله بنا بر اعتقاد برخي از محققين نشان مي دهد كه از آغاز انقلاب موعود تا اتصال آن به ظهور حداكثر به اندازه عمر طبيعي يك انسان فاصله زماني وجود دارد بنابراين اگر ما انقلاب را از سال 42 بدانيم ، در صورت اثبات موعود بودن انقلاب ما ، ثابت مي شود كه سيد خراساني در حال حاضر بايد در ميان حكومت ايرانيان حضور داشته باشد.

ماقبل از اينكه به بررسي انطباق صفات نشانه هاي انقلاب موعود مشرق زمين بر انقلاب اسلامي ايران بپردازيم نگاهي اجمالي بر سير تاريخي انقلاب اسلامي از بدو تشكيل تا كنون خواهيم داشت و بعد از آن به بررسي انطباق خواهيم پرداخت.

انقلاب اسلامی ایران ، تحقق وعده های احادیث عصر ظهور

نگاهي اجمالي به انقلاب اسلامي از بدو تشكيل تا كنون


رسول اکرم (ص) ميفرمايد: « يخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيوَطِّئونَ لِلمَهدي سُلطانَه».(سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ب 34، ح4088؛ کنز العمال، ح 38657؛ الزام الناصب، ج 2، ص 14.)؛ مردمي از شرق قيام ميکنند و زمينه را براي حرکت جهاني مهدي [عج] فراهم ميسازند.

حضرت فاطمه سلام الله علیها کوثر جوشانی ست که خداوند او را به رسول خود عطاکرد . فرزندان این کوثر تابان که امتداد نسل انبیاء بزرگ الهی و از نسل بزرگترین پیام آور الهی ، رسول رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) هستند ، منشا نور و برکت و ایمان و روشنایی بر اهل کره زمین هستند و یقینا انقلاب اسلامی ایران پایگاه  نورانی فرزندان معنوی و نسبی حضرت فاطمه زهرا (س) ست . امروز همه ایرانیان یا خود بنی فاطمه اند یا تربیت یافته ی مکتب الهی و معنوی اهل بیت علیهم سلام . از نظر نسب شناسی و سیرتاریخی، نسلی از فرزندان سادات فاطمی و علوی که به ایران مهاجرت کردند در طول قرنها در این آب و خاک اهورایی ساکن شدند . ایرانیان خداپرست و نیک اندیش به راحتی ، پذیرای حقیقت شیعی دین اسلام شدند و معارف غنی اهل بیت در اندیشه و جانشان رشد کرد .اگرچه تربیت یافتگان مکتب اهل بیت به کشورهای بسیاری سفرکردند و این معارف الهی را نشر دادند اما ایران همچنان به عنوان پایگاه اصلی معارف نورانی اهل بیت باقی ماند و در طول قرنها ،از نظرفکری و معنوی و نسبی ، نسلی فاطمی و علوی درایران رشد یافت .
همزمان دنیا پرستی و الحاد و کفر نیز در غرب رشد یافت . و صهیونیست به عنوان نمادی ازجریان ماده پرستی متولد شد . یکی از ثمرات این تفکرشیطانی ، تلاش برای دستیافتن به منافع مادی بیشتربه هرروش ممکن است.تفکرمادی ، جنگ هاو جنایت های بی شماری را درقرنهای متوالی بر بشریت تحمیل کرد . جنگ جهانی اول و دوم و بمب اتمی برسرمردم هیروشیما نمونه هایی از هزاران دستاورد این نظام کفرآلود و ماده پرست غرب است.
اما به دلیل وجود منابع غنی ثروت درخاورمیانه و خصوصا ایران ، چپاول منابع این بخش از کره زمین ، جزو اهداف اصلی دنیاپرستان قرارگرفت و مقابله با مهمترین عامل بازدارنده برای دست درازی آنها یعنی دینداری مورد توجه جدی قرارگرفت .
و درست از همین جا بود که جنگ میان اهداف مادی گرایانه غرب و اندیشه های الهی مردم ایران آغازشد.

  • مقابله ی تاریخی دو جریان خداپرستی و کفر:

 تفکر مادی و صهیونیست - فرزندارشد بی دینی و مادی گرایی- که جنگ های جهانی اول و دوم (+) ، جنگ ژاپن و کره و .... تجزیه عثمانی و ایجاد نزاع و درکشورهای مسلمان را درکارنامه پلیدخود داشت ،درکشورهای تجزیه شده باکشتار و ارعاب و فریب مهره های خود را حاکم کرد . مصر -انورسادات-، ترکیه - اتاتورک ، عراق صدام، عربستان – آل سعود - ، ایران –خاندان پهلوی -و.... اما ایمان قوی شیعی و علوی سبب شد که مبارزات ملت ایران برای کسب استقلال و حفظ هویت دینی وارد فاز جدیدی شود.
به دلیل محوری بودن نقش دین درمقاومت ملت ها ، دین زدایی هدف صهیونیست قرارگرفت .

درایران دیکتاتور کافر فاسد ، رضاشاه یا همان کافر قزوینی را برای محو دینداری به قدرت رساندند .در عراق دیکتاتور خونریز و سفاک صدام یا همان سفیانی اول به کشتار سنگین شیعیان مامورشد .در ترکیه آتاتورک را به قدرت رساندند تا دین زدایی از مردم مسلمان ترکیه چنان دنبال شود که بعد از گذشت بیش از صدسال ، هنوز حجاب دردانشگاههای ترکیه ممنوع باشد ومدارس دولتی ترکیه هیچ نوع آموزش دینی و قرآنی نداشته باشند و درعربستان آل سعود بعد از موافقت ایجاد اسرائیل درقلب ممالک اسلامی و سکوت دربرابر اشغال فلسطین ، با حمایت لژهای فراماسونری انگلیسی و صهیونیستی به قدرت رسیدند .

همزمان ، ایجاد بدعت و انحراف دینی ،  هدف جریان کفر قرارگرفت .درعربستان وهابیت ، درایران ، بهائیت . بابیت . عرفانهای مخدر بودایی .ترویج اسلام بدون جهاد .تایید روحانیت درونگرا بدون مبارزه و جهاد اجتماعی . روحانیت درباری .ترویج جدایی دین از سیاست. و ...به ایجاد انحراف در خط اصیل دینداری پرداختند .
به دنبال آن ، چهره های اصیل و مردمی مبارزاتی و مذهبی با کشتار ، اعدام .تبعید .زندان و شکنجه. تخریب شخصیت و .....ازمیان برداشته شدند. و به جای آنها نوکران فکری غرب به حکومت رسیدند . نوکرانی گاها با ظواهرکاملا فریبکارانه ی ملی مردم را به انحراف کشاندند و منافع ملت هارا به کام اربابان خود ریختند .مانند مصدق .

قیام سردارجنگل به رهبری میرزاکوچک خان ، قیام دلیران تنگستان به رهبری رئیسعلی دلواری . انقلاب مشروطه درآذربایجان و تهران . ایت الله مدرس. قیام نهضت ملی نفت به رهبری آیت الله کاشانی .قیام فدائیان اسلام به رهبر نواب صفوی .قیام اخوان المسلمین مصر و قیام 1990شیعیان عراق دربرابر صدام و کشتار شیعیان درحرم امام حسین علیه السلام و...نمونه های کوچکی ازتلاش های مردمی اصیل برای مبارزه و غلبه بر جریان زرو زور و تزویر غرب و دست نشانده های آنان است . تلاش برای کسب استقلال و آزادی و بدست گرفتن سرنوشت خود و ایستادگی ملتها دربرابر هجوم تفکرالحادی غرب.همه این قیامها و انقلابهای بزرگ و کوچک با تبعید و اعدام و خفقان و زندان  و شکنجه و قتل و کشتار و انفجار ، به ظاهر سرکوب شد .


اما رنج های ناشی ازین مجاهدت ها و شهادت ها و تبعیدها و رشادتها ، در دل نسلی بزرگ و قهرمان باقی ماند تا مردی از سلاله حضرت زهرا (س) بپاخیزد و باآموزه های  مکتب امام حسین ع  و تحت ولایت امام زمان عج ، ناگهان درقرن بیستم معجزه ای بزرگ را در تاریخ بشر رقم بزند. معجزه ای که امام خمینی ره ، به حق ، آن را انفجار نور نامید .

  • آغاز بزرگترین انقلاب قرن با روح عاشورایی و ولایی:

انقلاب ما ریشه در آموزه های معرفتی عمیق توحیدی  و  قیام سرخ امام حسین ع دارد و حلقه واسطه ای ست ميان مكتب عاشورا و عصر ظهور .اما کلید رمزگشا و  سر بزرگ پیروزی و شکست ناپذیری  این انقلاب چیست؟

1- نقش عاشورا و عزاداری بر امام حسین (ع) برشکل گیری  و پیروزی انقلاب :محرم سال 42 ، نقطه آغاز ایستادگی علنی امام خمینی ره دربرابر رژیم شاه است. چند ماه قبل از محرم (1383 خرداد 42) طرح انقلاب سفید در رفراندومی نمایشی به تصویب رسید. نوروز سال 1342امام خمینی ره ،به عنوان مرجع تقلید مسلم شیعیان ، اعلام عزای عمومی کرد. در 2 فروردین 1342عوامل رژیم با هجومی وحشیانه به مدرسه فیضیه در قم و مدرسه طالبیه در تبریز تعدادی از طلاب را مورد ضرب و جرح قرار داده ، مدارس دینی را به ویرانه تبدیل کردند. حوزه علمیه قم پس از فاجعه فیضیه به مدت چهل روز تعطیل شد.در اين برهه حساس امام خمینی (ره) طی سخنانی به مناسبت شروع دروس حوزوی ، شاه ، عوامل رژیم پهلوی ، اسرائیل و آمریکا را مورد حمله قرار داد و از علما و مردم خواست که در مقابل مظالم رژیم پهلوی ساکت ننشینند.

امام خمینی(ره) طی مصاحبه ای با روزنامه فاینشنال تایمز،در ماه محرم:

سوال : برنامه شما، نظر و رهنمودتان برای طرفدارانتان در ماه محرم چیست؟ جواب: من در مورد محرم به دوستانم دستور داده ام و به آنان گفته ام که مجالس را هر چه بیشتر باید برپا نمایند و مراسم این ماه را بدون اجازه از دولت انجام دهند و اگر دولت جلوگیری کرد در خیابانها و کوچه ها و خارج تکایا مسائل روز را بگویند و نهضت را ادامه دهند.
امام (ره) همچنین در مصاحبه با رادیو لوکزامبورگ در ماه محرم:

سوال: حضرت آیت الله! چرا محرم از نظر این مبارزات این قدر مهم است؟ و آیا تصور می فرمایید که در طی محرم ، این مبارزه علیه شاه به نهایت خودش برسد؟ جواب امام : "محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ همیشه حق بر باطل پیروز شده است. امسال در ماه محرم ، نهضت حق در مقابل باطل تقویت می شود. من امیدوارم که نهضت اسلامی ایران در این ماه محرم مراحل آخر خود را طی کند."

پیش بینی شگفت انگیز امام در آبان سال 56 مبنی بر اینکه رژیم شاه مراحل آخرحیات خود را طی می کند ، درحالی صورت گرفت که از نظرآمریکا با وجود 20 هزار مستشار آمریکایی و سنگین ترین حجم اسلحه و مهمات ، ایران "جزیره ثبات" نامیده شده بود (منبع ) !

حضور میلیونی مردم در تظاهرات تاسوعا و عاشورای سال 1357 که در حکم رفراندومی علیه نظام شاهنشاهی بود پایه های رژیم شاه را کاملا_ متزلزل کرد.  در روز عاشورا عده ای از نظامیان شاغل در گارد جاویدان که تکیه گاه رژیم در سرکوب نیروهای مردمی بود، تعدادی از افسران گارد را در نهارخوری پادگان لویزان به گلوله بستند. بدین ترتیب رژیم شاه دیگر از درون ارتش نیز احساس امنیت نمی کرد. سیل خروشان مردم در روز تاسوعا و عاشورای 1357 ضربه سختی بر پیکر رژیم شاهنشاهی وارد آورد و آنها را از فکر مقابله با این حرکت عظیم در روزهای مقدس تاسوعا و عاشورا خارج ساخت. برخورد خونین رژیم با مردم پس از عاشورا همچنان ادامه پیدا کرد.
سی و شش روز پس از تظاهرات عظیم عاشورا شاه از کشور گریخت و بیست و شش روز بعد در 22 بهمن 1357 رژیم شاهنشاهی در میان ناباوری ناظران به کلی مضمحل شد. و  جهانیان تاثیر شگرف نهضت امام حسین ع و شکل گیری جریان صالح الهی درمقابله با ظلم شدند .
سوال این جاست که چه عاملی سبب ایجاد روح اتحاد و ایستادگی دریک ملت شد ؟ آیا سر پیروزی این انقلاب ، حاصل عاشورایی شدن یک ملت از درون بود ؟ آیا می توان گفت ،سر دیگر این پیروزی  وجود رهبری بزرگ الهی بود که به نیابت از امام زمان عج قلب ها راهدایت می کرد ؟

2- نقش محبت ولی فقیه و فرمانبرداری از او در پیروزی و شکست ناپذیری انقلاب :بی شک مهمترین و کلیدی ترین رمز پیروزی و شکست ناپذیری انقلاب ، محبت و اطاعت از ولی فقیه به عنوان نماینده امام زمان عج بوده است .انقلاب ایران پیش از آنکه یک حادثه تاریخی یا بین المللی باشد، یک تحول بزرگ درونی بود .آیا این تحول بزرگ درونی در تمامی آحاد یک ملت ،که سبب محبت عمیق به ولی فقیه بود ، بدون لطف و نظر خاص امام زمان عج امکان پذیر بود ؟ چگونه ملت ایران به حدی از رشد و بلوغ دینی رسید که علی رغم موج سنگین هجمه های ظالمان ، توانست قلب خود را  با ولی فقیه همگام کند و با این فرمانبرداری و اتحاد خود حول محور  ولی و مصلح بزرگ دینی خود ، پیروزی درخشانی را برای خود رقم بزند ؟

امام خمینی ره تحول ملت ایران را تحولی الهی می دانست و می فرمود : "این یک امر غیر عادی است که حاصل شده" و "از ‏اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است". او میفرمود "جنود غیبی همانطور که در صدر ‏اسلام بود همان تاییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست" و "بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمی ‏توانیم بکنیم".

چرا امام خمینی ره ، همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب ذکر می کرد و می فرمود انشالله این انقلاب را به حضرتش تحویل بدهیم ؟ چرا امام پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می نامید و انقلاب  را مقدمه انقلاب ‏جهانی ایشان می دانست.‏
به این فرمایش امام خمینی ره دقت کنیم :"دست عنايت خداي تبارك و تعالي به سر اين ملت كشيده شده است و ايمان آنها را تقويت فرموده است كه يكي از علائم ظهور بقيه الله اروحنا فداه است."

  • مجاهدت های بزرگ یک ملت الهی  . چگونه و چرا؟

پیروزی این انقلاب آسان بدست نیامد . ملت ایران ، برای به ثمرنشاندن این انقلاب ،بار سختی ها و رنج های بسیاری را  بردوش کشید . اما این انقلاب چه ویژگیی داشت که  به ثمر نشستن آن مستلزم مجاهدت هایی به این عظمت بوده است ؟ کافی ست نگاهی به سختی هایی که یک ملت خداپرست دراین راه متحمل شد بیندازیم و به روح ایمان و عظمت یک ملت بیندیشیم که چگونه درجریان تحمل این سختی ها ، آرام  آرام رشد کرد.

از همان آغاز ، طلبه های جوان مدرسه فیضیه در محرم سال 42 که جزو پاکترین و روحانی ترین اقشار جامعه ایمانی بودند ، چرا به شهادت رسیدند؟ هدف شاه از کشتار این پاکان و خوبان چه بود ؟آیا تحمل رنج سالها زندگی مخفیانه و بدون امنیت و آسایش مانندشهید اندرزگو  کار آسانی بود ؟تحمل رنج تبعید و دوری از وطن و زندگی در سخت ترین شرایط آب و هوایی با کمترین امکانات  و حداقل شرایط زندگی ، مانند ایت الله خامنه ای ، چگونه بدون پشتوانه ی قوی معنوی وروحی امکان داشت ؟

تحمل مدتهای طولانی رنج جدایی از خانواده در حبس و در سلولهای انفرادی بدون انگیزه و ایمان قوی چگونه ممکن بود ؟ این انگیزه قوی چه بود؟

تحمل شکنجه های جلادان ساواک . به عنوان نمونه آیت الله غفاری که تمامی استخوانهایش در زیر شکنجه خورد شد .  ایت الله سعیدی که پایش را با مته سوراخ کردند. خانم دباغ که با سیگار بدن او را می سوزاندند و دختر نوجوانش را جلوی چشمان مادرش شکنجه می کردند و او صدای ناله و استغاثه دخترش را می شنید.چه تعدادی انسان پاک و بی گناه به جرم حق خواهی در زیر شکنجه های ساواک جان دادند و بدنشان به دریاچه های نمک ریخته شد ؟ شهدای 17 شهریور  که درمیان کوچه و خیابان زن و مرد و کودک و جوان از زمین و هوا مورد هجوم مزدوران شاه قرارگرفتند .مادرانی که حتی جنازه های فرزندانشان را نمی دیدند و از قبرآنان نشانی نمی یافتند . همسرانی که سالهای سال با رنج تنهایی و فقر و بیماری دست به گریبان بودند به جرم آزادگی و عظمت روح همسرانشان!

بعداز پیروزی انقلاب نیز با شروع جنگ تحمیلی موج سنگین مجاهدت های ملت ایران وارد فاز جدیدی شد. صدها هزارشهید  جنگ تحمیلی . که هریک نمونه ای پاکیزگی و ایمان و تقوا و نجابت بودند. ده ها هزار جانباز و شیمیایی و قطع نخاعی و بدون چشم و دست و پا و سالها زخم بستر تحمل کرده و رنج های طاقت فرسای خانواده های آن در تحمل این شرایط سخت برای چه هدف و آرمان بزرگی بوده است ؟

سردار شهید حاج اکبر آقا بابایی(شهادت: شهریور 1375): «عزیزانم بدانید که دفاع از ولایت فقیه و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، دفاع از حضرت علی (علیه¬السلام) و فرزندان اوست. و این محقق نمی شود جز با تلاش صادقانه در اجرای اوامر به حق ایشان.»

همه این رنج ها ، مجاهدتها و شهادت ها و بزرگی ها چرا به این نسل غیور و آزاده و مومن تحمیل می شد ؟ چگونه توسط این ملت تحمل می شد ؟با کدام نیروی آهنین ایمان ؟ برای کدام هدف بزرگ ؟ آیا چیزی بجز روح ایمان و اسلام که برگرفته از فرهنگ غنی معنویت و جهاد حسینی بود می توانست سبب چنین حرکت عظیم الهی شود ؟  آیا نوید این تحول درونی و این حرکت عظیم الهی سالها قبل با فرو ریختن کنگره های کاخ کسری به جهان داده نشده بود ؟ آیا همان گونه که امام خمینی ره می فرمایند ، فرو ریختن چهارده کنگره از کاخ کسری هنگام تولد رسول خداص نوید بخش وقوع یک انقلاب بزرگ و تشکیل یک حکومت الهی در قرن چهاردهم هجری در خطه  ایران زمین نبوده است ؟ آیا در وصیت نامه تمام شهدای این انقلاب  از  اسلام . ولایت فقیه نام برده نشده است ؟ هدف شهدا چه بوده است ؟ و مطالبه امروز آنها ازما چیست ؟

اما پاسخ همه این سوالات درکلام بزرگ مجاهدی که تمامی مجاهدت های یک ملت بزرگ را از تبعید و زندان و شکنجه و شرکت درخط مقدم جبهه ها و جانبازی و ....را درکارنامه درخشان خود یکجا ثبت کرده است :

« انقلاب ما در راه آن هدفي كه امام زمان(عج) براي تأمين آن هدف مبعوث ميشود و ظاهر ميشود، يك مقدمه لازم ويك گام بزرگ بوده است. ما اگر اين گام بزرگ را بر نميداشتيم يقينا ظهور ولي عصر(عج) به عقب ميافتاد. شما مردم ايران و شما مادران شهيد داده و پدران داغدار و افرادي كه در طول اين مبارزه زحمت كشيديد، بدانيد و شما اي امام بزرگوار امت بدانيدكه بهتر از ما مي دانيد شما موجب پيشرفت حركت انسانيت به سوي سرمنزل تاريخ و موجب تسريع در ظهور ولي عصر(صلوات الله عليه) شديد. شما يك قدم اين بار را به منزل نزديكتر كرديد.» ایت الله خامنه ای حفظه الله ، 9/4/1359

  • اثرات شگرف انقلاب اسلامی بر جهان اسلام و کفر
  • و حقیقت وعده داده در روایات:

حقیقت بزرگ این است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد کسانی که از دریچه مکتب اهل بیت به دین اسلام گرویده‌اند به‌طور چشمگیری افزایش یافته است، درحالی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی صرفاً در اثر آشنایی و برخورد تصادفی با ایرانی‌ها و یا شیعیان تحت‌تاثیر قرار می‌گرفتند.تاثیر انقلاب بر مسلمانان جهان رامی توان دراین سرفصل ها ارزیابی کرد.

  • ـ انتقال ایران از حاشیه به مرکز ثقل جهان اسلام؛
  • - طرح مجدد اسلام به عنوان مجموعه كاملي از شيوه زندگي و  و درک این حقیقت که مدل غربي جدايي دين از سياست موجب همه مشكلات و نابساماني‌ها‌ي اجتماعي، اقتصادي، نظامي و سياسي جوامع اسلامي بوده است؛
  • ـ گرایش محققان و کارشناسان و اسلام‌شناسان به شناخت بیشتر تشیع؛
  • ـ گرایش غیرمسلمانان به مکتب تشیع و ایجاد موج گرایش به معنویت شیعی؛ ودرک این حقیقت که اسلام شیعه ، راه حل رفع مشکلات فردی و اجتماعی بشریت است.

  • ـ ایجاد روحیه انقلابی و شهادت طلبانه و تشکیل جبهه های مقاومت؛در تقابل با استکبار جهانی و نظام صهیونیستی حاکم برجهان؛ به عنوان نمونه ی درخشان و بارز این جریان مقاومت حزب الله لبنان است که  کاخ عظیم شکست ناپذیری اسرائیل را بعد از 60 سال تجاوز و سفاکی ، فروریخت و شکست مفتضحانه جنگ 33 روزه لبنان ، روح تازه ای درکالبد ملت های مظلوم دمید .و زمینه ساز تقویت مقاومت مردمی حماس و شکست اسرائیل دربرابرمردم غزه درجنایات 22 روزه  شد.مرتبط :(تاثیرانقلاب اسلامی ایران بر جنبش های سیاسی معاصر)
  • ـ پیدایش امواجی از اسلام سیاسی و پویا در میان شیعیان؛ که خواهان بخش یا تمامی قدرت و حکومت هستند.
  • توجه به وجود رهبری معنوی و دینی و الهی ؛ و درک اهمیت نقش این محور کلیدی درپیروزی های بزرگ .تا آنجا که امروز ولی فقیه ما ، رهبری عزیز به عنوان محوراتحاد مبارزان جهان شناخته شده اند. چرا امروز انقلاب ایران و رهبری آن ، درمیان انسانهای آزاده از آمریکا و آفریقا گرفته تا آسیا و حتی اروپا انقلاب  محبوب است ؟


آیامحبوبیت انقلاب ایران و رهبر آن ، مقدمه ای برای برپایی حکومت مردمی و صالح  امام زمان عج در جهان نیست ؟

آنچه دراین جا می خوانید نمونه هایی بسیار کوچک از تاثیرات انقلاب در بیان دوست و دشمن است :

فیدل کاسترو رهبر  کوبا: «پس از فروپاشی شوروی سابق به صحّت توصیه‌های آیت اللّه خمینی به گورباچف پی بردم و معتقدم مدل قرآنی رهبر فقید ایران باید به جای مدلهای غربی در دستور کار برنامه‌های جهانی قرار گیرد.... آنچه در ایران رخ داده است یک انقلاب واقعی و مردمی بود. این انقلاب دارای نیروی عظیمی نیز هست و لازم است که ما همبستگی و حمایت خود را با آن اعلام کنیم»
نلسون ماندلا رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی: «امام خمینی نه تنها رهبری بزرگ برای ایران بود، بلکه رهبری برای تمامی نهضتهای آزادیبخش جهان به شمار می‌رفت

شهید دکتر فتحی شقاقی
شهید دکتر فتحی شقاقی، دبیر کل پیشین جنبش جهاد اسلامی فلسطین: «دنیا باید بداند که بازتاب شعارهای امام خمینی رحمه الله در فلسطین، در هیچ جای دیگر دنیا نظیری نداشت. دلیل آن این است که همان گونه که امام راحل به زندگی ایرانی ها معنا بخشید، به زندگی ما در فلسطین نیز چنین مفهومی بخشید. پیش از او، ما در یک حالت یأس و ناامیدی به سر می بردیم و معتقد بودیم که نمی توان این دشمن مستکبر را شکست داد و رژیم صهیونیستی را از بین برد. امام با به دست آوردن پیروزی، امید را در ما زنده کرد . امروز نیز به رهبری آیت اللّه خامنه ای، علی رغم تمامی مشکلات و محاصره های موجود، در همان مسیرحرکت می کند.».(منبع :معجزه قرن بیستم)

شهید عارف حسین حسینی ، از رهبران شیعه پاکستان : «انقلاب اسلامی ایران، در مردم مستضعف پاکستانی اثر خوبی بر جای گذاشته، به طوری که مردم مسلمان این کشور را از درون منقلب نموده است. هم اکنون جوانان ما از اهل علم تقاضا دارند، همان چیزی که علما و روحانیون ایران به جوان های خود آموخته و این انقلاب عظیم و آسمانی را به وجود آورده اند، به آنان بیاموزند».

برونوکراسیکی، صدر اعظم سابق اتریش
«من از شخصیت های مذهبی و دینی نیستم، ولی می توانم این مسأله را بگویم که انقلابی که در ایران رخداده است، موجب علاقه بیش تر به اسلام در خارج از جهان اسلام شده است و روشن فکران دنیا، به دلیل علاقه ای که به اسلام پیدا کرده اند، توجه خود را به انقلاب اسلامی معطوف داشته اند. می توان گفت این انقلاب در خارج از جهان اسلام، نفوذ فراوانی کرده است».

ژولیوس نایرره رئیس جمهور تانزانیا: «انقلاب ایران معادلات جهانی را بر هم زده است ... انقلاب اسلامی ایران از مردمی‌ترین و اصیل‌ترین انقلابهای جهان است. ما برای این انقلاب احترام و ارزش فراوانی قائل هستیم. ایران، هم نیرومند است و هم غیر‌متعهدترین کشور جهان است.»

ماروين زونيس " (Marvin Zonis) – مدير موسسه مطالعات خاورميانه دانشگاه شيكاگو : «پيام ايران به عقيده‌ي من، تكان‌دهنده‌ترين ايدئولوژي سياسي قرن بيستم، از زمان انقلاب بلشويك است. و اگر بپذيريم كه بلشويسم، بازمانده قرن نوزدهم است، آن وقت گمان مي‌كنم كه تنها يك انقلاب خوب در قرن بيستم داشته‌ايم، و آن، همين انقلاب است؛ اين پيام قدرتمند، در طي مدت‌هاي مديد با ما خواهد بود، صرف‌نظر از هر اتفاقي كه بر سر آيت الله خميني بيايد.» (منبع)

حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه : «انقلاب اسلامی ایران برای تمام منطقه یک پیروزی است. اکنون در ایران رژیمی انقلابی ـ اسلامی با شعار نه شرقی ـ نه غربی سر کار است که توانسته کلیه امور سیاسی، نظامی و استراتژیک را در منطقه از اساس واژگون سازد. انقلاب اسلامی ایران، روابط خارجی خود را با امپریالیست ها قطع کرده و پایگاه های نظامی بیگانگان را از میان برداشته و راه سرافرازی در پیش گرفته است. رژیم اشغالگر قدس آن چنان از انقلاب اسلامی به وحشت افتاد که بارها از ارباب خود آمریکا گله کرد که چرا نمی تواند جلو تأثیرانقلاب اسلامی ایران را که منجر به پیروزی فلسطین خواهد شد، بگیرد».

رادیو لندن: «او (امام خمینی) انقلابی را رهبری کرد که جهان را لرزاند.»

عبدالحمید اجل سفیر الجزایر در ایران: «الجزایر به انقلاب ایران مباهات می‌کند.»

خبرگزاری آسوشیتد پرس مورخ 14/3/1368: «آیت اللّه خمینی یک شاه را سرنگون کرد، یک ابرقدرت را مبهوت نمود و با پیام وحدت و قدرت اسلامی خود، جهان را تکان داد.»

احمد بن بلا، از رهبران انقلاب الجزایر و نخستین رئیس جمهور این کشور
: «انقلاب ایران، قبل از هر چیز یک انقلاب فرهنگی است. به طور کلی مخالفت با انقلاب اسلامی، در غرب طرح ریزی می شود و این مخالفت را، سرمایه داران رهبری می کنند. انقلاب اسلامی ایران در قلب ها جای دارد، به ویژه در قلب جوانان الجزایر، تونس، مغرب، سوریه و.... آن چه برای من درمورد انقلاب ایران مهم است، این است که برای نخستین بار، انقلابی با طرح فرهنگی تولّد یافته است. ما باور داریم که انقلاب ایران بر مبنای اسلام انجام گرفته است. مابه ارزش معنوی و حقانیت این انقلاب اعتقاد داریم. بی جهت نیست که این انقلاب، وحشتی در دل دولت هایی که نفت ما را می بردند، ایجاد کرده است».

روژه گارودی، اندیشمند فرانسوی : «انقلاب اسلامی دارای معنای جدیدی بود كه نه تنها حكومت سیاسی، اجتماعی و استعماری را سرنگون كرد، بلكه مهمتر از این تمدن و جهان بینی خاصی را كه در مقابل دین علم شده بود، واژگون ساخت.»

حبیب شطی، دبیرکل سابق سازمان کنفرانس اسلامی : «انقلاب ایران به همه نشان داد که اسلام چه قدر قدرت مند است و این که ایمان می تواند به مسلمانان کمک کند تا به حکومت دل خواه خود برسند. ما می خواهیم جامعه جدیدی بر مبنای اصول اسلامی بسازیم و امیدواریم انقلاب اسلامی ایران مدل و الگوی ما قرار بگیرد».

ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا: «به دلیل اهمیّت استراتژیک ایران و نفوذ این کشور در جهان اسلام است که ما در صدد کاوش برای یک رابطه بهتر بین کشورهای خود برآمدیم ...انقلاب ایران یک واقعیت تاریخی است.» (لینک منبع )

مشاور امنیت ملی ریگان: «انقلاب اسلامی یک حقیقت تاریخی است و باید یک ایران مستقل و از نظر اقتصادی و نظامی با ثبات را باور داشت.»(لینک منبع )

گورباچف رهبر پیشین شوروی سابق: «آیت اللّه خمینی توانست اثری بزرگ در تاریخ نوین جهان بگذارد.»(لینک منبع )

روزنامه ایندیپندنت چاپ لندن مورخ 15/3/1368: «بندرت اتفاق می‌افتد که یک مرد به تنهایی بتواند مسیر تاریخ را عوض کند، اما این درست همان کاری بود که آیت آللّه خمینی از عهدۀ آن برآمد.»

ميشل فوکو " جامعه شناس فرانسوي: " محور و قطب اصلي انقلاب اسلامي ايران ، معنويت گرايي است . اين انقلاب به جاي آنکه بازگشت به ارزشهاي کهن باشد ، درصدد ارائه تعريف جديدي از عقلانيت است . عقلانيتي که در آن معنويت ، جايگاه ويژه اي دارد . اين ويژگي ، انقلاب اسلامي را از ساير انقلابها متمايز کرد و آن را به الگويي جديد تبديل نمود . "

" راينهاردلو " ، مدير انستيتوت پژوهشهاي فلسفي در هانوور آلمان ، در کتابي که خلاصه مباحث 30 تن از متخصصان ، عالمان و فيلسوفان در سمينار " اسلام و مسيحيت در اروپا " را دربر دارد : « نقش اسلام در بيست سال اخير قرن ما ، يک جهش و پيشرفت مهم و درعين حال ، شگفت آفرين پيدا کرده است . با توجه به اثرگذاري انقلاب اسلامي در احياي تفکر ديني ، به مسيحيان توصيه مي کنیم که اسلام را بهتر بشناسند و با مسلمانان باب گفتگو را باز كنند ."(منبع )

امام جمعه رتردامِ هلند حاج شیخ اسرافیل دمتریكین :"عزت مسلمانان و مستضعفان جهان ، در گرو وجود انقلاب اسلامی ایران بوده و هست و قبل از این انقلاب ، در خارج از كشور حتی از بیان اعتقادات خود بیمناك بودیم . به بركت این انقلاب كه باعث دلگرمی و حمایت از شیعیان مظلوم جهان شده ، توانستیم الگوی مناسبی را به جهانیان ارائه و در دنیای غرب به فعالیت‌های دینی و مذهبی مشغول باشیم . "(منبع)

دانيل پايپز " Daniel paipes يکي از فعالان انجمن سياست خارجي ايالات متحده امريکا: " بايد بپذيريم که پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي ما امريکايي ها ضروري است که زمينه اي جهت مطالعه و تحقيق پيرامون مذهب فراهم آوريم . "

دانیل پایپس، رئیس انستیتو پژوهش های سیاست خارجی آمریکا: «آمریکا نخواهد توانست با مسلمانان سازش کند. ماچند سال پیش حساسیت خاصی نسبت به اسلام نداشتیم، اما امروز این گونه نیست. امروز مسلمانان به انقلاب اسلامی نظر دارند و از آن الگوبرداری می کنند. اگر این تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان کشورهای دیگر بیش تر خواهد شد و این برای ما قابل تحمل نیست».(منبع :معجزه قرن بیستم)

اما آنچه دوست و دشمن به آن معترفند ، عظمت و بزرگی و اثرگذاری این انقلاب است . آیا عظمت این انقلاب خود دلیل روشنی براین حقیقت نیست که انقلاب اسلامی ایران همان انقلاب وعده داده ی شده ی مردم مشرق زمین است؟ همان انقلابی که به ظهور امام زمان عج ختم خواهد شد؟ همان انقلابی که  پرچم آن توسط سیدخراسانی به امام زمان عج سپرده خواهد شد؟

  • دشمنی های استکبار با انقلاب اسلامی
  • احساس خطر مستکبران درعرصه ی جهانی :

انقلاب نورانی ملت ایران ، ازهمان آغاز شکل گیری  ، مورد دشمنی ظالمان و مستکبران بوده است. اما علت این همه دشمنی چیست ؟ آیا جزاین است که ملت ایران اهداف انبیاء الهی را دنبال می کند؟ همان اهدافی که مورد نظر حکومت امام زمان عج است ؟ یعنی خداپرستی به جای پرستش طاغوت(یعبدک لایشرک بک شیئا). اجرای حق  (حتی لا یستخفی بشئ من الحق مخافه احد من الخلق) عزت اسلام و مسلمین (تعزبها الاسلام و اهله )عدالت و قسط به جای ظلم و فسق (الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ ). و  این همان ها دقیقا چیزی ست که ظالمان را رو در روی دولت امام زمان عج قرارمی دهد  . و دراین جاست که با استقامت یک ملت دقیقا شاهد تحقق وعده های الهی و خوارشدن دشمنان بوده ایم (قاصِمِ الْجَبّارینَ، مُبیرِ الظّالِمینَ، مُدْرِکِ الْهارِبینَ، نَکالِّ الظّالِمینَ، ). آنها بیش ازهمه دریافتند که موفقیت اجرایی حکومتی که براساس چنین دیدگاهی بنانهاده شده ، مهرپایانی بر تمامی شیوه ها و روش های حکومت داری آنهاست و این جرقه ای ست که می تواند تمام کشورهای جهان را روشن کند و دنیا را به سمت برپایی چنین حکومتی درعرصه جهانی بکشاند . بنابراین دریافتند خطر از دست دادن فرمانروایی برجهان ، بزرگترین خطری ست که بقای آنها را تهدید می کرد. پس با سخت ترین و بیشترین و هوشمندانه ترین وسایل و امکانات و علوم انسانی به مقابله پرداختند تا این نور الهی را خاموش کنند . غافل از اینکه یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم .والله متم نوره و لو کره الکافرون .امابرای آنکه ببینیم مستکبران چگونه هرآنچه توانستند انجام دادند اما نتوانستند بر نور الهی این انقلاب غلبه کنند ، این دشمنی ها را در دو گروه  دشمنی های سخت و نرم خلاصه می کنیم. گرچه تشریح جزئیات جنایات و فریبکاری هایی که انجام دادند ، شرح یک تاریخ مظلومیت و رشادت ملت ایران است.

دشمنی های سخت :

1- حمله نظامی مستقیم آمریکا : تجاوز نظامی آمریکا با ایران هفت هلی کوپترجنگی در صحرای طبس . زدن سکوی سلمان در آبهای جنوب ایران توسط آمریکا در روزهای پایانی جنگ.زدن هواپیمای مسافری ایران در آبهای خلیج فارس و مدال گرفتن فرمانده آن ازدست رئیس جمهورآمریکا.

1- جنگ تحمیلی : امروز کسی نیست که نداند تمامی کشورهای بلوک شرق و غرب با تمامی قدرت نظامی و اطلاعاتی و تسلیحاتی و رسانه ای و مالی به مزدورمنطقه ای خود کمک کردند ، تا با ورود به ایران و ترتیب دادن یک قتل عام بزرگ ، انقلاب ملت ایران را در همان آغاز نابودکنند .اما رویایی سردارقادسیه در فتح سه روزه تهران، با غیرت دلیرمردان ایران به گور رفت .  این دلاوری ها صدها هزار شهید و جانباز برجای گذاشت و خسارت های ناشی ازجنایات غربی ها مانند بمب های میکروبی و شیمیایی هنوز نیز از ملت ایران ، قربانی می گیرد. هرچند خون شهدا ، سبب بیداری بیشتر ملت ایران شد اما براستی چه تعداد از یاران مخلص امام زمان عج را از ملت ایران گرفت ؟

به جرم کدام هدف بزرگ؟

2- ترور ها: ترور بزرگان اثرگذاری مانند شهیدبهشتی و هفتاد دو تن از یاران وفادار انقلاب در دفترحزب مانند شهید دیالمه و عباسپور و قندی .... . شهید مطهری .شهید آیت .شهیدمفتح . شهیدان رجایی و باهنر. شهید لاجوردی . قدوسی . هاشمی نژاد .شهدای محراب . ایت الله دستغیب . صدوقی . مدنی و صدها انسان مخلص و بسیجی و سپاهی که دلداده این انقلاب بودند.

3- تحریم ها :اعمال تحریم های همه جانبه ی . درخرید ابزار و امکانات و بستن در های انتقال دانش و علم برای عقب نگه داشتن ایران . گذشته از ایجاد محرومیت شاید هریک قطعه ای که تحریم می شد جان یک ایرانی بیمار را می گرفت.

4- مهره گذاری :جایگزینی مهره های سرسپرده ای مانند بنی صدر و موسوی در بدنه نظام با ابزار تبلیغات ، برای شکستن استقامت ، ضربه زدن به منافع ملی و کشتارملت ایران .خیانت های زیربنایی این مهره ها از ضربه های جنگ نیز سخت تربود  .نوشاندن جام زهر به امام و به شهادت رساندن  مخلصین ترین یاران امام زمان عج در عملیاتی مانند کربلای پنج  با لو دادن اطلاعات به دشمن ، بخش بسیارکوچکی ازین جنایات است . تلاش برای تجزیه ایران از طریق کمک اطلاعاتی و مالی به گروه های معاند .  ضربه زدن به کشاورزی برای وابسته کردن ایران از نظر غذایی به خارج ، دولتی کردن اقتصاد برای توقف رشد اقتصادی ملت ایران . افزایش هزینه و تخریب پایتخت برای قفل کردن کارها (+). ویرانی شهرها و روستاها با نرساندن امکانات و بودجه به آنها . کشتارجاده ای از طریق تولید انبوه خودرو و ناامنی راهها و بستن قراردادهای سنگین ترانزیت کالا و رهاشدن میلیونها کامیون خارجی درجاده های ایران که امار کشته های جاده ای را از آمار شهدای جنگ نیز فراتربرد !!!! تهاجم فرهنگی بوسیله چاپ صدها هزارکتاب و مجله و روزنامه برای تهی کردن هویت دینی ملت ایران در درون و سلب اعتماد نسل های بعدی به خوبان و پاکان نظام .ازهم پاشیدن کارخانه های داخلی با انواع و اقسام روشهای قانون گذاری توسط مهرهای نادان یا خائن مستقردرمجلس و سه دولت اول.توقف تولید و وابسته کردن ایران به خارج با سیاست گذاری های اشتباه مهره های داخلی مثلا با کمک واردات سنگین.تلاش برای هضم ایران دراقتصادجهانی برای له شدن اقتصادی ایران.(بحرانی که امروز دامن گیرکشورهای اروپایی ست) . همه ی این ها بخش کوچکی از عملکرد مهره های خائن داخلی ست.

5- بلوکه کردن اموال و دارایی های ایران نزد بانکهای خارجی: تنها دریکی ازین دشمنی ها 11 میلیارد دلار از اموال ملت ایران نزد بانکهای خارجی توسط موسوی خیانت کارو تیمش بلوکه شد .(دراین باره بخوانید : آن روی سکه تدارکاتچی های مجسمه ی آزادی )

و در حوزه جنگ نرم شاهد پیگیری این برنامه ها و دشمنی ها از طریق ابزارهای رسانه ای بوده ایم :

1- مرعوب كردن مسئولين، شخصيتهاي سياسي و نخبگان كشور
2- تضعيف اراده عمومي مردم. از راه ایجاد ترس و ناامنی ذهنی.
3- تغيير درك صحيح مردم از واقعيت هاي موجود جامعه. با دادن اطلاعات غلط و کانالیزه شده به مردم . که نمونه اثرات تخریبی این روش را برمنافع ملی و روحیه ملت ایران ، در فتنه 88 دیدیم .
4- سلب اعتماد ملت از مسئولين كشور. هجمه شخصیتی و عملکردی به خدمتگزارانی مانند دکتراحمدی نژاد .سانسورحقیقت و بالا بردن خائنانی مانند خاتمی.
5- ترويج انواع  شايعات برای شکستن قدرت ایستادگی ملت . ازجمله بزرگنمایی اثرات تحريم و فشار اقتصادي بر كشور. سیاه نمایی عملکرد دولتها. نادیده گرفتن موفقیت های ملت ایران و تحقیربزرگی های او.
6- تلاش برای تغییرهویت دینی -جهادی نسل جوان. با فشار رسانه ای . تعلیمات ناصحیح مذهبی درمدارس و دانشگاهها.ترویج شیوه های انحرافی دینداری و معنویت بدون سیاست و نادیده گرفتن شهدا و بزرگان عرصه جهاد دررسانه ها حتی سیمای ملی درسالهای سیاه خاتمی.....
7- عوض كردن جاي متهم و مدعي با ابزار تبليغاتي و رسانه اي.
8- ترساندن ملت هاي منطقه از ملت ايران و انقلاب اسلامي.
9- دامن زدن به اختلافات مذهبي، قومي، جناحي، سياسي و رقابت هاي صنفي

اما همه این دشمنی ها که برای شرح جزئیات برنامه های آن صدها کتاب نیازاست ، هیچ کدام نتوانست بر موج حرکت این انقلاب الهی فائق آید . آیا به راستی این معجزه نیست که نظامی با چنین حجم سنگین دشمنی از سوی همه کشورهای قدرتمند جهان که دارای بالای ترین پتانسیل هوش و قدرت علمی و امکانات مادی بودند نتوانسته بر حرکت انقلاب و نظام فائق آید ؟

اگر جمهوری اسلامی ایران ازجانب خداوند یاری نمی شد چگونه دربرابر این همه دشمنی سنگین کمر راست می کرد ؟ آیا باقیماندن این نظام با این همه دشمنی خود دلیل روشنی بر حمایت ها و هدایتهای الهی این انقلاب از سوی خلیفه خدا در زمین نیست ؟ و آیا نظر ویژه حضرت ولی عصر براین انقلاب براین نیست که این انقلاب مقدمه ای بر انقلاب جهانی ست . و سوال اخر اینکه  امروز چنین انقلابی چه کسی ست ؟ آیا کسی بجز یک مرد الهی و بزرگ می تواند رهبری چنین انقلابی را عهده دارباشد؟ کسی که ائمه اطهار  با دهها روایت سیدخراسانی از او تمجیدکرده و او را تایید کرده اند ؟

 

قم در قيام/تظاهرات 50 هزارنفري مردم قم در اعتراض به مقاله اهانت آميز نسبت به امام‌خميني (ره)

بشارت ائمه اطهار به حركت بزرگ شيعيان ايران و انقلاب مقدمه ساز ظهور

- ابو خالد كابلى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:
-  گوئى مى‏بينم كه قومى در مشرق خروج كرده‏اند و خواستار حقّ‏اند ولى به ايشان داده نمى‏شود، باز خواستار آن مى‏شوند و به آنان داده نمى‏شود، پس چون چنين مى‏بينند شمشيرهاى خود را بر گردن خويش مى‏افكنند (آماده كارزار مى‏شوند) پس آنچه مى‏طلبند به ايشان بدهند ولى ايشان از پذيرفتن آن خوددارى مى‏كنند تا اينكه قيام نمايند و آن را به كسى باز ندهند مگر به صاحب شما، كشتگانشان شهيدند، بدانيد اگر من خود آن را در مى‏يافتم حتما خود را براى صاحب اين امر نگاه مى‏داشتم» غيبت نعمانى- ترجمه غفارى، ص: 383

رسول خدا(ص) : ما اهل بيتى هستيم كه خدا آخرت را براى ما خواسته است و اين اهل بيت من بعد از من دچار بلاء شده و (از حقوق خود) محروم خواهند شد تا اينكه عده‏اى كه بيرقهاى سياهى دارند از طرف مشرق مى‏آيند و دو مرتبه يا سه مرتبه حق خود را طلب ميكنند و حق را بآنها نميدهند تا اينكه جنگ كنند و غالب شوند، آنگاه حق آن‏ها را بآنها ميدهند ولى قبول نميكنند و حق را بمردى از اهل بيت من رد ميكنند و او زمين را پر از عدل ميكند بعد از آنكه از ظلم پر شده باشد هر كدام از شما آن را درك كرديد بايد خود را بآن برسانيد و لو اينكه با دست و سينه خود از روى برف برويد زيرا كه او مهدى عليه السّلام است.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان(ترجمه ملاحم و الفتن)، باب 93 متن، ص: 36

هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن بر روي برفها باشد ، كه صاحبان آن پرچم ها  طرفداران حق هستند ، آنها حق را مطالبه مي كنند ولي به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند ، آنچه مي خواستند به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند آنچه مي خواستند به آنها داده مي شود ولي آنها ديگر نمي پذيرند ، گويي با چشم خود مي بينم كه شمشيرها را حمايل كرده اند ، و پيش مي تازند تا پرچم ها را به مهدي(ع) تسليم  كنند ، آگاه باش كه آنها ياران مهدي اند و زمينه سلطنت جهاني او را فراهم مي سازند ، دلهاي آنها چون قطعات آهن است ، هنگامي كه پرچم هاي سياه را مشاهده كرديد كه از سوي مشرق به حركت درآمده فارسيان را گرامي بداريد كه دولت ما در ميان آنها مي باشد. غيبت شيخ طوسي ص 262 ، ملاحم و الفتن ص 27

امام كاظم(عليه السلام) فرمود : مردى از قم ، مردم را به حق فرا مى خواند . پيرامونش گروهى گرد مى آيند كه دل هايشان مانند پاره هاى آهن است . توفان هاى وزنده ، آنان را نمى لرزاند و از جنگ خسته نشده و نمى هراسند . به خدا توكل كرده و عاقبت از آنِ پارسايان است ( بحار 57/215 ) .

چون حكومت بني فلان سپري شود، خداوند با مردي از ما اهل بيت(ع) بر آل محمد(ص) منت مي نهد ، كه با تقوا گام مي سپارد و بر اساس هدايت رفتار مي كند ، و در كارهايش رشوه نمي گيرد ، به خدا سوگند نام خود او و پدرش را مي دانم ، آنگاه به محضر امام عادل از ما مي رسد .....
بشاره الاسلام ص 161

چون نشانه هاي ظهور فرا رسد ، خداوند يكي از شيعيان ايراني را برمي انگيزد كه گرامي ترين اسب سوار عرب(هاشمي و بلندمرتبه است) است ، خداوند به وسيله آنها دين را ياري مي كند. بشاره الاسلام ص 29

وقتى كه ديديد از طرف مشرق بيرقهاى سياهى نمايان شد فارس را اكرام كنيد، زيرا كه دولت ما در ميان آنها است. ملاحم و الفتن ص 16

و دهها حديث ديگر

صفاتي كه از روايات فوق براي انقلاب موعود روايات استخراج مي شود :

1- اين انقلاب در مشرق زمين رخ خواهد داد
2- انقلابيون خواستار حق هستند اما به آنها داده نمي شود
3- رد كردن پاسخ مثبت حاكمان و قيام همه جانبه 
4- كشته هاي آنها شهيد محسوب مي شوند
5- رهبر انقلاب آنها مردي از قم است
6- نماد حركت آنها پرچم هاي سياه است
7- انقلاب مشرق زمين صاحب پرچم هدايت است و مسلمانان به هر قيمتي بايد آن را ياري كنند
8- انقلابيون درگير جنگي طولاني با دشمنان خود خواهند شد.
9- بوي پرچم هاي انقلاب موعود چون مشك به همه جا مي رسد ( انقلاب موعود محبوب ملتهاست)
10-  رهبران انقلاب روايات از سيد قمي تا خراساني و شعيب و ياران آنها بسيار محكم و قدرتمند هستند
11- ميان شروع حركت آنها تا ظهور بيش از عمر يك انسان فاصله نيست.
12- مرحله آخر  انقلاب مشرق زمين ، تسليم پرچم به امام زمان(عج) مي باشد

بررسي انطباق صفات انقلاب موعود روايات بر انقلاب اسلامي ايران

1- اين انقلاب در مشرق زمين(ايران) رخ خواهد داد

روايات شريف در مورد مكان وقوع اين انقلاب تعابير مختلفي به كار مي برند ، در روايت معروف امام كاظم(ع) ، مردي از قم ... ، مكان وقوع اين حركت بزرگ شهر قم و به تعبيري ديگر كل ايران است ، همچنين است رواياتي كه از اهل خراسان بعنوان انقلاب گران موعود ياد مي كنند و عبارت " من المشرق " نيز همين حقيقت را مي رساند زيرا مولفين و راويان از صدر اسلام تا كنون بالاتفاق براين مسئله توافق دارند كه مراد از مشرق زمين ، اهل قم ، اهل خراسان و ...  در لسان روايات سرزمين ايران كنوني مي باشد. همچنين عبارت " فاكرموا الفرس فان دولتنا فيهم " ، فارس ها (ايراني ها) را گرامي بداريد كه دولت ما در ميان آنان است ، به خوبي نشان مي دهد كه دولت و انقلاب مزكور در ميان فارس هاي ايران  ايجاد خواهد شد.


عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 219

سرزمين ايران حدوداً در مشرق حجاز و شهر مدينه

آغاز حركت توفنده انقلاب اسلامي و مخصوصا پيروزي شگفت انگيز آن تمامي نگاهها را به خود معطوف داشت ، بسياري از محققين و بزرگان كه تا قبل از آن با وجود ملاحظه چند باره اين روايات به اهميت آن پي نبرده بودند ، به يك باره خود را با حقيقي بزرگ و درخشان روبرو ديدند ، حقيقتي كه همچنانكه اهل بيت(ع) بشارت داده بود ، خورشيد آن از مشرق يعني سرزمين ايران اسلامي طلوع كرده و بر تمامي جهان پرتو افشاني مي كرد.

خرداد 42 ، نقطه عطف عصر حاضر

توجه دوست و دشمن به تحولات ايران با انتشار موج درخشان انقلاب اسلامي


البته اين مطلب با جايگاه بسيار برجسته اي كه ايرانيان در نزد اهل بيت(ع) از ابتدا داشته اند سازگاري كامل دارد ، به عبارتي ديگر كاملاً طبيعي است كه رسالت بزرگ زمينه سازي براي قيام قائم(عج) به مردم اين سرزمين كه مورد اعتماد و تمجيد اهل بيت(ع) قرار داشته اند ، محول شود.درباره این خصلت انقلاب گفتارشهید آوینی را عینا ذکرمی کنیم "اين حركت از ايران (مشرق زمين) آغاز مى‏شود. ايران سرزمينى است كه در آن برف مى‏بارد، در حالى كه باريدن برف در جزيره ‏العرب متداول نيست. انقلاب اسلامى ايران نيز در ماه بهمن به پيروزى رسيد. بهمن در زبان فارسى به معناى توده انبوه برفى است كه در كوهها جمع مى‏شود و به سوى دره‏ها و دشتها سقوط مى‏كند; همچنين به ذرات ريز برف كه در هوا معلقند و گاهى باعث‏به وجود آمدن كولاك مى‏شود، بهمن مى‏گويند.  از آن سبب اين ماه را بهمن ناميده‏اند كه موسم ريزش برف در ايران است; جمله "فاتوها و لوحبوا على الثلج; به آن نهضت‏بپيونديد حتى اگر با سينه خيز رفتن روى برف باشد" در اين روايات دليل روشنى است‏بر اينكه شروع اين حركت از ايران مى‏باشد; افزون بر احاديث‏شريفى كه بر شروع اين حركت از ايران دلالت دارد، پيروزى انقلاب اسلامى در دهه دوم ماه بهمن كه فصل ريزش برف سنگين در ايران است و به كار بردن اين جمله "حبوا على الثلج" به همراه كلمه مشرق در روايات به روشنى به مكان شروع اين حركت اشاره دارد." (منبع سایت شهید آوینی:نهضت امام خمينى زمينه ‏ساز ظهور دولت‏ حضرت مهدى (عج))

2- انقلابيون خواستار حق هستند اما به آنها داده نمي شود

علت قيام اوليه مردم مشرق زمين در چند روايت ذكر گرديده است ، " يطلبون الحق فلا يطيعونه " ، " فيسالون الخير فلا يطيعونه " ،  يا در حديث مردي از قم ، " يدعوا الي الحق "، علت قيام و انقلاب اوليه ذكر گرديده است.
بطور خلاصه مجموعه روايات نشان مي دهد كه مردم ايران زمين مطالبه حقي دارند و يا حق را مي طلبند و به آنها داده نمي شود و آنها مجبور مي شوند كه قيام كنند ، يعني قيام اوليه آنها دفعي و به يك باره نيست ، بلكه در ابتدا  از راههاي مسالمت آميز و با درخواست و گفتگو حق و خير را مي طلبند و چون به آنها داده نمي شود ، در نهايت مجبور مي شوند كه قيام و درگيري مي شوند.
با كمي دقت ، كاملا روشن است كه اين مشخصه نيز به طور كامل بر انقلاب مردم ايران منطبق است ، چه قيام مردم ايران را بر عليه  دشمن داخلي بدانيم و چه بر عليه دشمن خارجي ، همانگونه كه نويسنده عصر ظهور اين دو حالت را ذكر كرده و به تحليل آن پرداخته است ، خواهيم ديد كه هر دو حالت منطبق بر اتقلاب ايران مي باشد ، چه اينكه ريشه هاي قيام 42 به درخواستهاي مكرري كه مردم ايران از سالها پيش داشته اند مبني بر لزوم دخالت و نظارت اسلام در حكومت ايران كه وقعي به آن نهاده نمي شد ، و اين مطالبه حق كه در قيام مشروطه و حركت آيت الله كاشاني و فدائيان اسلام و در نهايت حركت امام راحل(ره) مطرح شده بود با بي اعتنايي حاكمان سرسپرده ، رد شده بود و تنها راه باقيمانده قیام بود. امام خمینی ره درباره علت و انگیزه این قیام می فرمایند:«... این قیام، قیام حق بر باطل بود. قیام عبودیت بر طاغوت بود."
البته علامه كوراني در حالت دوم فرض مي كند كه قيام بر عليه ابرقدرتهاي جهاني صورت گرفته است و درخواست اوليه نيز مطالبه عدم دخالت در شئون زندگي و حكومت مردم سرزمين ايران است.
البته آنچه صحيح به نظر مي رسد اين است كه ما اين دو دشمن را يكي دانسته ، مبناي مطالبه و حركت اول را همان قيام 42 و مطالبه پيش از آن بدانيم كه اين درخواست بعد از پيروزي انقلاب به نوعي ديگر با دشمن خارجي مطرح شده است و مي تواند شامل رد درخواست پذيرش صلح از طرف استكبار توسط ايرانيان باشد.

در نهايت مي بينيم كه اين روند مطالبه ، رد مطالبه ، قيام ، دادن مطالبه از طرف حاكمان ، چشم پوشي از مطالبات اوليه و قيام نهايي ، به طور كامل در انقلاب ايران به چشم مي خورد و اين مشخصه انقلاب موعود و مورد بشارت در روايات به طور كامل در سير تحولات انقلاب اسلامي ايران ديده مي شود ، گويي معصوم(ع) بعد از وقوع انقلاب اين احاديث دقيق را بيان فرموده اند!

3-  رد كردن پاسخ مثبت حاكمان و قيام همه جانبه

روايات شريف بيان مي نمايند بعد از اينكه درخواست به حق اهل مشرق با مخالف حاكمان خود روبرو مي شود ، نشانه هاي قيام همه جانبه در اهل مشرق هويدا مي گردد ، فلذا حاكمان به صلاح خود مي دانند كه به طور موقت با اين درخواست موافقت نمايند و اين مطلب را به انقلابيون اعلام مي كنند و با درخواست هاي اوليه آنها اعلام موافقت مي كنند ، اما ديگر دير شده است
فيعطون ما سالوا فلا يقبلونه
انقلابيون يا به دليل اطلاع از تزوير و دروغ حاكمان و يا دلائل ديگر به موافقت و كوتاه آمدن حاكمان وقعي نگذاشته و قيام همه جانبه خويش را آغاز مي كنند ،

" و قد وضعوا سيوفهم علي عواتقهم "

به طور خلاصه براي اين مسئله دو حالت را مي توان در نظر گرفت :

1- مطالبه اهل ايران از حاكمان ضد دين خود مبني بر حضور اسلام در حكومت و زندگي اجتماعي كه در ابتدا رد مي شود ولي وقتي شاه با مقاومت و قيام مردمي روبرو مي شود با اشاره اربابان خود با قبول نظارت شش نفر از فقهاي اسلام بر قوانين كشور ، سعي در خاموش كردن شعله انقلاب داشت كه با رد اين فريب توسط امام و انقلابيون ، قيام همه جانبه و انقلاب بزرگ اسلامي شكل گرفت.
2- مطالبه اهل ايران از ابرقدرتهاي جهاني مبني بر دخالت نكردن در امور ايران كه در ابتدا با مخالفت ابرقدرتها و آغاز جنگ توسط آنها بر عليه ايران روبرو مي شود ولي در ادامه وقتي با مقاومت ايران روبرو مي شوند ، با درخواست ايران موافقت مي كنند به اين شرط كه ايران نيز از صدور انقلاب و اسلام ناب و حمايت از گروههاي مقاومت دست بردارد كه با مخالفت ايران روبرو مي شود و حركت ايرانيان بعد از اين رد درخواست دشمنان بعد از وقفه اي ، وارد مرحله قيام همه جانبه خود و اهداء پرچم اسلام به امام زمان(عج) مي گردد.

يكي از وجوه " فيعطون ما سالوا فلا يقبلونه " مي تواند

موافقت شاه ملعون با خواست انقلابيون و درخواست پايان انقلاب و عدم پذيرش اين موضوع توسط امام راحل(ره) و ادامه اعتراضات انقلابي باشد

يكي ديگر از وجوه " فيعطون ما سالوا فلا يقبلونه " مي تواند

صدور قطعنامه سازمان ملل  مبني بر توقف جنگ و آتش بس و مخالفت ايران با اين درخواست به دليل عدم ضمانت اجرائي و نواقص ديگر باشد.

 

فلا يقبلونه حتي يقوموا
فيعطون ما سالوا فلا يقبلون... و قد وضعوا سيفوهم الي عواتقهم

و به خوبي و با كمال حيرت مي بينيم كه معصوم(ع) چگونه با چند جمله سيرتاريخي انقلاب اسلامي مردم ايران را به خوبي ترسيم كرده است گويي كه در عصر حاضر زندگي مي كرده و از نزديك تمام تحولات را به چشم مبارك خويش ديده است.
انطباق عجيب اين صفت انقلاب مردم مشرق زمين بر انقلاب اسلامي ملت قهرمان ايران نيز دليلي محكم بر موعود بودن اين انقلاب الهي مي باشد.

4- كشته هاي آنها شهيد محسوب مي شوند

قتلاهم شهداء
نكته بسيار زيبا ، قابل تامل و معناداري كه در اين احاديث وجود دارد ، تاكيد بر واژه شهيد و شهادت و بيان آن بعنوان يكي از خصوصيات انقلاب موعود است.
معصوم(ع) در اين روايات از اهداء كشته هاي بسيار در اين انقلاب مقدس خبر مي دهد ، و آنها را شهيد مي داند ، از سويي ديگر مي توان اين احاديث را پيام هايي مهم ،  براي هدايت رهبران اين نهضت الهي براي برجسته كردن حقيقت شهيد و شهادت و همچنين ايجاد شور و عشق در قلب انقلابيوني كه خود را مصداق اين احاديث ديده و خود را در آستانه فوز عظيم شهادت مي يابند دانست. همه آگاهان مي دانند كه تا قبل از آغاز انقلاب اسلامي حقيقت درخشان شهيد و شهادت در ميان مسلمانان تا چه اندازه غريب و مهجور بود و به همين دليل نيز دشمنان خارجي و سرسپردگان داخلي آنها به راحتي بر امور مسلط شده و هرچه مي خواستند بر سر اسلام و مسلمين مي آوردند.

ويژگي اهداء شهيد در انقلاب موعود روايات عصر ظهور به طور كامل در انقلاب اسلامي ما وجود دارد ، فرهنگ ايثار و شهادت آنچنان با انقلاب عجين شده و نهادينه گرديده است كه بعد از سالها فاصله از دفاع مقدس ، كاروانهاي راهيان نور هر روز پر رونق تر از ديروز به سوي سرزمين شهيدان رهسپار مي شوند.

اما با آغاز انقلاب اسلامي  و به واسطه اخلاص رهبران انقلاب و انطباق اصول انقلاب با اصول اسلام ، مفهوم شهيد و شهادت به سرعت از غربت درآمده و به عنوان يكي از برجسته ترين ويژگيهاي حركت انقلاب ، جهان را متوجه خود نمود.
دوست و دشمن هر يك به روشني اين وجه و ويژگي درخشان انقلاب را مشاهده كرده و به نوعي از آن متاثر شدند ، دوستان ، مسلمانان و مستضعفان جهان ضمن عميق تر كردن ارادت خود به انقلاب ، تلاش كردند كه اين مفهوم دشمن شكن و انقلابگر را در سرزمين خود پياده سازند و دشمنان با درك ويژگي شهادت طلبي و قدرت روز افزون انقلاب در موضع ضعف و انفعال قرار گرفتند.
در نهايت مي بينيم كه ويژگي برجسته شهادت طلبي كه در انقلاب هاي مادي بي معناست ، و در بسياري از حركتهاي ضعيف اسلامي پيشين آنچنان درخششي نداشته است ، به عنوان يكي از برجسته ترين وجوه انقلاب اسلامي مي درخشد و به خوبي بر فرموده احاديث شريف منطبق است.

5- رهبر حركت آنها مردي از قم است كه بسوي حق دعوت مي كند

امام كاظم(عليه السلام) فرمود : مردى از قم ، مردم را به حق فرا مى خواند . پيرامونش گروهى گرد مى آيند كه دل هايشان مانند پاره هاى آهن است . توفان هاى وزنده ، آنان را نمى لرزاند و از جنگ خسته نشده و نمى هراسند . به خدا توكل كرده و عاقبت از آنِ پارسايان است ( بحار 57/215 )

مي بينيم كه امام كاظم(ع) رهبر انقلاب موعود را مردي از قم مي داند كه مردم را به حق فرا مي خواند و داراي ياراني مي باشد كه در راه هدف مقدس خود چون پاره هاي آهن و فولادند

اما اين رهبر موعود از شهر قم كيست؟

،اين مسئله مورد اتفاق همه محققين مي باشد كه در طي قرنهاي گذشته به گواهي تاريخ هيچ رهبري با مشخصات فوق در قم وجود نداشته است و همچنين ياراني به استحكام آنچه روايات مي فرمايند و آغاز انقلاب از شهر قم به رهبري امام خميني(ره) در طول تاريخ نه تنها در شهر قم كه در تمام ايران بي سابقه بوده است مضاف بر اينكه حديث در فراز پاياني خود با عبارت " و عاقبت از آن پرهيزكاران است " موفقيت اين انقلاب را نيز به طور ضمني بيان مي فرمايد. پس تنها حركت رخ داده منطبق بر احاديث حركت امام(ره) از شهر قم مي باشد.

سيد قمي يا رهبري كه از قم قيام مي كند و در مشرق زمين انقلابي بزرگ را پي ريزي مي نمايد.


علاوه بر حديث فوق ، حديث ديگري كه اين حقيقت رو به صراحت ديگري بيان مي نمايد
« از احمد بن سالم، از محمد بن یحیی بن ضریس، از محمد بن جعفر، از نصر بن مزاحم و ابن ابی حماد، از ابی داود از عبدالله بن شریک از ابی جعفر علیه السلام که فرمود: ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله (ص) نزدیک شدند و نشستند، پس پیامبر(ص) بر آنها وارد شد، کنارشان نشست، دمپایی اش گسیخته شد و با دمپایی اش اشاره وار به حضرت علی بن ابی طالب (ع) زد، سپس فرمود: همانا از سمت راست خداوند عزوجل – یا از سمت راست عرش – قومی از ما برخاستند که بر منابری از نورند، صورت هایشان نورانی است و لباسهایشان نورانی است، صورت هایشان بر چشم ناظرین دیگر پرده می اندازد. ابوبکر گفت: ای پیامبر، خدا آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. زبیر گفت : ای پیامبر خدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای پیامبرخدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. سپس حضرت علی (ع) فرمودند: ای پیامبر خدا، آنها چه کسانی هستند؟ پس ایشان فرمودند: آنها قومی هستند که به واسطه ی روح الله به یکدیگر محبت می ورزند (دلهایشان به هم نزدیک می شود)، درحالی که هیچ نسب یا اموال مشترکی ندارند؛ آنها شیعه ی تو هستند و تو امامشان هستی ای علی. »
بحار الأنوار، ج 65، ص 139؛
مي بينيم كه اين گروهي كه در آخرالزمان مي آيند ، شيعيان واقعي امام علي (ع) بوده و بواسطه " روح الله " به يكديگر عشق مي ورزند ، به خوبي بر روح الله الموسوي الخميني و ياران استوارش قابل تطبيق است. و اين انطباق اين صفت نيز به خوبي مصداق بودن انقلاب اسلامي ايران را بر انقلاب موعود روايات عصر ظهور نشان مي دهد.

6- نماد حركت انقلاب مردم مشرق زمين ، پرچم هاي سياه است

ما در فصل بعد در بحث مفصل پرچم هاي سياه ، و توضيح ، تفسير و رمزگشايي از اين نشانه ذكر شده در روايات عصر ظهور براي انقلاب مردم مشرق زمين ، خواهيم ديد كه  يكي از وجوه پرچم هاي سياه جنبه مفهومي – حقيقي آن است به اين توضيح كه درست است كه مرحله آخر انقلاب موعود براي اهداء پرچم به امام زمان(عج) با قيام پرچم هاي سياه روي خواهد داد اما اين مسئله منافاتي با عجين بودن اين انقلاب با پرچم هاي سياه عزاداري براي اهل بيت(ع) ندارد ، همچنانكه رواياتي آغاز اين انقلاب (كه هنوز خبري از قيام آخر و اهداء پرچم به امام زمان(عج) نيست) از پرچم هاي سياه سخن گفته اند كه نشان مي دهد ، پرچم هاي سياه نه تنها در مرحله آخر انقلاب مشرق زمين ديده مي شود كه از ابتدا اين انقلاب با پرچم هاي سياه آغاز شده است.

به طور مثال در روايت زير دقت فرماييد :

هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن بر روي برفها باشد ، كه صاحبان آن پرچم ها  طرفداران حق هستند ، آنها حق را مطالبه مي كنند ولي به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند ، آنچه مي خواستند به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند آنچه مي خواستند به آنها داده مي شود ولي آنها ديگر نمي پذيرند ، گويي با چشم خود مي بينم كه شمشيرها را حمايل كرده اند ، و پيش مي تازند تا پرچم ها را به مهدي(ع) تسليم  كنند ....

ملاحظه مي كنيد كه پرچم هاي سياه از آغاز انقلاب روايات ديده مي شود.

بررسي روايات نشان مي دهد علاوه بر پرچم هاي سياهي كه توسط لشكر سيدخراساني و شعيب به اهتزار درآمده و به سمت عراق حركت خواهد كرد ، پرچم هاي سياهي نيز در آغاز انقلاب مردم مشرق زمين ذكر گرديده اند كه مي تواند منطبق بر پرچم هاي سياه عزاداري اهل بيت(ع) باشد ، همچنانكه آغاز انقلاب در محرم 42 و روز بزرگ عاشورا رقم خورد و عده زيادي از انقلابيون در 15 خرداد 42 به خاك و خون كشيده شدند كه امام راحل اين روز بزرگ را براي هميش عزاي عمومي اعلام فرمودند.

نگاهي اجمالي به تاريخچه انقلاب نشان مي دهد كه اولا دقيقا آغاز انقلاب در زمان برافراشته بودن پرچم هاي سياه عزاي امام حسين(ع) در محرم خونبار تاريخي سال 42 شروع شدن و ثانيا عاشواري 42 به عنوان نقطه آغاز اين انقلاب با سخنراني تاريخي امام راحل(ره) به خوبي اين مفهوم را قابل درك و پذيرش مي نمايد.

همچنين به خاك و خون كشيده شدن هزاران تن از شيعيان پاكباخته در 15 خرداد 42 كه به حق قيام كرده و هيچ انگيزه اي جز حمايت از رهبر الهي خود نداشتند ، نيز مي تواند بعنوان نشانه و پرچمي از عزاداري تلقي شود همچنانكه امام راحل(ره) نيز اين روز بزرگ را براي هميشه عزاي عمومي اعلام فرمود.

مي بينيم كه وجه اول پرچم هاي سياه خراسان بر انقلاب موعود روايات صادق است و البته در فصل بعدي علت سياه بودن پرچم هاي سياه اصلي كه توسط لشگر شعيب و سيد خراساني برافراشته خواهد شد ، مورد تحليل و بررسي قرار خواهد گرفت.

7- پرچم انقلاب روايات پرچم هدايت بوده و مسلمانان به هر قيمتي بايد آن را ياري كنند

صفت ذكر شده براي انقلاب در احاديث متعددي قابل مشاهده است ، عبارتهاي " يطلبون الحق " ، " قتالهم شهدا " ، " حتي يدفعوا راياتهم الي القائم المهدي " ، و عبارات متعدد ديگر كه به وفور در احاديث بسياري به چشم مي خورد ، نشان مي دهد كه انقلاب موعود مردم مشرق زمين از ديد ائمه اطهار(ع) صاحب پرچم هدايت بوده و در صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت(ع) قرار دارد ، از اين جهت است كه ائمه اطهار(ع) با عبارات عجيبي مسلمانان را ترغيب به ياري اين انقلاب مي نمايند ، فاتوها ولوحبوا علي الثلج ، و به آنها امر مي كنند كه حتي با شرايطي سختي مانند سينه خيز رفتن روي برف و يخ نيز خود را به ياري اين انقلاب مقدس برسانند.
مقدمه ساز بودن اين انقلاب براي نهضت جهاني اسلام و حركت بزرگ امام مهدي(عج) خود به تنهايي حكايت از محتوي و حركت كلي ارزشمند اين انقلاب دارد كه كاملا مطابق شريعت ناب محمدي مي باشد ، مضاف بر اينكه رواياتي خود اين انقلاب را به نوعي آغاز ظهور امام مهدي(عج) مي دانند كه در احاديثي مانند " و مبداه من مشرق " ، و آغاز كار او از مشرق (ايران) خواهد بود ؛ نشان دهنده اوج و نهايت درستي راه اين انقلاب دارد.

اما پرچم انقلاب ما تا چه اندازه هدايتگر است ؟

براي نشان دادن صراط مستقيم انقلاب و پرچم كاملاً هدايتي و منطبق آن بر فرهنگ اهل بيت(ع) همين جمله بس كه امام عزيز كه بنيانگذار اين انقلاب الهي بودند فرمودند " انقلاب ما آغاز نهضت جهاني اسلام به پرچمداري حضرت حجت است.
وحشت شياطين غرب و شرق و اجماع قدرتهاي جهانخوار جهاني براي زمين زدن اين پرچم  تا جايي كه در طي چند دهه گذشته شب و روز در حال توطئه بر عليه اين انقلاب مقدس بوده اند ، نشان از ميزان هدايت گر بودن پرچم اين انقلاب دارد ، كه البته نزول امدادهاي غيبي و الطاف وبركات الهي در مقاطع گوناگون انقلاب به وضوح براي دوست و دشمن آشكار بود.

در شرايط رقت بار عصر كنوني كه بسياري از حكومتهاي اسلامي در دست سرسپردگان استكبار بوده و اوامر آنها را اجرا مي كنند ، حضور قدرتمند ايران اسلامي بسيار برجسته و ممتاز است و به همين علت مورد اقبال و توجه محرومان و مسلمانان جهان قرار گرفته و براي آنها بعنوان الگويي درخشان و محبوب مطرح است.
قابل ذكر است كه بسياري از مسلمانان بدون اطلاع از محتوي احاديث عصر ظهور و بسياري از آنها با اطلاع از اين احاديث علقه و علاقه شديدي به انقلاب اسلامي ايران دارند و برخي از آنها با رها كردن خانه و كاشانه خود ترجيح دادند تا در فضاي اين كشتي نجات قرار بگيرند.

8- ايرانيان درگير جنگي طولاني با دشمنان خود خواهند شد.

آنچه روايات مختلف موجود در منابع اهل سنت و برخي منابع شيعي نشان ميدهد اين است كه ايرانيان زمينه ساز ظهور در ادامه حركت خود درگير جنگي طولاني با دشمنان خود خواهند شد ، عباراتي مانند " و قد وضعوا سيوفهم علي عواتقهم" ( سلاح ها و شمشيرهاي خود را به گردن مي گيرند يا حمايل مي كنند ) نشان از اين دارد كه در مسير حركت اين زمينه سازان ظهور موانع ، درگيريها و كارشكني هايي مختلفي به وجود خواهد آمد كه جز با شمشير و سلاح برطرف نخواهد شد و بروز جنگ اجتناب ناپذير است.
آنچه برخي از محققين بدان اعتقاد دارند و برخي از احاديث نيز اين را نشان مي دهد اين است كه حركت ياد شده شيعيان مشرق زمين از آغاز حركت مراحل مختلفي را طي خواهد نمود كه بروز جنگي طولاني مدت يكي از مراحل آن است كه با پيروزي ايرانيان به اتمام خواهد رسيد و درنهايت پرچم انقلاب به صاحب آن سپرده خواهد شد.

بنا بر روايات شريف ، انقلابيون مشرق زمين كه زمينه ساز ظهور مي باشند ، درگير جنگي طولاني با دشمنان خود خواهند شد.

علامه كوراني اعتقاد دارد كه سيد خراساني در خلال جنگ طولاني ايرانيان در فضاي ايران ظاهر خواهد شد.

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 267

نگاهي به تاريخ انقلاب به خوبي انطباق كامل اين رويدادهاي مذكور در روايات را با وقايع انقلاب اسلامي نشان مي دهد ، وقوع جنگ نابرابر ايران و صدام به نمايندگي بلوك شرق و غرب به خوبي مي تواند مصداق جنگ طولاني ذكر شده در روايات باشد.
نكته قابل توجه اين است كه احاديث شريف بعد از عبارت و قد وضعوا سيوفهم علي عواتقهم ( سلاح ها و شمشيرهاي خود را به گردن مي گيرند يا حمايل مي كنند ) مرحله اي را براي انقلاب ذكر نمي كنند و ممكن است فاصله زماني ميان اتمام جنگ تا سپرده شدن پرچم ، بخشي شامل جنگ سرد و بخشي جزو مرحله ظهور و سپردن پرچم در نظر گرفته شده باشد.

9- بوي پرچم هاي اين انقلاب چون مشك به همه جا مي رسد ( انقلاب موعود محبوب ملتهاست)

اين حقيقت كه در بخشي از يك حديثي بسيار مهم مورد اشاره قرار گرفته است پرده از مطلب مهمي برمي دارد ، عبارت " يوجد ريحها بالمغرب كالمسك الاذفر " ، عطر آن در مغرب زمين بهتر از مشك و عنبر به مشام مي رسد ، نشان از اين حقيقت دارد كه حركت اين انقلاب در اقصي نقاط جهان و در بين ملل مستضعف و محروم و مومنين و مسلمانان بسيار محبوب بوده و از جايگاه برجسته اي برخوردار است.

از سويي ديگر تاكيد اهل بيت(ع) بر پرچم هدايت اين انقلاب و راه روش صحيح رهبران اين انقلاب موعود در فرازهايي كه مي فرمايد ، خداوند با مردي از ما اهل بيت(ع) بر آل محمد(ص) منت مي نهد ، كه با تقوا گام مي سپارد و بر اساس هدايت رفتار مي كند ، و در كارهايش رشوه نمي گيرد ، موجب مي شود تا اين انقلاب هرچه بيتشر در نزديك ملتهاي مسلمان و مستصعف عصر ظهور محبوب باشد ، از سويي ديگر اين انقلاب از دشمنان سرسخت سفياني و حاميان يهود و غربي آن است و از اين جهت نيز به خاطر عرض اندام و قدرت نمايي و رويارويي با ظالمان و ستمگران براي خود در ميان توده هاي مسلمان كسب وجهه مي نمايد.

محبوبيت انقلاب اسلامي در ديگر كشورها و گروههاي مقاومت اسلامي

مضاف بر اينكه تاكيدات بسيار اهل بيت(ع) بر جايگاه ايرانيان چه مرتبط با ظهور و چه غير آن كه در منابع شيعه و اهل سنت به وفور يافت مي شود ، به تنهايي براي ايجاد محبوبيت در ميان مسلمان كفايت مي كند.
ما در مقام انطباق اين صفت مي بينيم كه در حال حاضر انقلاب اسلامي ايران بعنوان نقطه اميد توده هاي مردم مستضعف و آزادي خواه جهان و بعنوان محور اصلي مقاومت و ايستادگي در برابر شياطين

محبوبيت ايران اسلامي و سران آن در ميان ملتهاي مستضعف و مسلمان جهان ، بعنوان يكي از مشخصات انقلاب موعود روايات به خوبي مشخص و آشكار است.


و استكبار جهاني و تگيه گاه گروههاي مقاومت در جهان شناخته مي شود و از اين جهت به در نزد آنان بسيار محبوب بوده  و از جايگاه بسيار ويژه اي برخوردار است.

10 - رهبران اصلي و ياران اين انقلاب بسيار قدرتمند و قوي مي باشند

عبارات مختلفي در اين بيان اين ويژگي رهبران و ياران انقلاب به در روايات شريف به چشم مي خورد ، عباراتي مانند " كان قلوبهم زبرالحديد " قلبهايشان مانند تكه هاي آهن است " ،  " لوستقبلته الجبال لهمدهاو تخذ فيها طريقا " اگر با كوهها روبرو شود ، آن را مي شكافد و به پيش مي رود كه در مورد شعيب و سيد خراساني به كار رفته است ، " و سيفه كحريق النار " شمشيرش مانند شعله هاي آتش  است ، " اسدا لايفرون " شيرهاي بدون فرار  ، " يسير الرعب امامها شهرا " رعب و هراس يكماه زودتر از آنها حركت مي كند ، " ويل لمن ناواهم " واي بر كساني كه با آنها درگير شوند و ...

" كان قلوبهم زبرالحديد " ،  " لوستقبلته الجبال لهمدهاو تخذ فيها طريقا " ،

" اسدا لايفرون " ، " يسير الرعب امامها شهرا " ، " ويل لمن ناواهم "

همه اين عبارات نشان مي دهد كه رهبران و ياران اين حركت مقدس بسيار قدرتمند بوده و با اراده نفوذ ناثذير خود بر تمام مشكلات و سختيها غلبه مي كنند و با نيروي شهادت طلبي خود كه ذكر آن گذشت ، ترس و وحشت شديدي در دل دشمنان ايجاد خواهند نمود.
اما در مقام مقايسه ، ناگفته پيداست كه اين صفت برجسته رهبران و ياران انقلاب موعود تا چه اندازه بر انقلاب اسلامي ايران منطبق مي باشد ، امام خميني (ره) بت شكن قرن ، آنچنان هيبت و صلابتي از خويش در دل دوستان و دشمنان برجاي گذاشت كه تا هميشه تاريخ نقل محافل و مجالس خواهد بود ، شجاعتهاي محيرالعقول انقلابيون چه در زندانهاي مخوف رژيم سفاك پهلوي و چه در ميدان مبارزه با بلوك غرب و شرق در 8 سال دفاع مقدس ، خاطراتي فراموش ناشدني از رشادت و از جان گذشتگي انسان در راه مكتب رقم زده است.

قلبهايشان مانند تكه هاي آهن است ، اگر با كوهها روبرو شود ، آن را مي شكافد و به پيش مي رود

آنان شيران بدون فرار هستند ، رعب و هراس يكماه زودتر از آنها حركت مي كند ، واي بر كسي كه با آنها درگير شود.

هنوز كه هنوز است قدرتهاي شيطاني ضربه شستهاي رزمندگان غيور و غرش شيران بي فرار را فراموش نكرده است. سيلي جانانه حزب الله لبنان به شيطان كوچك در جنگ 33 روزه بازتاب كوچكي از شجاعتهاي دلاورمردان عرصه جهاد و شهادت انقلاب اسلامي بود و در نهايت در عصر حاضر مي بينيم با وجود كرنش بسياري از قدرتهاي مدعي جهاني در برابر شيطان بزرگ ، عرض اندام و رجزخواني ايران اسلامي و رهبر شجاع و رئيس جمهور قهرمان و انقلابي آن ، به خوبي نشان دهنده ميزان انطباق اين صفت برجسته انقلاب موعود مشرق زمين بر انقلاب اسلامي ايران مي باشد.

11- ميان شروع حركت آنها تا ظهور بيش از عمر يك انسان فاصله نيست.

امام صادق (ع) در ضمن حديثي در اين باره مي فرمايند :  " و لا يدفعونها الا الي صاحبكم ، قتلاهم شهدا ، اما اني لو ادركت ذالك لابقيت نفسي لصاحب الامر" غيبت نعماني، ص145
و پرچم ها را جز به دست صاحب الامر(عج) نمي دهند ، كشته هايشان شهيد است ، اگر من آن روز را درك كنم ، جانم را براي صاحب اين امر(عج) نگه مي دارم‌"
برخي از محققين در مورد عبارت " اما اني لو ادركت ذالك لابقيت نفسي لصاحب الامر " ذكر مي كنند كه اين مسئله نشان مي دهد كه فاصله ميان آغاز انقلاب تا به نتيجه رسيدن آن و سپرده شدن پرچم انقلاب به دست صاحب اصلي آن بيش از عمر طبيعي انسان طول نخواهد كشيد و اين فاصله زماني حداكثر عمر طبيعي يك انسان باشد هرچند اين امر  مي تواند در كمتر از اين مدت نيز صورت گيرد.
نكته ديگري كه نشان مي دهد فاصله ميان آغاز انقلاب مردم مشرق زمين تا قيام نهايي آنها و حركت به سمت عراق طولاني مدت نيست ، اين است كه در احاديث مختلف سيرتحولات و مراحل گوناگون حركت شيعيان به صورتي ذكر شده است كه از آن وجود فاصله زماني دراز مدت مثلا چند قرن استنتاج نمي شود ، بلكه اكثر روايات خلاف اين مسئله را نشان ميدهند.


عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / 254

با توجه به اينكه آغاز انقلاب اسلامي ايران در سال 42 مي باشد و اينك با سپري شدن حدود نيم قرن از اين حركت بزرگ تاريخي زمزمه ها و علائم بسيار نزديك بودن ظهور از هرگوشه به گوش مي رسد و فرمايشات بزرگان جبهه حق و نشانه هاي ديگر همه از قريب الوقوع بودن ظهور حكايت دارد ، مي بينيم كه اين فرمايش امام محمد(ع) كه فرمودند : اگر آن روز را در ك كنم ، خودم را براي صاحب اين امر نگه مي دارم ، تا چه اندازه درست بوده ، و  بر انقلاب اسلامي ما قابل تطبيق مي باشد.
مي بينيم كه اين فاصله زماني نه بسيار كوتاه در حد چند سال بوده است  و نه بسيار طولاني در حد چند قرن ، نيم قرن فاصله زماني به خوبي بر فرمايش امام محمد باقر(ع) منطبق مي باشد در حالي كه بايد در نظر گرفت كه در طول عمر طبيعي يك انسان بايد دوران طفوليت و كهولت كه انسان قادر به شركت و حضور در كوران حوادث سخت را ندارد بايد حذف شود و به طور عموم (و حذف موارد استثناي) آنچه مي ماند چيزي در حدود نيم قرن مي باشد كه حضور انسان مي تواند در حركتهاي اجتماعي بزرگ  مثمر ثمر باشد.

12- مرحله آخر  انقلاب مشرق زمين ، تسليم پرچم به امام زمان(عج) مي باشد

يكي از اصلي ترين وجوه و خصوصيات انقلاب موعود مردم مشرق زمين ، پايان درخشان آن و سپردن پرچم به دست امام عصر(عج) مي باشد ، اين حقيقت مقدس در احاديث بسياري مورد اشاره قرار گرفته است ، چه فرازها و عباراتي كه مستقيما از سپرده شدن پرچم انقلاب موعود به دست امام زمان(عج) خبر مي دهند مانند :

فلا يقبلون حتي يدفعوها الي رجل من اهل بيتي
حتي يدفعوا راياتهم الي القائم المهدي
لا حتي يدفعوها الا الي صاحبكم

و چه عباراتي كه به حضور فعال و قدرتمند ايرانيان در درگيريهاي عصر ظهور اشاره دارند ، مانند حركت سپاه ايران به سمت كوفه و درگيري با سفياني و شكست لشگر او كه در دهها حديث شريف مورد اشاره قرار گرفته است در حالي كه اين وقايع بنابر احاديث چند ماه مانده به ظهور  رخ خواهد داد.


علامه كوراني از چند دهه قبل اعتقاد  دارد كه ما در عصر ظهور امام عصر(عج) به سر مي بريم

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي / چاپ و نشر بين الملل / ص 263

پس بنابر روايات متعدد بدون ترديد انقلاب مردم مشرق زمين به ظهور منتهي خواهد شد و ايرانيان حضوري فعال و پررنگ در ظهور مقدس داشته و به عنوان ياران اصلي موعود(عج) نقش بي بديل در شكست دشمنان خواهند داشت.

آيا انقلاب اسلامي ايران متصل به ظهور خواهد شد؟!

تمامي نشانه ها حاكي از مثبت بودن اين سئوال مهم دارد ، علاوه بر اينكه بسياري از زمينه هاي اصلي ظهور فراهم شده است و مكانهاي جغرافيايي ظهور اينك ملتهب و فعال است ، بشارتهاي پي درپي بزرگان و مراجع  نشان از تحقق اين امر در آينده بسيار نزديك مي باشد.
علاوه بر آن بشارتهاي متعددي از دهها سال پيش وجود دارد كه حاكي از آن است كه پرچم اين انقلاب قطعا به دست صاحب اصلي آن خواهد رسيد كه ما به علت زياد بودن موارد به ذكر چند مورد آن بسنده مي كنيم.

امام خميني(ره) :

امیدوارم که این نهضت و این انقلاب منتهی بشود به ظهور امام عصر ( ع ) امام خمینی، ج ۱۳، ۱۱۹)

ان شا الله این ملت بتواند این کشور را به طور شایسته تحویل امام عصر بدهد ( امام خمینی ج ۱۶ ،۳۲۳)

تا بتوانیم این امانت الهی را به سر منزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت حضرت مهدی ( عج ) بدهیم. (امام خمینی، ج ۱۸، ۴۷۵۲)

علامه طباطبائي :

اين انقلاب متصل به ظهور امام زمان(عج) خواهد شد

http://leader-khamenei3.persiangig.com/mp3/hajati.mp3

آيت الله نوري همداني :

اين انقلاب را مقدمه ظهور امام زمان(عج) مي دانم   مرداد 89

آيت الله مكارم شيرازي :

ما در ظهور صغري امام زمان(عج) قرار داريم .

فصلنامه امام مهدي(عج) - ش2 - پاييز 81

 

در قسمت بعدي به لطف خدا با رمزگشايي از پرچم هاي سياه روايات عصر ظهور ، مطالب مهمي در اين زمينه به اطلاع عزيزان خواهد رسيد ضمن اينكه انطباق بخشي از نشانه هاي 16 گانه سيد خراساني بر مقام معظم رهبري(مدظله) مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

...........................................................................

کلیپ - سرود گروهی از جوانان شیعه بحرین در وصف رهبری جهان اسلام . ایت الله خامنه ای (مدظله)

کاری از یکی از اعضای مبشران ظهور:

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part1.rar

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part2.rar

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part3.rar

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part4.rar

(بعد از دانلود شماره یک را بوسیله نرم افزار winrar بازکرده و Extract کنید)

التماس دعا

u313.com

ارسال شده: 02 مهر 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: سیاسی

بسم الله الرحمن الرحيم


همانگونه كه انتظار مي رفت موج تخريب " اثبات حقيقت بزرگ "  به سرعت بعد از انتشار مقاله مربوطه آغاز شد و ابتدا سايت ضداانقلابي " بالاترين" و در ادامه سايت صهيونيستي " پيك نت " به درج اين مقاله پرداخته و به نوعي خيل كاربران ملحد خود را براي فحاشي راهي سايت كردند ، در ادامه با كمال تاسف سايت " الف " نيز چون دو سايت ضد انقلابي و صهيونيستي اين مقاله را تيتر اول خود كرد  و با ادبياتي بدتر از آنها به كوبيدن حقيقت بزرگ پرداخت.

                        همنوايي الف و سايتهاي مخالف نظام بر عليه احمدي نژاد ، سابقه اي طولاني دارد


مدافع و توجيه گر فتنه گران 88  از اين مقاله به عنوان فتنه اي ديگر! ياد كرده و بدون اشاره به محتوي مستدل صد و اندي صفحه اي اين مقاله كه با ادله و مستندات به اثبات ادعاي خويش پرداخته است ، از آن به عنوان توهمي ديگر ياد نمود.

http://alef.ir/1388/index.php?option=com_content&task=view&id=79133&Itemid=99999999

گردانندگان الف که به احتمال قریب به یقین به محتوی مستدل و مستند مقاله هیچ نگاهی نینداخته و تاملی نکرده اند به صرف وجود نام احمدی نژاد و کینه ای که از وی در دل دارند ، شمشیر ناسزا و فحاشی را کشیده و و تحت لوای دلسوزی برای فرهنگ مهدویت ، توهمات خویش را به نویسندگان مقاله نسبت داده اند.
اين سايت در بخش هاي اول به صراحت ديدگاه منحرف خويش در مورد " جدايي دين از سياست " را بيان مي كند و جدا بودن شخصيتهاي مذهبي از مسائل سياسي كشور را تلويحاً مورد تاييد قرار مي دهد.
سايت مذكور كه گويا از ابتدا سير مقدس سازي(بخوانيد محبوبيت سازي) مسئولان اجرايي را دنبال كرده و از آن به شدت نگران است ، اين مقاله را نيز در ادامه آن روند دانسته و سيل تهمتهاي بی پایه خويش را روانه نويسندگان مقاله مي نمايد.
پس بيجا نبوده است كه عشق و ارادت بي شائبه مردم به رئيس جمهور محبوبشان در سفرهاي استاني  اينگونه مورد غضب " الف " نشينان قرار مي گيرد ، شايد اينها هم در ادامه همان مقدس سازي ها باشد!!! و در كل مي توان به موفقيت رئيس جمهور مكتبي هم اين توهم را تعميم داده و  به اي نحو كان از موفقيت آن جلوگيري كرد تا اين مقدس سازي در ذهن عوام الناس شكل نگيرد!! چيزي كه پرونده سياه سايت الف و آقاي توكلي در چند سال گذشته در تخريب ناجوانمردانه دولت مكتبي به خوبي آن را نشان مي دهد كه مجال بيان جزء به ج‍زء آن نيست.
در بخش ديگري از توهم پراكني سايت " الف" از بسته شدن راه " نقد دولت" (بخوانيد تخريب دولت!) اظهار نگراني مي شود ! چيزي كه سايت الف و امثال تابناك مدتهاست كه نان خويش را در اين روغن مي بينند!
اينكه چگونه در فضاي فرهنگي  فقط  دلسوزاني مانند " بالاترين" و " پيك نت " و " الف " و " تابناك " و ... وجود دارد و اصولا نسبت اينها با هم چگونه تعريف مي شود ، خود بحث ديگري مي طلبد!


در مورد اين تخريب مغرضانه و البته عجولانه مطالبي به اطلاع عموم مي رسد :


1- اين مقاله تحقيقي توسط  افرادي به رشته تحرير درآمده است كه مقالات متعدد  ديگري نيز در زمينه مصداق شناسي و مباحث آخرالزمان در كارنامه خويش دارند و مقاله " اثبات شعيب بن صالح بودن احمدي نژاد " نيز در ادامه همان سلسله مقالات است.
مقالاتي چون :
۱- اثبات سيدخراساني بودن مقام معظم رهبري(مدظله)

http://www.u313.blogfa.com/post-151.aspx

۲- اثبات سفياني بودن عبدالله دوم پادشاه اردن

http://www.u313.blogfa.com/post-170.aspx 

۳- مطالبي در مورد عبدالله موعود بودن " ملك عبدالله" پادشاه عربستان

http://www.u313.blogfa.com/post-15.aspx

۴- مقاله مرد مغربي و بررسي جنگ ايران و شمال آفريقا در نزديكي مرزهاي اسرائيل در آستانه ظهور

http://www.u313.blogfa.com/post-184.aspx

۵- بشارتهاي موجود در سوره يوسف

http://u313.blogfa.com/post-143.aspx

۶-  سلسله مقالات مهم بررسي علام طبيعي ظهور 

http://www.u313.blogfa.com/post-191.aspx

و دهها مقاله ديگر در زمينه نشانه ها و مصاديق شخصيتهاي عصر ظهور
مباحث اين سايت آن قدر جدي و مستند و برپايه دلايل محكم و البته جذاب و در خور توجه است كه از مدتها پيش بعنوان اصلي ترين پايگاه شيفتگان و مبشران ظهور ، روزانه پذيراي هزاران عاشق مشتاق ظهور است.
و اين تهمت نادرست و وقيحانه سايت الف كه اين مقاله را مطلبي سازمان يافته ي برخي حلقه اطرافيان رئيس جمهور مي پندارد ، از نظر كاربران سايت و آگاهان ، خنده دار و مضحك و تهمتي ناشيانه و مغرضانه است.


اين كه چرا گردانندگان سايت مذكور و شخص توكلي در مورد ديگر مصاديق شخصيتهاي ظهور حتي ذره اي احساس خطر نمي كنند و با آمدن نام دكتر احمدي نژاد به يكباره از جا جسته و رگهاي گردنشان بيرون مي زند ، و مطلب صفحه اول سايت الف را به  هشدار نسبت به آن اختصاص مي دهند ، با توجه به رويه گذشته آنها در دشمني با دولت مكتبي ، عجيب نبوده و كاملاً قابل درك است!


2- برخلاف دروغ بزرگ و وقيحانه سايت الف كه مي كوشد  حقيقت شعيب بن صالح بودن احمدي نژاد را ساخته و پرداخته و توهم اين سايت و نويسندگان مقاله مذكور نشان داده  و  به حلقه اطرافيان رئيس جمهور عزيز نسبت دهد ، اين حقيقت نوراني اولين بار در حدود  4 سال پيش در كشور لبنان توسط محققين كشف و اثبات شده و در دهها سايت عربي سالهاست كه در اين مورد بحث و گفتگو مي شود حال اگر عده اي چشمان خود را بر روي هرچه در عالم مي گذرد بسته و تنها مترصد بهانه اي براي تخريب منتخب محبوب ملت هستند ، توهم خويش را به ديگران نسبت ندهند.

بر خلاف دروغ پراكني سايت الف ، بحث شعيب بن صالح بودن احمدي نژاد ابتدا در سال ۲۰۰۶ در لبنان توسط شادي فقيه در كتابي با نام " احمدي نژاد و انقلاب جهاني پيش رو " مطرح گرديد و صدها هزار نسخه از این کتاب به سرعت در میان شیعیان لبنان منتشر شد. همچنين كتابهاي ديكري مانند " دهه ۸۰ ، دهه ظهور " نيز  آن را بيان نموده و دهها سايت عربي سالهاست كه در مورد اين مسئله به بحث و گفتگو مي پردازند.

شعيب بن صالح بودن احمدي نژاد در سايتهاي عربي

http://vb.svalu.com/11/bft17760/

وبسایتی عربی در رابطه با بررسی شخصیت های ظهور

شعیب/سیدخراسانی/سید یمانی

http://www.alwahat.org/forums/index.php?showtopic=18700&mode=threaded

http://www.kuwait60.com/vb/showthread.php?t=6267

شعیب بن صالح تمیمی

http://www.lakii.com/vb/showthread.php?t=606505

هو أحمدي نجاد الملقب بالشعبي الصالح مردوميار

سایتهاي عربی با کاربران شیعه و غيرشيعه به بررسی تطبیق روایات شعیب بن صالح با دکتر می پردازند.


3- بر خلاف دروغ بزرگ سايت مذكور ، مولفان اين مقاله ذره اي تعصب بر روي اطرافيان دكتر احمدي نژاد نداشته و خود اشكالات متعددي را بر آنها وارد مي دانند و قائل به نقد منصفانه حتي در مورد خود دكتراحمدي نژاد هستند ، و نقد منصفانه را عاملي براي رشد و تعالي مي دانند ، البته نقد منصفانه و نه تخريب ناجوانمردانه به اسم نقد!


4- سايت الف در حالي اين مقالات را بر ضد فرهنگ مهدويت مي داند كه برخلاف ادعاي اين سايت  بفرموده بسياري از محققان ، در روايات شريف عصر ظهور بر ياري اين شخصيتها تاكيد شده است مثلاً مومنين عصر ظهور در احاديث مختلف به ياري كردن سيد خراساني و به تبع آن سردارش شعيب بن صالح  امر شده اند حال اين سئوال ساده مطرح است كه آيا ياري سيدخراساني و شعيب بدون شناخت آنها ممكن است ؟ و آيا ذكر صدها حديث در مورد مصاديق شخصتهاي ظهور اگر مورد استفاده و مصداق شناسي قرار نگيرد ، عبث و بيهوده نخواهد بود؟ در حالی که عمل بيهوده از ساحت پاك اهل بيت(ع) به دور است.
البته گردانندگان  سايت الف مقصر نيستند ، چون در اين فضاها نبوده اند ، به يك باره كينه ها و انگیزه های سیاسی آنها را به وادي مهدويت و ظهور كه براي آنها ناشناخته است ، مي كشاند و مجبور به هذيان گويي  مي شوند!


5- گردانندگان سايت مذكور در آخر بعنوان وكيل احمدي نژاد و از  قول او اين مطلب را رد مي كنند ، تا بار ديگر بعنوان وكيل الرعايا  ميزان پاي بندي خود را به آزادي عقيده و بيان نشان دهند و البته بعنوان دلسوز دولت و احمدي نژاد ! اين احتمال مضحك كه شايد اين مطالب ساخته و پرداخته دشمنان احمدي نژاد باشد را نيز مطرح مي كنند ، غافل از اينكه در این مدت ، آن قدر ناجوانمردانه دولت را تخريب كرده اند كه ديگر حناي دلسوزي آنها براي هيچ كس رنگي ندارد.

6- بررسي نظرات خوانندگان مطلب مذكور در سايت الف ، به خوبي ميزان نادرستي ادعاي متوهمان را نشان مي دهد. جالب توجه است با وجود اينكه سايت مزبور تيغ سانسور به نیمی از نظرات مقاله كشيده است، نيم نگاهي به نظرات كاربران اين مطلب به خوبي ميزان توهم الف نشینان را نشان مي دهد. در حالي كه مولفان این مقالات افتخار دارند با توجه به اطمينان و يقيني كه به راه و يافته هاي خود دارند ، از ابتداي شروع به كار در فضايي كاملاً آزاد ، بدون داشتن هیچ گونه فيلتری ، به طور كامل به نظرات مخالف امكان بروز و طرح مي دهند.


ما در انتها خرسندي و تاسف خويش را از اين عمل نابخردانه ابراز مي كنيم ، تاسف از اين جهت كه كينه هاي سياسي افراد به حوزه مذهب و مقدسات نيز راه مي يابد و باعث صدمه و تخريب در حوزه معارف ديني مي گردد و خرسندي  از اين جهت كه اين افراد غافل نادانسته به مبلغ اين " حقيقت بزرگ"  تبديل شده و ما را در رسيدن به هدفمان كه شناساندن سردار بزرگ سيدخراساني و امام زمان(عج) باشد ، ياري نمودند.
" عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد" ( البته عدو بیشتر شامل سایتهای ضد انقلابی " پیک نت " و " بالاترین " است و ما " الف " و " تابناک " و ... را در زمره غافلان می دانیم)
و يخربون بيوتهم بايديهم ...


در آخر از همه عزيزاني كه دلبسته فرهنگ مهدويت بوده و بي صبرانه در انتظار ظهور يوسف زهرا(س) هستند ، بخاطر روشنگري و دادن تذكر به موقع به خط تخريب و جلوگيري از مخدوش شدن اين راه مقدس و نوراني  تشكر و قدرداني مي كنيم.
اين احتمال وجو دارد كه با روشنگريهاي صورت گرفته ، گردانندگان اين سايت هم به اشتباه فاحش خويش پي برده و درصدد جبران باشند ، اصلاح تخريب عجولانه صورت گرفته كه شايد از روي غفلت بوده باشد ، حداقل انتظار ما سايت الف است.


خداوند همه ما را دستگيري فرمايد و از منتظران و ياوران راستين امام عصر(عج) قرار دهد.

والسلام علي من التبع الهدي

www.u313.com

www.u313.blogfa.com

ارسال شده: 11 مرداد 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

 

اثبات حقیقتی بزرگ ، احمدي نژاد همان شعيب بن صالح ، سردار سيدخراساني و امام زمان(عج) است .قسمت دوم. سه شنبه ۰۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۰۳
در اين مقاله ثابت خواهيم كرد كه احمدي نژاد همان سردار بزرگ امام زمان(عج) و سيد خراساني مي باشد. ما با انطباق نشانه هاي روايي شعيب بن صالح بر خصوصيات احمدي نژاد ثابت خواهيم كرد كه تاثيرات فوق العاده احمدي نژاد بر فضاي سياسي ايران و جهان امري عادي نيست و او همان سردار بزرگ مهدي فاطمه(عج) مي باشد كه بنا بر روايات چند سال پيش از ظهور در ميان ايرانيان زمينه ساز ظهور آشكار خواهد شد ، ما ثابت مي كنيم اقبال شگفت انگيز مستضعفان و محرومان به اين شخصيت بزرگ بدون دليل و پشتوانه نيست ، ما نشان خواهيم داد كه ذلت روز افزون استكبار و صهيونيسم در برابر اين شخصيت خارق العاده توسط روايات عصر ظهور بشارت داده شده است ، ما راز ايجاد موج قدرتمند مهدويت توسط احمدي نژاد و بشارتهاي مكرر او به نزديكي ظهور را براي شما بيان خواهيم كرد. در اين مقاله انطباق صفات 12 گانه شعيب بن صالح را بر احمدي نژاد خواهيم ديد. اميدواريم كه در اين لحظات نوراني و در آستانه نيمه شعبان ، اين اقدام ناچيز ما در معرفي و رفع غربت از سردار بزرگ سيد خراساني و امام عصر(عج) مقبول آن يار پنهان باشد.

بسم الله الرحمن الرحيم

یا اباصالح المهدی ادرکنا

با سلام و درود بر همه منتظران ظهور امام عصر(عج) و تبريك اين عيد بزرگ مستضعفان

اين مقاله در سه بخش ارائه خواهد شد.

لینک قسمت اول مقاله


فصل سوم : صفات ياران امام زمان(عج) در آيات و روايات و انطباق آن با دکتر احمدی نژاد

آیا خصوصیاتی که برای یاران امام زمان روحی فداه ذکر شده است را می شناسیم ؟اگر دکتر احمدی نژاد بخواهد بطورخاص سردار سپاه امام زمان عج ، یعنی جناب شعیب بن صالح باشد ، باید همانند همه بزرگوارانی که یاران امام زمان عج هستند ویژگی های عمومی یاران امام را دارا باشد.

سوال این است که آیا ویژگی های عمومی که در آیات وروایات برای یاران امام زمان عج ذکر شده است ، در دکتر احمدی نژاد بارز و آشکار است یاخیر ؟

در این مبحث دو آیه از قرآن کریم ، درشرح اوصاف یاران امام زمان عج مورد بررسی قرارمی گیرد . البته اثبات وجود برخی ازین صفات مانند محبت و عشق با عصای چوبین و لنگان عقل و مستندات قابل مشاهده مادی یقینا کار مشکلی ست . اما ما سعی می کنیم شواهدی قابل مشاهده و مشهور ازین خصلت ها و صفات را بررسی کنیم و ببینیم آیا خصوصیات ذکر شده دراین آیات با خصوصیات روحی و اخلاقی و مشهور دکتراحمدی نژاد منطبق است یا خیر؟

آیات مورد بررسی در این مبحث :

آیه اول : سلیمان بن هارون عجلی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: « یاران مهدی علیه السلام کسانی هستند که خداوند درباره آنان می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه اذلّه علی المؤمنین اعزّه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء و الله واسع علیم « مائده: 54» منابع: بحارالانوار، ج 51، ص 57، حدیث 47تفسیر عیاشی /بحارالانوار، ج 52، ص370، حدیث 160غیبه النعمانی (لینک)

آیه دوم : امام باقر علیه السلام هنگام تلاوت آیه: « بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأس شدید« علیه شما بندگانی از خود را که جنگاورانی سخت کوش هستند بر می انگیزیم» می فرمود: آنان قائم علیه السلام و یارانش هستند، آن ها جنگاورانی سخت کوش هستند.

صفات عمومی ذکرشده در آیات و روایات و منطبق بردکتر احمدی نژاد :

1- ایمان ، عمل صالح ، اراده قوی و قلب محکم حاصل محبت شدید خداوند به آنان (یحبهم)

2- ولایت پذیری و محبت شدید آنان به امام زمان و یاران امام زمان عج (یحبونه)

3- محبوبیت میان مردم (یحبهم)

4- فداکاری تا پای جان ، شهادت طلبی(یحبونه)

5- دلهایی لبریز از مهر و محبت و خیرخواهی(یحبونه)

6- خاکساری و تواضع دربرابرمومنان(اذله علی المومنین)

7- عزتمندی و استحکام در برابرکافران(اعزه علی الکافرین)

8- جهاد  تمام عیار و مدام در راه خدا(یجاهدون فی سبیل الله)

9- نهراسیدن از سرزنش ها و تخریب ها و استقامت در حق(ولایخافون لومه لائم)

10 -بندگی خالص برای خدا و آزادی از اطاعت غیرخدا(عبادالنا)

11- دارای قدرت نظامی(اولی باس شدید)

12- دارای ایمان و توان و انگیزه و قدرت در رویارویی با فساد بنی اسرائیل(بعثنا علیکم)


13-خستگی ناپذیری ، سخت کوشی و جهاد شبانه روزی

14- جنگاوری  و  قدرتمندی

1- یحبهم و یحبونه : ایمان ،عمل صالح، اراده قوی و قلب محکم حاصل محبت شدید خداوند به یاران امام زمان عج

« ورجال كانّ قلوبهم زبر الحديد، لا يشوبها شك في ذات اللّه أشد من الحجر ...كانّ قلوبهم القناديل »* بحار الانوار ، ج 52، ص 308
<< مردانى كه دلهاشان بسان پاره ى آهن است. در ايمانشان به خدا و وعده ى او ذرّه اى ترديد ندارند و باور آنان از كوه سخت تر است . ."

بی تردید مهمترین خصلت یاران امام زمان عج داشتن ایمان و اراده قوی و قلب محکم به خاطر عشق شدید به خداوند است .
عشق شدید به خداوند تجلی های بیرونی و ظاهری گوناگونی دارد . البته اثبات عقلی و نقلی اینکه کسی عاشق خداهست یانه ممکن نیست . بنابر این به ناچار ما دراین بخش سعی می کنیم فقط آنچه را که میان دوست و دشمن دراین رابطه مشهوراست را بررسی نماییم. که بضاعت ما درهمین اندازه است و خدمت مولای خود عرضه می داریم که ای آخرین بازمانده ی خدادرزمین .سلام خدابرشما . توکه کیمیا فروشی نظری به قلب ماکن . که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی!

ما درباره رابطه محب و محبوبی میان خداوند و یاران امام زمان عج به این دو ایه شریف استناد می کنیم که فرمود : “بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است. “بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”. سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲

طبق این آیه شریفه ، اگر بنده ای خداوند را دوست بدارد از او پیروی می کند و از صاحبان امر و فرمان خدا یعنی فرستادگان او اطاعت می کند و با این اطاعت به مقام محبوبی خداوند می رسد.

بر طبق آیات نورانی قرآن کریم, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷)منصفانه قضاوت مي كنند (۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸)شدر راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (۶۱:۴)شخود را براي خداوند خالص مي كنند (۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸)ش توبه مي كنند (۲:۲۲۲)شبه خداوند توكل مي كنند (۳:۱۵۹)شو در برابرمشكلات صبور هستند (۳:۱۴۶) ش

سوال این است که آیا دکتراحمدی نژاد یک مومن راستین و یک پیرو حقیقی دستورات الهی نیست ؟ آیا او به ایمان قوی و رعایت همه موازین شرعی و حدود الهی وخلوص فوق العاده مشهور نیست ؟

یاران مهدی علیه السلام کسانی هستند که خداوند درباره آنان می فرماید:یحبهم و یحبونه

بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد !

دکتر احمدی نژاد : ایمان قوی ، اراده مستحکم ، عاشق خداوند و تابع فرامین الهی

شرح تقید و دینداری و اخلاق و منش دکتر دراین بخش میسرنیست . اما بطور خلاصه می توانیم تمام ویژگی های یک مسلمان و مومن برجسته و ممتاز را درایشان مجسم ببینیم .محبت شدید قلبی به امام زمان عج و بیان دائم آن ، ولایت پذیری و محبت شدید به اهل بیت عصمت و طهارت و پیروی از دستورات آنها ، محبت شدید به امام خمینی و سیدخراسانی و ولایت پذیری و همه اولیاء الهی و شهدا و صلحا و متقیان و مومنان ، تقیدشدید به نماز اول وقت ، دائم الوضو بودن ، نظم و ترتیب فوق العاده ، تقید شدید به خمس ،صبوری و متانت درسختی ها ،متوکل درخدا در انجام کارها، محبت و احترام شدیدبه مادر،(تلفنی که احمدی نژادهمیشه پاسخ می دهد) خانواده ی سالم و پاک و ایمانی و محجبه ، فرزندان صالح ، تواضع و فروتنی مثال زدنی ، خاکساری و دستبوسی مومنان و مردم عادی ، عزت نفس و شجاعت مثال زدنی دربرابر مستکبران ، برنامه ریزی دقیق و منسجم برای لحظات فرصت عمر ، دوری از شنیدن هرنوع موسیقی غیرسازنده ، دوری از هرنوع و بطالت و اتلاف وقت ، سپاسگذاری دائم از خداوند (در آغاز هرسخنرانی دکتر شاهد بروز این خصلت هستیم)، رعایت شدید بیت المال ، ساده زیستی ، هوشمندی و بصیرت فوق العاده و آرزوی شهادت در راه خدا داشتن......تنهابخش کوچکی از خصلت های ایمانی فوق العاده درخشان در دکتر احمدی نژاد است .

 

2- یحبهم و یحبونه : ولایت پذیری : محبت شدید به امام زمان ارواحنا فداه و نائب بر حق او سیدخراسانی دامت برکاته

ویژگی دومی که در این آیات دلیلی بر وجود رابطه محب و محبوبی میان خداوند و عبد مومن ذکر شده است اطاعت از پیام آوران الهی ست که بی تردید در این زمان اطاعت از امر امام زمان عج ملاک وجود این محبت است . در دو روایت دیگر از معصوم درباره محبت و اردت شدید یاران امام زمان عج به ایشان چنین آمده است .

امام صادق علیه السلام : ايشان در فرمانبردارى از سالار خويش مطيع تر از كنيز نسبت به مولاى خود مى باشنـد .هم أطوع له من الأُمّة لسيّدها .بحار الانوار ، ج 52، ص 308

امام صادق علیه السلام : در عشق به حضرت چنانند كه زين مركب او را براى تبرّك جستن مسح مى كنند و بر گرد يار حلقه مى زنند و در فراز و نشيبها و پيكارها او را بسان جان شيرين با همه ى وجود محافظت مى كنند و هر دستورى دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده . يتمسّحون بسرج الامام يطلبون بذلك البركة ويحفّون به، يقون بأنفسهم في الحروب ويكفونه ما يريد .بحارالانوار، ج 52، ص 308

یکی از شواهد وجود عشق ومحبت و اطاعت میان محب و محبوب ذکر مدام محبوب بر لبان محب است . آیا دکتر احمدی نژاد به خواندن دعای فرج و اعتلای نام امام زمان عج در تمام عالم مشهور نیست ؟ و آیا این ذکر مدامی که از محبوب خود برلب دارد دلیلی بر وجود رابطه قلبی میان او و امام زمان نیست ؟

چند سخنرانی از دکتر احمدی نژاد درباره امام زمان عج ؟ چند ذکر دعای فرج درمجامع جهانی و داخلی ؟ چند بار ذکر محبوب ؟

آیا چنین شیوه ای در میان سیاستمداران ایران و جهان سابقه داشته است ؟

آیا تلاش و کوشش او در راه اجرای عدالت و صلح و امنیت درجهان ، تلاش بی نظیری نیست ؟ آیا پیام حضور امام زمان و در دست گرفتن مدیریت جهانی توسط امام زمان سخنی نیست که او بارها و بارها در رسمی ترین مجامع بین المللی مطرح کرده است ؟ و تلاش او آنقدر بی نظیر نبوده است که حتی دشمنان نیز درکتابهای هرچند تخریبی خود از احمدی نژادرا مردی آرمانگرا و تندرو می دانند که معتقد به بازگشت مسیح و تشکیل دولت امام زمان است ؟ احمدی نژاد در انتظار امام زمان .

همچنین بنابر دستور و توصیه ی امام زمان عج برای دوران غیبت ، مومن موحد از نائب امام زمان عج در دوران غیبت پیروی می کند و دربرابر او ولایت پذیر است . در زمان ما امام خمینی ره و رهبر عزیزمان آیت الله خامنه ای فقیهان پرچم دار نیابت عامه از طرف امام زمان عج هستند . آیا دکتر احمدی نژاد به پیروی از این بزرگواران و محبت آنان شهرت ندارد؟ حضور ایشان از جوانی در دیدارها با امام خمینی ،

گوش به فرمان امام در زمان جنگ و رفتن به جبهه ها و.... تاامروز مطالعه مستمر و مداوم صحیفه نور امام

گوش به فرمان رهبری داشتن ، که اوج این نمایش محبت در سال 84 بود .وقتی که جریان سیاسی کشور بر علیه ولایت فقیه کار می کرد دکتر احمدی نژاد با بوسه بر دستان رهبر عملا به همگان نشان داد که چقدر دلبسته این جریان نورانی ولایت است و تا امروز نیز به سبب ولایت پذیری درخشان خود مدالهای افتخار بسیاری را از رهبر عزیزمان دریافت کرده است تا آنجا که در تنفید ریاست جمهوری ، سید خراسانی ما ، دکتر را به لقب این مرد شجاع و هوشمند و ملقب کردند .و خود دکتر در وصف رابطه خود با نائب امام زمان می گوید : زندگی در سایه ولایت فقیه تمرین زندگی در سایه ی معصوم است . و می گوید : رابطه میان من و رهبری عزیز رابطه پدر و فرزندی ست و این نشانگر اوج محبت و اتکای دکتر به رهبر عزیز است .

امام صادق علیه السلام : ايشان در فرمانبردارى از سالار خويش مطيع تر از كنيز نسبت به مولاى خود مى باشنـد.

ارادت و محبت شدید دکتر احمدی نژاد به نائب امام زمان عج نشانه چیست ؟

3- ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا : محبوبیت یاران امام زمان میان مردم : ثمره ایمان و عمل صالح

برطبق آیات سوره مبارکه "والعصر" -که سوره خاص امام زمان عج است - همه انسانها اهل خسارت اند مگر آنانکه با ایمان و عمل صالح درمسیر بندگی خداگام برمی دارند و یکدیگر را به حق و صبر در راه خداتوصیه می کنند.همچنین وعده خداوند بر این قرارگرفته که مدیریت اهل زمین را به بندگان صالح خودش خواهد داد ."ولقدکتبا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون" . اما ایمان و عمل صالح چه نمودی دارد ؟

یکی از اثرات درخت ایمان و عمل صالح ، محبوب شدن در دل مردم مومن است. یقینا محب و محبوب خداوند ، از ثمرات و برکات ایمان و عمل صالح است . با توجه به آیه شریفه ی "ان الذین امنوا و عملواالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا " خصلت ایمان و عمل صالح در مومن ، سبب ایجاد محبت دردل مردم می شود. آیا نمی دانیم که قلب انسانها دست خداوند است و اوست که محبت را ایجاد می کند (والف بین قلوبکم) و خداوند است که بندگان خوبش را محبوب قلب ها می گرداند ؟

سوال این است که آیا به سبب نیکوکاربودن ، ویژگی درخشان محبوب قلوب مومنان بودن در دکتر احمدی نژاد جلوه ای روشن و خاص ندارد ؟ آیا ابراز محبت مردم در ایران و همه کشورهای جهان نسبت به دکتر احمدی نژاد ، ایشان را به طرز بارزی در خصلت محبوب بودن نسبت به سایرهمتایان خود متمایزنکرده است ؟

آیا رای 25 میلیونی مردم ایران به دکتر احمدی نژاد در بی نظیرترین انتخابات مردمی جهان و با وجود همه شرایط سنگین تخریبی و جنگ روانی در سال 88 نشان دهنده اوج محبوبیت ایشان نبود ؟ آنهم در فضایی که در طول چهارسال ریاست جمهوری ایشان رسانه ملی نه تنها مانند روسای جمهور گذشته برمحبوبیت و مقبولیت کار رسانه ای و تبلیغاتی نکرده بود بلکه موفقیت ها و درخشش عملکرد ایشان نیز سانسور شده بود ؟
آیا استقبالهای گسترده مردمی با شعارهای "احمدی دوست داریم " - "دکتر دوستت داریم " ، "احمدی نژادو عشق است " ، "محمود احمدی نژاد . ملت فقط تورو می خواد" ، "عشق است احمدی نژاد" و..... نشان دهنده اوج محبوبیت ایشان در میان مردم ایران نبود ؟
آیا درمیان خیل عظیم نامه هایی که برای او ارسال می شد چقدر از نامه ها حاوی ابراز احساسات به شخص ایشان بوده است ؟ چقدر هدایای بزرگ و کوچک به شخص ایشان از سرتا سرایران و حتی جهان رسیده است ؟ آیا بجز رهبری عزیز در میان سایر روسای جمهور ایران شاهد این حجم از نامه های ابراز محبت یا هدایا بوده ایم ؟ چند نفر از مردم ایران برای انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد به انواع نذر و نیاز ها ی مادی و معنوی علاقه و محبت خودرا ابرازکرده و ازخداوند ادامه ریاست جمهوری او را طلب کرده اند ؟ چرا دکتر احمدی نژاد درمیان مردم کشورهای جهان از هرگروه و دسته و حتی دین و آیینی محبوب است ؟ علت چیست که دامنه این محبوبیت در قاره های آفریقا آسیا اروپا و حتی آمریکا نیز گسترده شده است ؟
این همه محبوبیت برای چیست ؟ راز این محبوبیت درچیست ؟

محبوبیت دکتر احمدی نژاد آنقدر شهرت دارد که دشمن نیزبارها به آن اعتراف کرده است و به قول علما( الفضل ما شهدت به الأعداء) فضیلت آنست که دشمن بدان معترف باشد :

خبرگزاری رویترز در تحلیل سفر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران به عراق نوشت: احمدی نژاد همواره یک شخصیت بسیار نگران کننده است و اکنون این دلواپسی وجود دارد که وی خود را بیش از حد در دل دولت عراق جا کند.(عصرایران )

دامنه محبوبیت دکتر احمدی نژاد کشورهای مختلفی را در برمیگیرد . جمع آوری اسناد و مدارک گسترش روز افزون این محبوبیت که برخاسته از پیام الهی انقلاب است حقیقتا امکان پذیر نیست و آنچه در این بضاعت اندک گرد اوری شده است بسیار ناچیز است . شاید عناوین خبری زیر یک هزارم اخباری باشد که روزانه در تلتکس های خبری داخلی و خارجی و سایتها دراین باره مخابره می شود و همچنان اخبار ناگفته و نانوشته دراین باره بسیار است:

بانوی کهن سال اهل کربلا ازخیرین مدرسه ساز :سلام به رئیس جمهور عزیزمون که عزیزتر از جانمه به والله /دانلود کلیپ تصویری/کودکی در آفریقا که عکس دکتر احمدی نژاد را بر تخته کلاسش نقاشی می کند./پیراهن تیم ملی برزیل و کتاب عکس "پله" هدیه مردم برزیل به دکتر محبوب ملت ایران/من تمام دیوار هاى اتاقم را پر از عکس شما کرده ام(خاطره ٩٢و٩١ کتاب فرزند ملت)/محبوبیت دکتر احمدی نژاد در چین/محبوبیت دکتر احمدی نژاد در کشورهای آفریقایی/ نظرکاربران الجزیزه درباره دکتر احمدی نژاد /آرزوی ملاقات احمدی نژاد را دارم/ ماجرای تقاضای عکس انداختن چند نظامی امریکایی درعراق با دکتر و ابراز محبت به او /آسیب دیدن رئیس جمهور در هجوم مردم و ابراز احساسات به دکتر (خاطره ۶١ ازکتاب فرزندملت )/اعتراض به تبلیغات ضد احمدی نژاد در آمریکا +عکس/ فیلم فریاد شوق" احمدی دوست داریم". در سخنرانی دکتر در خرمشهر!/ نمایش"محموداحمدی نژاد"در فرانسه به روی صحنه رفت/حاشيه‌هاي بازديد احمدي‌نژاد از سالن ايران در اکسپوي شانگهاي/چیزی فراتر از ساندیس!/و...........


سوال این است که آیا این محبوبیت الهی ، اینک به پیام آوری برای گسترش نفوذ انقلاب الهی ملت ایران درتمام جهان تبدیل نشده است ؟ انقلابی که به فرموده امام خمینی ره مقدمه ساز ظهور امام زمان ارواحنا فداه خواهد بود ؟ آیا گسترش این محبوبیت ، زمینه ساز حضور و فرماندهی امام زمان ارواحنا فداه درجهان نخواهد بود ؟ آیا این محبوبیت ، سفیر ظهور آخرین بازمانده ی خداوند در زمین نیست؟

4- یحبهم یحبونه : فداکاری تا پای جان . خصلت یاران امام زمان عج .

حضرت صادق ـ عليه السلام ـ می فرمایند:« يدعون بالشهادة ويتمنّون أن يقتلوا في سبيل اللّه، شعارهم يالثارات الحسين »بحارالانوار، ج 52، ص 308
(یاران امام زمان عج) براى خود طلب شهادت مى كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند و شعار آنان خونخواهى حسين ـ عليه السلام ـ است.

آیا محبت شدید نسبت به محبوب سبب نمی شود که عاشق بخواهد تمام هستی اش را در راه محبوبش فداکند ؟ آیا این خصلت فداکردن خود ، دردکتر احمدی نژاد مشهور است ؟ آیا مردم دکتر احمدی نژاد را ایثارگری بزرگ می دانند که با تمام هستی اش در راه محبوبش کوشش می کند ؟ اگر چه شرح ایثار و از خودگذشتگی دکتر مانند بقیه خصلت های ایشان مثنویی هست که نوشتنش هفتاد من کاغذ طلب می کند ، اما فراموش نکرده ایم که دکتر به مدد سید خراسانی ، برای اجرای عدالت که هدف همه انبیا و اولیای الهی ست متحمل چه فشارها و سختی هایی شده است . از همان سال 84 که با دست خالی برای کاندیداتوری اقدام کرد و با کمترین امکانات برای روشنگری ذهن مردم شهر به شهر سفرکرد تا سفرهای استانی و اجرای طرح های بزرگ مانند سمیه بندی کردن بنزین اتمام پروژهای نیمه تمام ، بازکردن مسیر سرمایه گذاری خارجی و .....که درتمام این سالها از سرزنش و شماتت مدعیان گرفته تا تخریب و سعایت دشمنان بی نصیب نبود است اما تحمل سختی ها برای او آسان است .زیرا او فداشدن در راه محبوب را خود برگزیده است .
یکی از نمونه های این تمایل برای فداکردن دراجرای طرح هدفمندی یارانه ها که یک گام بزرگ به سوی عدالت اجتماعی ست بروز و نمود پیداکرد . می دانیم که سالهای ست بازشدن گره های اقتصادی ازدست و پای مردم و اجرای طرح هدفمندی یارانه ها از آرزو های نظام است و نزدیک به دوسال است که این کار با طی کردن پیچ و خم های زیاد وارد صحن مجلس شده است اما هنوز باند مزدوری مستقر درمجلس از اجرایی شدن این طرح بزرگ جلوگیری می کنند و آنقدر مانع تراشی و دسیسه چینی می کنند که بارها رهبر عزیزمان در مجامع عمومی و خصوصی ، مجلس را به یاری کردن دولت در اجرای هدفمندی یارانه ها توصیه کرده است . تا آنجا که دکتر احمدي‌نژاد اجرای هدفمندی یارانه هارا زمینه اجرای عدالت و یک گام به سوی ظهور خواند و گفت که حاضر است تمام اعتبار و ابروی خود را بدهد اما این طرح را اجراکند: من كه نمي‌خواهم در دوره آينده رأي بياورم بنابراين خود و دولت را برای اجرای هدفمندي يارانه‌ها فدا مي‌كنم.

فداکاری تا پای جان و ایستادگی بر آرمان تشکیل حکومت صالحان ، ویژگی بارز و شناخته شده ی دکتر احمدی نژاد است . یک قطره ی کوچک از دریای شواهدی که بر این مسئله هست در روز شهادت حضرت زهرا مرضیه در جمع عزاداران میدان ولی عصر است که دکتراحمدی نژاد گفت : برخي‌ها به نام مسلماني از نام امام عصر (عج) وحشت دارند و در برابر بردن نام آن امام، تمسخر و توهين مي‌كنند اما دنيا بايد بداند اگر چه مظلوميت ارثيه حضرت زهرا (س) است اما ملت ايران مظلوميت فاطمي، علوي و حسيني را به افتخار تمجيد قدرتهاي بزرگ نخواهد فروخت.
ما سينه‌ها و گلوي خود را براي شمشيرها و نيزه‌ها آماده كرده‌ايم اما براي تسليم در برابر زورگويي‌هاي دشمنان و فاسدان و دزدان، «هيهات منا الذله».

نمونه بارز دیگر خصلت فداکاری و ایثار در دکتر احمدی نژاد ، درافتادن او با سیستم های نادرست قانون گذاری و اجرایی و فرهنگی پایه گذاری شده در دولت های قبلی و نهراسیدن از تخریب های باندی و حزبی و گروهی و فامیلی و ایستادگی تا پای جان برای آرمانها و دادن تمام آبرو و حیثیت خود در این راه است . که سخت تر از دادن جان است ./احمدی نژاد:دست و گردنم را می دهم مگر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مافوق شرع و قانون اساسی است؟

یکی از یاران دکتر احمدی نژاد از قول ایشان می گفت : دوست دارم تمام هستی ام را چنان درراه خدا فداکنم که هیچ ذره ای از جسمم دراین جهان باقی نماند.

5- دلهایی لبریزاز مهر و محبت و خیرخواهی : خصلت یاران امام زمان عج .

حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود:« يؤلّف اللّه بين قلوبهم" خداوند میان دلهای یاران مهدی عج مهر و محبت و الفت برقرار می کند.معجم احاديث الامام المهدي ، ج 3 ص 100، مستدرك الصحيحين ج 4 ص 554
از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در وصف یاران امام زمان عج آمده است:« كأنّما ربّاهم ابٌ واحد وأُمٌّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة والنصيحة » گويى يك پدر و مادر آنان را پرورانده و دلهايشان لبريز از مهر و محبّت و خيرخواهى است.

آیا دکتر احمدی نژاد به داشتن خصلت محبت شدید نسبت به همه مردم مشهور نیست ؟ آیا ایشان این محبت قلبی به همه جهان آفرینش و همه ی مردم را ابرازمیکند ؟بجز سخنان خود دکتر احمدی نژاد که در آن بارها و بارها وجود عشق و علاقه نسبت به مردم را ابرازکرده است . آیا دکتر درمیان مردم چنین شهرتی ندارد؟

در تبلیغات انتخاباتی دکتر در سال 88 در مصلای تهران ، مجری برنامه درمعرفی دکترگفت : احمدی نژاد ، مردی که قلبش با انرژی هسته ای کارمی کند . آیا این دلیل برشهرت ایشان به صفت مهربانی نیست ؟

دلهايشان لبريز از مهر و محبّت و خيرخواهى است


آیا یادمان هست که درمناظره با آقای موسوی بعد از شنیدن تخریب ها و ناسزاهای سنگین توسط ایشان دکتر احمدی نژاد درجواب اول هر سخن تکرارکرد" آقای موسوی من به شما علاقه مندم اما ....". کسی که دربرابر سنگین ترین هتک حرمت ها و دروغ ها وناسزاها اول علاقه قلبی اش را به او متذکر می شود چه نوع خصلتی دراو بارز است بجز محبت و عشق شدید قلبی ؟

آیا نمی توان گفت این محبت قلبی دکترو یارانش و اظهار آن ، از حد معمول بیشتراست و آنقدر زیاد است که گاهی از نظر سایر مردم درک نمی شود و نمی توانند عمق این نگاه محبتی را دریابند و همین کوته فکری ها سبب جنجال های رسانه ای وناشناخته ماندن ایشان می شود ؟ نمونه آن وقتی آقای مشایی گفت ما همه مردم جهان را دوست داریم حتی مردم اسرائیل را . ذکر همین مسئله ی" دوست داشتن مردم جهان و حتی مردم اسرائیل " تا ماهها تبدیل به جنجال رسانه ای و جنگ روانی برعلیه دکتر شده بود که چرا مشاور او جنایتکاران را هم دوست دارد؟ و آیا یادمان هست هرنوع توضیح دکتر دراین باره که این دوست داشتن نوعی نگاه عام و فراگیر به همه مردم جهان است و ذکر اسرائیل از باب اغراق بوده است ، اما این مسئله توسط بسیاری از مردم درک نمی شد و هنوز هم درک نشده و به بهانه ای برای تخریب اطرافیان دکتر تبدیل شد ؟

خصلت محبت قلبی در دکتر نسبت به همه مردم جهان در سخنان دکتر احمدی نژاد بارها و بارها ذکر شده است . برای جلب توجه بیشتر به این نکته که دکتراحمدی نژاد قلبا به تمام مردم جهان عشق می ورزد و عشق ورزی و محبت در روحیه او یک خصوصیت بارز و شاخص است ما فقط کلمه "عشق" را در میان آرشیو سخنان دکتر احمدی نژاد در سایت ریاست جمهور جستجو کردیم .

ازمیان سخنرانی های آرشیو شده ی ایشان تا زمان نوشتن این مقاله ، 911 سخنرانی از ایشان حاوی کلمه عشق بوده و 837 بار کلمه "محبت" تکرار شده است . که اولین آن مربوط به سال 80 در دیدار با مردم بم بعد از دعای فرج و سپاسگزاری از خداوند برای توفیق حضور درمیان مردم بیان شده " سلام بر شما وارثان عشق و ایمان" و درهمین سخنرانی " صدای دلنواز معلم دلهای این نوجوانان را به درس محبت و عشق و ایمان و صلابت مینوازد " و در هریک ازین سخنان ، جمله و جملاتی چند درباره محبت و عشق و مرتبط با آن بیان شده است .
صرفه نظر از مشی و عملکرد دکتر که چون آیینه ای از عشق و ایثار روبروی دیدگان بیناست ، آیا خود تکرارهمین کلمات خود نشان دهنده بارز و شاخص بودن خصلت محبت و عشق در شخصیت دکتر احمدی نژاد نیست ؟

6- اذله علی المومنین : دومین خصلت های برجسته یاران امام زمان عج در سوره مائده خاکساری و تواضع در برابر مومنان است .

آیا این خصلت در دکتر احمدی نژاد نمود بارز و روشنی دارد یا خیر؟ آیا به تایید دوست و دشمن دکتر احمدی نژاد در دستبوسی و خاکساری در برابر مومنان مشهور نیست ؟
آیا درمهرورزی و عطوفت با مومنان از هر گروه و دسته و طبقه ای باشند ممتاز و ویژه نیست ؟ اگر به سخنرانی های دکتر احمدی نژاد نگاهی از سر دقت بیندازیم متوجه می شویم که ایشان همواره موفقیت ها را به حساب ملت ایران و آرمان بزرگ امام و انقلاب می داند و هیچ خود بینی و خودستایی از خود ندارد و آنقدر فروتن و متواضع است که بسیاری از مردم به سبب همین خصلت او ، او را ممتاز و برجسته می دانند و به او رای داده اند .
یکی از راههای درک این خصلت بارز در دکتر احمدی نژاد مقایسه ایشان با سایر روسای جمهور است .
بجز رهبری عزیزمان ، کدام مقام کشوری را در جمهوری اسلامی سراغ داشتیم که چنین تواضع و فروتنی دربرابر مومنان داشته باشد ؟ آیا فراموش کرده ایم که آقای هاشمی چه غروری در برخورد با مردم داشت ؟ آیا فراموش کرده ایم که هاشمی آنقدر بر "من "خود تاکید می کرد که حتی خود را از امام خمینی هم برتر می دانست . آیا ترویج روحیات سکولار غربی و توهین ها و تندخویی های باند خاتمی را به محرومان ، مومنان و بسیجیان و هرکس که رنگ و بوی ظاهری ایمانی داشت از یاد برده ایم ؟ درجه بندی کردن مردم در ادبیات دوم خردادی خاتمی و توهین آمیز سخن گفتن او با محرومان و مستضعفانی که نتیجه روش های غلط اقتصادی خود آقایان بودند و شکستن شخصیت مردم عادی و بالا بردن افراد متول و قدرت مدار در سیستم رسانه ای دوم خرداد را به یاد بیاوریم . این ویژگی تواضع و فروتنی و خاکساری در دکتر احمدی نژاد آنقدر بارز است که باند فتنه گر دوم خرداد نیز ایشان را با به کاربردن کلماتی مانند گداپرور - بی کلاس - بی پستیژ - عصرحجری - عقب افتاده فرهنگی و... مورد خطاب قرار می دادند و با این ناسزاها عملا به این تواضع و فروتنی بی انتهای ایشان اعتراف می کردند ! اما او آنچنان است که خدا دوست می دارد !

یاران مهدی علیه السلام کسانی هستند که خداوند درباره آنان می فرماید:اذله علی المومنین

خصلت برجسته یاران امام زمان عج در سوره مائده ، خاکساری و تواضع در برابر مومنان .

 

7- اعزه علی الکافرین : عزتمند بودن در برابر کافران و مستکبران ویژگی دیگریاران امام زمان عج است .

امیرمومنان علی علیه السلام می فرمابد : ايشان از كسى و قدرتى وحشت ندارند و نه بخاطر پيوستن فرد يا قدرتى به گروهشان دچار شادمانى و غرور مى گردند .لا يستوحشون من أحد ولا يفرحون بأحد يدخل فيهم .معجم احاديث الامام المهدي ، ج 3 ص 100، مستدرك الصحيحين ج 4 ص 554

امير مؤمنان ـ عليه السلام : آنها همچون شيرانى كه از بيشه ى خود خارج شده اند بر گرد آن حضرت حلقه مى زنند ودلشان بسان فولاد آبدیده ، محکم است . كانّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد.* الزام الناصب، ج 2؟ ص 200

سوال این است که آیا در دکتر احمدی نژاد این صفت به طور بارزی تجلی داشته است یانه ؟
آیا می توانیم بگوییم این خصلت در دکتر احمدی نژاد آنقدر بارز و چشمگیر است که دوست و دشمن در سرتاسرجهان به این مطلب اذعان کرده اند؟ باز هم جمع آوری تمام مدارکی که نشان دهنده اوج عزتمندی و شجاعت دکتر احمدی نژاد در برخورد با مستکبران است دریک مقاله ممکن نیست و کتابهای بسیاری در شرح آن نوشته خواهد شد اما به عنوان نمونه هایی کوچک برخی ازین مواردی را جمع آوری کرده ایم .

ایجاد تحول زیر بنایی در برخورد با مستکبران درعرصه بین المللی/ طرح مسئله هولوکاست و به چالش کشیدن اسرائیل / ایستادگی عزتمندانه در برابر فشارهای گوناگون غرب در ماجرای هسته ای وقتی همه احزاب داخلی و رسانه ها به شدت از عواقب ایستادگی هسته ای میترسیدند و هشدار می دادند اما دکتر محکم و مثل فولاد آبدیده ایستادگی کرد / ماجرای دانشگاه کلمبیا و اهانت ها رئیس آن و حیرت انگیز بودن استحکام درونی دکتر که حیرت جهانیان را برانگیخت .عصبانیت شدید صهیونیست ها بعد از ماجرای دانشگاه کلمبیا و اعتراف به این نکته که ما قدرت احمدی نژاد را دست کم گرفته بودیم و نامه هایی که بعد از ماجرای دانشگاه کلمبیا که صهیونیست های ترتیب دهنده این برنامه را برای شکستن پرستیژ آمریکا سرزنش کرده بودند و نامه های تایید و احترام برای دکتر و ملت ایران بعد از آن ماجرا ، تنها یک نمونه از نتایج درخشان برخورد عزتمندانه دکتر با کافران است .
سخنان قاطع و مستحکم ایشان در اوج فشارهای داخلی و خارجی در رسانه های خارجی /تلاش برای تشکیل جبهه متمرکزی از کشورهای محروم دربرابر آمریکا و مستکبران / سخنرانی در ژنو و ایجاد موج بزرگ ضد اسرائیلی درجهان و...... دکتر احمدی نژاد را به یکی از بزرگترین نمادهای قدرت نمایی ملت ایران در برابر غرب تبدیل کرده است .فراموش نکنیم که در دعای ندبه در وصف صفات امام زمان ارواحنا له الفداه ، می خوانیم "این قاسم شوکه المعتدین" ؟کیست آنکه شوکت و جلال ستمگران را می شکند و فرو می ریزد ؟ پس عجیب نیست اگر سردار امام زمان عج چنین باشد که وجودش مایه ترس مستکبران باشد.

عصبانیت رئیس دانشگاه کلمبیا بعد از دعوت از ایشان و اعتراف به این نکته که ما قدرت احمدی نژاد را دست کم گرفته بودیم و پایین امدن آمار محبوبیش و نامه هایی که بعد از ماجرای دانشگاه کلمبیا که او را برای شکستن پرستیژ آمریکا سرزنش کرده بودند تنها یک نمونه از نتایج درخشان برخورد عزتمندانه دکتر با کافران است .
همچنین به آنچه دراین مقاله جالب است تفاوت های اصلی دیدگاه دکتر با اصلاح طلبان در مسئله هسته ای و هولوکاست است که هر دو مسئله ، شیوه نو آورانه ی دکتر احمدی نژاد در برخورد عزتمندانه و از موضع بالا در عرصه بین المللی بود .

او تنها مردی ست که ترس به دل دولتهای غربی و سران رژیم صهیونیستی می اندازد.احمدی نژاد در برابر غرب شجاع است.

سخن رهبر عزیز درباره روحیه استکبار ستیزی شخص دکتر :

بخش ديگر قضيه اين بود كه قدرتهاى گوناگون، پُررو، متجاوز، زورگو و دنباله‏ها و اقمار بى‏ارزش آنها، ميخواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. خب، ملت ايران، دولتِ شما و شخص رئيس‏جمهور، در مقابل اين زورگويى و اين تحميل و اين افزون‏طلبى ايستاديد؛ خداى متعال هم كمك كرد؛ پيش رفتيد. اينها آن بخشها و اجزاء گفتمان عمومى اين دولت است كه براى من اهميت دارد.

چرا نام احمدی نژاد لرزه بر اندام مستکبران می اندازد

8- یجاهدون فی سبیل الله : جهاد مدام در راه خدا ، یکی از ویژگی های درخشان یاران امام عصر عج .

جهاد در هرزمان به نوعی و گونه ای قابل تعریف و انجام است .بی تردید در این زمان که ایران بزرگترین جبهه الهی و رو در روی شیطان بزرگ قرار دارد یکی از برجسته ترین نمادهای جهاد در راه خدا حرکت درمسیر تقویت جبهه حق و شکستن جبهه باطل است . آیا نمی توان گفت دکتر احمدی نژاد از دوران جوانی زندگی جهادی و پرشوری در این جهت داشته است ؟

از حضور در جبهه ها درایام جوانی تا جهاد و تلاش برای ساختن ایران و رفع محرومیت در دوران فرمانداری ، تا جهاد علمی در عرصه دانشگاه و جهاد فرهنگی و تا امروز که به عنوان رئیس جمهور ایران پرچم دار مبارزه با صهیونیست و فساد شده است و نامش لرزه بر اندام دشمنان می اندازد .موفقیت های ایران در عرصه علمی و سازندگی و رشد اقتصادی ایران ، موفقیت های دیپلماسی فعال ایران و....هزاران نمونه دیگر که همگی در جهت تقویت این نظام الهی بوده است ، مصداق جهاد دائم در راه خداست . ویژگیی که در دکتر احمدی نژاد به طرز بارز و درخشانی نمود دارد.

9- ولا یخافون لومه لائم : نهراسیدن از تخریب ها و سرزنش ها و استقامت در مسیرحق یکی از بارزترین ویژگی های یاران امام زمان عج .

حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در وصف یاران امام زمان عج می فرماید : لا يستوحشون من أحد ولا يفرحون بأحد يدخل فيهم »
[یاران امام زمان] نه از كسى و از قدرتى وحشت دارند و نه بخاطر پيوستن فرد يا قدرتى به گروهشان دچار شادمانى و غرور مى گردند >>.معجم احاديث الامام المهدي ، ج 3 ص 100، مستدرك الصحيحين ج 4 ص 554
نهراسیدن از تنهایی ، نهراسیدن از تیرباران شماتت ها و سرزنش ها ، استقامت در مسیرحق و انجام کاری که مورد رضایت محبوب است صفت یاران امام عصر عج است .
آیا دکتر احمدی نژاد به نماد شجاعت و تهور در اجرای تصمیمات بزرگ و نهراسیدن ازسنگین ترین طوفان تخریب ها و سرزنش ها تبدیل نشده است؟
به یاد بیاوریم در طول سالهای گذشته چه حجم سنگینی از سرزنش ها و تخریب ها توسط رسانه های داخلی و خارجی درموردتک تک کارهای بزرگ او صورت گرفت . فقط در سه سال اول فعالیت دولت نهم ‪ ۳۹ هزار و ۶۸۲ ‬مورد سیاه نمایی درفضای رسانه‌ای و تبلیغاتی کشورعلیه دولت نهم انجام شده است. و بر اساس همین آمار در ۳ سال فعالیت دولت نهم ‪ ۱۶۸۹‬مورد توهین مستقیم به رییس جمهوری در فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی صورت گرفته است. اما جالب است که دیدیم این سرزنش ها و تخریب ها کوچکترین خللی درعزم ایشان برای تلاش در راه آرمان بزرگ عدالت و صلح و ایمان برجای نگذاشت .

به عنوان نمونه ای کوچک از بازتاب سرزنش های دیگران و استقامت دکتر یک اعتراف از دشمن می آوریم . این مقاله در June 06, 2009 از فاکس نیوز هرچند خط تخریب دکتر در افکارعمومی جهان را دنبال می کند جملاتی دارد که به خوبی نمایانگر موج عظیم سرزنش های مدعیان برعلیه دکتر و تفاوت دکتر با سایرهمتایان سیاسی خود و شهرت دکتربه ایستادگی بر موضع برحق خویش است که اعترافی گویاتراز اذعان دشمن نیست ........

Iran's Powerful Former President Attacks Ahmadinejad, Vows to Sue Hard-Line Leader

http://www.foxnews.com/story/0,2933,525300,00.html

دراین مقاله با اشاره به ناراحتی اقای رفسنجانی از دکتر احمدی نژاد در مناظره به سبب اسم بردن از او ادامه می دهد: اصولا چالش اصلی احمدی نژاد با اصلاح طلبان بر سر مسئله سازش با غرب است و همچنین اینکه احمدی نژاد تعلیق غنی سازی در دوران خاتمی را نشانه ضعف می داند وتمرکز خود را بر سر مسئله هسته ای قرار داده است و اینکه موسوی درمناظره ، احمدی نژاد را به خاطر مطرح کردن بحث هلوکاست محکوم کرده است!

نهراسیدن از سرزنش ها و ملامت های دوستان و تخریب ها وجنگ های روانی دشمنان در انجام کاری که برحق است درموارد بسیاری در عملکرد دکتر احمدی نژاد در سطح داخلی و بین المللی نمود داشته است.

این حالت روحی شجاعانه در دکتر احمدی نژاد چنان مشهور است که رهبرعزیز می فرماید :
حالت روحى اين دولت اين است كه براى تحول‏آفرينى جرأت دارد و اقدام مى‏كند. ....جرأت در مقابله‏ى با فساد.... مقابله‏ى با فساد خيلى كار سختى است. ... اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. اما بالاخره جرأت در مقابله‏ى با فساد يك امتيازى است كه در شما هست.
مى‏بينيد همه‏شان - واقعاً مثل جنگ احزاب - دست به دست هم داده‏اند و دارند فشار مى‏آورند كه اين دولت را بكوبند...... ميفهميم كه چطور مجموعه‏ى دولت آماج حملات است.

گرمن از سرزنش مدعیان اندیشم /شیوه مستی ورندی نرود ازپیشم/ زهد رندان نو آموخته راهی به دهیست /من که بد نام جهانم چه صلاح اندیشم!


10- عبادا لنا : بندگی خاص و خالصانه ی خدا اصلی ترین خصلت یاران امام عصر عج .


همیشه اولین ویژگی صالحان در نبرد میان حق و باطل مشخصه بندگی خالصانه آنان دربرابر پروردگار است.
بنده خدا بودن همانند بحث محب خدا بودن نمادهای و تجلی های گوناگونی دارد و پرداختن به آن عمق آن از فرصت و بضاعت اندک ما خارج است . اما به عنوان نمونه چند نماد از بندگی خدا را در این جا مورد بحث قرار می دهیم و بررسی می کنیم آیا این خصلت ها در دکتر احمدی نژاد شاخص و بارز است یا خیر ؟ پیشاپیش از کمی بضاعت خود ، عذر خواه امام زمان ارواحنا فداه هستیم .

دکتر احمدی نژاد :نمونه بندگی خدا در جهاد

آیا نمی توان گفت انسانی که تحت فرمانبرداری و بندگی خداست از هرنوع بندگی غیر او آزاد است ؟ آیا انسانی که بندگی غیر خدا را نپذیرد دربرابر طواغیت و هر آنچه غیرخداست محکم و شجاع نمی شود ؟ آیا نمی توان گفت کسی که بنده خداست از هیچ قدرتی نمی هراسد و وامدار هیچ گروه جریان حزب و دسته ای نمی شود ؟ آیا اولین اثر نپذیرفتن بندگی غیرخدا ایستادگی و شجاعت حیرت انگیز در برابر قدرت های پوشالی نیست ؟ آیا نمونه های روشنی از ایستادگی شخص دکتر دربرابر قدرت ها و فشارهای داخلی و خارجی مستکبران و زورمندان ندیده ایم ؟ آیا دکتر به شهامت و شجاعت و دلاوری شهرت ویژه ندارد؟

دکتر احمدی نژاد نماد آزادی از اطاعت غیر خدا و شجاعت درمقابل مستکبران و حلقه های زر و زور و تزویر

این ها بخشی از شهرت دکتر احمدی نژاد به داشتن این صفت است .ایستادگی دربرابر حلقه های فساد و زورمندان داخلی تا آنجاکه شعارمردم در انتخابات این بود" احمدی بت شکن . بت بزرگ رو بشکن " .مقابله با جریان زر و زور و تزویر داخلی . ایستادگی در برابر موج هجمه های روانی و اجرایی مستکبران و سخن گفتن با آنان همواره و همیشه از موضع قدرت حتی در اوج فشارهای مانند فشاردر انرژی هسته ای و تحریم ها و...

11. اولی باس شدید : بارزبودن قدرت نظامی یاران امام زمان عج :

دشمنان امام زمان ارواحنا فداه ، دجال و نیروهای اهریمنی و فساد انگیز جهان هستند .و فراماسونری مستقردر اسرائیل و آمریکا به عنوان نماد بی عدالتی و جرثومه فساد و قتل و جنگ و فریب و خونریزی و شهوترانی و ماده پرستی در جهان امروز مظهر آن است . بدون شک اجرای عدالت منافع زورگویان را به خطر می اندازد و آنان را به جنگ افروزی و فساد و جنگ و خونریزی بیشترو رودر رویی و مقابله ی نظامی با جریان صالح خوبان و پاکان به فرماندهی امام زمان عج وادارمیکند . جنگی که سرنوشت آنان را یکسره خواهد کرد. بنابراین داشتن آمادگی نظامی برای این مقابله ی بزرگ از شروط یاران امام زمان عج است.
فرمانده لشکر امام زمان باید به افزایش توانایی نظامی یاران امام زمان در توجه خاص داشته باشد و خودش نیزباید از مهارت های مدیریتی و هوشی و فکری و نظامی کافی برخوردارباشد .آیا دکتر احمدی نژاد هوش و توانایی مدیریت و فرماندهی لشکر در زمان جنگ را داراست ؟ آیا ازنظر تجربه نظامی ، قدرت بدنی ، سرعت و دقت در تصمیم گیری ، تسلط هوشمندانه بر شرایط بحرانی دارای ویژگی های ممتاز و برجسته نیست ؟

هوشمندی ،قدرت مدیریت در شرایط سخت و قدرت نظامی یاران امام زمان عج


آیا در زمان ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد ایران به لحاظ افزایش قدرت دفاعی و نظامی رشد چشمگیر نداشته است ؟

 

یادمان هست که در اوج فشار آمریکا بر ایران ، درزمان خاتمی بودجه های نظامی نیز توسط اصلاح طلبان کاهش پیداکرده بود تا ایران در اوج شرایط ضعف دفاعی قرارگیرد اما با ظهور دکتر احمدی نژاد در دنیای سیاست ایران به لطف و مدد امام زمان عج به مرور سایه ی تهدید ها از سر ایران برداشته شد و شاید یکی از عوامل موثر در این راه عمل به آیه قرآن "و اعدوا لهم ماستطعتم من قوه " است . بودجه بندی دکتر احمدی نژاد درهمان سال 84 به سمت توجه به تقویت زیرساخت های دفاعی و نظامی ایران آنقدر بارزبود که در رسانه های داخلی و خارجی از دکتر احمدی نژاد به عنوان جنگجو و خشونت طلب و نظامی یادمی کردند!اما ایران اسلامی در سایه درایت و ایستادگی سیدخراسانی و سردارش ، روز به روز در عرصه های نظامی قدرتمندتر و پیشرفته تر می شود و رعب و وحشت بیشتری در دل دشمنان ایجاد می کند .

افزایش قدرت دفاعی و نظامی ایران در زمان ریاست جمهوری دکتراحمدی نژاد

 

پیروزی حزب الله لبنان یکی از دستاوردهای این قدرتمند شدن تاکتیکی ایران بود . برگزاری انواع مانورهای نظامی در دریا و خشکی توسط نیروهای مسلح ایران ، ساخت موشک های پیشرفته . ناو شکن جماران . مانور دریایی در خلیج فارس و تنگه ی هرمز . حفاظت از کشتی های ایران در برابر دزدی های دریایی قرن بیستم و ورود ایران به عرصه جنگ الکترونیک تنها گوشه ای از تحولات و افزایش قدرت نظامی ایران است

.12. بعثنا علیکم : ایمان و توان و انگیزه و قدرت رویارویی با فساد بنی اسرائیل این جرثومه فساد در عصر حاضر.

یکی از ویژگی های یاران امام زمان عج نبرد با بدترین و شیطانی ترین افکار و دولت ها و حکومت های جهان است .یعنی اسرائیل . نگاهی گذرا به سخنرانی های دکتر و همچنین شهرت ایشان نشان می دهد که انگیزه و توان و استقامت و هوشمندی او درمبارزه با جنگ نرم با اسرائیل ، او را به مشهورترین فرد سیاسی جهان در این زمینه مبدل کرده است . چنان هراسی از او در دل دشمنان بشریت وجود دارد که اسرائیل می گوید ما حتی قهوه خوردن احمدی نژاد را هم زیر نظر داریم! . اسرائیل ستیزی دکتر احمدی نژاد چنان مشهور است که حتی خود آن ها نیز بارها و بارها به آن اعتراف کرده اند .دستیابی به دستاوردهای بزرگ نظامی در سالهای اخیر مرهون همین روحیه است.

دستاوردهای بزرگ ایران درحوزه جنگ نرم و سخت با اسرائیل با ریاست جمهوری دکتر

دکتر احمدی نژاد : نماد مبارزه و رویارویی با اسرائیل

امروز اعتراف به موفقیت دکتراحمدی نژاد در منزوی کردن اسرائیل در جنگ نرم و به چالش کشیدن توان دفاعی در جنگ سخت ، نکته ای بسیار مهم درشناخت سردار صالح امام زمان است . عاملی که سبب محبوبیت بیشتر دکتر احمدی نژاد در جهان عرب و مستضعفان و محرومان جهان انقلاب ایران است .زیرا دکتر نزد همه مردم جهان نماد مبارزه و رویارویی با اسرائیل است .

13 -خستگی ناپذیری ، سخت کوشی و جهاد شبانه روزی ، خصلت یاران امام عصر عج

امام باقر علیه السلام ویژگی بارز سخت کوشی را برای مبارزه بی امان با فساد بنی اسرائیل جزو وخصلت های مهم یاران امام زمان عج می شمارند .

و امام صادق ـ عليه السلام ـ در توصیف یاران امام می فرماید: « رجال لا ينامون الليل، لهم دوّى في صلاتهم كدوّى النحل، يبيتون قياماً على أطرافهم ويصبحون على خيولهم، رهبانٌ بالليل، ليوث بالنهار »* بحار الانوار ، ج 52، ص 308

آیا دکتر احمدی نژاد به خستگی ناپذیری و تلاش شبانه روزی معروف و زبانزد خاص و عام نیست؟ آیا این خصلت در او شهرت عام ندارد ؟آیا از میان مسئولان کشور در سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه به جزشهیدان بزرگوار ورهبری ، به ترتیب در زمان آقایان موسوی به عنوان نخست وزیر دو دوره ، هاشمی و خاتمی به عنوان رئیس جمهور دو دوره ، کروبی ، لاریجانی به عنوان روسای مجلس کدامیک ازین مسئولان به پرکاری و خستگی ناپذیری شهرت دارند ؟ آیا سابقه داشته مسئولی در تمام شبانه روزو همه ایام هفته و تعطیلات این چنین با کار شبانه روزی خود را فدای آرمان بزرگ محبوب و مولای خود نماید ؟

آیا کارکردن در تمام ایام هفته ، حتی تعطیلات آنهم به صورت بسیار سنگین و فشرده خصلت بارز و مشهوردر دکتر احمدی نژاد نیست ؟ ؟

خستگی ناپذیر ، پرتلاش و پرکار ویژگی برجسته یاران امام عصر عج

پرکارترین رئیس جمهور دنیا به روایت آمار

چرا دکتر احمدی نژاد دردوسال گذشته در آغاز سخنرانی هایش در میان خیل کثیرمشتاقانی که ساعتها برای دیدار او لحظه شماری کرده اند ازمردم می پرسد؟ چند ساعت است ایستاده اید ؟ یک ساعت .نه. دوساعت .نه.وبعد از شور وشوق مردم تاکید میکند: آیا خسته شده اید؟ وقتی مردم با شور وشوق فریاد می زنند نه ، او می گوید : کی خسته است ؟ و مردم می گویند دشمن ؟ و این ماجرا بارها و بارها تکرار شده است ؟ آیا این نشان نمی دهد که سردار امام زمان ، علاوه برداشتن روحیه خستگی ناپذیری در خود مردم را نیز به خاطرخستگی ناپذیری در راه خدا تشویق می کند ؟

پرکاربودن و خستگی ناپذیری دکتر احمدی نژاد به خاطر عشق زیاد به آرمان الهی اش آنقدر شدید است که درآغاز دوره اول ریاست جمهوری از طرف رهبرعزیز به ایشان امرولایی می شود که استراحت کافی داشته باشند (کتاب فرزند ملت) و البته رهبرعزیز این خستگی ناپذیری را مدال افتخاری برای دکتر می دانند :

رئيس جمهور، اهل كار، اهل ابتكار، اهل خدمت، اهل عمل،است . وارد ميدان می شود و خسته نمیشود .....اين، افقها را روشن مى‏كند. 28/11/1385 - بيانات رهبر عزیز در ديدار عمومى مردم آذربايجان شرقي‏.

یاران امام زمان عج پرتلاش و خستگی ناپذیر

مقام معظم رهبری: در حالی که این دولت انصافا پرکار و در بعضی خصوصیت ها نمونه هست. کلیپ صوتی

برای اثبات بیشتر این مدعا که خستگی ناپذیری دکتر احمدی نژاد درکارها از عشق درونی ایشان نشات می گیرد یک جمله از خود دکتر نقل می کنیم زیرا برای اثبات یک وجود یک مدعا شاهدی بهتراز دیدن خود آن مدعا نیست :خوددکتر احمدی نژاد می گوید :اگر در كاري عشق و اميد نباشد، آن كار سخت است، اما براي كسي كه به دنبال آرمان‌هاي بزرگ است خستگي معنا ندارد، زيرا در كار آرماني، شيريني و لذتي وجود دارد كه با هيچ چيز قابل معاوضه نيست!
به راستی این آرمان بزرگ چیست و این کدام محبوب بزرگ است که او را برای آرمانهای بزرگ آماده کرده است ؟

رهبر عزیز سیدخراسانی ما در توصیف خستگی ناپذیری دکتر احمدی نژاد فرمود :

آقاى رئيس جمهور ما هم كه بحمداللَّه پرانرژى و خستگى‌‌‌‌‌‌نشناس حقاً؛ پابه‌‌‌‌‌‌پاى ايشان دويدن هم خيلى سخت است. خدا كمكتان كند بتوانيد پابه‌‌‌‌‌‌پاى ايشان بدويد و برسيد به مقاصدتان؛ واقعاً كار دشوارى است. ايشان خيلى زياد زحمت ميكشند، زياد تلاش ميكنند، بحمداللَّه پرانرژى هم هستند؛ خدا را شكر. به ظاهر ايشان هم اين همه نمى‌‌‌‌‌‌آيد. الحمدللَّه. خداوند ان‌‌‌‌‌‌شاءاللَّه بيشتر كمك كند، بيشتر انرژى بدهد، بيشتر توان بدهد. البته ما مرتب دعا ميكنيم؛ من هيچ شبانه‌‌‌‌‌‌روزى نيست كه به آقاى رئيس جمهور و بعضى ديگر از مسئولين دعا نكنم..18/6/1388

14- جنگاورانی قدرتمند ، توصیف امام باقر علیه السلام درباره یاران امام زمان ارواحنا فداه

جنگ آوری در عرصه نبرد نرم و سخت یکی از خصلت های بارز یاران امام زمان است . از آنجایی که جنگ درجهان امروز جنگ نرم و سخت هر دو را شامل می شود سردار امام زمان باید از قدرت مدیریت ، هوش و توانایی فکری و تسلط بر شرایط در هر محیط جنگ نرم و سخت برخوردارباشد . آیا نمی بینیم که دکتر احمدی نژاد به اعتراف دشمن در جنگ نرم علیه اسرائیل پیروز قطعی این میدان بوده است ؟

آیا این دلیل بر قدرت جنگاوری دکتر احمدی نژاد در مدیریت شرایط سخت نیست ؟ آیا گرفتن مدال مرد شجاع و هوشمند از دست نائب امام زمان دلیل روشنی بر قدرت فکری و تسلط او بر ابراز جنگاوری جنگ نرم در عصر امروز نیست ؟

تاریخ این 5 ساله مدیریت دکتر احمدی نژاد نشان می دهد که او مرد مبارزه و جهاد و مدیریت در شرایط سخت و پیچیده است و همین است که از او دلاوری جنگاور و مدیری سخت کوش با قدرت بالای فکری و بدنی ساخته است که امید آن داریم با یاری خدا ، فتوحاتی بیشتر ازین را خداوند نصیب همه جهان گرداند .

 

 

 

فصل چهارم :

استخراج صفات شعيب بن صالح و انطباق آن بر دكتر احمدي نژاد

 
شعيب بن صالح در آينه روايات


همانگونه كه عرض شد شعيب بن صالح بعنوان فرمانده لشگر سيد خراساني كه بعد از ظهور به فرماندهي سپاه امام زمان(عج) منصوب مي گردد ، جايگاه ويژه و  بسيار مهمي در روايات و همچنين تحولات عصر ظهور دارد ، شعيب بن صالح بنابر روايتي كه محققين از لحاظ سندي آن را قوي مي دانند در 72 ماه مانده به ظهور در حكومت ايرانيان زمينه ساز ظهور آشكار مي گردد و در معيت سيد خراساني با سرو سامان دادن اوضاع اهل مشرق زمين ، صاحبان پرچم هاي سياه كه در روايات به ايرانيان اطلاق مي گردد ، آنها را براي انجام رسالت تاريخي خويش مهيا مي سازد.

همانگونه كه عرض شد برخي از محققين اعتقاد دارند كه آخرين مرحله زمينه سازي ايرانيان حدوداً 6 سال طول خواهد كشيد كه به مرحله " شعيب و سيد خراساني" معروف است. در اين مرحله اين دو بزرگوار با سروسامان دادن اوضاع داخلي ايران ، براي انجام رسالت بزرگ خويش آماده مي شوند.

كتاب عصر ظهور / علامه كوراني / چاپ و نشر بين الملل/ چاپ دوازدهم/ص 231


شايد بتوان با توجه به روايت 72 ماه( بنا بر روايتي كه مورد اعتماد و استناد محققين است ، شعيب 72 ماه قبل از ظهور در ميان ايرانيان زمينه ساز ظهور خروج مي كند) ، ظهور شعيب بن صالح را بعنوان آغاز شمارش معكوس براي ظهور به حساب آورد ، از اين جهت ظهور و خروج شعيب از بسيارنزديك بودن ظهور خبر مي دهد.
روايات ، بسياري از ويژگيهاي جسمي ، شخصيتي و نهضتي وي را ذكر مي كنند كه اين آشكارسازي مصداق شعيب ، بعد از سفياني در كمتر شخصيتي به چشم مي خورد ، بطور خلاصه ، روايات از اين شخصيت مهم چهره اي شكست ناپذير با اراده اي بسيار قوي كه داراي بصيرت و يقيني عميق است را نشان مي دهند. روايات مختلفي ، ايرانيان صاحب پرچم هاي سياه و رهبر آنها سيد خراساني را با تعابير بسيار درخشاني مي ستايند ، قطعاً جناب شعيب كه بعنوان فرمانده اين لشگر مقدمه ساز ظهور معرفي مي گردد بايد به طريق اولي واجد آن صفات درخشان باشد.
با وجود بيان ويژگيهاي مختلف روشني از شعيب در روايات ، اما مسائل رمزگونه و بعضاً ابهام ضعيفي نيز پيرامون اين شخصيت به چشم مي خورد همانند محل خروج ، شرايط سني ، برخي ويژگيهاي چهره ، اسم مستعار ، و ذكر انتساب او به بني تميم كه اين احتمال را مطرح مي سازد كه روايات در عين مشخص كردن بخش زيادي از چهره مصداق شعيب ، در نظر دارند كه براي حفاظت از جان اين شخصيت گرانقدر و موثر ، هاله اي از ابهام پيرامون اين شخصيت مطرح باشد تا دشمنان نتوانند به راحتي او را شناسايي و نابود سازند در ادامه خواهيم ديد حتي اين احتمال قوي مطرح است كه جناب شعيب با توجه به رسالتي كه در سرو سامان دادن اوضاع ايرانيان عصر ظهور دارد و بايد به راحتي در ميان مردم حضور يابد ، با اتخاذ برخي مواضع مبهم و پيچيده بتواند براي حفظ جان خويش ابهام مورد نظر روايات را گسترش دهد ، چيزي كه عقل كاملاً  آن را مي پذيرد و دين مبين اسلام نيز نحت عنوان " تقيه" آن را نه تنها مجاز كه در برخي شرايط واجب و ترك آن را حرام مي داند ، مخصوصاً در جايگاهي كه نه تنها حفظ جان و مصلحت يك فرد بلكه مصلحت عامه مسلمين مطرح باشد.
روايات متعددي او را فرمانده لشگر سيد خراساني و امام عصر(عج) دانسته و دشمن اصلي وي را سفياني و بالتبع آن حاميان سفياني ، دجال آخرالزمان، مي دانند ، مسير حركت وي در روايات از ايران به عراق و از آنجا به بيت المقدس ترسيم شده است ، چند هدف براي شعيب در روايات ترسيم مي گردد ، رويارويي با سپاه سفياني در عراق و شكست آنها ، زمينه سازي براي ظهور امام عصر(عج) و فتح بيت المقدس كه بنا بر روايات ، شعيب با موفقيت به تمام اين اهداف مي رسد.
ما در ابتدا با آوردن اكثريت قريب به اتفاق روايات پيرامون شعيب و شماره گذاري آنها صفات نقل شده بر شعيب در روايات را استخراج كرده و سپس به بررسي انطباق تك تك صفات استخراج شده شعيب بر دكتر احمدي نژاد مي پردازيم و در بررسي هر صفت براي اختصار تنها شماره حديثي را كه اين صفت را بيان مي دارد ذكر خواهيم كرد.
اكثريت قريب به اتفاق روايات نقل شده براي شعيب بن صالح در روايات به شرح زير است :
قابل ذكر است در برخي احاديث كه كلمه عربي حديث مهم مي باشد ، آن را ذكر خواهيم كرد.

1) - در روايات از عمّار ياسر نقل شده كه:
«شعيب بن صالح، پرچمدار حضرت مهدي(ع) است». ابن طاووس، ملاحم، ص 53.

2) «از خراسان سپاهي حركت مي‌كند كه كمربندهاي سياه و پيراهن سفيد پوشيده‌اند، جزو پيش‌قراولان سپاه، فرمانده‌اي است به نام شعيب بن صالح... آنان سپاهيان سفياني را شكست داده، گريزان مي‌كنند و در بيت‌المقدّس فرود مي‌آيند و زمينة ظهور حضرت مهدي(ع) را پايه‌ريزي مي‌كنند»
ابن حماد، همان، ص 84 و عقد الدرر، ص 125.

3) اميرمؤمنان(ع) مي‌فرمايند: «سفياني و صاحبان پرچم‌هاي سياه با يكديگر روبرو مي‌شوند در حالي كه ميان آنان جواني از بني‌هاشم است كه در كف دست راستش، خال سياهي است و در پيشاپيش لشكريان او، شخصي از قبيلة بني تميم به نام شعيب بن صالح قرار دارد».
ابن حماد، فتن، ص 86.

4) در منابع اهل سنّت نيز آمده است:
إن على مقدمة جيش المهدي رجلاً من تميم ضعيف اللحية يقال له شعيب بن صالح
«فرماندة لشكريان پيشرو حضرت مهدي(ع) مردي از قبيلة بني تميم است كه محاسن كمي دارد و او را شعيب بن صالح مي نامند». شبلنجي، نور الابصار، ص 138

5) «از خراسان سپاهي حركت مي‌كند كه كمربندهاي سياه و پيراهن سفيد پوشيده‌اند، جزو پيش‌قراولان سپاه، فرمانده‌اي است به نام شعيب بن صالح... آنان سپاهيان سفياني را شكست داده، گريزان مي‌كنند و در بيت‌المقدّس فرود مي‌آيند و زمينة ظهور حضرت مهدي(ع) را پايه‌ريزي مي‌كنند».
ابن حماد، فتن، ص 84 و عقد الدرر، ص 125.

6) امام سجاد (عليه السلام) فرمود:

خروج شعيب‌ بن صالح، پس از عوف سلمي و پيش از خروج سفياني است.

شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص443.

7) پيامبر اكرم(ص) : پرچم هايي از مشرق برمي خيزد كه مردي از بني تميم به نام شعيب بن صالح آنها را رهبري مي كند ، آنچه از اسيران كوفه در دستشان باشد ، مي گيرد و طعمه شمشير مي سازد.
الحاوي للفتاوي ج 2 ص 160
مائتان وخمسون علامةحتى ظهور الإمام المهدي السيد محمد علي الطباطبائي الحسني ص" 62"

8) جابر از امام باقر (ع)روايت مي کند: جواني از بني هاشم از خراسان با پرچم های سياه قيام مي کند که در کف دست راست او خالی(خللی)است و پيشاپيش او مردی بنام شعيب بن صالح است که با لشکريان سفيانی می جنگد و آنها را شکست ميدهد.
الملاحم و الفتن باب97 ص52

9) بدرستي كه پرچمدار سپاه امام مهدي مردي از بني تميم است كه ريش كم دارد و به او شعيب بن صالح مي گويند. ابن حماد ص 86

10) و عن محمد بن الحنفية:
سپس پرچم هاي سياهي از خراسان كه حاملان آنها كلاه هاي سياه و لباسهاي سفيد بر تن دارند ، خروج مي كنند پيشاپيش آنها مردي است بنام شعيب بن صالح از قبليه بني تميم ، طرفداران سفياني را شكست مي دهد تا اينكه در بيت المقدس فرود آمده و زمينه ظهور حضرت مهدي(عج) را مهيا مي نمايد. ابن حماد / فتن

11) ثم يسير إلى الكوفة فيقتل أعوان آل محمد صلى الله عليه واله ويقتل رجلا من مسميهم ثم يخرج المهدي على لوائه شعيب بن صالح

بحار الأنوار للمجلسي (1111 هـ) الجزء52 صفحة207

(12 شعیب بن صالح، جوان گندمگون و تیزفهمی از اهالی تهران که سرپرستی نیروهاي خراساني را بر عهده دارد. الممهدون المهدی، ص 54 به نقل از شش ماه پایانی، ص 94

13) پرچمهاي سياه كوچكي به اهتزاز درمي آيد كه با مردي از اولاد ابوسفيان نبرد مي كند و براي اطاعت از حضرت مهدي(عج) زمينه سازي مي كند، در پيشاپيش اين پرچم ها مردي به نام تميم بن صالح حركت مي كند . بشاره الاسلام ص 212 و 184 ، و المهدي ص 190


14) ... ... اذا رايتم ذالك فعليكم بالفتي التميمي...
... وقتي كه آن را مشاهده كرديد ، به سوي جوان تميمي بشتابيد كه او از طرف مشرق مي آيد و او پرچمدار حضرت مهدي است الامام المهدي ص 64 ، الحاوي للفتاوي ج 2 ص 130


15) ... آنگاه اين مرد تميمي – كه خداوند بر سرزمينش باران رحمت فروريزد – با پرچم سياه مهدوي با نصرت الهي و دعوت حقه پيش مي تازد تا به محضر حضرت مهدي برسد و دست بيعت بدهد. الملاح و الفتن ص 112 و 41

16) ... حضرت مهدي(ع) خروج مي كند و شعيب بن صالح پرچمدار او مي باشد.
بشاره الاسلام ص 177- بحارالانوار ج 52 ص 208 ، الملاحم و الفتن ص 44 و ...

17) سپاهيان خراسان به حركت درمي آيد ، شعيب بن صالح تميمي در طالقان به آنها مي پيوندد ، در خوزستان به يك سيد موسوي بيعت مي شود و ... الزام الناصب ص 213 ، بشاره الاسلام ص 73

18) هنگامي كه سپاه سفياني به سوي كوفه عزيمت مي كند ، سفياني گروهي را به جستجوي اهل خراسان مي فرستد ، كه براي ياري حضرت مهدي(عج) خروج كرده اند ، سپاه سفياني با سپاه سيد هاشمي(سيدخراساني) كه پرچم هاي سياهي دارند و پرچمدارش شعيب بن صالح است در دروازه اصطخر روبرو مي شود .... ابن حماد ص86، الملاحم و الفتن ص 51 ، بشاره الاسلام ص 184 و ...

19).... فرمانده آنها مردي از تميم بنام شعيب بن صالح است ، بزرگ و كوچك شمشير به دست گرفته و وارد كارزار مي شوند ، سيد حسني (حسيني) كه صورتش چون ماه تابان است در اين نبرد شمشير مي زند... الزام الناصب ص 201 و 218 ، بحارالانوار ج 53 ص 15 و 35 و ....

20) يخرج بالري رجل ربعه اسمر ، مولي لبني تميم ، كوسج ....
مردي گندمگون ، متوسط القامه ، كم ريش و كوسه به نام شعيب بن صالح با چهارهزار نفر از ري خروج مي كند كسي در برابرش ايستادگي نمي كند جز اينكه كشته شود. الملاحم و الفتن ص 42 ، الحوي للفتاوي ج 2 ص 139

21) پرچم هاي سياهي براي نبرد با سفياني به حركت درمي آيد كه در ميان آنها جواني از بني هاشم هست كه صورتش چون قرص قمر است و در دست راستش خالي(خللي) هست ، در پيشاپيش اين سپاه شعيب بن صالح تميمي است كه كلاههاي سپاهيانش سياه است و جامه هايشان سفيد. سپاه سفياني را شكست مي دهند و به سوي غرب پيش مي روند و زمينه را براي حضرت مهدي فراهم مي كنند ، فاصله بين خروج او تا تقديم امور به حضرت مهدي(عج) هفتاد و دو ماه مي باشد. الملاحم و الفتن ص 41 ، بشاره الاسلام ص 185

22) و از محمد بن حنیفه : افرادی از خراسان با درفشهایی سیاه به رهبری سید خراسانی و فرماندهی نظامی فردی به اسم شعیب بن صالح ظهور خواهند کرد که رهبری افرادی با لباس های به رنگ سفید و کلا ه های سیاه بر عهده دارد آنها طرفداران سفیانی را شکست خواهند داد و در بیت المقدس فرود آیند تا دولت مهدی را پایه گذاری کنند و مهدی او را به فرماندهی قوای نظامی خود بر میگزیند ابن حماد

23) درفش هاي سياهي از بني عباس و پس از آن درفش هاي سياهي از خراسان خروج مي كند كه حاملان آنها كلاه سياه و سفيد برتن دارند ، پيشاپيش آنان مردي است كه وي را صالح بن شعيب يا شعيب بن صالح مي نامند ، او از قبيله بني تميم است ، آنان نيروهاي سفياني را شكست داده و در بيت المقدس فرود مي آيند ، تا زمينه را براي حضرت مهدي(ع) فراهم كنند ، تعداد 300 تن ديگر از شام به او مي پيوندند. فاصله بين خروج او تا تقديم امور به حضرت مهدي(عج) هفتاد و دو ماه مي باشد. نسخه خطي ابن حماد ص 84 و 74

24) غلام حدث السن ، اسمراصفر، خفيف الحيه كوسج ...
جواني نورس ، زرد و گندمگون ، محاسن كم پشت (خفيف اللحيه) و كوسه ، كسي در برابر او نمي ايستد مگر اينكه او را مي كشد ، اگر با كوهها درگير شود ، از بن برمي كند تا وارد سرزمين قدس شود ، او پرچمدار حضرت مهدي(ع) خواهد بود. المهدي ص 190 ، الملاحم و الفتن ص 43 ، 57 ، 68 و ...

25) شعيب بن صالح از سمرقند خروج مي كند بحارالانوار ج 52 ص 213 ، المهدي ص 222


از روايات فوق صفات دوازده گانه اي براي شعيب استخراج مي شود كه به شرح زير است:

1- رنگ چهره اي گندمگون و قهوه اي دارد
2- محل خروج وي از ري(تهران) است
3- محاسن كم پشتي دارد
4- ضعيف الجثه و لاغر است
5- صاحب ارده اي بسيار قوي و خلل ناپذير است
6- صاحب بصيرت و يقين است
7- نام مستعار وي شعيب بن صالح است
8- مورد اعتماد و تاييد سيد خراساني قرار دارد
9- از بني تميم مي باشد يا با آنها ارتباط دارد
10- هدف نهايي او بيت المقدس است
11- شاب(سر زنده و باطراوت) و جوان است
12- براي امام زمان(عج) زمينه سازي مي كند

برخي از صفات شعيب بن صالح در نسخه عربي كتاب عصر ظهور / علامه كوراني


بررسي انطباق صفات دوزادگانه شعيب بن صالح بر دكتر احمدي نژاد


1- رنگ چهره شعيب قهوه اي و گندمگون است

دو روايت داريم كه در مورد رنگ چهره شعيب صحبت مي كند ، روايت شماره 20 و 24
در روايت 20 براي رنگ چهره عبارت " اسمر" و در روايت 24 عبارت " اصفر اسمر" به كار رفته است عبارت اسمر در عربي به معناي " قهوه اي" مي باشد و " اصفراسمر" معناي زرد قهوه اي مي دهد.
اكثر محققين مانند علامه كوراني عبارت اسمر را گندمگون معني مي كنند و رنگ چهره شعيب را گندمگون مي دانند ،

عصر ظهور / علي كوراني / مهدي حقي/ شركت چا پ و نشر بين الملل چاپ دوازدهم/ص 271

شايد عبارت گندمگون بهترين تعبير باشد براي زرد قهوه اي ، زيرا كلمه اسمر در فارسي معناي قهوه اي مي دهد و قهوه اي و گندمگون رنگ چهره اي است كه از روايات براي شعيب استخراج مي شود.


معناي اسمر در لغت نامه

با كمي دقت در رنگ چهره دكتر احمدي نژاد انطباق كامل اين صفت مورد اشاره در روايات براي شعيب به وضوح در چهره احمدي نژاد مشخص است.

گندمگون و قهوه اي بودن چهره دكتر احمدي نژاد به وضوح در اين تصوير مشخص است


2- محل خروج شعيب ، ري يا همان تهران است

 دو دسته روايت در مورد محل خروج شعيب داريم ، روايتي هست كه خروج او را از سمرقند مي داند(روايت 25) ، در حالي كه اكثريت روايات خروج او را از ري يا همان تهران مي دانند(روايت 12و 20) البته روايتي هم ملحق شدن شعيب به لشگر سيد خراساني را در طالقان مي داند كه اين الحاق در زمان حركت لشكر سيد خراساني در ماه رجب رخ مي دهد و مراد ، خروج شعيب نيست كه طالقان در اين روايت بخواهد بعنوان محل خروج شعيب قلمداد شود ، در حالي كه شعيب تقريبا 5/5 سال قبل از آن ظهور خروج خواهد كرد ، محل خروج او همچنان كه اكثر محققين اعتقاد دارند شهر  تهران مي باشد.


عصر ظهور / علي كوراني / مهدي حقي/ شركت چا پ و نشر بين الملل چاپ دوازدهم/ص 271

با توجه به اينكه شعيب فرمانده سپاه ايرانيان حامل پرچم هاي سياه است ، روايت خروج شعيب از سمرقند (يكي از شهرهاي ازبكستان) به خودي خود رد مي شود، در حالي كه حداقل دو روايت محل خروج شعيب را از تهران ذكر مي كنند و با توجه به استحكام روايات تهران(ري) و همچنين در اكثريت بودن آنها محققين محل خروج شعيب را از ري يا همان تهران مي دانند ، البته ابهام ضعيفي كه در محل خروج شعيب وجود دارد را مي توانيم داراي دليلي محكم بدانيم كه در فصول بعد به آن خواهيم پرداخت.
با مروري بر زندگي پرافتخار دكتر احمدي نژاد مي بينيم كه اين شخصيت برجسته كه از خانواده اي مستضعف و محروم برخواسته است در 1 سالگي به همراه خانواده خويش از منطقه ارادان سمنان به تهران مهاجرت نموده است. پس به خوبي مي بينيم كه اين صفت شعيب نيز انطباق كامل با دكتر احمدي نژاد دارد.


دكتر احمدي نژاد از يك سالگي به همراه خانواده خود ساكن تهران است

3- شعيب داراي محاسن كم پشتي مي باشد.

عصر ظهور / علي كوراني / مهدي حقي/ شركت چا پ و نشر بين الملل چاپ دوازدهم/ص271

 
روايات براي بيان اين صفت شعيب چند عبارت را بكار مي برد ، خفيف الحيه (ريش كم پشت) درحديث شماره 24، ضعيف الحيه ( ريش كم پشت )در حديث شماره 9 و كوسج(كسي كه محاسن او بيشتر در قسمت چانه است) در حديث شماره 20 و 24 . بسياري به اشتباه فكرمي كنند كه عبارت كوسج در عربي تنها به معناي شخصي بي ريش است در حالي كه اينگونه نيست و گاهي به فردي كه محاسنش در قسمت چانه بيشتر و در قسمت كناره هاي صورت كمتر است نيز اطلاق مي گردد .
يقيناً در كنار هم بودن عبارت " خفيف الحيه " و " كوسج" در حديث شماره 24 نشان ميدهد كه برخلاف گمان عده اي به هيچ وجه شعيب شخص بدون ريش نمي باشد زيرا يك فرد در آن واحد نمي تواند هم بدون ريش باشد و هم داراي ريش كم پشت.


غلام حدث السن ، اسمراصفر، خفيف الحيه كوسج ...

معناي خفيف الحيه در لغت نامه دهخدا

معناي تنگ ريش در لغت نامه دهخدا

با مقايسه محاسن كم پشت احمدي نژاد با محاسن امام خميني و امام خامنه اي و سيد حسن نصرالله به خوبي مي بينيم كه صفت محاسن كم شعيب نيز دقيقاً بر احمدي نژاد منطبق است.


4- شعيب ضعيف الجثه و لاغر است :

برخي از محققين برجسته مانند علامه كوراني و شادي فقيه اعتقاد دارند كه شعيب از لحاظ جسمي " نحيل " يعني ريزنقش و لاغر است ، عبارت " نحيف " هم براي توصيف مشخصه جسمي شعيب به كار رفته است ، از سويي ديگر روايتي ديگر داريم كه شعيب را " ربعه " يعني متوسط القامه توصيف مي كند(حديث شماره 20) ولي آنچه غالب و مورد توافق است لاغر و ريزنقش بودن شعيب است.


 

اشاره به لاغر بودن شعيب در كتاب عصر ظهور

http://www.tabee3i.com/topic/4678-انا-والثوره-الاسلامیه-فی-ایران-الجزء-68/

صفت لاغر بودن و كوچك الجثه بودن شعيب در سايتهاي عربي و اعتقاد شادي فقيه

صفت نحيف و لاغر براي شعيب در سايتهاي عربي

http://vb.svalu.com/11/bft17760/

لاغر و ريز نقش و نحيل بودن دكتر احمدي نژاد در نگاه اول مشخص است

تطبيق اين صفت جسمي بر احمدي نژاد نياز به مرور عكسهاي احمدي نژاد ندارد ؛ لاغر و ريز نقش بودن احمدي نژاد براي آناني كه يك بار او را ديده باشند كاملاً مشهود است.


5- صاحب اراده اي بسيار قوي بوده و شكست ناپذير است

 

بصيرت و  يقين ، اراده خلل ناپذير و محكم شعيب بن صالح

در نسخه عربي كتاب عصر ظهور / علامه كوراني

 اين صفت شعيب از احاديث 20 و 24 كه بيان مي دارند كه "كسي در برابر او نمي ايستد مگر اينكه كشته مي شود " و " اگر با كوهها درگير شود آن را منهدم كرده و مي گذرد" ، استخراج مي شود ، همچنين چند روايت ديگر مانند روايت 21 ، 22، 23 و ... كه بيان مي دارند شعيب لشگر قدرتمند سفياني را در هم مي شكند مي تواند مبين اين حقيقت باشد. قطعاً احاديث اخير بيان كننده قدرت فوق العاده و شگف انگيز جسماني شعيب نيست زيرا روايات او را " نحيل " و " نحيف" مي دانند پس اين قدرت شگفت انگيز شعيب بايد قدرت روحي و شخصيتي و اراده مستحكم او باشد .
علامه كوراني و شادي فقيه محققين برجسته اي كه در مورد شعيب تحقيق كرده اند اين صفت قدرتمندي شعيب را مربوط به روح و اراده وي مي دانند و آن را با " تصميم لا يلين " يعني " ارده اي خلل ناپذير" و " تصميم تغييرناپذير" بيان مي دارند.

http://www.tabee3i.com/topic/4678-انا-والثوره-الاسلامیه-فی-ایران-الجزء-68/

بصيرت و يقين بالاي شعيب در سايتهاي عربي و اعتقاد شادي فقيه

عبارت " لو قاتل الجبال لهدها " (اگر با كوهها درگير شود آنها را منهدم مي كند) مثالي عالي براي نشان دادن اراده پولادين و مستحكم شعيب مي باشد.
حال ببينيم آيا اين اراده پولاديني كه روايات براي شعيب ذكر مي كنند ، تا چه اندازه در دكتر احمدي نژاد وجود دارد.
با اندكي تامل آشكار مي گردد يكي از صفات بسيار بارز شخصيتي دكتر احمدي نژاد اراده پولادين و قدرتمند و خلل ناپذير اوست كه دوست و دشمن به آن اعتراف دارند. اتخاذ برخي تصميمات جسورانه عظيم در حوزه اقتصادي مانند سهمينه بندي بنزين و طرح تحول اقتصادي،(به خاطر دشواري اين طرح ها ، دولتهاي قبلي حتي فكر اجراي آن را هم نمي كردند! ) و تصميم قاطع احمدي نژاد براي اجراي آنها ، چند دوره سفرهاي بسيار فشرده استاني و در كل درافتادن با اژدهاي هفت سر مفاسد و درگيري با كوه عظيم مشكلات و متلاشي كردن و گذر از آن به روشني اين صفت برجسته دكتر احمدي نژاد يعني اراده خلل ناپذير و مثال زدني را نشان مي دهد.

اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب ميكنم.

 

احمدي نژاد با هوشمندي و بصيرت تمام ، نقشه هاي مستكبران و كفار در مورد ايران اسلامي را نقش بر آب كرد در حالي كه تمام جهان ناظر بر اين رويارويي و قدرت ايران و احمدي نژاد بودند.

 

قدرت نمايي تاريخي احمدي نژاد در برابر آمريكا

يكي از وقايع مهم بهار 89 تهديد آمريكا به حمله هسته اي به ايران بود كه بازتابهاي فراواني داشت و تا مدتها خبر اول بسياري از رسانه ها بود ، همزمان با تهديد آمريكا به حمله هسته اي ، دكتر احمدي نژاد كه در سفر استاني به سر مي برد طي سخنراني ، پاسخ بسيار محكمي به تهديدات آمريكا داد ، پاسخي كه يادآور جمله معروف و تاريخي امام راحل(ره) بود ، صلابت ، شجاعت و استحكام احمدي نژاد در پاسخ به تهديد آمريكا با توجه به اهميت موضوع تا مدتها بازتابهاي گسترده اي در جهان داشت.

جمله تاريخي حضرت امام(ره): آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند

 

ايستادگي و قدرت احمدي نژاد در نگاه جهانيان

http://www.abc.net.au/news/stories/2007/06/04/1941159.htm  

توضیحی کوتاه در مورد ایستادگی رییس جمهور به خاطر مسایل هسته ای

 

اين صفت " تصميم تغييرناپذير" دكتر كه ريشه در استحكام و يقين او به درستي راهش دارد بسياري از مخالفان كه از نفوذ و تاثيرگذاري بر احمدي نژاد مايوس شدند او را به ديكتاتور خواندند ولي هيچ كدام جوابي براي اين سوال نداشتند كه كدام ديكتاتور در طول تاريخ اينگونه در مقابل مردم خويش خاكسار و متواضع است كه به كرات دست محرومين و مستضعفان را مي بوسد!


6- شعيب صاحب بصيرت و يقين مي باشد

عصر ظهور / علي كوراني / مهدي حقي/ شركت چا پ و نشر بين الملل چاپ دوازدهم/ص 271


در روايات اين صفات مهم براي شعيب به صورت مستقيم ذكر نشده است اما محققين برجسته بنا بر دلائلي اين صفات را نيز از صفات شعيب بن صالح دانسته اند كه ما نيز بررسي مختصري بر روي اين صفات خواهيم داشت.
صفت برجسته بصيرت و يقين يكي از صفات عمومي ياوران امام عصر(عج) مي باشد كه قطعاً بايد در شخصيت شعيب بعنوان فرمانده لشگر حضرت در درجات بالايي وجود داشته باشد. البته مي توان از " حركت به سمت بيت المقدس" بعنوان مركز مهم تحولات آخرالزمان و همچنين" تمركز بر زمينه سازي براي ظهور" كه در روايات بعنوان صفات شعيب به چشم مي خورد (و در ادامه آنها را بررسي خواهيم كرد)از جلوه هاي درخشان بصيرت و يقين شعيب نام برد.
آنچه روشن است ميزان استحكام تصميمات و اراده انسان به ميزان بصيرت و يقين او بستگي دارد و شعيب بعنوان فردي كه اراده اي خلل ناپذير داشته و تصميماتش تغيير ناپذير است(به علت يقيني كه به درستي آنها دارد) ، قطعاً بايد داراي درجات بالايي از بصيرت و يقين باشد.
آيا بصيرت و يقين در وجود احمدي نژاد برجسته است؟

اذعان جهان و دشمنان قسم خورده به هوشمندي و بصيرت دكتر

كتاب ابوالهل هسته ای تهران:احمدی نژاد و دولت ایران"

نويسنده در اين كتاب دکتر احمدی نژاد را بزرگترین تهدید برای جهان می داند و لزوم مقابله با او را به خاطر اینکه خواستار محو اسراییل است و همچنین به دلیل شتاب بخشیدن به فعالیت های هسته ای بیان می دارد 

البته اذعان می دارد که دکتر با هوشمندی افکار عمومی دنیا را به نفع خود تغییر داده است

http://www.amazon.com/Nuclear-Sphinx-Tehran-Mahmoud-

 

يكي از صفات بارز احمدي نژاد داشتن تحليلي عالي از شرايط است كه خود اين موضوع زاييده بصيرت مي باشد ، حركت شگفت انگيز احمدي نژاد در سال 84 برپايه تحليلي صورت گرفت كه همه چيز ظاهراً خلاف آن را نشان مي داد و تمام 6 رقيب او تحليل ديگري از شرايط داشتند ، اما جهان شاهد بود كه درك صحيح شرايط اجتماعي- سياسي ايران و حركت به سمت فضاي آرماني كاملاً منطبق بر واقعيت بود چيزي كه كمتر كسي توان درك آن را داشت.
همچنين يكي از مدالهاي درخشاني كه ولي امر مسلمين در مراسم تنفيذ در سال 88 دكتر احمدي نژاد را مفتخر به آن كرد ، صفت " هوشمندي" بود كه به طور مستقيم با بصيرت و يقين هر انساني مرتبط است و نشان دهنده وجود درجات بالاي بصيرت در وجود دكتر مي باشد. يقين به صحت راه ، يقين به پيروزي و نزديك بودن آن و ... همه و همه در وجود دكتر احمدي نژاد در عالي ترين درجاتش موج مي زند.


اما در مورد صفت نظامي بودن شعيب :

هيچ روايتي وجود ندارد كه اين موضوع را ذكر كرده باشد ، اما محققيني چون علامه كوراني و شادي فقيه شعيب را واجد اين صفت مي دانند ، شايد اين اعتقاد از آنجا نشات گرفته باشد كه شعيب فرماندهي لشگر سيدخراساني و امام زمان(عج) را به دست گرفته و پيروزيهاي درخشاني كسب خواهد نمود ، و البته صفات درخشاني چون اراده تزلزل ناپذير و روحيه قدرتمند شعيب در ايجاد اين تلقي موثر بوده است. در هر حال با وجود اعتقاد برخي محققين بر نظامي برجسته بودن اما هيچ سند روايتي (حتي ضعيف) در اين رابطه در دست نيست.
هرچند احمدي نژاد بعنوان يك نيروي نظامي فعال در جبهه هاي حق عليه باطل حضور داشته است اما بعنوان فرد با سابقه نظامي درخشان مطرح نيست هرچند برخي مواضع صريح و موضع گيريهاي او باعث شده است افراد برجسته اي مانند كاسترو گمان كنند كه او سابقه نظامي گري درخشاني دارد.
البته شادي فقيه نويستند كتاب " احمدي نژاد و انقلاب جهاني پيش رو " حضور احمدي نژاد بعنوان پاسدار در دهه 60 را به عنوان همان پيشينه نظامي شعيب تلقي مي كند.
اما حقيقت اين است كه حديثي وجود ندارد كه اين صفت نظامي بودن شعيب را به طور صريح مورد اشاره قرار دهد ، نكته قابل توجه اين است كه اينك احمدي نژاد بعنوان رياست جمهوري ايران بعنوان محتمل ترين فردي كه در صورت آغاز جنگ و درگيري از طرف ولي امر مسلمين به عنوان فرمانده كل قوا منصوب مي گردد ، همان چيزي كه در دوران دفاع مقدس نيز رخ داد.
حضور بسيار فعال و تهاجمي احمدي نژاد از ابتداي ظهورش تا كنون در كش وقوس ميان جبهه حق و باطل ، تشكيل پيكان حمله به دشمن با تهاجمات مكرر او به اسرائيل و استكبار همه و همه نشان مي دهد كه احمدي نژاد كه اينك در آستانه ظهور در كانون درگيريها و جنگ لفظي حق و باطل قرار داشته و بعنوان نوك پيكان حمله به اسرائيل و استكبار مي باشد ، در صورت آغاز درگيريها نيز بعنوان نقطه مركزي اين درگيريها به فرماندهي سپاه سيدخراساني منصوب خواهد شد.
به عبارت ديگر احمدي نژاد اينك نيز در جنگ نرم بعنوان فرمانده لشگر سيدخراساني حمله تاريخي و حركت تهاجمي خويش در برابر دشمنان را آغاز كرده است چيزي كه دوست و دشمن به خوبي به آن اذعان دارند بي شك با وجود اين فرماندهي احمدي نژاد در جنگ نرم پذيرش فرماندهي لشگر سيد خراساني در جنگهاي سخت دوران ظهور چندان مشكل نبوده و كاملاً طبيعي و قابل قبول است.

احمدي نژاد اينك به بزرگترين فرمانده نظامي- امنيتي منطقه تبديل شده است!

جلوه اي از فرماندهي و قدرت و تدبير نظامي احمدي نژاد كه جهان را متحير كرد!

در زمستان 88 رژيم صهيونيستي در اقدامي خصمانه سوريه را در چند نوبت تهديد به حمله و اشغال نظامي نمود و اين مواضع اسرائيل با تاييد ضمني آمريكا همراه بود ، موجي از نگراني مسئولان سوريه و برخي كشورها را فراگرفت ، دكتر احمدي نژاد كه در آن زمان در سفر استاني خراسان جنوبي و شهر بيرجند بود در سخنراني مردمي تهديد هاي بسيار سنگين و شديدي را متوجه اسرائيل كرد و در هيبت يك فرمانده نظامي بزرگ منطقه اي گفت : به مردم منطقه گفته ام آماده باشند! ، اگر اسرائيل حماقتي بكند ، بدون شك نابود خواهد شد! ، احمدي نژاد در ادامه با  كوتاه تر كردن عمدي سفر استاني خود راهي تهران شد و بلافاصله از همان فرودگاه عازم دمشق گرديد! ، از طرفي ديگر سيد حسن نصرالله نيز در اقدامي متهورانه در اين اجلاس نظامي امنيتي بسيار مهم به همراه سران گروههاي مقاومت فلسطين حضور يافت و در اين نشست امنيتي- نظامي بسيار مهم، پيمان دفاعي مشتركي بين اعضاء امضاء شد كه اعضاء تهديد كردند كه در صورت مورد حمله قرار گرفتن هر يك از اعضاي ديگر وارد جنگ خواهند شد.

نشست نظامي - امنيتي دمشق و انعقاد پيمان دفاعي مشترك محور مقاومت بعنوان يه شاهكار امنيتي - نظامي براي احمدي نژاد ثبت گرديده است. اين تدبير درخشان احمدي نژاد به سرعت اسرائيل را به عقب نشيني واداشت.

اهميت اين نشست تاريخي تا آنجا بود كه اسرائيل بلافاصله از مواضع قبلي عقب نشيني كرد و همه كارشناسان و سياسيون اين موفقيت بزرگ را مرهون تدبير و شجاعت بي نظير دكتر احمدي نژاد مي دانستند.

در واقع دكتر احمدي نژاد در اين مسئله بعنوان يك فرمانده و فرد نظامي برجسته كه تدابير و حركات و موضع گيريش دشمن را به سرعت عقب مي راند ناظران را مبهوت كرد ، شايد به همين علت باشد كه برخي افراد مانند كاسترو گمان مي كنند كه احمدي نژاد با اين پختگي عميقي كه در مسائل رهبري بحرانهاي امنيتي دارد احتمالا بايد گذشته نظامي درخشاني نيز داشته باشد چيزي كه كاسترو در يكي از نوشته هاي معروف خويش بدان اشاره نمود.

در حال حاضر نيز احمدي نژاد در هيبت يك فرمانده جنگي فرامنطقه اي ، در سخنراني هاي خود خبر از طرح هاي سري دشمن براي حمله و اطلاع از آنها مي دهد و با زيركي و هوشمندي خاصي دشمنان را مردد كرده و در موضع ضعف و انفعال قرار مي دهد.

احمدي نژاد را اينك مي توان يكي از بزرگترين فرماندهان نظامي- امنيتي منطقه دانست كه با مواضع و سخنراني هاي خود و افشاء اسرار نظامي كشور ، رفتار دشمن را قدم به قدم كنترل كرده و او را عقب مي راند ، نشست نظامي - امنيتي دمشق و انعقاد پيمان دفاعي مشترك محور مقاومت بعنوان يه شاهكار امنيتي - نظامي براي احمدي نژاد ثبت گرديده است.

در يك جمله مي توان گفت شايد احمدي نژاد گذشته نظامي برجسته اي ندارد اما عملاً اكنون به اصلي ترين رهبر نظامي - امنيتي فرامنطقه اي تبديل شده است، كه با تدابير شجاعانه ، زيركانه و مقتدرانه نظامي امنيتي خود در نگاه جهانيان مي درخشد.

پس مي بينيم كه هرچند صفت نظامي بودن براي شعيب در روايات به طور مستقيم ذكر نشده است اما تا همان اندازه اي هم كه محققين بدان اعتقاد دارند به طور كامل و تام و تمام در احمدي نژاد وجود دارد.


7- نام مستعار او شعيب بن صالح است

اكثر روايات مذكور نام شعيب بن صالح را براي اين سردار بزرگ سيد خراساني و امام زمان(عج) ذكر كرده اند ، به اذعان محققين برجسته به دلايل مختلفي از جمله حفظ جان شعيب اين نام مستعار بوده و نام اصلي اين فرد نيست.

از جمله روايت شماره 13 كه نام وي را " تميم بن صالح " عنوان مي كند و اين مسئله نشان مي دهد كه شعيب بن صالح نام حقيقي اين شخصيت نيست ، مضاف بر اينكه در روايت شماره 24 كه بسياري از خصوصيات ظاهري و شخصيتي اين فرد بيان مي شود ، هيچ ذكري از نام او در ميان نيست و اين شايد بدان معنا باشد كه نام مطرح شده در ساير روايات براي وي اسم حقيقي اين شخصيت نبوده و اسمي مستعار براي حفظ جان اوست.

همچنانكه محققين برجسته اي چون علامه كوراني نيز چنين اعتقادي دارد.

اكثريت قريب به اتفاق محققين اعتقاد دارند نام شعيب بن صالح ، اسمي مستعر براي حفظ جان شعيب است

عصر ظهور / علي كوراني / مهدي حقي/ شركت چا پ و نشر بين الملل چاپ دوازدهم/ص271

علاوه بر آن نامگذاري فلان بن فلان كه در قرنها پيش در ميان اعراب و مسلمانان رايج بود ، از چند قرن پيش منسوخ شده و حتي در ميان اعراب براي نامگذاري از اسم + فاميل استفاده مي شود كه اين مسئله نشان مي دهد قطعا نام " شعيب بن صالح " اسم رمز بوده كه براي اهداف خاصي بكار رفته است و مي تواند نشان دهنده شخصيت و عملكرد مصداق شعيب بن صالح باشد.

خب اگر بپذيريم كه اين نام ، نامي مستعار براي اين فرد است ، به احتمال قوي رمزگشايي از اين نام مي تواند راهي براي رسيدن به مصداق شعيب بن صالح باشد.

با كمي تامل در نام شعيب بن صالح نكات بسيار مهم و قابل توجهي به دست مي آيد كه تا حدود زيادي ما را به مصداق شخصيت شعيب راهنمايي مي كند.

شعيب پيامبري است كه قبل از قيام " موعود پنهان" بني اسرائيل يعني حضرت موسي(كه از ديار خويش متواري شده و بصورت مخفي زندگي مي كند) ، چند سالي او را ياري كرده و مقدمات حركت او را فراهم مي آورد.

رمز گشايي از اسم شعيب بن صالح

شعیب بن صالح همان مردی است که مدتی قبل از ظهور حضرت بقیةالله(عج)در ایران ظاهر میشود و با فرماندهی نیروهای ایرانی به رهبری جناب سیدخراسانی با لشکر سفیانی در عراق به نبردی سنگین میپردازد و آن را مضمهل میکند.مردی ریزنقش(النحیل)، گندمگون(الأسمر) با محاسن کم رویش(خفیف اللحیة) که پس از ظهور حضرت مهدی(عج) توسط ایشان به فرماندهی کل سربازان ایشان منصوب میگردد و افتخار فتح قدس را پیدا میکند.

پرواضح است که به دلیل سنگین بودن امتحان الهی شعیب بن صالح نامی رمزی میباشد که باید در موقع خود توسط منتظران رمزگشایی گردد.

با توجه به نشانه هایی که برای این شخصیت ذکر شده و قرائن بسیار دیگر، به اعتقاد ما آقای دکتر احمدی نژاد همان شعیب موعود میباشند.بنابراین در این مقاله سعی شده تا جایی که عقلمان میرسد از «شعیب بن صالح» رمزگشایی کنیم.

الف)شعیب از نظر لغوی:

شعیب کلمه ای عربی است که از ریشه شعب به معنای مردم گرفته شده است.کسانی که به زبان عربی آشنایی دارند به خوبی میدانند که وزن«فُعَیل» برای تصغیر اسم به کار میرود.در حقیقت ریشه«شعب»وارد وزن«فُعَیل» شده و کلمه «شُعَیب» را میسازد. تصغیر اسمها در عربی به منظور مختلفی به کار میروند.یکی از پرکاربرد ترین آنها برای «تحبیب» است که شعیب هم به همین دلیل مصغر شده است.

بنابراین شعیب از نظر لغوی به معنای فردی مردمی و محبوب است.

مردم عاشقانه رئیس جمهور محبوبشان را در بر میگیرند

ب)تطابق عجیب ویژگیهای حضرت شعیب(ع) در قرآن با دکتر احمدی نژاد:

1. حضرت شعیب(ع)،مردی از جنس مردم:حضرت شعیب(ع) از انبیاء بزرگ الهی است که در سوره های هود،اعراف،عنکبوت، شعراء و قصص درباره ایشان آیاتی ذکر شده.یکی از چیزهایی که در آیات مربوط به ایشان توجه افراد را به خود جلب میکند اینست که هرجا از برانگیخته شدن ایشان به سمت قوم مدین(نام قوم حضرت شعیب(ع))سخن به میان آمده از ایشان به عنوان برادر آن قوم یاد شده است.به آیات زیر توجه کنید:

وَ إِلىَ‏ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا.....(اعراف/85)و به سوی (قوم)مدین برادرشان شعیب را فرستادیم.....

(هود 84)

وَ إِلىَ‏ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ.....

و به سوی(قوم)مدین برادرشان شعیب را فرستادیم. گفت ای قوم من خدارا بپرستید......

وَ إِلىَ‏ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ الله‏.....(عنکبوت36): و به سوی(قوم)مدین برادرشان شعیب را فرستادیم. گفت ای قوم من خدارا بپرستید......

آنطور که بنده در تفاسیر دیده ام دلیل اینکه از حضرت شعیب به عنوان برادر یاد شده این است که ایشان پیامبری بوده که از متن مردم برانگیخته شده.بر خلاف برخی از پیامبران مانند حضرت رسول(ص) که از خانواده بزرگان بنی هاشم بودند ویا حضرت ابراهیم(ع)که عموی ایشان از اشراف بود ویا حضرت سلیما ن(ع)و.....

در حقیقت این آیات بیانگر صمیمیت زیاد میان حضرت شعیب(ع) و قوم ایشان است.

همانطور که همه میدانیم شعار انتخاباتی آقای احمدی نژاد مردی از جنس مردم و فرزند ملت بود. ایشان فردی هستند که به هیچ جناح سیاسی خاصی وابستگی ندارند و به طور کامل از متن مردم برآمده اند. رابطه ایشان با مردم بسیار صمیمانه است.همانطور که بارها تصاویر آن را دیده ایم؛ایشان به گونه ای در میان مردم حضور پیدا میکنند که انگار نه انگار شخص دوم مملکت اند.

2.جلوگیری از توزیع ناعادلانه منابع بین مردم،از رسالتهای اصلی حضرت شعیب(ع):کسانی که با قصص انبیاء در قرآن آشنایی دارند به خوبی میدانند که هر جا در قرآن سخنی از حضرت شعیب(ع) به میان آمده به نظر میرسد که یکی از بزرگترین رسالتهای ایشان اعتراض به نحوه توزیع ناعادلانه اقتصادی است.به آیات زیر توجه کنید:

«وَ إِلىَ‏ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَاهٍ غَيرُْهُ قَدْ جَاءَتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ وَ لَا تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَالِكُمْ خَيرٌْ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين»

و بر مردم مدين برادرشان شعيب را فرستاديم. گفت: اى قوم من، اللَّه را بپرستيد، شما را خدايى جز او نيست، از جانب پروردگارتان نشانه‏اى روشن آمده است. پيمانه و ترازو را تمام ادا كنيد و به مردم كم مفروشيد و از آن پس كه زمين به صلاح آمده است در آن فساد مكنيد، كه اگر ايمان آورده‏ايد، اين برايتان بهتر است‏.(اعراف85)

وَ يَاقَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَ الْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَ لَا تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْاْ فىِ الْأَرْضِ مُفْسِدِين‏

اى قوم من، پيمانه و ترازو را از روى عدل، كامل ادا كنيد و به مردم چيزهايشان را كم مدهيد و چون تبه‏كاران در زمين فساد مكنيد(هود85)

أَوْفُواْ الْكَيْلَ وَ لَا تَكُونُواْ مِنَ الْمُخْسِرِينَ-

وَ زِنُواْ بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيم

وَ لَا تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْاْ فىِ الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

پيمانه را تمام بپردازيد و كم‏فروشى مكنيد

و با ترازوى درست وزن كنيد

به مردم كم مدهيد و بى‏باكانه در زمين فساد مكنيد(الشعراء 181-183)

همانطور که مشاهده میکنید حضرت شعیب(ع) بارها نسبت به ناعادلانه بودن وضع اقتصادی جامعه،به مرفهین آن هشدار داده و سعی در اصلاح آن نموده است.

اما تجلی این روحیه در جامعه ما در دولت آقای دکتر احمدی نژاد رخ داد.به طور عمده این روحیه عدالت محوری در زمینه اقتصادی در این دولت را میتوان به دو بخش عمده تقسیم کرد:

آ)هدفمند کردن یارانه ها: توزیع عادلانه منابع بین مردم؛شسته رفته ترین تعریفی است که میتوان درباره این طرح کرد.امروز،توزیع منابع در جامعه بسیار ناعادلانه است.دهکهای بالای جامعه چندین برابر دهکهای پایین از یارانه های دولتی بهره مند میشوند.طرح هدفمند کردن یارانه ها که بزرگترین و سنگینترین طرح اقتصادی نیم قرن اخیر در کشور است برای پایان دادن به این وضع ناعادلانه تدوین شده است.دکتر احمدی نژاد از همان ابتدای اعلام کاندیداتوری ریاست جمهوری در سال 1384 نسبت به وضع ناعادلانه اقتصادی در جامعه معترض بوده و اجرای طرح توزیع عادلانه منابع را جزو اولویتهای خود برمیشمرد.گویی این آیه که حضرت شعیب خطاب به قوم خود گفت در کلام ایشان متجلی گشت که:« وَ زِنُواْ بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيم

وَ لَا تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْاْ فىِ الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ»

.مقام معظم رهبری هم در دیدار با هیئت دولت در سال 1384 از آقای احمدی نژاد به خاطر شعار عدالت محوری دولت نشکر و قدردانی کردند.

سرانجام لایحه هدفمند کردن یارانه ها پس از دهها هزار ساعت-نفر کار کارشناسی توسط دولت به مجلس تحویل داده شد و پس از کش و قوسهای بسیار زیاد بین دولت و مجلس،تصویب شد.این در حالی است که در دولت گذشته با وجود اینکه توسط مجلس در اجرای این طرح به دولت اختیار کامل داده شده بود؛اما به دلیل سنگین بودن آن،عملی نشد.

ب)مبارزه با مفاسد اقتصادی: یکی از درخشانترین برگهای دولت آقای احمدی نژاد مبارزه با مفاسد اقتصادی،باندهای ثروت و قدرت ودست اندازان به بیت المال مسلمین است.بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که یکی از علتهایی که برخی از خواص با احمدی نژاد دشمنی میکنند جلوگیری ایشان از دست اندازی آنها به بیت المال است.مقام معظم رهبری در دیداری با هیئت دولت فرمودند:روش این دولت به گونه ای است که اگر کسی بخواهد به بیت المال دست اندازی کند دچار وحشت میشود. اوج این روحیه در مناظره تاریخی دکتر با موسوی متجلی شد که دکتر در آن بدون ذره ای ترس به افشاگری علیه دست اندازان به بیت المال پرداخت.

دکتر احمدی نژاد:طبق برآوردی که کردیم؛دولت باید دو سوم انرژی خود را به طرح تحول اقتصادی اختصاص دهد، اما با این حال ما مصممیم این طرح را عملی کنیم.

3.تهمت دروغگویی به حضرت شعیب(ع): مرفهین مدین که سخنان حضرت شعیب(ع) را بر خلاف منافع خود میدیدند نسبت دروغگویی را به ایشان وارد کردند و بر آن اصرار ورزیدند.آیات زیر به خوبی بیانگر این مطلب است:

الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كاَنُواْ هُمُ الْخَاسِرِين‏

آنان كه شعيب را به دروغگويى نسبت دادند، گويى كه هرگز در آن ديار نبوده‏اند.[طبق تفسیر المیزان این نشانه وطن فروشی مخالفان شعیب(ع)است] آنان كه شعيب را به دروغگويى نسبت دادند خود زيان كردند. (اعراف-92)

وَ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَ إِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِين‏

تو نيز بشرى همانند ما هستى و مى‏پنداريم كه دروغ مى‏گويى(الشعراء-186)

هنوز یادمان نرفته که چقدر به جناب آقای احمدی نژاد تهمت دروغگویی زدند.جریان مخالف ایشان شعار«مرگ بر این دولت مردمفریب»را جزو شعارهای اصلی خویش قرار داد.میرحسین موسوی در برنامه های تبلیغاتی خود که از صدا و سیما پخش میشد صراحتا دکتر را دروغگو مینامید.مخالفان آنقدر بر طبل این تهمت کوبیدند که خود آقای احمدی نژاد به کنایه گفت:آنقدر احمدی نژاد را دروغگو خطاب کرده اند که اگر گفت ماست سفید است بدانید که دروغ میگوید و ماست سیاه است!

4.مخالفان حضرت شعیب(ع) ادعا میکردند که برنامه ها و سیاست های ایشان بسیارزیانبار است:

مخالفان حضرت شعیب(ع) برای اینکه مردم را از پیروی ایشان باز دارند ادعا میکردند که هر کس از شعیب پیروی کند زیانکار خواهد بود:

وَ قَالَ المَْلَأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَئنِ‏ِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكمُ‏ْ إِذًا لَّخَاسِرُون‏

مهتران قومش كه كافر بودند، گفتند: اگر از شعيب پيروى كنيد سخت زيان كرده‏ايد(اعراف-90)

320000 تیتر نادرست به منظور تخریب دولت و شخص رئیس جمهور در مدت تنها 4سال در روزنامه ها و سایتهای زنجیره ای یک هدف را دنبال میکردند و آن هم اینکه وانمود کنند که وجود رئیس جمهوری مانند احمدی نژاد برای کشور ما جز ضرر و زیان نمیتواند به ارمغان بیاورد.این رسانه های زنجیره ای آنقدر فضا را سیاه کردند که مقام معظم رهبری فرمودند:این فضای بی بندو باری سیاسی به وجود آمده علیه دولت چیزی نیست که خداوند به همین سادگی آن را ببخشد.

کافی است تنها یکبار به رسانه های حافظ منافع استکبار رجوع کنید و ببینید همانهایی که در طول دو قرن هر ظلم و ستمی که میتوانستند به ملت ما تحمیل کردند؛حال چگونه قربان چشم و ابروی مردم ایران میروند و سیاستهای دولت را زیانبار میخوانند و مردم را از آنها بر حذر میدارند.

 

هجمه گسترده رسانه های دشمن علیه دکتر احمدی نژاد

5.خرافاتی خواندن حضرت شعیب(ع) توسط مخالفین:به آیه زیر توجه کنید:

قَالُواْ يَشُعَيْبُ أَ صَلَوتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّترُْكَ مَا يَعْبُدُ ءَابَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فىِ أَمْوَالِنَا مَا نَشَؤُاْ إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيد

گفتند: اى شُعيب، آيا نمازت به تو فرمان مى‏دهد كه ما آنچه را پدرانمان مى‏پرستيدند ترك گوييم، يا در اموال خود آن چنان كه خود مى‏خواهيم تصرف نكنيم؟ به راستى تو مردى بردبار و خردمند هستى(هود-87)

واضحترین چیزی که در این آیه نمود پیدا کرده،استهزاء اعتقادات حضرت شعیب(ع) توسط مخالفان ایشان است.آنجا که میگویند:« أَ صَلَوتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّترُْكَ مَا يَعْبُدُ ءَابَاؤُنَا...».

اگر به تفاسیر مراجعه کنید خواهید دید که قریب به اتفاق آنها دلیل این حرف مخالفان را استهزاء اعتقادات و اعمال حضرت شعیب(ع) میدانند.اصلا حالت کنایی از لحن آیه مشخص است:-آیا نمازت به تو فرمان میدهد!!!؟

جناب آقای احمدی نژاد با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 گفتمان جدیدی را وارد عرصه سیاست کرد که هسته اصلی آن بحث مهدویت است.حال کافی است اندکی به رسانه های بیگانه یا روزنامه های زنجیره ای مراجعه کنید تا ببینید چقدر نسبت خرافاتی بودن به آقای احمدی نژاد وارد شده است.مخالفان آنقدر درباره این امر افراط کردند که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه 29 خرداد نسبت به آن هشدار دادند و خرافاتی خواندن رئیس جمهور را کاری بسیار غیر اخلاقی دانستند.

6.تحقیر بسیار شدید حضرت شعیب(ع) توسط مخالفان:هرگاه باطل در برابر منطق بسیار نیرومند جبهه حق قرار میگیرد سعی میکند با تحقیر جبهه حق رسوایی خود را بپوشاند. حضرت شعیب(ع) هم از این کار غیر اخلاقی جبهه باطل در امان نماند:

قَالُواْ يَاشُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنرََئكَ فِينَا ضَعِيفًا وَ لَوْ لَا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَ مَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيز

گفتند: اى شعيب! ما بسيارى از حرفهاى تو را نمى‏فهميم. ترا در بين خود ناتوان مى‏بينيم. اگر به خاطر بستگانت نبود، سنگسارت مى‏كرديم و تو نزد ما عزيز و محترم نيستى.‏(هود-۹۱)

‏حالا تفسیر این آیه شریفه را از المیزان میخوانیم تا تحقیر کردن حضرت شعیب(ع) توسط مخالفان ایشان بهتر برای ما متجلی شود:

«آوردن كلمه" فقه" در اينجا بليغ‏تر از كلمه" فهم" و قوى‏تر از آن است و كلمه" رهط" به معناى قوم و عشيره است. و بعضى «3» گفته‏اند: اين كلمه شامل سه نفر تا هفت و يا تا ده نفر مى‏شود، پس اينكه كلمه" رهط" را آوردند اشاره كرده‏اند به كمى قوم و خويش شعيب و اينكه قوم و خويش آن جناب كارى از دستشان بر نمى‏آيد و كلمه" رجم" به معناى سنگباران كردن كسى است..

بعد از آنكه جناب شعيب (ع) با مردم خود اجتماع كرده و آنان را با حجت خود مجاب كرد مردم ديدند در مقابل گفتار منطقى او هيچ حرف حسابى ندارند و به هيچ وجه نمى‏توانند از راه استدلال او را ساكت كنند لا جرم نخست گفتند كه: بسيارى از گفته‏هاى او براى آنان نامفهوم است و معلوم است كه اگر به راستى كلام گوينده‏اى براى شنونده‏اش مفهوم نباشد قهرا كلامى لغو و بى اثر خواهد بود و اين سخن آنان كنايه از اين بود كه اى شعيب! تو حرفهايى مى‏زنى كه هيچ فايده‏اى در آن نيست..

آن گاه دنبال آن گفتند:" وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً- و ما تو را در بين خود ضعيف‏مى‏بينيم" يعنى اگر تو شخص نيرومندى بودى ما ناگزير مى‏شديم به فهم خود فشار بياوريم تا كلام نامفهوم تو را بفهميم ولى تو در بين ما نيرومند نيستى و ما مجبور نيستيم كلام نامفهوم تو را بفهميم و به فهميدن آن اهتمام ورزيم و آن را بشنويم و قبول كنيم، بلكه ما تو را در بين خود فردى ضعيف مى‏دانيم كه نه به دستوراتش اعتنايى هست و نه به سخنانش..

قوم شعيب (ع) بعد از درماندن در مقابل منطق او، به او گفتند:[ تو را ضعيف و بى ياور مى‏بينيم!]، و او را تهديد به قتل كردند.

و آن گاه تهديدش كردند كه:" وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ" يعنى اگر ملاحظه اين عده قليل از بستگانت نبود تو را بطور يقين سنگسار مى‏كرديم، ولى ما ملاحظه جانب اين چند نفر خويشان تو را مى‏كنيم و متعرض تو نمى‏شويم. و اگر بستگان او را رهط (يعنى عده‏اى كم) خواندند براى اين بوده كه اشاره كرده باشند به اينكه اگر روزى بخواهند او را به قتل برسانند هيچ باكى از بستگان او ندارند و اگر تا كنون دست به چنين كارى نزده‏اند در حقيقت نوعى احترام به بستگان او كرده‏اند.

سپس دنبال آن تهديد اضافه كردند كه:" وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ" تا آن تهديد يعنى جمله" لَوْ لا رَهْطُكَ" را تاكيد كرده، فهمانده باشند كه تو در بين ما قوى نيستى و مقامى منيع ندارى، آن قدر محترم نيستى كه رعايت جانبت از كشتنت باز بدارد نه، اگر بخواهيم به بدترين وجه كه همان سنگسار باشد تو را مى‏كشيم و تنها چيزى كه تا كنون ما را از اين كار باز داشته رعايت جانب بستگان تو بوده، پس خلاصه گفتار اهل مدين اين شد كه خواسته بودند جناب شعيب را اهانت نموده بگويند: ما هيچ اعتنايى به تو و سخنان تو نداريم و تنها بخاطر رعايت جانب بستگانت تا كنون متعرض تو نشده‏ايم.»

همان طور که در تفسیر المیزان آمده جبهه باطل چون در مقابل استدلال قوی حضرت شعیب(ع) توان ایستادن ندارد به تحقیر و توهین روی آورده است.اما درمورد دکتر احمدی نژاد:

-ترک اجلاس دوربان2 توسط دولتهای حامی نظام سلطه به هنگام افشاگریهای مستدل دکتر احمدی نژاد بر علیه صهیونیسم.

-ترک سالن اجلاس سازمان ملل توسط حامیان نظام سلطه به هنگام سخنرانی دکتر احمدی نژاد

-ساخت کلیپهای هجو آمیز علیه دکتراحمدی نژاد به تعداد زیاد و پخش آن در فضای اینترنت

-ارسال پیامکهای اهانت آمیز علیه دکتر احمدی نژاد به تعداد بسیار زیاد

-ایجاد موج اهانت و هجو دکتر احمدی نژاد توسط رسانه های ضدانفلاب خارجی و رسانه های همسوی داخلی تا مرز توهین و فحاشی مستقیم به نماینده ملت

و

.

.

.

اینها گوشه ای از سناریوی توهین و تحقیر رئیسجمهور محبوب بود که توسط دشمن کلید خورد.در اجلاس دوربان2 وقتی نمایندگان دولتهای حامی نظام سلطه به هنگام سخنان مستدل دکتر احمدی نژاد در محکومیت صهیونیسم؛اجلاس را ترک کردند گویی این آیه شریفه متجلی شد که دشمنان خطاب به شعیب بن صالح میگویند :« يَاشُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنرََئكَ فِينَا ضَعِيفًا»

تلاش صهیونیستها برای ممانعت از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در اجلاس دوربان2 با استفاده از سلاح تحقیر

7. بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيرٌْ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين‏:هرگاه این آیه شریفه را میخوانیم ناخودآگاه به یاد مهدی فاطمه(ع) میفتیم.هر سال در نیمه شعبان این آیه شریفه را بر درودیوار محل و مسجد میبینیم.احادیث زیادی هم شنیده ایم که بقیت الله در این آیه تفسیر به وجود مبارک حضرت مهدی(عج) میشود.برای مثال امام باقر(ع) میفرمایند:« نخستين سخنى كه قائم علیه السلام پس از قيام خود مى‏گويد اين آيه است" بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ" سپس مى‏گويد منم بقية اللَّه و حجت و خليفه او در ميان شما، سپس هيچكس بر او سلام نمى‏كند مگر اينكه مى‏گويد: السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»‏

جناب آقای احمدی نژاد با احیای گفتمان مهدویت این آیه شریفه را در رگهای مردم جاری کرد.هربار که ایشان پیش از آغاز سخنانش دعای فرج را میخواند گویی این آیه شریفه را خطاب به جهانیان فریاد میزند که« بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيرٌْ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ».

اما نکته ای که میخواستم عرض کنم این بود که این آیه شریفه تنها یک بار در قرآن کریم آمده و آنهم از جانب حضرت شعیب(ع) خطاب به قوم خود.

آری.امروز هم شعیبی دیگر این آیه را خطاب به جهانیان فریاد میزند.

ج)شغل حضرت صالح(ع) آهنگری بود:

در مورد قسمت دوم اسم شعيب بن صالح كه " صالح " مي باشد بايد دقت كرد كه صالح در اينجا در نقش پدر براي شعيب مي باشد. كه با بررسي اين بخش نيز به ربط زيبا و پرمفهومي دست مي يابيم .

صالح را چه به مفهوم عام آن يعني نيكوكار بگيريم مي تواند منطبق بر نام پدر احمدي نژاد باشد و چه به معناي خاص آن يعني " صالح پيامبر " باید گفت طبق برخي نقل قولها شغل حضرت صالح(ع) آهنگری بوده است و همانطور که میدانید شغل پدر آقای احمدی نژاد هم آهنگری بوده است.

(با تشكر از دوست عزيزي كه مطلب قرآني اين رمزگشايي را تهيه فرمودند)

نكته اي جالب در پيام تسليت آقا به مناسبت درگذشت پدر احمدي نژاد

نكته اي جالب در پيام آقا وجود دارد و آن صفت " صالح " براي پدر دكتر احمدي نژاد است ، شايد اين مسئله در نگاه اول مهم نباشد ولي بايد دقت داشت كه اولاً معظم له از تمامي مباحث آخرالزمان و ظهور به خوبي مطلع بوده و در ثاني بنا بر برخي مصالح بسياري از حرفهاي خويش را در لفافه و ايماء و اشاره و رمز بيان مي كنند.

با تبريك عيد عظيم نيمه شعبان به همه عزيزان ، قسمت سوم مقاله انشاالله پنج شنبه هفته جاري ارائه خواهد شد.

با تشكر از كليه عزيزاني كه در تهيه اين مقاله همكاري فرمودند.

ارسال شده: 06 مرداد 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
ما در اين مقاله ثابت خواهيم كرد كه احمدي نژاد همان سردار بزرگ امام زمان(عج) و سيد خراساني مي باشد. ما با انطباق نشانه هاي روايي شعيب بن صالح بر خصوصيات احمدي نژاد ثابت خواهيم كرد كه تاثيرات فوق العاده احمدي نژاد بر فضاي سياسي ايران و جهان امري عادي نيست و او همان سردار بزرگ مهدي فاطمه(عج) مي باشد كه بنا بر روايات چند سال پيش از ظهور در ميان ايرانيان زمينه ساز ظهور آشكار خواهد شد ، ما ثابت مي كنيم اقبال شگفت انگيز مستضعفان و محرومان به اين شخصيت بزرگ بدون دليل و پشتوانه نيست ، ما نشان خواهيم داد كه ذلت روز افزون استكبار و صهيونيسم در برابر اين شخصيت خارق العاده توسط روايات عصر ظهور بشارت داده شده است ، ما راز ايجاد موج قدرتمند مهدويت توسط احمدي نژاد و بشارتهاي مكرر او به نزديكي ظهور را براي شما بيان خواهيم كرد. در اين مقاله انطباق صفات 12 گانه شعيب بن صالح را بر احمدي نژاد خواهيم ديد. اميدواريم كه در اين لحظات نوراني و در آستانه نيمه شعبان ، اين اقدام ناچيز ما در معرفي و رفع غربت از سردار بزرگ سيد خراساني و امام عصر(عج) مقبول آن يار پنهان باشد.

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام و درود بر همه منتظران ظهور امام عصر(عج) و تبريك اين عيد بزرگ مستضعفان

اين مقاله در سه بخش ارائه خواهد شد.

بخش دوم در ساعات پاياني شب و بخش سوم به لطف خدا در چهارشنبه يا پنج شنبه آتي منتشر خواهد شد.

 

..........................................

در آستانه ظهور ، تحليل درست مسائل داخلي و بين المللي

تنها با ديدگاه صحيح آخرالزماني امكان دارد!

....................................

مقدمه
در ادامه بررسي مصاديق شخصيتهاي ظهور ، در اين مقاله در نظر داريم كه به بررسي مصداق شعيب بن صالح ، فرمانده سپاه سيدخراساني و امام زمان(عج) بپردازيم ، شعيب بن صالح با وجود اينكه از علامات غير حتيمه ظهور است ، در عين حال در ميان مصاديق شخصيتهاي ظهور يكي از مهمترين نشانه ها مي باشد ، وجود حدودا 25 روايت در مورد شعيب بن صالح و ذكر بسياري از خصوصيات جسمي و شخصيتي اين چهره درخشان و برجسته ، و ذكر برخي جزئيات خروج او نشان از اهميت وي دارد.


ما با توجه با دلايل فوق اعتقاد داريم همانند سيدخراساني شناخت مصداق شعيب بن صالح ، فرمانده لشگر سيدخراساني و امام زمان(عج) يكي از ضروريات مومنين عصر ظهور مخصوصاً ايرانيان زمينه ساز مي باشد ، زيرا بدون شناخت و معرفت نسبت به اين شخصيت مهم و اثرگذار كه در آستانه ظهور سررشته بسياري از كارها در دست اوست و حدوداً 6 سال قبل از ظهور خروج مي كند ، گذراز فتنه هاي سخت و غربالهاي شديد آستانه ظهور و انجام صحيح تكاليف مخصوصا براي خواص ، بسيار سخت خواهد بود زيرا بنا بر روايات در سالهاي منتهي به ظهور فضا بسيار مبهم و تيره و تار شده و حق و باطل كاملا ممزوج و تشخيص تكليف بسيار دشوار مي گردد و تنها استمداد از رهنمودهاي ائمه اطهار(ع) كه از قرنها پيش براي چنين روزهاي سختي بيان شده است ، مي تواند كارساز باشد.

 

در آستانه ظهور حق و باطل ممزوج شده و بفرموده احاديث شريف در فتنه هاي شديد نزديك ظهور بسياري از عوام و خواص سقوط خواهند كرد!

با اين توضيحات لزوم شاخت دقيق مصداق شعيب بن صالح كه بنا بر روايات در آستانه ظهور در حكومت ايرانيان زمينه ساز ظهور خروج كرده و به همراه سيد خراساني اوضاع ايران را سروسامان داده و مقدمات ظهور را فراهم مي كند ، كاملاً آشكار مي گردد.
ما در اين مقاله با ذكر دلايل قرآني ، روايي ، عقلي و رمزگشايي از احاديث شريف و نگاه آخرالزماني به تحولات منطقه ، ثابت خواهيم كرد كه اين شخصيت تاريخي و بسيار مهم كسي نيست جز دكتر احمدي نژاد منتخب محبوب ملت كه چندسالي است فضاي ايران اسلامي ، خاورميانه و جهان را با حضور قدرتمند خويش به شدت تحت تاثير قرار داده است.


ما اين مقاله مهم را در 7 سرفصل جداگانه به حضور عزيزان ارائه خواهيم نمود :

1- نگاهي گذرا به شرايط بسيار حاد نظام اسلامي در سالهاي منتهي به ظهور احمدي نژاد كه بفرموده امام خامنه اي(مدظله) ، بواسطه جهت گيرهاي غلط و دور شدن از آرمانها و اهداف و اتخاذ برخي رويكردهاي خيانت بار و انجام اصلاحات رضاخاني و آمريكايي ، انقلاب در آستانه انحراف قرار داشت.
2- آشكار شدن احمدي نژاد در فضاي سياسي ايران با رايحه خدمت رساني ، تقابل شديد ميان احمدي نژاد ازيكسو با چپ وراست ومافياي قدرتمند زر و زور و تزويراز سويي ديگر ، حمايت غيرمستقيم آقا از احمدي نژاد و هدايت قلوب ، تنها با ذكر صفات كانديداي اصلح كه بطور برجسته اي در وجود احمدي نژاد وجود داشت ، انقلاب در قلوب در روزهاي باقيمانده به رويارويي مهم 84 و ظهور بي سابقه فضاي توسل ، نذرو نياز و صدقه در ايام انتخابات ، بازتابهاي پيروزي شگفت انگيز احمدي نژاد در داخل و خارج ، اصلاح جهت گيري منحرف شده دولت و احياء اصول اوليه انقلاب اسلامي ، آغاز موج عدالت گستري و نهضت خدمت رساني به تمام مناطق كشور و آغاز همزمان موج قدرتمند توجه به مهدويت و ظهور ، آغاز نبرد سنگين سنگر به سنگر احمدي نژاد با زورگويان و زياده خواهان ، حمايتهاي چشم گير آقا از دولت مكتبي ، بررسي كوه مشكلات مقابل احمدي نژاد تا آغاز زمزمه هاي شعيب بن صالح بودن احمدي نژاد در برخي كشورها و محافل خبري

اقبال گسترده و شگفت انگيز مستضعفان و محرومان به احمدي نژاد ، او كيست كه اينگونه محبوب مستضعفان و محرومان شده است؟!

3- نگاهي به صفات عمومي ياران امام عصر(عج) در آينه آيات و روايات و بررسي تطبيق آنها بر دكتراحمدي نژاد ، قبل از بررسي شعيب بودن احمدي نژاد ،آيا او صفات عمومي ياران امام عصر(عج) كه درتفاسير آيات و روايات مختلف از ائمه اطهار(ع) وارد شده است را دارا مي باشد تا بتواند رسالت سنگين فرماندهي لشگر امام زمان(عج) را نيز انجام دهد؟
خصوصياتي مانند يحبهم و يحبونه ، اذله علي المومنين ، اعزه علي الكافرين ، يجاهدون في سبيل الله ، لايخافون اومه لائم و .... كه ائمه اطهار(ع) در تفسير آيات شريفه قرآن براي ياران امام عصر(عج) ذكر فرموده اند.

تفاسير آيات شريف و روايات صفات گوناگوني را براي ياران امام زمان(عج) ذكر مي كنند ، محبت به خدا و خلقش ، خاكساري در برابر مومنين ، عزت و صلابت در برابر كافرين و ...


4- نگاهي به قضيه شعيب بن صالح در روايات عصر ظهورو بررسي نظر برخي محققين دراين رابطه ، استخراج نشانه هاي اين شخصيت الهي ، صفات دوازده گانه شعيب بن صالح در روايات ، بررسي انطباق عجيب نشانه هاي روايي شعيب بن صالح بر خصوصيات دكتر احمدي نژاد ، بررسي برخي شبهات روايي در مورد شعيب و رد برخي پندارهاي نادرست و ....
5- بررسي دلائل عقلي در مورد مصداق شعيب و انطباق آنها بر دكتر احمدي نژاد ، بررسي بسيار نزديك بودن ظهور در بيان بزرگان و ظهور نشانه ها و لزوم حضور اين شخصيت تاريخي در فضاي ايران و اثبات شعيب بودن دكتر از طريق برهان نقض
6- بررسي برخي شبهات برجسته موجود در پرونده دكتر از زمان آغاز به كار مانند شائبه رابطه با آمريكا ، تحت تاثير مشايي بودن ، انجمن حجتيه اي بودن ، مسئله برخورد با بي حجابي ، مناظره ، شبهه ولايت گريزي و ...
(احمدي نژاد در عين شعيب بودن معصوم نيست و مانند برخي چهره هاي درخشان صدراسلام احتمال خطا و اشتباه دارد)
7- نگاهي گذرا به هدف ائمه اطهار(ع) از بيان رمزآلود ، مبهم و البته دقيق خصوصيات شعيب و بررسي علت اصرار روايات بر شناخت شعيب از طرفي و ايجاد نوعي ابهام در شناخت شعيب از طرفي ديگر بررسي مختصر فضاي سياسي كشور و جهان ، نگاهي گذرا به فضاي درگيري جبهه حق در داخل و خارج و لزوم ياري پرچمدار سيدخراساني در اين لحظات سخت.

فصل اول : نگاهي گذرا به شرايط بسيار حاد نظام اسلامي در سالهاي منتهي به ظهور احمدي نژاد

ظهور مردي در قامت يك منجي در سخت ترين لحظات انقلاب اسلامي


يكي از مهمترين مسائلي كه در رابطه با روي كار آمدن احمدي نژاد بايد بدان توجه داشت ، وجود شرايط حاد و بحراني براي نظام مخصوصاً در چهار سال دوم سيطره جريان نفاق بر ايران اسلامي است ، تا جائي كه به اذعان دوست و دشمن مي توان گفت كه در آن شرايط خطرناك احمدي نژاد در قامت يك منجي براي انقلاب اسلامي ظاهر شد.
امروزه با گذر از طوفانهاي مهيب دوران اصلاحات آمريكايي ، اكثر افراد آن شرايط خطرناك را فراموش كرده اند و به تبع آن اثر عظيم ظهوراحمدي نژاد ديده نمي شود. ما براي نشان دادن اين حقيقت مهم فراموش شده ناچاريم مروري گذرا بر بحرانهاي بزرگ آن ايام بيندازيم.
بعد از پايان يافتن دفاع مقدس ، شيفتگي عده اي از مسئولان دولتي در برابر تمدن مهاجم غرب ، اشتباه بزرگ در تدوين و اجراي الگوي توسعه غربي توسط آنها منجر به ايجاد زاويه در حركت بخش مهمي از بدنه نظام با اهداف اوليه انقلاب گرديد كه اين انحراف با گذشت زمان ، روز به روز بيشتر شد و در دوران اصلاحات رضاخاني و ضد دين دچار جهش قابل توجهي گرديد . در يك كلمه مي توان گفت بر اثر سياست گذاريهاي غلط دولتهاي بعد از جنگ و زاويه گرفتن از آرمانها و اهداف اوليه انقلابي اسلامي ، سير حركت انقلاب در حال چرخش بسوي تمدن غرب بود و در اين ميان با بدست گرفتن سكان بخش مهمي از نظام اسلامي توسط جريان هاي وابسته و غيروابسته غربزده اين حركت انحرافي شتاب بيشتري گرفت تا جايي كه ولي امر مسلمين ناچار شد براي نجات انقلاب و حفظ آن با شمشير كشيده به ميدان بيايد.
به اين تهديدات صريح و بي پرده امام خامنه اي(ره) در كوران فتنه ها و توطئه هاي منافقين در سال 80 دقت كنيد:


" اگر مسئولين بخواهند انقلاب را از مسير اصلي خودش منحرف كنند

من مردم را وارد صحنه مي كنم "


اين تهديد به خوبي شرايط حاد و بحراني آن زمان را نشان مي دهد و در زماني ايراد مي شود كه منافقين با مطرح كردن لوايح دوقلو براي افزايش اختيارات رياست جمهوري و بستن دست شوراي نگهبان ، تهديد مي كنند كه با استعفاي 4000 نفري مديران ارشد نظام ، جمهوري اسلامي را فلج خواهند كرد ، از همه بيشتر زمزمه استعفاي خاتمي شنيده مي شود و اينها همه بدان جهت است كه به طور غيررسمي جام زهر تسليم بار ديگر به ولي فقيه نوشانده شود ، جام زهرموفق اول براي قبول صلح و پايان جنگ و اين بار براي تسليم در برابر آمريكا! هرچند نائب امام زمان(عج) يكه و تنها با مقاومت بي نظير و تدابير حكيمانه خويش اين فتنه ها را دفع مي كند.
يا اين نهيب هاي مظلومانه و البته مقتدرانه ، نائب امام زمان(عج) آشكارا بيان فرمودند كه قيام حسيني و شهادت را بر تسليم و كنار آمدن با دشمنان داخلي و خارجي ترجيح مي دهند:


" اگر دشمن بخواهد فشار بياورد ، فكر نكند كه مي تواند صلح امام حسن را بر ما

تحميل كند ، اگر دشمن زياد فشار بياورد ، كربلا تكرار خواهد شد."

 

اين تهديد آقا به قيام و برپايي عاشورا در سال 80 در زماني بود كه خطر دشمن خارجي پررنگ نبود و استكبار هجوم تاريخي خويش را به خاورميانه براي تسليم ايران آغاز نكرده بود. اما در داخل كشور غوغاي شديدي به پا بود ، روزنامه هاي مزدور ، تمام مقدسات را به سخره گرفته بودند ، مطهري زمان، آيت الله مصباح به تمساح تشبيه مي شد ، امام(ره) به موزه تاريخ مي رفت ، امام حسين(ع) خشونت طلب معرفي شده و در بسياري از حقايق مسلم ديني تشكيك مي شد. دردناك است بدانيم كه آقا در همان سخنراني سال 80 (در مصلي تهران ) كه تهديد به قيام عاشورايي مي نمايند در جايي ديگر ميفرمايند :

امروز ده ، پانزده تا روزنامه در كشور به پايگاه دشمن تبديل شده اند!

و فرداي آن روز وزير فرهنگ مهاجراني خبيث سخنان ولي امر مسلمين را به سخره مي گيرد.
در بعد اقتصادي با شيفتگي مفرط مسئولان دولتي به غرب و طراحي الگوي توسعه غربي ، توزيع ناعادلانه ثروت و امكانات و هجوم مردم به كلانشهرها ، حركت به سمت ذوب شدن در اقتصاد نوين جهاني كه بعدها به مردابي براي نابودي اقتصاد كشورها تبديل شد ، رشد فزاينده اختاپوس مفساد مديران دولتي و قبضه اقتصاد كشور در دست آقازاده ها و جريان هاي قدرت و ثروت و رشد مافياي زر و زور و تزوير مي رفت تا فاجعه اي ديگر رخ دهد و با نااميدي مردم نوعي گسست مردم از نظام اسلامي رخ دهد.
در بعد فرهنگي ، ولنگاري اعتقادي فرهنگي مديران ارشد دولتي ، بصورت سازمان يافته و غيرسازمان يافته باعث نفوذ سكولاريسم در درون نظام اسلامي شد. بي توجهي به عرصه فرهنگ و سوق دادن جامعه به سمت فرهنگ مهاجم غربي ، منفعل بودن در برابر شبيخون فرهنگي دشمنان بيدار و ... دورنماي حركت به سمت بي هويتي فرهنگي و ذوب شدن در فرهنگ مهاجم غربي را ترسيم مي كرد.


مدتي بعد در سال 82 پس از لشگركشي وحشيانه غرب به منطقه تعدادي از مزدوران و عناصر سست عنصر كه سمت نمايندگي ملت را نيز به دوش مي كشند ، به گمان اينكه نظام مرعوب قدرت نمايي و هيمنه شيطان بزرگ شده است ، در ادامه فشار براي تحميلگري ، نامه اي ذلت بار و تهديدآميز به امام خامنه اي نوشته و اين بار ضمن تعارف رسمي جام زهر خواستار كرنش و تسليم در برابر آمريكا مي شوند

با لشگر كشي جبهه باطل به خاورميانه جريان نفاق ومافياي مزدور دچار توهم شده و به خيال خود براي وادار كردن نائب امام زمان(عج) به تسليم ، توطئه هاي گوناگوني را طراحي نمودند ، نامه هتاكانه به مقام معظم رهبري(مدظله) و تعارف جام زهر تسليم يكي از اقدامات ننگين اين مزدوران جسارت يافته بود

استكبار بعد از اشغال افغانستان و عراق و محكم كردن جاي پاي خود و تكميل حلقه محاصره ايران ، به بهانه توليد سلاح هسته اي توسط ايران ، فشار خود بر ايران اسلامي را آغاز كرد و هر روز به بهانه اي تازه بر اين فشار افزود و در اين ميان مسئولان دولتي كه دچار نوعي شيفتگي در برابر غرب بودند و همچنين جرات و جسارت مقاومت و ايستادگي در برابر دشمن را نداشتند ، به بهانه هاي مختلف قدم به قدم در برابر دشمن كوتاه آمدند و مراكز هسته اي ايران پلمپ و مذاكرات ننگين و معاهده هاي شرم آور بسته شد.

شكست منافقين و آغاز مرحله "شعيب و سيدخراساني"

در يك كلام مي توان گفت كه در دوران اصلاحات رضاخاني ، شورشي بزرگ از درون نظام برعليه نظام اسلامي شكل گرفته بود ، چيزي كه در فتنه 18 تير 78 در سطح خياباني انجام شده بود و بعد از خاموشي آتش 18 تير به مدت كوتاهي در سطح مديران دولتي به شكل خطرناكتري آغاز شد تا بلكه بتواند ولي امر مسلمين را ودار به تسليم نمايند ، اما نائب امام زمان(عج) يك تنه در برابر تمام اين فشارها و زياده خواهي ها مقاومت كرد و انقلاب را در ميان اين طوفانهاي مهيب حفظ فرمود تا اينكه آمد آن كسي بايد مي آمد و آمد آن كسي كه همه چشم ها و دلها منتظرش بودند. هرچند اكثريت او را به درستي نمي شناختند اما سيدخراساني چه خوب او را مي شناخت زيرا قرنها پيش ائمه اطهار(ع) مژده آمدنش را داده بودند ، و او كسي نبود جز شعيب قهرمان و بدين سان مرحله "شعيب و سيدخراساني" در حكومت ايرانيان زمينه ساز آغاز شد.

كتاب عصر ظهور / علامه كوراني / چاپ و نشر بين الملل/ چاپ دوازدهم/ص 231

ظهور شعيب بن صالح ، مرحله اي از تحقق وعده الهي


در حالي كه همچنان كه ديديم در شرايط بسيار سخت انقلاب كه در درون ، جريان نفاق به پشتوانه آمريكاي محاصره كننده ي ايران اسلامي فشار خود را مضاعف كرده و در بيرون ، دشمنان تاريخي ملت ايران ، متحد و يكپارچه با ايجاد جنگ رسانه اي شديد و انزواي ايران ، اذهان جهانيان را براي برخورد با ايران آماده مي كردند ، جرياني جوان ، مردمي ، خوش فكر ، فعال و بانشاط به رهبري دكتر احمدي نژاد درخشيد و درانتخاباتي نه چندان مهم از مردم تهران دلربايي كرد ، در ادامه ، اين جريان نوپا و رهبر جوانش فرصت يافتند كه در عرصه شهرداري پايتخت لياقت و استعداد خود را به اثبات برسانند و هرچند كه كارشكني هاي فراواني صورت گرفت اما اين چشمه زلال راه خود را باز كرد و روز به روز به هدف نزديك تر شد ، اخبار اعتقادات و عملكرد آرماني رهبر برجسته گروه مردمي يعني دكتر احمدي نژاد به تدريج دلسوزان نظام را كه اكثراً گمنام و مردمي بودند به خود جلب نمود و به تدريج بعنوان موردي قابل تامل در انتخابات بسيار مهم آتي خود را نشان داد هرچند اكثريت قريب به اتفاق جريانهاي ثروت و قدرت كه عوامل موفقيت را در امكانات مادي مي ديدند او را جدي نگرفتند. موسم انتخابات در حالي فرا رسيد كه احمدي نژاد جوان خود را براي نبردي سنگين با گروههاي مدعي آماده مي كرد.
در اين ميان ولي امر مسلمين كه به خوبي از تمامي جريانات حاكم بركشور و جريانات رقيب در انتخابات سال 84 اطلاع داشتند با هدايتهاي غيرمستقيم خويش دلهاي مومنين را به سوي كانديداي اصلح كه همان دكتر احمدي نژاد بود راهنمايي مي فرمود. به طور مثال معظم له در طي سخنراني كه چند ماه قبل از انتخابات داشتند فرمودند.
بايد نشاط جوانانه اي بردولت حاكم شود يا بايد نسيم خوش خدمت رساني از دولت آتي مشام برسد (نقل به مضمون) و اينها تعابيري بود كه آگاهان مي دانستند غيرمستقيم راه را نشان ميدهد. چون معظم له در ديدار با احمدي نژاد و مسئولان شهرداري وقت ، بر جوان بودن ، روحيه بانشاط و جوانانه داشتن و موفقيت نسبي آنها برخدمت رساني تاكيد كرده بود.

فصل دوم :

آشكار شدن احمدي نژاد در فضاي سياسي ايران با رايحه خدمت رساني ،

بررسي كوه موانع و مشکلات مقابل دکتر احمدي نژاد

آغاز موج مهدویت  و زمزمه "شعيب بن صالح" بودن احمدي نژاد

رقابتهاي سنگين انتخاباتي آغاز شد و احمدي نژاد كه در ابتدا چندان مطرح نبود بواسطه اينكه جدي گرفته نشد و توسط ديگر رقبا كمتر تخريب شد ، به لطف خدا و به مدد طرفداران مردمي خويش كه از جان و دل ، شبانه روز تلاش مي كردند ، توانست به مرحله بعدي برود ، هنوز اكثر مردم ايجاد فضاي بي سابقه معنويت در انتخابات و نذر و نياز فراگير محرومان و مستضعفان و مومنان براي پيروزي دكتر احمدي نژاد را به ياد دارند ، اهداء طلاو جواهرات بانوان ، نذرصلوات و قرآن ، كنار گذاشتن صدقه ، برگزاري مراسم دعا و.... مسائلي بود كه در جاي جاي ايران اسلامي بطور بي نظيري توسط مستضعفان و صالحان به چشم مي خورد كه از وقوع انقلابي در دلها و عشق و علاقه شديد مردم به احمدي نژاد خبر مي داد ، چيزي كه بعدها در مراسم استقبال از منتخب محبوب ملت بارها و بارها خود را نشان داد.

 

تحول شگفت انگيز در محرومان و مستضعفان ، در آستانه انتخابات مهم 84

ايجاد فضاي بي سابقه نذر و نياز ، دعا و مناجات و ... براي پيروزي منادي عدالت

در حالي كه رقبا از هزينه هاي ميلياردي از پول بادآورده بيت المال براي پيروزي خود بهره مي بردند ، احمدي نژاد با دست خالي در ميدان بود و هزينه تبليغاتي او توسط محرومان و مومنان فراهم ميشد.
در حالي كه چپ و راست و كارگزار و گروهاي متضاد برعليه دكتر احمدي نژاد متحد شده بودند تخريب بسيار شديدي بر عليه او صورت گرفت و او را از فاشيست تا متحجر ، از جوان و بي تجربه تا سپورشهرداري و بي پرستيژ ، از هفت تير كش سپاه تا ناپخته و تندرو و .... ملقب كرده و او را متعصب و بعنوان كسي كه در صورت پيروزي سختگيري احمقانه اي در مورد حجاب خواهد نمود ، جا انداختند.

در نهايت شگفتي دهه 80 شكل گرفت و احمدي نژاد با پيروزي شگفت انگيز خويش خروج تاريخي خويش را آغاز نمود ، موج شادي و شعف تمام شهرهاي ايران اسلامي را فراگرفت و در هر كوي و برزن مردم با نقل و شيريني غلبه خود را بر زياده خواهان و جريانهاي پرمدعا جشن گرفتند.
اين پيروزي خارق العاده دربيرون از كشور در ميان دوستان و دشمنان نظام هم تاثير فوق العاده اي داشت ، به اذعان همه موج جديد انقلاب اسلامي ايران با آمدن احمدي نژاد به صورت قدرتمندي آغاز شده بود.
اين واقعه مهم تا ماهها ذهن محافل خبري جهان را به خود مشغول كرده بود ، كتابهاي مختلفي  به تاثير از اين پديده شگفت در جهان منتشر شد.

اثرگذاري شگرف احمدي نژاد بر افكار عمومي جهانيان

" داود در ميان جالوتيان "

نام كتابي است كه با تاثير پذيري از موج احمدي نژاد كه جهان را در برگرفت در مالزي به رشته تحرير درآمده است

کتاب"احمدی نژاد؛ داوود در میان خشم جالوت دنیا "توسط پنج تن از طلاب مالزیایی نگاشته شده است. در اين كتاب مولف مي پرسد :

آیا همچنان کشوری وجود دارد که بتواند در برابر آمریکا ایستادگی کند؟ پاسخ این سؤال آری است. یکی از آن چند کشور ایران با ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد است.

سخنان متعدد وی (احمدی‌نژاد) درباره فناوری هسته‌ای و اسرائیل خشم مستبدان را همراه داشته است، ولی احمدی‌نژاد هنوز پابرجا و استوار است. در پشت جلد این کتاب شخصیت آقای احمدی‌نژاد از زبان برخی از شخصیت‌های اندونزی مورد توصیف قرار گرفته است.

مصطفی عبدالرحمن خبرنگار کمپاس و ساکن خاورمیآنه معتقد است: «محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران به دلیل این که توانسته است به یک نماد مبارزه با سیاست‌های یک‌جانبه غرب تبدیل شود، در دنیای اسلام به شهرت خاصی دست پیدا کرده است. او یادآور سوکارنو رئیس جمهور اندونزی در سال‌های 1960 و همچنین مهاتیر محمد نخست‌وزیر مالزی در سال‌های 1990 است».

کتاب "اسلام سیاسی از محمد ص تا احمدی نژاد "

ویرایش شده توسط جوزف موریسون

پس از مقدمه ، کتاب به 5 بخش تقسیم شده : "منبع از اسلام سیاسی" ، "تفسیر سیاسی اسلام" ، "جهاد در آفریقا : گذشته و حال" ، "اسلام سیاسی در ایران ، عراق و فلسطین" و "اصلاحات اقتصادی اصلاح و اسلام است. "

به بررسی مجموعه ای از مقالات در تحول اسلام سیاسی را از دوران محمد ص پیامبر تا ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد می پردازد

و بررسی مراحل مختلف سیاسی در اسلام

كتابي از يك دختر ايتاليايي در تعريف از احمدي نژاد بعنوان تنها فردي كه در مقابل ظلم در جهان ايستاده است.

رضايت و حمايت سيد خراساني از پيروزي احمدي نژاد

مقام معظم رهبري(مدظله) در سخنراني هاي بعد از انتخابات خويش با تعابيري عجيب از دكتر احمدي نژاد و دولت مكتبي تمجيد كرده و عمق رضايت و حمايت خويش را از اين انتخاب نشان دادند.
(بخشي از حمايتهاي ولي امر مسلمين از دكتر احمدي نژاد)

به فراموشى سپردنِ عدالت؛ سنت گذشته!!

2. به افراد خانواده‏ى خودم مى‏گفتم اگر آقاى احمدى‏نژاد رأى هم نياورد، اين خدمت بزرگ را به انقلاب كرد كه شعار عدالت محورى را مطرح كرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ اين شعار بشود يك سنت.

29/7/1384 بيانات‏ در خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران

خطری که وجود داشت؛ عدالت به عنوان ارزش درجه دو !!!

3. نبايد ارزش عدالت به عنوان يك ارزش درجه‏ى دو كم‏كم در مقابل ارزشهاى ديگر به فراموشى سپرده شود؛ در نظام ما اين خطر وجود داشته است. خطر بزرگى است؛ اما با عدالت‏محور بودن يك دولت، اين خطر از بين مى‏رود يا ضعيف مى‏شود.

29/7/1384 بيانات‏ در خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران

برگرداندن جهتگيرى غلط!!

5.اين وضع جديدى كه در كشور به‏وجود آمده است و تشكيل دولت و گرايشى كه امروز در عموم مردم و در دولت‏مردان مشاهده مى‏شود، اين نويد را مى‏تواند بدهد كه اوضاع براى برگرداندن جهتگيرى غلط، اوضاع مساعدى است؛

13/10/1384 ‏ در ديدار شوراى‏عالى انقلاب فرهنگى

اصلاحات رضاخانى!!

6.آن اصلاحاتى كه بخواهد با معيار امريكايى در كشور انجام بگيرد، مثل همان اصلاحات رضاخانى است. مى‏دانيد كه رضاخان در مهمترين بخشها و سالهاى سلطنتش، شعارش اصلاحات بود! همه‏ى اين فجايع و جناياتى كه شما در دوره‏ى رضاخان سراغ داريد، تحت نام و زير پرچم اصلاحات انجام گرفته است؛ اسناد بازمانده‏ى از دوره‏ى رضاخان را بخوانيد. افراد را بركنار مى‏كردند؛ چون مى‏گفتند اينها ضداصلاحاتند؛ افرادى را سر كار مى‏آوردند؛ چون مى‏گفتند اينها مؤمن به اصلاحاتند. آن اصلاحاتى كه با معيار رضاخانى، با معيار امريكايى و با معيار فرهنگ غربى انجام بگيرد، اصلاحات نيست، افسادات است.

29/3/1385 در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى

لينك بخشي از حمايتهاي و تاييدات مقام معظم رهبري(مدظله) از دكتر احمدي نژاد

http://mobasher90.blogfa.com/post-8.aspx

آغاز حركت اصلاحي دکتر احمدی نژاد براي از ميان برداشتن كوه مشكلات

احمدي نژاد به سرعت اقدامات اصلاحي خويش را آغاز نمود ، و محرومان سراسر كشور طعم شيرين حضور رئيس جمهور مكتبي و مسئولان بلند پايه نظام را در حتي در مناطق دورافتاده چشيدند.
آغاز سفرهاي استاني ، تلاش براي اصلاح قوانين تبعيض آميز ، تصويب طرحهاي اقتصادي بزرگ به نفع محرومين و مستضعفين و ... به سرعت حركت وعده داده شده به سمت عدالت را نشان مي داد اما در اين ميان مسير حركت منتخب ملت ، منادي عدالت با كوهي از مشكلات قديم و جديد روبرو شد ، مافياي قدرتمند زر و زور و تزوير كه آنچنان فضاي اقتصادي كشور را گره زده بود كه هيچ حركت عدالت محوري نتواند در آن حركت كند ، اما احمدي نژاد كه به داشتن اراده پولادين و تصميمات تغيير ناپذير معروف بود ، براي گشودن شاهراه عدالت ، تمام توان خويش را براي نابودي اين كوه عظيم مشكلات و موانع بكار بست.

برای درک عظمت حرکت مردان بزرگ ، باید کوه موانع و مشکلات سنگین پیش روی آنان را بررسی کنیم . بی شک در افتادن با سنگین ترین هجمه های خارجی وداخلی و سخت ترین موانع اجرایی و عملیاتی نماد برجسته ای از اراده و استحکام در راه خداست . یکی از مهمترین خصوصیات یاران امام عصر عج داشتن اراده قوی و مستحکم در جهت حل مشکلات با توکل برخداوند است . این اراده خلل ناپذیر و این یقین و بصیرت قوی و قاطعیت و محکم بودن در انجام تصمیمات بزرگ ، وقتی نمود بیشتری پیدا می کند که عظمت کوههای مشکلات را بشناسیم . زیرا تنها با عبور از سخت ترین و دشوارترین موانع و مشکلات است که قدرت روحی و یقین و اراده مردان بزرگ تاریخ ، به نمایش می آید .

سوال این است که آیا دکتر احمدی نژاد مشکلات و موانع بزرگی پیش رو داشته است ؟

و آیا توانسته است به طرز غیر قابل باوری ، بر آن موانع غلبه کند ؟ تا آنجا که حتی مخالفان خود را نیز به حیرت و اعتراف وادارد ؟

1-شکستن هجمه سنگین استکبار برعلیه ایران اسلامی درموضوع هسته ای

سایه تهدید نظامی برسر ، دشمن دور تا دور ایران کمین کرده ، انرژی هسته ای بهانه ای برای فشار برملت ایران و انرژی هسته ای تعلیق شده بود .

دراین شرایط سخت ناگهان حضور دکتر احمدی نژاد تمام معادلات را برهم زد و برخورد از موضع قدرت را جایگزین ضعف و ترس و سستی کرد. دکتر نبردبی امانی را برای احقاق حق هسته ای ایران آغاز کرد .نبردی که لحظه به لحظه ی آن لبریز ازخاطرات احیای غرور ملی ایران است .

درهرسفر استانی شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست بر زبان کوچک و بزرگ جاری شد تا ملت حق خودرا بشناسد و دولت را در این مصاف یاری کند . درعرصه بین المللی تلاش برای حضور فعال و موثر در سازمانهای بین المللی آغاز شد .غنی سازی تعلیق شده در مذاکرات کاخ سعد آباد توسط باند دوم خرداد شکسته شد . همزمان جو سنگین هجوم به دکتر توسط رسانه ها ، در داخل توسط هاشمی کلید زده شد انقدرکه او پیامی را برای پادشاه عربستان فرستاد و به او گفت کار احمدی نژاد در شش ماه تمام است.مهره های داخلی استکبار یعنی باند دوم خرداد با نوشتن نامه های دسته جمعی و انتشار آن در رسانه ها او را با ناسزاهایی مانند نفهم .بی کله و. بی فکر . تندرو . جنگ افروز . مسبب سقوط ایران به چاه آمریکا .فاقد شعور سیاسی و .. خواندند . برداشتن ریاست امنیت ملی به دلیل کوتاه آمدن از حق ملت ایران در موضع هسته ای فشارهای داخلی را بر دکتر چندین برابر کرد .

همه باندها واحزاب و گروههای داخلی به دلیل ترس از قدرت نظامی آمریکا ، خواستار پایان دادن دکتر احمدی نژاد به این روند ایستادگی شدند

و حتی فشارهای عملی را در حوزه های گوناگون برعلیه دکتر آغازکردند .اما دکتر به پشتیبانی رهبر بر مواضع حق ایران ، ایستادگی کرد و قدم به قدم بسته های هسته ای پیشنهادی آنان را به عقب راند و ابتکارعمل را خود به دست گرفت تا ملت ایران از ثمرات شیرین برخورداری از دانش پاک هسته ای و استقامت پولاین مردان بزرگ بهره ها ببرند . به اعتراف شبکه های رسانه ای غرب ، ایران با ایستادگی احمدی نژاد نه تنها گام به گام غرب را به عقب نشینی وادارکرد بلکه توانست جبهه واحدی را بر علیه سلاح هسته ای سازماندهی کند .

محوریت کنفرانس خلع سلاح با "شعار انرژی هسته ای آری سلاح هسته ای نه" را برعهده بگیرد و عملا مدیریتی موفق را درجهت کمک به صلح جهانی و مهار سلاح هسته ای به نمایش در آورد. این موفقیت های درخشان ثمره کدام اراده استوار است ؟


2- از سایه تهدید بر سر ملت ایران تا قدرت فرامنطقه ای شدن

می دانیم که بعد از حادثه یازدهم سپتامبر ، جو سازی سنگین برعلیه مسلمانان آغاز شد و لشکرکشی به عراق و افغانستان برای سود تسلیحاتی ونفت و تریاک و کنترل خاورمیانه صورت گرفت.همزمان مستکبران عملیات روانی سنگینی را بر علیه ایران آغاز کردند که درآن بوش ایران را محور شرارت نامید و جو بین المللی برای توجیه حمله و فشار به ایران روز به روز ایران را به ضعف بیشتری می کشاند. آمریکای مستکبرو چند کشور اروپایی با محاصره نظامی ایران و همزمان تبلیغات شدید منفی در افکارعمومی جهان به دنبال وادار کردن ایران به تسلیم بود و حاصل این تسلیم، دادن امتیازات مختلف به آنها درحوزه های اقتصادی و فرهنگی و بین المللی بود . با ایستادگی دکتر درکنار ملت ایران سایه تهدید ها برای همیشه از سر ملت ایران برداشته شد.

ایران هسته ای و شکست ناپذیر : اعتراف ABC NEWS


3- درافتادن با اژدهای هفت سر مفاسد


این تعبیر رهبر بزرگوار ، زیباترین تعبیر برای مفاسد اقتصادی کشور بود . رهبر عزیز که مطلع ترین فرد در داخل مجموعه نظام ماست با بکار بردن این تعبیر به خوبی بزرگی باند فساد سازمان یافته در بدنه نظام را تشریح کردند. فسادی که در سالهای قدرت هاشمی و خاتمی با وجود دلسوزی های مکرر رهبرعزیز و تشکیل کمیته برخورد با مفاسد اقتصادی روز به روز بزرگتر شد و به اژدهای هفت سری مبدل گشت که می رفت تا تمام بدنه انقلاب را در خود بسوزاند و آتشی که ققنوس آن تنها رهبر عزیزمان و بسیجیان حقیقی بودند .اما با حضور دکتر در عرصه سیاسی کشور ، مبارزه بی امان برعلیه این اژدهای هفت سر آغاز شد.


اول :در حوزه قانون گذاری و بودجه ریزی کشور ، مسیر مفسده آفرینی که شخص هاشمی در قانون گذاری پایه ریزی کرده بود. داستان بودجه بندی ناعادلانه و ساختار رانت خیز بودجه های زمان هاشمی و خاتمی قصه ای ست که شرح غم های آن به صد دفتر نگنجد . مسیر تولید بی عدالتی و تبعیض و توزیع ناعادلانه ثروت و مصوب کردن بودجه های خاص برای باند و سازمان خود با دادن رانت که باند خاصی در مجلس آن را دنبال می کردند و می کنند و هنوز نیز بقایای آن در مسئله وقف دانشگاه آزاد و واگذاری زمین های دولتی حضور فعال خود را نشان داده اند ! سنگ اندازی های سنگین در قانون هدفمندی یارانه ها که بزرگترین اصلاح اقتصادی تاریخ کشور ماست گواهی بر این مطلب است که هنوز نبرد بی امان با این اژدها پایان نیافته است !


دوم :فساد و باند بازی و فامیل بازی در حوزه عزل و نصب مدیران . این مسئله چنان چشمگیر بود که خاندان هزارفامیل وزیران دولت ها هاشمی و خاتمی را تشکیل داد. تعهد به منافع باندی و خانوادگی و در دست داشتن مناصب حساس اقتصادی و تصمیم سازی توسط افراد همین باند سبب می شد حتی دستیابی به اطلاعات فسادهای سازمان یافته در این حوزه برای مردم ممکن نباشد .

دکتر توانست قدم به قدم دربرابر این فشارها ایستادگی کند .این ایستادگی انقدر مشکل بود که مجلس در دور اول و دوم برای رای دادن به وزرا با سنگین ترین هجوم ها از سرسپردگان و مهرهای این باندها ، مواجه بود . تلاش برای جایگزینی باند بازی و تبدیل آن به شایسته سالاری ، آزاد سازی نیروهای عظیمی از کار و خلاقیت و مدیریت از درون ملت یکی از بزرگترین کارهای دکتر احمدی نژاد بود . نیروهایی که 20 سال درحبس باند قدرت و ثروت و فامیل خاص بودند .

 

سوم: اشرافیت دولتی که شخص آقای هاشمی پایه گذار آن بود . نماد کاخ سعد آباد و دفتر کار و ریخت و پاشها وخرج های سنگین مجمع تشخیص مصلحت نظام ، سفرهای مجلل خارج از کشور به سوئیس و فرانسه و ....همراه با فامیل به نام گفتگوی تمدنها ، جشن افتتاح فرودگاه امام خمینی با هزینه یک میلیارد تومن ، خرید هواپیمای بسیار مجلل خاص و گران قیمت برای خاتمی در آخرین روزهای کارش از فرانسه و دفتر کار با دکوراسیون 2 میلیاردی با سطل آشغالهای یک میلیونی وزیر راه خاتمی اقای خرم ، جشن های سنگین وسفرهای کیش دسته جمعی بانوان وزرا با حمایت حوزه زنان و حضور افرادی مانند فائزه هاشمی ، مهمانی ها و سفرهای مجلل با منو بیست مدل غذا در بدنه دولت خاتمی وهاشمی ، ریخت و پاشها ، سفرهای پرخرج و بی دستاوردی خارج از کشور همراه با خاندان و فامیل که نمونه آن سفرعراق اقای هاشمی ست و هنوز هم سفرهای مکرر و پرخرج اقایان مجلسی که ادامه دارد ....تنها بخش کوچکی از مدیریت اشرافی حاکم بر دولت را به تصویر می کشد .

در این فضا دکتر وارد شد و تمام رانت ها و اشرافی گریها و امتیازات خاص را ملغی کرد .از کاخ سعد آباد به پاستور رفت و به جای ماشین های اسکورت میلیونی سوار بر پژوی مشکی عادی شد . به جای منوی بیست مدلی با یک نان و پنیر بر سفره ی ساده روستائیان در سفرهای استانی نشست .به جای سفر به فرانسه و سوئیس و دستبوسی از جرج سوروس ، گفتگوی فرهنگی و سرمایه گذاری را با کشورهای مسلمان و در حال توسعه کلید زد. به جای همراه کردن فامیل در سفرهای بی دستاورد خارجی گروه های فعال اقتصادی را برای توسعه روابط و سرمایه گذاری با خود همراه کرد و به جای هزینه های میلیاردی برای داشتن هواپیمای مجلل در سفر به سوئیس با یک هلی کوپتر ساده سخت ترین ماموریت های پیگیری سازندگی و آبادانی را در داخل کشور مدیریت کرد.


چهارم : مافیای مصادره اموال عمومی . در دولت آقایان هاشمی و خاتمی به تدریج باندمافیایی شکل گرفت که با قدرتی که داشت در مراکز تصمیم گیری مستقر شده و امتیازات خاصی برای استفاده از اموال عمومی برای خود فراهم می کرد . این باند همچنین نیروهای خود را با تبلیغات به مجلس می فرستاد و بعد با گرفتن مصوبات ویژه به مصادره و چپاول اموال عمومی با مجوز قانونی اقدام می کرد و البته هنوز نیز متاسفانه به طور کامل قلع و قمع نشده است . نمونه عملکرد این باند مافیایی واگذاری کارخانه های سود آور و تخریب و متوقف کردن کامل آنها ، زمین خواری های سنگین باند خاتمی و مدیران و فرمانداران وابسته به این گروه مانند زمین های کلاردشت . زمین خواری در سامان . زمین خواری در دماوند و... دادن مجوز بهره برداری جنگل های گلستان که سبب سیل های خانمان بر انداز و کشتار مردم شد . واگذاری امتیاز بهره برداری از سواحل زیبای چمخاله شمال به همسر معاون محیط زیست خاتمی ! واگذاری زمین و امتیاز مدارس غیر انتفاعی به همسران مدیران خاتمی بود ! واگذاری امتیاز بهره برداری از شبکه های داخلی موبایل به خاندان خاص و....
لغو این امتیازات سبب دریافت مدال نفهم اقتصادی" از سوی سران فتنه به دکترشد!


پنجم : رشوه و پورسانت و حق العمل گیری در قرار دادهای بزرگ ملی. وقتی سخن از پور سانت به میان می آید بی تردید یکی از درشت ترین موارد آن آقا زاده ی فراری و قرار داد کرسنت را به یاد می آوریم . مسئله ای که لو دادن آن توسط دکتر سبب ساماندهی درگیری های خیابانی توسط باندآقای هاشمی شد. ایجاد ناامنی برای مفسدان اقتصادی یکی از کارهای بزرگ انجام گرفته توسط این دولت است.


ششم :کاغذ بازی : یکی از بزرگترین فسادهای سازمان یافته درحوزه کاغذ بازی توسط موسوی در سازمان برنامه ریزی کشور پایه گذاری شد. تمام بودجه های عمومی سازندگی درکشور برای خرج شدن باید از مجرای گلوی این غول مفسد می گذشت و آنقدر در پیچ و خم کاغذبازی این سازمان دور خود می گشت که گاهی بودجه ها با 5 سال تاخیر بدست یک پروژه می رسید . مدیران پروژه ها باید برای گرفتن بودجه مصوب خود با این غول مفسد در می افتادند .اهمیت درافتادن با این غده فاسد را وقتی متوجه می شویم که به یاد بیاوریم پس از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور فریاد باند خاتمی وموسوی و توکلی و  به آسمان رسید و دکتر به صفاتی مانند بی سوادی ، کارشناس نبودن ، انهدام ساختار دقیق برنامه ریزی ، بردن کشور به سمت نابودی کامل و سقوط و ویرانه کردن اقتصاد و....متصف گردید و همه این ها برای این بود که دکتر به خوبی موانع رشد کشور را می شناخت و راه رساندن بودجه های عمرانی از خزانه تا آخرین نقطه سیکل اجرایی یعنی در سفرهای استانی و بازدید از محل پروژه را شناخته و دنبال کرد.

ابرازنگرانی غربی ها برای نظام برنامه ریزی ایران درکوران اعمال فشارها و تحریم ها

انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و دستان زبر احمدی نژاد


هفتم :حقوق های کلان برای مدیران دولتی . پایه ریز این جریان شخص هاشمی بود . که به نام اکرام مدیران نظام فاصله طبقاتی میان مردم و مسئولان و مدیران و کارمندان را موجه و به عنوان یک ارزش به بدنه دولت تزریق کرد. حقوق های کلان مدیران و وزیران که گاه حتی دو صفر با بدنه کارمندی یک اداره تفاوت داشت و دادن مدال و حقوق مدام العمر به این بدنه خاص مدیریتی که خاتمی با دادن مدال ارزش و ایثار و حقوق های کلان اتصال دائم جیب باند خود را به بیت المال تضمین کرده بود .پیمان نامه دکتر با وزرا در یاری امام زمان و رعایت حقوق مردم ، عادلانه کردن حقوق ها ، دادن مدال های ایثار به خانواده شهدا به جای مدیران ، نمونه هایی ازین مجاهده بی امان است.


4- سروسامان به اوضاع آشفته ایران

اگر چه اوضاع کشور به نسبت قبل از انقلاب از نظر عدالت اجتماعی و توسعه و آبادانی و استقلال سیاسی رشد چشمگیر و تحولات اساسی داشت . اما به نسبت آنچه می توانست باشد بیست سال عقب افتاده بود . مشکلات گوناگونی در حوزه های مختلف به چشم می خورد . پروژهای نیمه تمام ملی و استانی و منطقه ای که ناگهان در یک جهش بزرگ از رقم ده درصد به عدد 70 درصد پیشرفت و بالاتر رسید. وضعیت ناامنی جاده ها و کشته شدن روزانه ی هموطنانمان که با امن ترشدن مسیرها وافزایش حمل و نقل ریلی و افتتاح اتوبان های جدید و نیروی پلیس مجهز و امکانات اورژانس بهتر/ در مخابرات يك انقلاب اتفاق افتاد /بیمه روستاییان /ميراث فرهنگی /سرعت حركت عمراني در كشور سرعت روز افزون شد / حرکت های شتابان کشور به سمت رشد و پیشرفت /بازی ورود دلار به بانکهای خصوصی برای کنترل قیمت زمین و مسکن و بازی با ارامش مردم و مهار قیمت مسکن با اصلاح سیستم بانکی/ تلاش برای کوچک کردن بدنه سنگین دولت که حاصل سیستم اقتصادی بیمار و ناکارآمد پایه ریزی شده درزمان موسوی بود / دربعد پزشکی رشد در جهت و شکستن باندهای فساد دولتی سازمان یافته درتوزیع دارو/افزایش سرمایه گذاری خارجی و مدیریت بحرانهای بزرگ بورس و فساد سازمان یافته رانتی و دولتی درون بورس و....


در بعد توسعه علمی ایران ، شاهد رشد علمی بالا درکشور بوده ایم . خبرهای خوش ماهواره برامید ، یافتن داروبرای بیماری های صعب العلاج ، سلول های بنیادی و ... .بوده ایم . با این توسعه علمی ایران که با تاکیدات مکرر رهبر عزیز بر جهاد علمی جوانان و حمایت های معنوی و و بودجه ای و ترغیب و تشویق و برداشتن موانع توسط شخص دکتر پیگیری می شود ، ما شاهد جهش های بزرگ علمی بوده و هستیم.

قدرت روز افزون علمی با همت و ایستادگی دکتر احمدی نژاد : مردانی از فارس

. آیا این رشد روز افزون و چشمگیر مقدمه ای برای تحقق حدیث معروف پیامبر نیست که فرمود درآخرالزمان مردانی از فارس به علم دسترسی پیدا می کنند اگر درثریا باشد ؟ همان مردانی که زمینه ساز تشکیل دولت جهانی عدل خواهند بود و پرچم حکومت جهانی عدل را بدست فرزند صالح خداوند حضرت مهدی ارواحنا فداه خواهند داد .


5- حرکت به سمت رفع تبعیض و بی عدالتی شدید در جامعه با توزیع عادلانه ثروت / انجام سفرهای استانی ولایحه مهم هدفمند کردن یارانه ها

ابتکارعمل شجاعت سرعت دقت و مقاومت بدنی ، حرکت در داخل مردم و تحمل سختی و مشقات سفرهای استانی وتعریف رهبر عزیز از انجام این سفرها و دستاوردهای بزرگ آن و همچنین عدالت محوری دکتر احمدی نژاد نشان دهنده عزم بالای او در تحقق هدف عدالت است . هدفی که جریان زر و زور و تزویر مخالف آن بودند و با هر آنچه درتوان داشتند با آن در افتادند . اما دکتر با سرعت و قدرت به راه خود ادامه داد و نمونه های موفقی از اجرای عدالت مانند سهام عدالت ، پرداخت حقوق معوقه فرهنگیان که از زمان هاشمی برزمین مانده بود ،کم کردن حقوق مدیران . کم کردن فاصله طبقاتی دهک های اجتماعی ، رسیدگی به بیمه روستائیان ، آبادانی و عمران و مسکن سازی در روستاها و هزاران مورد دیگر را در کارنامه درخشان عملکرد عدالت محور خود ثبت کرد و البته مهمترین گام امروز لایحه هدفمندی یارانه هاست که هنوز گرفتار بازی عوامل فتنه مستقر در مجلس است.
 

سفرهای استانی / هدفمندی یارانه ها / توزیع عادلانه ثروت



6- تلاش بی وقفه برای سروسامان به مشکلات امنیتی کشور

امنیت یکی از مهمترین عوامل رشد و پیشرفت کشورهاست . یکی از روش های امریکا برای عقب نگه داشتن ملت های مسلمان ایجاد ناامنی ست . داشتن قدرت اطلاعاتی کافی برای جلو گیری از ایجاد ناامنی مهمترین توانایی هرکشوری ست. هروقت دشمن از وجود مهره های خود سرکارهای حساس مطمئن می شوند انفجارها و ناامنی ها کم می شود مانند زمان هاشمی و خاتمی چون نیازی به این ابزارنیست و نوکرانشان خود دو دستی تقدیم ارباب می کنند . اما وقتی مقاومت شروع می شود ناامنی و انفجارها نیز شروع می شود .با آمدن دکتر و ناامیدی دشمن تلاش دشمن برای ابجاد ناامنی ها دو چندان شد.

کشف عملکرد این مهره ها وبرخورد با آنها که یکی از بزرگترین کارهای بزرگ پنهان مانده دکتر است.این مسئله آنقدر مهم بود که دکتر برای مدیریت آن با برداشتن وزیر اطلاعات تنها چند هفته مانده به پایان دولت نهم خود شخصا برای در دست گرفتن قدرت اطلاعاتی و اشتباهات احتمالی یا خیانت ها در این حوزه اقدام کند. و ناسزاهایی نظیر دیکتاتور ، بی قانون ، مستبد خودرای و.....را از سوی افرادی مانند توکلی دریافت نماید .

به برکت این هوشمندی ها و مدیریت قدرتمند دکتر احمدی نژاد ، امنیت داخلی کشور افزایش چشمگیریافت .

اما به برکت ایستادگی دکتر در این مسیر ، قدرت اطلاعاتی ایران درمهار فتنه ها افزایش یافت و نتایج درخشان این ایستادگی عملیات موفق دستگیری بزرگترین شرور مورد حمایت آمریکا در شرق کشور یعنی ریگی با موفقیت انجام شد . موفقیتی که به اعتراف خود دشمن یکی از بزرگترین موفقیت های اطلاعاتی ایران است . اگر هوشمندی وایستادگی دکتر نبود معلوم نبودباید شاهد چند حادثه عاشورای دیگر بودیم تا فتنه گران دست از جان و مال ناموس مردم بردارند .


7- اصلاح مسیر انحرافی در آرمانهای و اهداف و جهت گیری های انقلاب :

ما خمینی را به موزه تاریخ می سپاریم /قرآن یک متن تاریخی شاعرانه است و درزمان ما کابردی ندارد./اعتقاد به امام زمان خرافه ای بیش نیست /....این ها تنها چند جمله از هزاران جمله و نوشته ای ست که باند فکری نو اندیش خاتمی آن را ترویج کرده و برایش شاگرد تربیت می کرد !


.فضای فرهنگی واهداف و جهت گیری های مدیریت کلان کشور چگونه بود و چه تغییرات بزرگی با آمدن دکتر احمدی نژاد در آن رخ داد. فرمان جهت گیری های کلان نظام به سمت کدام دره های انحرافی پیچانده شده بود ؟ و دکتر کدام دره های وگردنه های خطرناک را با استحکام و اراده قوی خود توانست پشت سربگذارد ؟ وتوانست کدام ارزش های انحرافی و مخرب را جایگزین کدام ارزشهای والای اسلامی و انسانی کند؟

تبدیل غرب زدگی و سکولاریزه و تسلیم و سازش و کرنش در برابر غرب

به استقامت و عزت دربرابر مستکبران و تلاش برای استقرارحکومت عدل امام زمان عج درجهان

دینداری و قرآن واهل بیت و عمل به شریعت مورد هتک حرمت و توهین تنوریسین های فراماسونی مانند سروش قرارمی گرفت و تساهل و تسامح و ولنگاری در حوزه دین و اخلاق توسط شخص خاتمی تبلیغ می شد و با آمدن دکتر فضا به سمت بندگی خدا و عمل به شریعت و احترام به قرآن و ترویج شعائر الهی تغییر کرد.
فراموشی وتمسخرشهدا و توهین به ارزشهای دفاع مقدس مانند ایثار و جهادو شهادت که نمونه کوچک آن جلوگیری از دفن شهدادرفضای دانشگاه ها ونوشتن انواع مقاله ها توهین آمیزوسخنرانی های غفلت افزا ، برگزاری تورهای دانشجویی تفریحی مختلط سیاسی با جهت گیری های خراب فرهنگی بود اما با آمدن دکتراین فضا ، ارام آرام به سمت فضای احترام به شهدا و زنده کردن نام و یاد و ترویج و بزرگداشت مقام انها حرکت کرد تا انجا که امروز به جای کارناوالهای مختلط دانشجویی ، کاروانهای میلیونی راهیان نور برای تجدید میثاق با شهدا عازم مناطق عملیاتی می شوند.

فضای ترویج اشرافی گیری و ارزش شدن و فخرفروشی مدیران و مسابقه جمع آوری ثروت درمیان مدیران آرام آرام به سمت ارزش شدن ساده زیستی و تواضع مدیران در برابر مردم برگشت .


فضای توهین به مردم و غرور و پاسخ گونبودن مدیران آنقدربالاگرفته بود که سخنگوی دولت خاتمی به خود اجازه می داد مردم را رکیک ترین الفاظ مورد خطاب قرار دهد و کسی جلودار حرمت شکنی و گستاخی انها نبود و این فضا با حضور دکتر شکست ورایحه خوش احترام به مردم ، پاسخگویی مدام با انواع جلسات و سمینارهای پرسش و پاسخ خبرنگاران و تواضع بی نظیر مدیران درفضای ادبیات سیاسی و عملکردی کشور نشست
نام و یاد امام زمان درمدیریت کلان هیچ جایی نداشت و با آمدن دکتر عطرخوش دعای فرج از همه سخنرانی های داخلی و خارجی به مشام رسید و دل منتظران امام زمان را معطر کرد.
ترویج فرهنگ روابط باز و آزاد دختران و پسران در جامعه ، تخطئه ی ازدواج و تمسخر خواستگاری رفتن ، ترویج بی عفتی و بی حجابی در بالاترین رده های مسئولیتی به نام آزادی و برابری ، تمسخر حجاب چادر و ترویج آزادی پوشش و ....که با امدن دکتر همه این جهت گیری ها به سمت درست بازگشت هرچند اثرات آن تربیت خراب فرهنگی هنوز هم جوانان بسیاری را در ورطه خلاف اسیر کرده است و نمونه آن ستادهای موسوی بود که هویت باختگان فرهنگی تربیت شده در زمان خاتمی در آنها بسیار بود.

شيفتگي برخي مسئولان دولتي به غرب و فرهنگ غربي ، بخشي مهمي از جامعه را تحت تاثير خود داشت

اما این فضا به برکت دکتر ، بطور عمومی تغییرکرد وتبدیل به فضای ارزشی حمایت از حریم خانواده ، ترویج ازدواج ، احترام به حجاب برتر و ثبت ملی چادر در عرصه جهانی و ارزش شدن حیاو عفاف بازگشت .
ارزش شدن غرب زدگی و وادادگی فرهنگی در سینماها و رسانه ها وروزنامه ها و مجله ها و جشن ها تقدیرو تشکرها و مدالهای افتخار از عوامل موثر درچنین تربیتی که نمونه بارزاین انحراف وزیر لندن نشین فرهنگ خاتمی بود . این بوی ناخوشایند ضد دینی و ضد فرهنگی ازمیان رفت و به جای آن رایحه خوش تجلیل از معلمان و مادران و پدران شهید و ایثارگران و پرستاران و کارگران و کارمندان و نخبگان جوان و مبتکران و... درفضا پرشد .

تجلیل رئیس جمهور از بسیجی ایثارگرشهید در حادثه زاهدان

 

8- شکستن انزوای بین المللی در مجامع جهانی و در افتادن با دجال اخرالزمان


با هوشمندی و تلاش و ایستادگی دکتر احمدی نژاد ایران از انزوای سیاسی و افکارعمومی جهان خارج شد. رساندن پیام انقلاب ایران به گوش جهان با استفاده از پتانسیل خودشان و بدون کوچکترین هزینه ای از طرف ما .
پروفسور مولانا مؤسس دانشکده ارتباطات دانشگاه امریکن دی.سی واشنگتن می گوید : دکتر احمدی نژاد نه تنها در سازمان ملل حضور یافت، بلکه به دانشگاه کلمبیا نیز رفت و دیدار و تماس با دانشجویان، هواداران صلح، پیشوایان ادیان مختلف و مردم را نیز مورد توجه قرار داد تا در اثر این تماس های چهره به چهره، پیام خود را به دنیا برساند.
پروفسور مولانا :همه ما، توانایی رسانه شدن را داریم. رسانه دیگر فقط رادیو، تلویزیون، روزنامه و اینترنت نیست، بلکه هر وسیله انتقال پیام اعم از زبان و فرهنگ و... است. و احمدی نژاد خود به تنهایی یک رسانه است!

و احمدی نژاد خود به تنهایی یک رسانه است!


دکتر احمدی نژاد در مسئله ی هولوکاست توانست با استراتژی هوشمندانه تهاجم به جای دفاع ناگهان شهرت جهانی پبداکند درحالیکه در قضیه با تخطئه سنگین داخلی از طرف باندهاشمی روبرو بود .
نامه نگاری به بوش دعوت او به هدایت و عدالت و پیام انبیا بی سابقه بود و همان زمان تعجب صاحب نظران و سیاست مداران جهانی را برانگیخت .ابتکاری که همان زمان حمایت صریح آقا ازین نامه به تنهایی مهر تاییدی بر عملکرد درخشان او بود .
برای اولین بار بعد از شهید رجایی دکتر با سخنرانی در سازمان ملل ، صدای ایران را در مجامع بین المللی بلند کرد در حالی که دولت های قبل نه تنها هیچ پیامی از انقلاب را به گوش جهان نمی رساندند بلکه در صدد خاموش کردن این نور الهی بودند . حضور در مجامع بین المللی مانند اجلاس ان پی تی ، روابط عمومی قوی دکتر در برخورد با روسای جمهور کشور ها و مردم جهان . مصاحبه های مختلف با شبکه های خارجی و خبرگذاری ها اعتبار ملت ایران را در افکارعمومی جهان آنقدر بالا برد که در سفر اخیری که دکتر احمدی نژاد به آمریکا داشت خبرنگاران خارجی ، برای گرفتن وقت مصاحبه از رئیس جمهور با هم مسابقه می دادند .

این تغییرات بزرگ در افکارعمومی چگونه انجام شد ؟ آیابدون مدیریت امام زمان امکان پذیر بود ؟


سفر به نيويورک و در دست گرفتن فضاى تبليغاتى جهان و آمريکا، حضور در دانشگاه کلمبيا و برخورد متانت آميز با اهانت هاى رئيس دانشگاه کلمبيا . در يکى از نظر سنجى هاى آمريکا سالينجر (رئيس اين دانشگاه) به عنوان يکى از ده چهره زشت آمريکا به خاطر برخورد بد وى با مهمان خود، معرفى شد .برگزارى موفق اجلاس خزر و تعميق روابط ايران با کشور هاى همسايه بويژه روسيه که نقش مهمى در معادلات بين المللى دارد و ايفاى نقش محورى در تصميم گيرى هاى اپک سخنرانی های روشنگر در سازمان ملل و اجلاس های جهانی و مصاحبه های تلویزیونی با رسانه ها کارهای بزرگی ست که سد موانع دربرابر افکارعمومی مردم جهان را شکست تا ایران و فرهنگ اسلام به جهان معرفی شود.

تسخیر افکارعمومی مردم جهان و متحول کردن معادلات جهانی به نفع ملت ایران


در تمام این سالها ، عجیب تر از همه اطلاع رسانی محدود رسانه ای در ایران ، در مورد کارهای بزرگ انجام شده توسط دکتر احمدی نژاداست . درحالی که دکتر به تنهایی در عرصه تسخیر افکارعمومی مردم دنیا گام برمی دارد رسانه ملی ما تنها به پوشش حداقلی از حوادثی که در شرف وقوع است می پردازد و این نشان دهنده اوج غربت دکتردررسانه های داخلی و درعین حال مردانگی و ایستادگی او با وجود سنگ اندازی هاو نادانی های دوست و دشمن است .
توسعه روابط اقتصادی باکشورهای درحال توسعه و حضور در میان ملت های مستضعف جهان توسعه روابط با آنها و همزمان تمسخر دکتر توسط باند غرب زده فتنه گر برای رابطه با افریقایی ها ، بجای فرانسه و انگلیس و المان و ایستادگی دکتر در این راه . تنها نشانه های کوچکی ست که مارا به تفکر وامی دارد که آیا بدون کمک و توجه خداوند و مدیریت امام زمان عج انجام چنین کارهای بزرگی امکان پذیر بود ؟ و این رایحه خوش نوید بخش کدام صبح روشن است ؟

9- ایستادگی دربرابر امواج سنگین سرزنش ها و تخریب ها وجنگ روانی داخلی و خارجی

در تمام حرکت های انقلابی زیربنایی صورت گرفته دراین سالها به هربهانه ای موج تخریب و سیاه نمایی ادامه یافته است .گذشتن از سد تخریب ها و سرزنش ها و ایستادگی بر مواضع نشان دهنده اراده آهنین این مرد خداست.
مانورهای تبلیغاتی سنگین برای تخریب دکتر را فراموش نکرده ایم . یکی از آن جنگ های روانی ، مسئله انتخاب وزیرکشور بود درسال 87 که این انتخاب نقش مهمی در برگزاری انتخابات داشت و اگر مهره ای حامی جریان فتنه این جا انتخاب می شد می توانست بازی تقلب در انتخابات را به نحو دیگری رقم بزند . عوامل داخلی فتنه گران باایجاد هوچی گیری بعد از چندین بار رای منفی نمایندگان به وزرای پیشنهادی دکتر ، با فشار بعضی اقایان درمجلس ، کردان معرفی شد و به عنوان وزیر ازمجلس رای اعتماد گرفت اما به فاصله یک هفته ناگهان باجوسازی سنگین رسانه ای به سرعت به خاطر نداشتن مدرک دکترا مورد هجوم سنگین قرارگرفت تا بوسیله او دو موج تخریب روانی سنگین یعنی بی سواد بودن بدنه دولت و دروغگو بودن شخص دکتر در افکار عمومی جا بیفتد و وزیر کشور نیز نتواند به وظابف محوله سنگین خود تا قبل از انتخابات عمل کند . این موج ناجوانمردانه سنگین سبب فوت مرحوم کردان شد در حالی که تا اخرین لحظه مسببان این شرایط را حلال نکرده بود. این موج تخریبی آنقدر مورد امید جریان فتنه بود که دبیرسخنگوی حزب مشارکت آن را عامل حتمی برای سقوط دولت احمدی نژاد خوانده بود !


فضای تخریب دولت و دکتر و بی بند وباری رسانه ای آنقدر بالا گرفت که رهبر عزیزمان فرمود :
:«من قلبا از بعضی از پدیده هایی که در کشور هست رنج می برم. من نمی خواهم آنچه را که برای من رنج آور است با افکار عمومی مطرح کنم. اما این نکته که آن روز گفتم داستان غم انگیز دیگری است... متاسفانه دشمنی که به وسیله تبلیغات خود همتش این بود که افکار عمومی یک کشور را به سمتی متوجه کند، امروز به جای رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است.» ایشان آن روز افزودند:«من در لا به لای همین ها اثر انگشت عبدالله ابن ابی ها را می بینم.»

دکتر احمدی نژاد با تکیه برچه نیرویی توانست بر کوه های بزرگ این مشکلات غلبه کند؟
او چه ویژگی های شخصیتی و روحی داشته است که ایشان را حل مشکلات یاری کرده است ؟
اراده محکم و قوی برای حل مشکلات و ایستادگی تا پای جان چه اندازه منطبق بر خصوصیات یاران امام زمان عج هست ؟
آیا یاران امام زمان عج ماورایی هستند یا ویژگی هایی انسانی منحصر به فردی مانند دکتر احمدی نژاد دارند؟

اگر همین امروز ظهور واقع شود و یاران امام زمان عج بخواهند درمدیریت جهان مشارکت کنند چه خصلت هایی باید داشته باشند ؟

آیا یاران امام زمان عج نباید در مدیریت و اراده و دلاوری و استحکام و قدرت از میان برداشتن کوه موانع ،

مانند دکتر احمدی نژاد باشند ؟

ايجاد موج قدرتمند مهدويت و بازتابهاي آن حتي در خارج از ايران

يكي از محورهاي بسيار برجسته در مواضع و بيانات دكتر احمدي نژاد توجه عميق و جدي به بحث مهدويت و نزديكي ظهور است ، ايشان از همان ابتداي آغاز رقابت بر اين نقطه آرماني و درخشان تاكيد كرده و بعد از انتخابات و روي كارآمدن نيز با قدرت هرچه تمام تر اين محور درخشان را ادامه دادند ، در نگاه احمدي نژاد ما و انقلاب ما هيچ فلسفه و رسالتي جز مقدمه سازي براي ظهور منجي عالم بشريت نداريم و بايد براي نيل به اين هدف به سرعت ايران به توسعه و پيشرفت برسد و بعنوان الگوي مستضعفان جهان ، مقدمه حركت آخر گردد.

در ميان بحث توجه به مهدويت ، بحث بسيار مهم مهدويت يعني نزديكي و بشارت ظهور نيز در ديدگاه احمدي نژاد از جايگاه ويژه اي برخوردار است بدون اغراق ايشان همانگونه كه هيچ سخنراني را بدون دعاي براي سلامتي و تعجيل در فرج امام عصر(عج) آغاز نمي كند به همين صورت ايشان هيچ سخنراني را بدون بشارت مستقيم يا غيرمستقيم نزديكي ظهور به پايان نمي برد.

و توجه بسيار عميق احمدي نژاد به بحث نزديكي ظهور كه واقعاً بي سابقه است و فقط مي توان در امام خامنه اي اين بشارت ها را ديد ، اين سئوال را مطرح مي كند كه آيا او با چه اطمينان و خبري به اين هجم سنگين و قابل تامل در بشارت ظهور اقدام مي كند؟

اين رويكرد شگفت انگيز احمدي نژاد بازتابهاي بسيار زيادي در داخل و خارج ايران داشته است ، در فضاي داخل ايران ، جان بسياري از منتظران ، شیفتگان و مبشران ظهور با بشارتهاي پياپي احمدي نژاد شيرين گرديده است و بي ترديد موج بشارت ظهور توسط او بسيار تقويت گرديده است ، كتابهاي مختلفي در داخل با اين موضوع منتشر شده و بشارتهاي ايشان در ميان عوام و خواص و محافل بشارت ظهور بازتاب فراواني دارد.

اما در بعد خارجي مي توان گفت كه ، اثرگذاري اين روحيه و بشارتهاي احمدي نژاد كمتر از داخل كشور نيست ، مقالات و كتابهاي زير تنها بخشي از بازتابهاي ايجاد موج قدرتمند مهدويت و بشارت ظهور توسط دكتر احمدي نژاد مي باشد كه با هم نگاهي گذرا به انها مي كنيم.

افزايش چشمگير توجه به ظهور و امام زمان(عج) با آمدن احمدي نژاد !

کتاب زیر نوشته ی جول ریچاردسون

در بخشی از این کتاب نویسنده توضیح می دهد:

اعتقاد به مهدی (عج)در بین مسلمانان به شدت افزایش پیدا کرده و این مسئله به طور چشمگیری بعد از انتخاب محمود احمدی نژاد در سال های اخیر افزایش یافته است

http://www.wnd.com/?pageId=107234

--------------------------------------------------------------------------------

احمدي نژاد با اعتقاد كامل براي ظهور منجي زمينه سازي مي كند !


IRANIAN PRESIDENT MAHMOUD AHMADINEJAD (through translator):
http://www.cogwriter.com/news/prophecy/ahmadinejad-wants-the-mahdi-the-king-of-the-south/

نکته قابل توجه در این مقاله این است که نویسنده قبول دارد که حرف های دکتر احمدی نژاد در مورد ظهور منجی یک بلوف سیاسی نیست بلکه پیشگویی است از آینده ای که شیعیان وبسیاری از اهل تسنن انتظار آن را می کشند

وی همچنین بیان می دارد که رییس جمهور احمدی نژاد با اطمینان از آینده تمام تلاش خود را برای زمینه سازی ظهور انجام می دهد

http://mobasher90.blogfa.com/post-16.aspx

--------------------------------------------------------------------------------

احمدي نژاد و ماموريت زمينه سازي براي ظهور!


Iran prepares people for 'messiah miracles'
Government broadcasts series on imminent appearance of apocalyptic

Islamic 'Mahdi

http://www.thewatcherfiles.com/iran-maitreya.htm'


این مقاله به بررسی اعتقادات مسلمانان در مورد ظهور منجی می پردازد وبیان می دارد که با وجود اینکه اکثر صاحب نظران غرب سرنوشتی رو به افول را برای دنیا پیش بینی می کنند اما مسلمانان می گویند که منجی ومسیح بر می گردند و جهان را پر از عدالت می کنند

در ادامه به بررسی دیدگاه دکتر احمدی نژاد می پردازد واینکه در سخنرانی سازمان ملل توجه همه را به ظهور منجی جلب کرد واینکه دکتر ماموریت اصلی خود را زمینه سازی برای ظهور منجی می داند

واینکه ایرانیان منتظر ظهورند و خبرگزاری هایشان تحولات را پی گیرند واین اشتیاق روز افزون است

--------------------------------------------------------------------------------

مستند "دولت احمدی نژاد و ظهور امام زمان" از شبكه ۴ انگليس

خارجی آرشيو گزارش بين الملل
سه شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۲۰
شبکه 4 انگلیس امشب پخش می کند
"دولت احمدی نژاد و ظهور امام زمان"

http://www.aftabnews.ir/vdcfyydm.w6dxyagiiw.html

هر چند این مستند در جهت اهداف خبیثانه دولت انگلیس است اما نشاندهنده ی عمق تاثیرگذا ری سخنان دکتر در مورد امام زمان(عج) تنها ۴ماه پس از به ریاست جمهور رسیدن است

--------------------------------------------------------------------------------

Iranian president Mahmud Ahmadinejad: Imam Mahdi (as) will come with logic, with culture, with science
http://us1.harunyahya.com/Detail/T/EDCRFV/productId/23164/IRANIAN_PRESIDENT__MAHMUD_AHMADINEJAD:_IMAM_MAHDI_(AS)_WILL_COME_WITH_LOGIC,_WITH_CULTURE,_WITH_SCIENCE

--------------------------------------------------------------------------------

رابطه احمدي نژاد و مهدويت در سايتهاي عربي

http://www.tabee3i.com/topic/4678-انا-والثوره-الاسلامیه-فی-ایران-الجزء-68/

holy_prophet_and_ahlul_bayt_library/imam_al_mahdi/books/almahdi_almawood_almontadar_2/8.html

http://alnssabon.com/vb/showthread.php?p=32807

http://www.almanazil.net/vb/showthread.php?5648-الإمام-المهدي-عجل-الله-فرجه-في-سطور/page2

http://www.alhikmeh.com/arabic/mktba/hadith/mojam04/02.htm

http://www.alkothar.com/vb/showthread.php?p=317544

http://tarout.com.sa/montada/showthread.php?t=74034

علامات الکبرا لظهور المام احجه(ع)

http://www.saowt.com/forum/showthread.php?t=17214

حزب الله یبشر بظهور المهدی

http://www.manaar.com/vb/showthread.php?p=45344

مواضیع الامام مهدی وعصر الغیبه وما یتعلق بها احمدی نژاد و...

http://www.wahajr.com/hajrvb/showthread.php?t=402977117&pagenumber=&402977117-%D9%87%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%A9-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B5=

--------------------------------------------------------------------------------

زمينه سازي براي ظهور !

 

"مکاشفات احمدی نژاد

وحی رسول هسته ای ایران"

نوشته:مارک هیچکاک

نویسنده با ارئه شواهدی قانع کننده به زعم خود رییس جمهور فعلی ایران را دارای ایدئولوژی قوی و متعصبانه مذهبی می داند وهدف اصلی او را زمینه سازی برای آمدن مهدی عج می داند و معتقد است که او قصد دارد ایرانرا به سلاح ها و همچنین ادوات جنگ هسته ای مسلح کند و با صدور انقلاب به جهان سعی در از بین بردن اسراییل و امریکا را دارد

http://www.armageddonbooks.com/435iran.html


--------------------------------------------------------------------------------

مصاحبه رییس جمهور با شبکه ان بی سی آلمان

آيا شما با امام زمان ارتباط داريد؟

ان.بي.سي : در صحبت هاي خود دعا كرديد كه خداوند ظهور حضرت امام زمان (عج) را تعجيل بكند. ارتباط شما همان طور كه قبلا گفتيد با امام زمان (عج) چيست؟ چه ارتباطي داريد؟

- رئيس‌جمهور: بله من براي ظهور امام زمان (عج) دعا كردم براي اينكه امام زمان (عج) سمبل برپايي عدالت و محبت است. او كه بيايد تمام مشكلات حل خواهد شد. دعا براي امام زمان (عج) در واقع آرزوي برپايي صلح و برادري در تمام جهان است و يك تعهد و تلاش براي تحقق صلح و برادري. همه مي توانند با امام زمان ارتباط داشته باشند همان طور كه مسيحيان با حضرت مسيح ارتباط دارند با حضرت مسيح صحبت مي كنند و مطمئن هستند كه او مي شنود و پاسخ مي دهد بنابراين اين منحصر به من نيست و هر كسي مي تواند گفتگو كند.

http://allyasin17.blogfa.com/post-35.aspx

--------------------------------------------------------------------------------


President Ahmadinejad of Iran Predictions of the Soon Return of the Mahdi

http://www.articlesbase.com/religion-articles/president-ahmadinejad-of-iran-predictions-of-the-soon-return-of-the-mahdi-87706.html
رییس جمهور ایران معتقد است که مهدی عج به زودی باز می گردد.او که فعالانه ملت خود را برای ظهور آماده می کند در صدد ایجاد نیرویی قدرتمند و تجهیز سلاح های خود است تا با نیروی کامل با دشمن آخر یعنی اسراییل وارد جنگ شود

http://www.joelstrumpet.com/?p=24

Ahmadinejad : “Islam must prepare to rule the world”

رییس جمهور احمدی نژاد بازگشت مسیح ومهدی عج را نزدیک می داند و از لزوم آمادگی برای این رویداد خبر می دهد


احمدی نژاد در انتظار امام مهدی

http://www.allaboutpopularissues.org/12th-imam.htm

امام مهدی کیست؟

عنوان نوشته ای به آدرس بالا است که نویسنده معتقد است:

احمدی نژاد شیعه و مسلمان و به شدت متعهد به امام مهدی میباشد

احمدی نژاد مدعی است به خواست خدا راه برای حضور با شکوه مهدی عج فراهم شده است

نویسنده معتقد است که مهدی ع خواهان خشونت است برای تسلط بر جهان...

واحمدی نژاد سعی می کند که به جهانیان بگوید مهدی عج برایشان صلح به ارمغان می اورد

در حالی که سالهای زیادی است که او پنهان است اما احمدی نژاد معتقد است او به زودی بر میگردد

البته لازم به ذکر است نویسنده به زعم خود فکر می کند به دلیل ضدیت دکتر احمدی نژاد وگفتمان مهدویت با آمریکا واسراییل پس تفکر مهدویت ضد مسیح است

******************************************************************

http://www.americanthinker.com/2006/01/ahmadinejad_awaits_the_hidden.html

حرفهاي احمدي نژاد را جدي بگيريم!

او مانند امام خميني به امام مهدي(عج) دعوت مي كند

عنوان نوشته بالا ست در مورد مبحث مهدویت

نویسنده اینطور آغاز می کند که سخنرانی دکتر در سازمان ملل در حضور رهبران جهان توجه همه را به امام مهدی جلب کرده در ادامه می پرسد امام مهدی کیست؟که احمدی نژاد از او سخن می گوید

اینطور پاسخ می دهد که همان کسی است که امام خمینی هدفش را برای انقلاب در ایران رسیدن به او بیان کرد

در ادامه با توضیح عقاید شیعه و سنی در مورد امام زمان

نویسنده بیان می دارد:

پیشنهاد می کنم حرف ها ی احمدی نژاد را جدی بگیرید و من به حرف های او باور دارم او در حال آماده سازی طرح های مرگبار است و نقشه ی نابودی یهود و اسراییل را دارد

توضیح اینکه:هر چند نویسنده از این موضوع ناراحت است و بیان می دارد که احمدی نژاد و گفتمان مهدویت خواستار خشونت و کشتار است اما می داند که باید حرف های سردار مهدی عج را جدی بگیرد و خودشان را برای نیرد نهایی آماده کند


کتاب "مجمود احمدی نژاد"

نویسنده:Matthew Broyles

در معرفی کتاب آمده است:

"این کتاب معرفی مختصری از بیوگرافی محمود احمدی نژاد است شخصیتی که مطمئنا در قرن ۲۱ برجسته است و باید شناخته شود"

نویسنده بیان می دارد نمی خواهم بگویم او از کجا آمده وکیست اما با توجه به کتاب

"the histories of the United States and Iran are thickly entangled."

یکی از چیزهایی است که در داستانهای شیعه ها واهل سنت میشنویم!!

اما نکته ی قابل توجه تصویر جلد کتاب است "تصویر دکتر در پس زمینه ای از سربازان با پرچم یا "مهدی""

به جمله نويسنده دقت كنيد ، او احمدي نژاد را مرتبط با ظهور مي داند و به همين خاطر اين تفكر خويش را با پرچم هاي " يا مهدي " كه در دست سربازان شيعه است نشان مي دهد ، شايد هشدار خطر انقلابي باشد كه نويسده گمان مي كند بسيار نزديك است!

http://www.amazon.com/Mahmoud-Ahmadinejad-President-Iran-Newsmakers/dp/1404219005

 


آغاز زمزمه هاي شعيب بن صالح بودن دكتر احمدي نژاد

در برخي كشورها و محافل خبري

در سال ۸۶ به دنبال ايجاد موج قدرتمند مهدويت و بشارت ظهور توسط احمدي نژاد در داخل و خارج کشور ، محققين به بررسي انطباق ويژگيهاي شخصيت تاريخي شعيب بن صالح بر احمدي نژاد پرداخته و پس از مشاهده انطباق عجيب آنها بر هم و همچنين اثرات عظيم احمدي نژاد در سپهر سياسي جهان و ايجاد موج قدرتمند مهدويت ، اندك اندك زمزمه هاي شعيب بن صالح بودن احمدي نژاد بلند شد.

“احمدی‌نژاد و انقلاب جهانی پیش‌رو”


“احمدی نجاد و الثورة العالمیة المقبلة”

«احمدی‌نژاد و انقلاب جهانی پیش‌رو» نام کتابی‌ست از شادی فقیه، که سال ۲۰۰۶ انتشارات دارالعلم آن را منتشر کرده است. دارالعلم یکی از انتشاراتی‌های شیعیان لبنان است و بیشتر کتابهایی در زمنیه ظهور امام زمان چاپ می کند. طرح جلد کتاب عکسی از احمدی نژاد و پس زمینه‌ای از سربازان آمریکایی است و دو جمله که یکی را به نقل از برخی رهبران انقلاب آورده: احمدی‌نژاد رهبر سربازان مهدی است که قدس را آزاد می‌کند و دیگری را خطاب به احمدی‌نژاد و این باز از قول برخی علما به او آورده که به او توصیه کرده‌اند چون انرژی هسته‌ای با ظهور امام زمان مرتبط است، کوتاه نیا. کتاب ۲۱۶ صفحه است و از کتابهایی است که حزب الله لبنان آن را بین مردم توزیع کرده است. با انتشار کتاب در لبنان خیلی‌ها درباره‌ی آن گفت و گو کردند و به‌خصوص بخش دوم کتاب سر و صداهای زیادی بین محافل اینترنتی دنیای عرب به راه انداخت. این کتاب تعریف و تمجیدهای بی نظیری از احمدی‌نژاد و و جمهوری اسلامی کرده و از حزب‌الله و سیدحسن نصرالله هم به‌خوبی یاد نموده است. مولف در مقدمه گفته احمدی‌نژاد شخصیتی چند بعدی و قابل تأمل است که “یکی از ستاره‌های آسمان سیاست است”. مقدمه اینگونه شروع می شود: «بی‌تردید از اولین روز انتخاب رئیس جمهور ایران، ما در حالت برانگیختگی و شوق به سر می بریم، در حالی که جهان از اعلام نام او وحشت زده شد و در پس آن غرب واکنش هایی نشان داده، این سریال هنوز پایان نیافته؛ شخصیت انقلابی احمدی نژاد، تصریحات شجاعانه او و در پی آن پاسخ های آمریکا و غرب. اما دیگر مشخص شده که رئیس جمهور ایران به یکی از ستارگان میدان سیاست بدل شده است.»

نويسنده كتاب اعتقاد دارد كه احمدي نژاد همان سردار وعده داده شده ظهور يعني شعيب بن صالح است و در متن كتاب به انطباق نشانه هاي شعيب بن صالح با احمدي نژاد مي پردازد. قابل توجه است كه اين كتاب در لبنان با اقبال شگفت انگيز مردم روبرو شده و به سرعت صدها هزار نسخه از آن به فروش رسيد.

شعيب بن صالح بودن احمدي نژاد در سايتهاي عربي

http://vb.svalu.com/11/bft17760/

وبسایتی عربی در رابطه با بررسی شخصیت های ظهور

شعیب/سیدخراسانی/سید یمانی

http://www.alwahat.org/forums/index.php?showtopic=18700&mode=threaded

http://www.kuwait60.com/vb/showthread.php?t=6267

شعیب بن صالح تمیمی

http://www.lakii.com/vb/showthread.php?t=606505

هو أحمدي نجاد الملقب بالشعبي الصالح مردوميار

سایتهاي عربی با کاربران شیعه و غيرشيعه به بررسی تطبیق روایات شعیب بن صالح با دکتر می پردازند.

آيا ايجاد اين موج عظيم مهدويت و بشارت ظهور توسط يك فرد ، خارق العاده نيست؟

سئوال اساسي اين است كه با اين موج شگفتي كه احمدي نژاد در داخل و خارج در توجه به مهدويت و نزديكي ظهور ايجاد كرده است ، آيا او خود نيز نقشي در اين انقلاب بزرگ جهاني دارد؟ آيا احمدي نژاد تنها با مطالعات عادي خويش به اين مهم دست يافته است يا اينكه داراي ماموريتي مهم در اين حادثه بزرگ ، مقدس و مبارك است؟

بسياري به علت اين حركت عميق و بزرگ احمدي نژاد در عرصه مهدويت و همچنين انطباق عجيب دكتر احمدي نژاد با يكي از شخصيتهاي برجسته عصر ظهور يعني شعيب بن صالح ، فرمانده لشگر سيد خراساني و امام زمان(عج) ، اين احتمال را مطرح مي كنند كه آيا او همان سردار وعده شده امام زمان(عج) در عصر ظهور نيست؟

ما در ادامه به بررسي اين موضوع مي پردازيم كه ادعاي شعيب بن صالح بودن احمدي نژاد با توجه به ذكر صفات شعيب بن صالح در دهها حديث تا چه اندازه صحيح است...

پایان قسمت اول مقاله ی احمدی نژاد همان شعیب بن صالح سردار سیدخراسانی و امام زمان عج............

ارسال شده: 05 مرداد 1389 - 2 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
تا سيد عباس اين روايت را به آسيداحمدآقا گفت. آسيداحمدآقا گفت: حالا شما اين را گفتيد. منم يك چيز به شما بگويم كه وقتي روز ششم تير آقاي خامنه اي ترور شد. به من گفتند كه اين خبر را به امام بدهيد. من ترسيدم كه خبر را بگويم باراي قلب امام مشكلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم پيش امام.  تا امام مرا ديد فرمود: فكر ميكنيد كه من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است. بعد امام به من فرمود كه دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟ منم گفتم كه دست راست ايشان ديگر كار نميكند و عصب دستشان از كار افتاده است بعد از اينكه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام...............

 

 

 

 

 

در اوايل رهبري آيت الله خامنه اي، آيت الله شهيد سيدعباس موسوي (دبيركل سابق حزب الله لبنان)

براي ديدار با رهبري و عرض تسليت به پسر امام، مرحوم حجت الاسلام احمدآقا خميني به ايران مي آيند و بعد با آسيداحمد آقا ملاقات ميكند و به ايشان تسليت ميگويند و بعد يك روايت به ايشان ميگويد كه مضمونش اين است كه پيغمبر اسلام (س) به علي (ع) ميفرمايند كه در آخرالزمان يكي از فرزندان من كه همنام پيامبر بني اسرائيل است به حق قيام ميكند و ظالم از كشورش بيرون ميكند و حكومت تشكيل ميدهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان كه همنام علي است صاحب حكومت ميشود و در دست راستش خللي وارد ميشود و پرچم را به صاحب امر ميدهد.

تا سيد عباس اين روايت را به آسيداحمدآقا گفت. آسيداحمدآقا گفت: حالا شما اين را گفتيد. منم يك چيز به شما بگويم كه وقتي روز ششم تير آقاي خامنه اي ترور شد. به من گفتند كه اين خبر را به امام بدهيد. من ترسيدم كه خبر را بگويم باراي قلب امام مشكلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم پيش امام. 

تا امام مرا ديد فرمود: فكر ميكنيد كه من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است.

بعد امام به من فرمود كه دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟

منم گفتم كه دست راست ايشان ديگر كار نميكند و عصب دستشان از كار افتاده است

بعد از اينكه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و سه بار فرمود: الحمدلله

من تعجب كردم كه چرا امام اين را گفت و اظهار ناراحتي يا چيزي نگفتند.

و من اين ماجرا را نميدانستم تا موقعي كه حديثي كه شما گفتيد خواندم و فهميدم كه منظور امام چي بود.

(کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.)

 

 برگرفته از وبلاگ : http://saeedicyber.blogfa.com/post-145.aspx 


 

  مقاله مقدماتي سيد خراساني : 

 

  

سید خراسانی کیست و در هنگام ظهور چه می کند؟

  مصداق یابی سید خراسانی در دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله) ، از نهی تا تشویق!

  آیا مقام معظم رهبری(مدظله) از سید خراسانی بودن خویش اطلاع دارد؟!

  آیا مقام معظم رهبری(مدظله) ترویج مصداق شناسی شخصیتهای ظهور را درست می دانند ، و به آن رضایت دارند؟!

  آیا مقام معظم رهبری(مدظله) موظف نیست در صورت نادرست بودن این بحث ها به این انحرافات پایان دهد؟!

  مشهور بودن آقا به سید خراسانی در بین عوام و خواص!

  گردان استشهادیون نمونه ای از برخورد سریع آقا با اقدامات و مباحث نادرست!

  سکوت همراه با رضایت مقام معظم رهبری(مدظله) نشانه چیست؟!

   یکی از شخصیتهای برجسته عصر ظهور سید خراسانی است که بنا بر روایات شریف با سپاهی انبوه از ایران قیام کرده و به سمت عراق پیش می رود ، شعیب بن صالح جوانی گندمگون و زیرک با ارده ای پولادین و بصیرتی شگفت فرمانده لشگر اوست.

سید خراسانی چند ماه مانده به ظهور و در ماه مبارک رجب به همراه سفیانی و یمانی در یک روز قیام می کند و هدف همه اینها عراق است.

سید خراسانی و سپاهش با اصلی ترین دشمن امام زمان(عج) که سفیانی می باشد  و عراق را اشغال نموده است ، وارد کارزاری سخت شده و بعد از شکست او ، با امام زمان(عج) بیعت نموده و لشگریانش را تحت اختیار امام زمان(عج) قرار می دهد.

انشاالله ما در آینده ، طی مقاله ای مفصل ثابت خواهیم کرد که مصداق شخصیت الهی سید خراسانی که بسیار مورد تکریم و تاکید اهل بیت(ع) قرار گرفته ، مقام معظم رهبری(مدظله) می باشد. ( روایات شریف از او و سپاهش بعنوان زمینه سازان ظهور امام زمان(عج) یاد کرده و شیعیان را برای پیوستن به سید خراسانی تشویق می کنند)

ما در این مجال اندک به طور خیلی خلاصه به ذکر مشخصات سید خراسانی و انطباق آن بر مقام معظم رهبری(مدظله) پرداخته و در ادامه به این سئوال مهم پاسخ خواهیم داد که آیا مقام معظم رهبری(مدظله) سید خراسانی بودن خویش را قبول دارد  یا نه؟!

(به لطف خدا مقاله مفصل سید خراسانی در آینده نزدیک منتشر خواهد شد)

 

صفات ذکر شده در روایات شریف برای سید خراسانی

امام باقر (ع):

« يخرج شاب من بني هاشم بکفّه اليمنى خال، ويأتي من خراسان برايات سود بين يديه شعيب بن صالح، يقاتل أصحاب السفياني فيهزمهم »  

                                     ملاحم ابن طاوس، ص 77; عقد الدرر، ص 128، باب 5‏

 

۱-      « شاب » یا جوان بودن :

  

 کلمه شاب در عربی ، جوان ، دارای طراوت و سرزندگی جوانی معنی می دهد و همانطوریکه که در فرهنگ ما افرادی(با هر سن و سالی) که سرزنده و با نشاط و طراوت باشند ، می گوییم جوان است ، در عرب نیز ، علاوه بر جوانان که سن و سال کم دارند ، کلمه شاب در مورد افراد دیگری که سرزنده و سرحال و بشاش و باطراوت باشند ، به کار می رود.

سرزندگی و طراوت و بشاشیت موجود در مقام معظم رهبری(مدظله) بسیار آشکار است بطوری که ایشان با وجود سن زیاد از بسیاری از جوانان نیز سرحالتر است ، کوهپیمایی ایشان که تا مدتی قبل هر هفته به طور منظم دوبار در سحرگاهان انجام میشد ، خود گواه این مطلب است.

 

( سرزندگی و شادابی آقا زبانزد خاص و عام است در حالی که بسیاری از جوانان سال تا سال برنامه ای بر ای سفر به کوه و کوهپیمایی ندارند معظم له هفته ای دوبار در سحرگاهان کوهپیمایی می کنند و البته سرعت و چابکی ایشان نیز در این کوهپیمایی ها بسیاری قابل توجه است)

  

۲-      مٍن بنی هاشم :

 سیادت سید خراسانی که البته در مورد مقام معظم رهبری(مدظله) نیاز به توضیح ندارد ، ایشان از طرف پدر سید حسینی بوده و به فرموده برخی از بزرگان از طرف مادر نیز سید حسنی می باشند.

 (داستان سید حسنی و سید حسنی بودن آقا از زبان حجت الاسلام صدیقی)

 

۳-     مٍن خراسان :

 

 مسئله خراسانی بودن مقام معظم رهبری(مدظله) نیز آشکار است ، ایشان متولد خراسان بوده و پدر ایشان سید جواد با وجود اینکه آذری زبان هستند ، از دهها سال قبل از مهاجرین و مجاورین در کنار بارگاه مطهر امام رضا(ع) محسوب می شوند.

و البته برخی از مفسرین کلمه خراسان را به کل ایران تعمیم می دهند و اعتقاد دارند که در زمان ائمه اطهار(ع) ، از لفظ خراسان بعضی مواقع کل ایران را مورد نظر داشتند که حتی در این صورت نیز باز این مسئله در مورد مقام معظم رهبری(مدظله) صدق می کند.

 

    (اولین شناسنامه الکترونیکی در کشور که چند ماه قبل برای مقام معظم رهبری(مدظله) صادر شده است. محل تولد معظم له مشهد مقدس می باشد)

 

۴- بکفّه اليمنى خال:

 

خال را چه به معنای نشانه در دست راست بگیریم و چه بفرموده برخی از عزیزان به معنی خلل و سستی در دست راست بگیریم( از ریشه خال ، یخل ، خلل ) ، باز این قضیه در مورد مقام معظم رهبری(مدظله) صدق می کند.

جراحت دست راست معظم له که در انفجار مسجد ابوذر در سال 60 به وجود آمد ، هم معنای نشانه را می تواند داشته باشد و هم موجب خلل و سستی شده است.

 

 

(مقام معظم رهبری(مدظله) لحظاتی پس از انفجار شدید در مسجد ابوذر تهران ، بسیاری از پزشکان  از زنده ماندن معظم له در این انفجار شدید که در فاصله بسیار نزدیک ایشان رخ داد ، شگفت زده بودند)

 

۵-  بین یدیه شعیب  بن صالح  :

 

شعیب بن صالح فرمانده لشگر اوست.

ما انشاالله در آینده نزدیک ثابت خواهیم کرد که نشانه های ذکر شده برای شعیب بن صالح به طور عجیبی با رئیس جمهور محبوب و مکتبی ایران جناب دکتر احمدی نژاد مطابقت دارد و در این صورت به راحتی این قضیه یعنی در کنار هم بودن سید خراسانی و شعیب بن صالح یعنی مقام معظم رهبری(مدظله) و دکتر احمدی نژاد و اینکه با شروع تحولات بزرگ ظهور سید خراسانی شعیب بن صالح را بعنوان فرمانده لشگر خود انتخاب می کند ، قابل درک است.

 

 

 ( سید خراسانی و شعیب بن صالح دو شخصیت برجسته ایرانیان در زمان  ظهور )

سید خراسانی شعیب بن صالح را بعنوان فرمانده لشگر خود برمی گزیند)

 

 

آیا مقام معظم رهبری(مدظله) از این موضوع که برخی از بزرگان و

  منتظران امام زمان(عج) ، معظم له را بعنوان سید خراسانی می دانند

  اطلاع دارد و در صورت اطلاع آیا این موضوع را قبول دارد؟!

 

ما با ذکر چند قضیه و نتیجه گیری از آن ، ثابت خواهیم کرد که آقا اولاً از سید خراسانی بودن خویش آگاه است ، ثانیا از وجود این مباحث در جامعه اطلاع دارد و ثالثا بر مصداق شناسی شخصیتهای ظهور رضایت داشته و حتی خود بر گسترش این مباحث تاکید دارند.

 

در ابتدا با ذکر یک واقعه تاریخی به جواب این سئوال خواهیم پرداخت :

 

برخورد با انحرافات و خرافه گرایی از وظایف رهبران دینی

 

هنگامی که ابراهیم فرزند خردسال حضرت رسول(ص) ، به علت بیماری از دنیا رفت همزمان با آن خسوفی رخ داد ، در آن زمان که علت بسیاری از پدیده های طبیعی مشخص نبود ، بسیاری از مردم علت این خسوف را مرگ فرزند پیامبر اکرم(ص) دانسته و عنوان می کردند که این نشانه ی بزرگی و عظمت پیامبر خداست که خورشید هم در حزن او می گیرد.

شاید برخی از اطرافیان پیامبر که عمق انحراف را نمی دانستند ، از اینکه این همزمانی باعث بیشتر شدن محبوبیت و مقبولیت حضرت رسول در بین عوام میشد ، راضی و خوشنود بودند ، ولی پیامبر اسلام(ص) وقتی از این بحث ها و شایعات مطلع شدند ، بی درنگ برای جلوگیری از انحراف اقدام کرده و طی یک سخنرانی در مسجد و بیان این مسئله که این خسوف یک امر طبیعی بوده و همزمانی آن هیچ ربطی به مرگ فرزند من ندارد ، به این انحراف و شایعات پایان داد.

 

یکی از وظایف مهم رهبران  جامعه اسلامی ، شناخت انحرافات و جلوگیری از ادامه آنهاست زیرا در صورت عدم برخورد با آنها می تواند به نتایج غیرقابل جبران برای جامعه اسلامی تبدیل شود .

در عصر حاضر که دوران ارتباطات و سرعت نامیده می شود ، شناخت انواع و اقسام انحرافات مخصوصا در حوزه دین و علی الخصوص بحث بسیار مهم مهدویت و ظهور اهمیت مضاعف یافته از وظایف مهم بزرگان دین و انقلاب محسوب می شود.

ما اعتقاد داریم که مقام معظم رهبری(مدظله) با کانالهای ارتباطی وسیعی که دارند به طور کامل از مباحث مهمی که در عرصه مهدویت در جامعه مطرح است مطلع می باشند و در موقع ضرورت آنها را هدایت می نمایند.

 

ما در مقاله « بررسی موج بشارت ظهور در سالهای 78 تا 81 » به وضوح نشان خواهیم داد که این موج ظهور، ابتدا توسط مقام معظم رهبری آغاز شد و با بشارتهای ایشان ادامه یافت و حتی قبل از موعد مقرر ظهور یعنی عاشورای 81 که منطبق بر جمعه بود (و بسیاری از بزرگان انتظار ظهور را در این روز داشتند ، چون 23 ماه مبارک رمضان همان سال نیز طبق فرموده روایات در صبح جمعه بود) معظم له از به وجود آمدن تاخیر در ظهور خبر دادند

( نقل قول از آیت الله ناصری در جمع جوانان چند ماه قبل از عاشورای 81) (1)

و  در 19 دی سال ۸۱ در دیدار جوانان قمی که در اندک مدتی پس از عاشورای موعود بود ، مقام معظم رهبری جوانان را به«مایوس نشدن» از «عدم تحقق وعده الهی»(ظهور) فراخواندند و اینها نشان می دهد که معظم له از تمام مباحث و جریانات و امواجی که در مهدویت و ظهور در جامعه شکل می گیرد و در جریان است ، اطلاع دقیق و کافی دارد.

 

 به موارد زیر دقت فرمائید :

سید خراسانی ، مشهور در بین عوام و خواص!

سردار سرافراز جبهه هاي حق عليه باطل سردار سرلشگر سید یحیی صفوی در سفري كه مقام معظم رهبري به مشهد مقدس داشتند در جمع جوانان بسیجی در سال 78 اينگونه معظم له را مورد خطاب قرار مي دهند: 

اي سيد خراساني! اين بسيجيانت امروز اينجا جمع شده اند تا با تو عهدي دوباره ببندند و بگويند كه تا آخر در ركاب شما خواهند بود تا زمانی که در رکاب امام زمان(عج) جانبازی کنند.

و يا مداح دلسوخته اهل بيت(ع) حاج صادق آهنگران در سفري كه آقا به دوكوهه داشتند در ایام عيد (فروردين ماه) 81 ايشان را در یک مراسم رسمی با لفظ سيد خراساني مورد خطاب قرار دادند.

            

(سید خراسانی بودن مقام معظم رهبری(مدظله) در بین بسیاری از خواص و بزرگان مشهور است)

و در آخرین مورد در دیدار 19 دی امسال، مردم  قم در طی هم خوانی شعری در محضر معظم له ایشان را با لفظ « یار خراسانی » مورد خطاب قرار دادند.

                                            شعر یار خراسانی

        ( فایل صوتی هم خوانی شعر  با صدای سلحشور ، بسیار جذاب 800kb)

 

هم خوانی سرود پادسدارن در محضر مقام معظم رهبری در ۵ آذر امسال :

سپاهیان همه مدیون عشقند        خدا مردان حق مجنون عشقند
خراسانی ترین سید مخور غم        که پاسداران حواریون عشقند
مو موسایی کنون بر نیل دارم         برای ابرهه سجیل دارم
برای اوج علم و رشد ایمان            دو بال از شهپر جبریل دارم
علی شوکت علی صولت علی نام    خدایا رهبری تکمیل دارم

 

 در دیداری که اعضای فعال بسیج دانشجویی کوی دانشگاه تهران (که در نشریه « رایحه ظهور» نیزفعالیت داشتند) در سال 80 با استاد پناهیان داشتند این سوال مطرح شد :

استاد ما شنیده ایم که شما مقام معظم رهبری(مدظله) را سید خراسانی می دانید، آیا صحیح است؟

جواب استاد پناهیان :

بله ، برای بنده یقینی است که ایشان سید خراسانی هستند ، البته هر شخصی خودش باید به یقین برسد و این موضوع مثل اثبات مسائل مادی نبوده و دو دوتا چهارتا نیست ، و هر کسی باید خودش به یقین برسد.

             

             ( استاد پناهیان(مسوول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها):

          برای بنده یقینی است که سید خراسانی مقام معظم رهبری(مدظله) میباشد)

و نمونه های متعدد دیگر...

سئوال مهم

حال این سئوال پیش می آید :

 با دقت در موارد بالا و اینکه مسئله سید خراسانی بودن آقا در محضر ایشان  بارها  و بارها تکرار شده است ،  آیا نمی بایست  که معظم له در صورت  نادرست بودن مسئله ،  به  این انحراف بزرگ واکنش نشان داده و آن را گوشزد نموده و اصلاح فرمایند و به این مباحث نادرست پایان دهند؟!

 

نمونه ای از حساسیت مقام معظم رهبری(مدظله) به مسائل جاری جامعه

 

در مورد قضیه تشکیل گردان استشهادیون در قم بعد از عاشورای غمبار امسال که برای برخورد با سران فتنه در صورت تعلل دستگاه قضایی و سکوت و رضایت مقام معظم رهبری اولتیماتوم داده بود ، رهبر عزیز انقلاب دو هفته بعد از اعلام موجودیت گردان استشهادیون ، در دیدار سالیانه خود با مردم  قم با فرمایشات حکیمانه خود مبنی بر رعایت قانون و آرامش ، ضمن نشان دادن اطلاع و آگاهی خود از قضیه ، راه درست را به فرزندان انقلابی خویش نشان دادند ، در حالی که از ابتدای تشکیل گردان بیش از 2 هفته نمی گذشت:

...من برحذر ميدارم جوانهاى عزيز را، فرزندان عزيز انقلابىِ خودم را از اينكه يك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون....

 

پس می بینیم که معظم له از جریانات و بحثهای مهم موجود در جامعه مطلع بوده و در مواقع لازم آنها را هدایت می کند.

 

 

 

( حلقه اولیه گردان استشهادیون فدائیان اسلام بر سر مزار شهید نواب مقام معظم رهبری(مدظله) در کمتر از ۲ هفته از تشکیل گردان مطلع شده و در ۱۹ دی در بیاناتی حکیمانه به آن واکنش نشان داده ضمن تمجید از غیرت فرزندان انقلابی خود ، خواستار آرامش و عمل به قانون شدند) 

 

حال برمی گردیم به مسئله سید خراسانی و اینکه قطعاً معظم له می دانند که در جامعه ایشان را مصداق سید خراسانی و کسی که پرچم انقلاب را به دستان مبارک امام زمان(عج) خواهد داد ، یاد می کنند .

پس با وجود اینکه مباحث مربوط به سید خراسانی بودن آقا نزدیک به ۱۵ سال است که زبانزد خواص و عوام است و از سویی دیگر اهمیت بسیار زیاد این مسئله و  انحراف در صورت نادرست بودن این قضیه ، بر ایشان واجب است که در صورت نادرست بودن این بحث ها ، زودتر جلوی این انحرافات را بگیرند پس می توان نتیجه گرفت که این سکوت و عدم واکنش ایشان دلیل بر تایید و رضایت است ، زیرا معظم له بارها نشان داده اند که حتی در انحرافات جزئی تر نیز کوتاه نمی آیند و راه درست را نشان می دهند و اینکه سید خراسانی بودن ایشان در محضر مبارکشان بارها و بارها بصورت عمومی و خصوصی مطرح می شود و ایشان نیز سکوت کنند ، قطعا نشان دهنده رضایت و تایید ایشان است.

و البته ما اعتقاد داریم که مسئله فراتر از اینهاست ، معظم له ضمن اطلاع و آگاهی از سید خراسانی بودن خویش ، این راز را در ابتدا خودشان  برملا می سازد و جان مشتاقان ظهور را به وجد  آورده  و آنها را به مصداق شناسی شخصیتهای ظهور و در واقع پرداختن به نشانه ها و انتظار عملی و توجه به نزدیکی ظهور ترغیب می نمایند آنجا که در شعر معروف خویش می فرمایند :

یاران خراسانی

 

سر خوش ز سبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم

 

در بزم وصال تو نگويم ز کم و بيش
چون آينه خو کرده به حيراني خويشم

 

لب باز نکردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم

 

يک چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمري است پشيمان ز پشيماني خويشم

 

از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گرانجاني خويشم

 

بشکسته تر از خويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

 

هر چند « امين » بسته دنيا نيم اما
دلبسته ياران خراساني خويشم

 

دانلود شعر یاران خراسانی با صدای سید خراسانی!

 

جالب است که ابیات بالا و عباراتی مانند «  بزم وصال تو » و « شوق شکر خند لبش » نشان می دهد که معظم له با معشوق آسمانی و یار سفرکرده در حال گفتگو و رازگوییست .

 

سئوالی که به ذهن می آید که یاران خراسانی که معظم له با وجود عدم دلبستکی به دنیا خود را دلبسته به آنها می داند کیستند؟! و چرا و به چه دلیلی ایشان تا این حد به این یاران دلبسته است؟!

آیا یاران خراسانی می توانند جز یاران سید خراسانی باشند که طبق روایات شریف همراه ایشان در جستجوی مهدی موعود(عج) از ایران قیام کرده و رهسپار عراق می شوند؟

اصولا یاران خراسانی به همراه خویش مفهوم دیگری نیز در پی دارد و آن رهبر خراسانی یا سید خراسانی است و با این تفسیر دلیل ارادت و محبت شدید آقا به این یاران خراسانی نیز آشکار می شود و آن اینکه این یاران خراسانی یاوران مهدی(عج) و زمینه سازان ظهور او هستند.

در واقع آقا با این بیت به صراحت خویش را سید خراسانی معرفی کرده و در نظر دارد تا با ذکر این حقیقت قلب و جان منتظران امام زمان(عج) را به وجد آورد و آنها را بیش از پیش به نزدیکی ظهور امیدوار کرده و به دنبال کردن مصداق شناسی شخصیتهای دوران ظهور و بررسی نشانه های نزدیک بودن ظهور سوق دهد.

پس به روشنی در می یابیم که مقام معظم رهبری(مدظله) نه تنها از طرح مباحث سید خراسانی در جامعه مطلع است که خود نیز ضمن سرودن شعری این بشارت را به منتظران امام زمان(عج) می دهد و خواستار پی گیری بشارت نزدیکی ظهور در جامعه و لوازم آن که شناختن نشانه های ظهور و مصداق شناسی باشد ، در بین منتظران امام زمان(عج) در جامعه می شود.

 

دو اصل مهم و لازم در مورد قیام سید خراسانی :

 

برای تحقق هر چیزی شرایط و زمینه هایی لازم است که تا آن زمینه ها و شرایط مهیا نباشد ، هدف مورد نظر به دست نمی آید. در مورد سید خراسانی نیز همین طور ، سید خراسانی کسی است که توده های عظیم مردمی را از ایران اسلامی به حرکت درمی آورد و برای جنگی بزرگ رهسپار عراق می گردد و در آنجا با لشگر بسیار قدرتمند سفیانی که از جانب یهود و استکبار به شدت تقویت شده است به مبارزه ای سخت می پردازد ، و حتی قبل از آن به عقیده برخی از مفسرین درگیریهای سختی با جبهه باطل دارد که ممکن است نیروهای دریایی غربیها باشد ، پس سید خراسانی برای موفقیت در این نبرد بزرگ و قبل از آن برای به حرکت در آوردن توده های مردمی باید شرایط و خصوصیاتی داشته باشد که ما در دو مورد به این خصوصیات می پردازیم :

 

۱- سید خراسانی باید مقبول و محبوب توده های مردمی باشد

 تاریخ نشان داده است که انسانها ، بخصوص مومنان و صالحان حاضر نیستند که در زیر بیرق هر کسی سینه بزنند و جان و هستی خویش را برای هر کسی فدا کنند ، مگر اینکه در طی سالیانی دراز ، مراتب عظمت و تقوی و زهد و تقدس او برای آنها آشکار شده باشد

به عبارت دیگر برخلاف جریان باطل که برای راه انداختن امواج مردمی از قدرت زر و زور و تزویر و شهوات و امیال شیطانی انسانها بهره می جوید و می تواند در کوتاه مدت با جاذبه های مادی طرفداران زیادی به دست آورد ، جریان حق تنها در بلند مدت و با گذشت زمان و بهره گیری از جاذبه های معنوی می تواند به این مهم دست یابد.

به طور مثال مردم به این علت به ندای حضرت امام(ره) در سال 42 لبیک گفتند و در راه او جانبازی کردند که نزدیک به 30 سال مراتب ایمان و تقوق و تقدس و زهد او را از نزدیک دیده بودند و وقتی امام(ره) برای ایثار و جانبازی در راه اسلام مردم را فرا خواند ، در صداقت امام(ره) شک نکردند.

قطعاً سید خراسانی نیز باید چنین مقبولیتی داشته باشد ، به عبارت دیگر سید خراسانی که قیامی نظامی را به راه می اندازد و نیاز به جانبازی و ایثارگری مردم دارد ، باید در طول سالها ، اعتماد مردم را کسب کرده باشد ، و اینگونه نیست که مردم(مخصوصا مومنان) حاضر باشند برای فردی ناشناس که  صداقت و تقدس او برای آنها ثابت نشده است ، جانبازی و قیام کنند و جان خود را بدهند.

نکته ای که وجود دارد این است که سید خراسانی علاوه بر مقبولیت باید محبوبیت نیز داشته باشد تا بتواند جانهای طرفداران خویش را آنچنان شیفته و شیدا کند که در راه او و هدف مقدسش جانبازی کنند. 

پس سید خراسانی چهره ای شناخته شده و مقدس ، مقبول و محبوب است که می تواند با فرمان خود ، توده های مردمی را به حرکت درآورد ، درست جایگاهی که اکنون مقام معظم رهبری(مدظله) دارد و می تواند با یک فرمان دهها میلیون انسان را بسیج کند.

 

 

(مقبولیت و محبوبیت بسیار عجیب مقام معظم رهبری(مدظله) در دنیای کنونی واقعاً بی نظیر است ، خبرنگار ایتالیایی که در سفر آقا به اصفهان حضور داشت می گوید که مردم با چنان شور و حرارتی به استقبال آمده بودند که گویی مسیح ظهور کرده است!)

 

۲- سید خراسانی باید دارای ارتشی پیشرفته و قدرتمند باشد.

 

با توجه به پیشرفتهای نظامی شگفت انگیز ارتشهای جهان بخصوص در جبهه استکبار در عصر حاضر ، روشن است که هیچ قیامی به سادگی و آسانی توان مقابله با آنها را ندارد ، مگر اینکه دارای ارتشی منظم بوده و از لحاظ سلاح و ادوات جنگی مجهز باشد ، به عبارت دیگر فردی ناشناس حتی اگر توده های مردمی را به حرکت درآورد( که نمی تواند) باز برای پیروزی بر یهود و استکبار و سفیانی که از جانب یهود به آخرین سلاحها مجهز شده و ارتشی قدرتمند دارد ، باید از سلاح های پیشرفته و نیروهای آموزش دیده بهره ببرد.

 

 

پس سید خراسانی برای برپایی قیام خود باید دو خصوصیت مهم داشته باشد :

 

1-      مقبولیت و محبوبیت مردمی ، تا مردم به فرمان او قیام کرده و جانبازی کنند

2-      ارتشی قدرتمند تا با کمک آن بتواند بر استکبار و سفیانی پیروز شود

 

و آشکار است که مقام معظم رهبری(مدظله) هر دو خصوصیت را به بهترین وجهی دارا می باشد

 

کلام آخر :

 آشکار شدن مصداق شخصیتهای ظهور از سید خراسانی و یمانی تا شعیب بن صالح و سفیانی و ملک عبدالله و وقوع بسیاری از نشانه ها و به حرکت درآمدن محورهای فعال در دوران ظهور نشان می دهد که جهان در آستانه واقعه مبارک ظهور است و دوست و دشمن نزدیک شدن این واقعه عظیم را به خوبی حس می کنند.

از این روست که جبهه باطل در طی چند سال گذشته تمام توان خود را برای مقابله با آن یعنی کانون این تحول بزرگ ، ایران اسلامی به کار گرفته است.

انتخابات و اغتشاشات اخیر ایران که آخرین امید استکبار برای تسلیم کردن ایران اسلامی بود ، شکست خورد و به طرز بی سابقه ای باعث افزایش محبوبیت رهبری عزیز انقلاب ، « سید خراسانی » و اتحاد و انسجام ایرانیان زمینه ساز ظهور گردیده است ، در حالی که اسرائیل با تهدیدهای مکرر به دنبال یافتن بهانه و آغاز جنگ در خاورمیانه و کشاندن پای آمریکا به این درگیریهاست ، نیروهای آمریکایی کمتر از یکسال دیگر از عراق خارج خواهند شد.

در حالی که ایران هرلحظه قدرتمندتر و غیرقابل مهارتر می گردد و خاورمیانه در دستان ایران قرار می گیرد ، هیچ راه و چاره ای برای استکبار باقی نمی ماند جز اینکه از آخرین مهره خود یعنی سفیانی که از سالها پیش مشغول به تجهیز و تدارک او بوده است ، استفاده کند ، به امید اینکه بار دیگر بر خاورمیانه مسلط گردد و خروج سفیانی و همزمان با او قیام سید خراسانی و یمانی عملا تحولات بزرگ ظهور را آغاز خواهد کرد.

و ما اعتقاد داریم که اینک لحظه به لحظه به آن لحظات بزرگ و تاریخی نزدیک می شویم ، چیزی که نائب امام زمان(عج) سید خرسانی 14 ماه پیش بشارت آن را به تمام مسلمانان داده است :

 

من با اطمینان کامل می گویم که تحقق کامل وعده الهی[ظهور] برای تمدن نوین اسلامی در راه است .

مقام معظم رهبری(مدظله) – پیام حج 87

 ....................................................................................

- انشاالله در آینده نزدیک مقاله مفصل سید خراسانی که در آن علاوه بر اثبات سید خراسانی بودن آقا و بررسی احادیث دیگر در مورد سید خراسانی ، نقشه حرکت سید خراسانی پس از قیام ، علت تاخیر سید خراسانی پس از قیام، در رسیدن به عراق( درگیری با غربیها و سرکوب برخی از اغتشاشات داخلی) ، بررسی علت سیاه بودن پرچم لشگر خراسانی( احتمالا وقوع مصیبتی بزرگ در جهان اسلام مانند تخریب مسجد الاقصی یا ...) ، چرایی همزمان بودن سیدخراسانی ، سفیانی و یمانی و .... خواهیم پرداخت.

 

(1) آیت الله ناصری ، حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) اصفهان 15/5/81 :

این تذکر را هم عرض بکنم; اوضاع خیلی خوبی نیست برادر من . من می دانم مکرر از بعضی از بزرگان نقل شده است . خودم چیزی ندارم لکن شنیده ام بزرگان فرموده اند: «فرج حضرت خیلی نزدیک است » و همین طور هم هست . الان خیلی از اشخاص از غربال در می روند و می افتند پایین و فسادشان ظاهر می شود و از خط ولایتی ها خارج می شوند . حواستان جمع باشد که مبادا از غربال خارج شوید، مقام رهبری هم - که خدا ان شاءالله حفظشان کند - مدتی قبل داستان مفصلی فرمودند که ما حصلش را عرض می کنم که: «فرج خیلی نزدیک بود لکن بداء حاصل شد .»

 

- خبر نائب امام زمان(عج) نسبت به ایجاد تاخیر در ظهور در سال 81 و هدایت منتظران امام زمان(عج) 

 

چون در این سال با توجه به نشانه های رخ داده بسیاری امیدوار بودند که ظهور رخ دهد ولی معظم له ، با تیزبینی و خبر قبلی خود از ایجاد یاس و سرخوردگی در بین منتظران امام زمان(عج) جلوگیری کرد

و گذشت تا اینکه در سال 87 دوباره با بشارتهای نزدیک بودن ظهور توسط ایشان و سایر بزرگان انتظار ظهور در جامعه  شدت گرفت.

ذکر این فراز از این جهت بود که نشان دهیم آقا ضمن شناخت از جریانهای موجود در جامعه مخصوصا بحث مهدویت ، به طور مستقیم و غیر مستقیم آنها را هدایت می کند.

 

این مطلب رو هم برادرمون حسین مهدیزاده نراقی از نراق از قول کسانی که در نماز جماعت آیت الله بهاالدینی شرکت می کردند ،  فرستادند که خیلی جالب است :

 

یه موضوعی که خیلی مهم هست و شاید خیلی ها ازش خبر نداشته باشن اینه که ایت الله بهاالدینی به علت دور بودن از محیط آلوده جوی قم و بیماری قلبی که داشتن از سوی پزشکشون تشویق میشن که به شهر نراق و روستای جاسب که اب و هوای خوبی داره و فوق العاده خنک هست تشریف بیارن
خلاصه ایشون اواخر عمرشون یه مدتی اینجا بودن (من خودم بچه نراق هستم )
یکی از آشناهای ما که اون روزها در نماز جماعت آیت الله بهاالدینی شرکت می کرد تعریف میکرد که اواخر عمر امام خمینی و زمانی که ایشون مریض بودن یه عکس .....منتظری را به آیت الله بهاالدینی نشون میدن و به ایشون میگن که این رهبر اینده است (توی نراق )
اما ایشون عکس را روی زمین میندازد و میگوید رهبر آینده سید خراسانی است!!!!!
تازه این مربوط به زمانی است که هیچکس فکر نمیکرد روزی ایت الله خامنه ای رهبر ی را بدست مبارکشان بگیرند

 

 

 

فرمایشات آیت الله ناصری در سال ۸۱ :

 

 http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4343&id=31081

 

علی اصغر ۲۶/۱۱/۸۸

 

 

 

 

براي ديدار با رهبري و عرض تسليت به پسر امام، مرحوم حجت الاسلام احمدآقا خميني به ايران مي آيند و بعد با آسيداحمد آقا ملاقات ميكند و به ايشان تسليت ميگويند و بعد يك روايت به ايشان ميگويد كه مضمونش اين است كه پيغمبر اسلام (س) به علي (ع) ميفرمايند كه در آخرالزمان يكي از فرزندان من كه همنام پيامبر بني اسرائيل است به حق قيام ميكند و ظالم از كشورش بيرون ميكند و حكومت تشكيل ميدهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان كه همنام علي است صاحب حكومت ميشود و در دست راستش خللي وارد ميشود و پرچم را به صاحب امر ميدهد.

تا سيد عباس اين روايت را به آسيداحمدآقا گفت. آسيداحمدآقا گفت: حالا شما اين را گفتيد. منم يك چيز به شما بگويم كه وقتي روز ششم تير آقاي خامنه اي ترور شد. به من گفتند كه اين خبر را به امام بدهيد. من ترسيدم كه خبر را بگويم باراي قلب امام مشكلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم پيش امام. 

تا امام مرا ديد فرمود: فكر ميكنيد كه من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است.

بعد امام به من فرمود كه دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟

منم گفتم كه دست راست ايشان ديگر كار نميكند و عصب دستشان از كار افتاده است

بعد از اينكه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و سه بار فرمود: الحمدلله

من تعجب كردم كه چرا امام اين را گفت و اظهار ناراحتي يا چيزي نگفتند.

و من اين ماجرا را نميدانستم تا موقعي كه حديثي كه شما گفتيد خواندم و فهميدم كه منظور امام چي بود. 

 

 

در اوايل رهبري آيت الله خامنه اي، آيت الله شهيد سيدعباس موسوي (دبيركل سابق حزب الله لبنان)

براي ديدار با رهبري و عرض تسليت به پسر امام، مرحوم حجت الاسلام احمدآقا خميني به ايران مي آيند و بعد با آسيداحمد آقا ملاقات ميكند و به ايشان تسليت ميگويند و بعد يك روايت به ايشان ميگويد كه مضمونش اين است كه پيغمبر اسلام (س) به علي (ع) ميفرمايند كه در آخرالزمان يكي از فرزندان من كه همنام پيامبر بني اسرائيل است به حق قيام ميكند و ظالم از كشورش بيرون ميكند و حكومت تشكيل ميدهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان كه همنام علي است صاحب حكومت ميشود و در دست راستش خللي وارد ميشود و پرچم را به صاحب امر ميدهد.

تا سيد عباس اين روايت را به آسيداحمدآقا گفت. آسيداحمدآقا گفت: حالا شما اين را گفتيد. منم يك چيز به شما بگويم كه وقتي روز ششم تير آقاي خامنه اي ترور شد. به من گفتند كه اين خبر را به امام بدهيد. من ترسيدم كه خبر را بگويم باراي قلب امام مشكلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم پيش امام. 

تا امام مرا ديد فرمود: فكر ميكنيد كه من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است.

بعد امام به من فرمود كه دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟

منم گفتم كه دست راست ايشان ديگر كار نميكند و عصب دستشان از كار افتاده است

بعد از اينكه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و سه بار فرمود: الحمدلله

من تعجب كردم كه چرا امام اين را گفت و اظهار ناراحتي يا چيزي نگفتند.

و من اين ماجرا را نميدانستم تا موقعي كه حديثي كه شما گفتيد خواندم و فهميدم كه منظور امام چي بود.

ارسال شده: 31 تير 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: سیاسی

www.u313.com

    امام خمینی ره فرمود : "آنچه من راجع به ايشان متأثر هستم، شهادت ايشان در مقابل آن ناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور است." /آیا ما باز هم اجازه خواهیم داد باخوبان ما انگونه معامله کنند که دل نائب امام زمان و مولا و سید ما دوباره به درد بیاید ؟ تکرار تاثر امام در مظلومیت شهید بهشتی؟ آیا مظلوم دهه نود نیز مانند مظلوم دهه شصت در آتش خواهد سوخت؟/ اتش جهل دوستان و كينه دشمنان؟ .....

 

 

مظلومیت شهید بهشتی و عبرتی که باید بگیریم !

 

سوختن تن یکبار است اما آیا مظلومیتی سخت تر ازین هست که ابرو و حیثیت و احترام مومنی بسوزد ؟ انهم مومنی که در راه حق استقامت کرده و ازمرحله حرف به عمل و استمرار عمل رسیده است و خود جلو دار وپرچم دار شده است . شهید بهشتی در دهه 60 مورد سخت ترین هتک حرمت ها و توهین ها و ناسزاها قرار گرفت و با صبوری ومظلومیت و سعه صدر بی نظیرخود همه را تحمل کرد. این توهین ها و غبارپراکنی ها تا آنجا بود که حتی دوستان انقلابی و پرشور و مبارز و مریدان سابق شهید بهشتی نیز تحت تاثیر غبارالوده بودن فضا قرارگرفتند و بر علیه او تحریک شدند نمونه این مسئله شهید محمد منتظری بود . مطالبی که او در تخریب شخصیت شهید بهشتی در نشریات آن روز می نوشت، یکی از تندترین توهین های شخصیتی به شهید بهشتی بود .او شهید بهشتی را به راسپوتین انقلاب متصف کرد. در تمام این مدت واکنش شهید بهشتی به این رفتارها صبوری بود، شاید تنها واکنش ضبط شده در تاریخ مصاحبه ای با تلویزیون آلمان است که یک روز پس از شهادت ایشان از آن تلویزیون پخش شد. پرسشگر تلویزیون آلمان از ایشان سوال می کند که به شما لقب « راسپوتین » داده اند , آیا شما از این عنوان ناراحت می شوید؟ و شهید بهشتی کمی تامل کرده و می گوید: « ولی خیلی غیرمنصفانه است . » اما سر انجام محمد منتظری متوجه می شود که در حق شهید بهشتی اشتباه کرده است . اودر اولین فرصت، به دیدار شهید بهشتی می رود و با آغوش گشوده او مواجه می شود که "به به محمد آقای خودمان" والبته شهید محمد منتظری همراه شهید بهشتی درمیان هفتاد و دوتن اجربازگشت خود را گرفت.

اما آیا فرصت جبران توهین و تهمت به خوبان زمان برای همه مهیا می شود؟ آیا همه ما می توانیم و این فرصت را پیدامی کنیم که برداشت های اشتباه خود را به واسطه غبار الوده بودن فضاجبران کنیم ؟ و متوجه می شویم که چقدر درباره کسی که حقیقت او بلند است اشتباه کرده ایم ؟ آیا می توانیم تمام کسانی را که به واسطه برداشت اشتباه خود به راه خطا انداخته ایم دوباره برگردانیم ؟ اگر تهمت ما به گونه ای باشد که جمع کثیری به واسطه آن از مسیر یاری حق برگشته باشند انگاه این گناه دنباله دار چگونه قابل بخشش خواهد بود ؟ ایا ما در همین زمان خود مظلومیتی شبیه مظلومیت شهید بهشتی سراغ نداریم؟ مظلومیتی که به مراتب سخت تر از سوخته شدن بدن و تکه تکه شدن آن و برباد رفتن تمامی جسم باشد؟

ایا هتک حرمت و ابرو به مراتب سخت تر از سوختن بدن ها نیست ؟ ایا دریافت توهین و ناسزا و نیش و کنایه و تمسخر و تهمت به مراتب سخت تر از تیغ و سنان و تیر و آتش نیست ؟ ایا مورد شماتت و تهمت دوستان قرار گرفتن به مراتب سخت تراز توهین دشمنان نیست؟ ایا ما که از شهید بهشتی در رسانه های خود یاد می کنیم و برای او همایش می گیریم نباید از انچه براو گذشت درس بگیریم که مظلومیت امثال او دوباره تکرار نشود ؟ ان زمان شهید بهشتی رئیس قوه قضائیه بود و این زمان مظلوم ما رئیس قوه مجریه . نام قوه چه تفاوتی می کند . مهم این است که ما یاد بگیریم که بزرگان زمان خود را بشناسیم . اگر نتوانیم از عهده شناخت مجاهدان و صادقان زمان خود براییم و بگذاریم مظلومیت و غربت انها امتداد پیدا کند چگونه امید ظهور امام زمان داریم ؟

مظلوم زمانه ی ما

آیا در این زمان نمی شناسیم کسی را که به رغم پرچم داری جریان حق و مبارزه با ظلم هم در ایران و هم در تمام جهان ، مورد هجوم تبلیغاتی ظالمان از یک سو و فحاشی مدعیان از یک سو و بی مهری و بی مروتی دوستان از سوی دیگری قرار گرفته است ؟ تا کی باید این قصه تکراری مظلومیت خوبان عالم را شاهد باشیم .و ایا کمک ما به رفع غربت از خوبان ، کمک به امام زمان عج این دلبر و دلدار همه خوبان جهان نیست ؟ آیا نباید مواظب باشیم قصه سوخته شدن ابرو و حیثیت مجاهدان مظلوم دوباره تکرار نشود ؟ شهید بهشتی برای ما یک درس بود. درسی که از شهادت او گرفتیم این بود که نگذاریم بزرگانی مانند او دوباره مظلوم شوند و مظلوم بمانند و مظلوم بسوزند.

سوختن تن خیلی سخت است وطاقت فرسا . اما همین سوختن تن درکنار سوختن ابرو چیزی نیست . زیرا ابرو و حیثیت مومن شرف بالاتری نزد خداوند دارد. چه شد که پارسال در همین روزها کسی گفت : سینه‌های خود را برای شمشیرها آماده کرده‌ایم اما برای تسلیم هیهات منا الذلة امروز بزرگان و علم داران راه را بشناسیم وقتی که رهبرمان مارا به یاری آن پرچم بدست فراخوانده دیگری چه عذری برای یاری نکردن او داریم؟

رهبر عزیزمان فرمود : امروز کسی این علم را –علم حق- را به دست گرفته باید او را یاری کرد

چرا این علم به دست زمان خود را نشناسیم و اجازه دهیم فضا مانند سال 60 بر علیه او غبار آلوده بماند ؟

همین علم بدست مظلومی که وقتی علم عدالت را در سال 84 برافراشت مورد تندترین هجوم ناسزاهای باند حاکم در تمام روزنامه های زنجیره ای خود قرار گرفت . او را متحجر و فریبکار نامیدند و مدعی و گزافه گو و ناوارد و خام و ناپخته و تندرو و نفهم اقتصادی و نادان سیاسی نامیدند ؟

مظلومی که در تمام مدت چهارسال هر تصمیم و عملی که برای اعتلای کلمه عدالت گرفت و هر کار نیکی که اجرایی و عملی کرد مورد سنگین ترین هجوم های رسانه ای قرارگرفت ؟ اگر روستاها را اباد کرد به او گفتند گدا پرور و اگر شهر تهران را ساخت تمام خدمات او با انواع ابزار تبلیغاتی سرپوش گذاشته شد و یا به دیگران نسبت داده شد تا افتخار و نام نیکی ازو برجای نماند . این توهین ها تا به انجا پیش رفت که دزدی های کلان را در شهرداری به او نسبت دادند و این سخنان ناروا دهان به دهان گشت و موجب تمسخر مردم کوچه و بازار شد در حالیکه سالم ترین دوران شهرداری تهران در زمان او بود و تمام کسری بودجه های شهرداری به ید با کفایت او جبران شد و از حیف و میل های شدید باند فاسد شکل گرفته در شهرداری برای اولین بار جلوگیری شد و حق مردم تهران به جیب انها برگشت و تمام این ها در هررسانه ای که فکرش را بکنید سانسور شد . و حقایق وارونه جلوه داد شد تا کسی او را نشناسد و نداند او چه کرد.

مظلومی که وقتی سفر های استانی را اغاز کرد کارشناسان در رسانه ملی او را مورد تمسخر قرار دادند و این کار را غیر کلاسیک و غیر علمی و غیر تخصصی و بی معنا و اسراف منابع دولت و ریخت وپاش اضافه و تلاش برای خوش گذرانی هیئت دولت وحتی در مواردی نادانی محض خطاب کردند . درحالیکه خرج های کلان سفرهای اشرافی باند قبلی هیچ صدایی از انها در نمی اورد؟!!!! و وقتی به برکت همین سرکشی های سنگین و کار مستمر وطاقت فرسای شبانه روزی کارها سامان گرفت وپروژه های نیمه تمام یکی یکی به اتمام رسید همه آن کارها را دستاورد خودشان خوانده و میخوانند و نمونه این حرکت انرژی هسته ای بود که هنوز نیز مدعی اند کار خودشان بود نه ثمر استقامت و هوشمندی و دیپلماسی دولت نهم و هنوز هم برای مخفی کردن حقیقتی که دارد اتفاق می افتد با تمام ابزارها و رسانه های ممکن به بزرگ کردن اشکالات کوچک و کوچک نمایی کارهای بزرگ انجام شده می پردازند؟و این کارهارا انقدر تکرارکردند رهبر بزرگوار بارها و بارها رسانه ها را به تقوای الهی فراخواند و فرمود که این سیاه نمایی ها گناهی نیست که خداوند به اسانی از آن بگذرد و اگر فتنه ای برپا شود به خاطر این گناهان زبانی دامن ترو خشک را با هم می گیرد! ودیدیم که فتنه برپاکردند و به خاطر چهار سال دروغگویی درباره بزرگی کارهای او و کتمان حقیقت چه کینه ای از او در دل مومنان شکل گرفت که هنوز نیز صدمه های ان گریبانگیر مردم جامعه است و ایا نشاندن کینه به جای عشق انهم با فریب و دروغ گناه کمی بود؟

ایا این مظلومیت کمی ست که کسی خود را برای یک ملت فداکندو جان ومال و آبرو و هستی خود را برای نجات ملتی دردست بگیرد و از گردنه های بزرگ و حوادث بزرگی ملتی را عبور دهد و از شرایطی که دشمن برای ریختن در خاک ما در چهارسوی ایران نقشه کشیده بود و با محور شرارت خواندن ایران مقدمه توجیه افکار عمومی برای حمله به ایران را فراهم کرده بود مارا خداوند به برکت او نجات داد و حالا به جایی رسیده ایم که برای انها شرط می گذاریم . ایا رواست که بعضی از مردم همین امروز به خاطر تبلیغات فریبکارانه ای که بر علیه او شده و دروغ ها و کینه هایی که ازو در دلها ایجاد کرده اند ارزوی مرگ او را دارندتا ازدست او راحت شوند !! فقط به خاطر نشناختن ؟؟؟؟

و البته همه این مظلومیت ها برای هدف بزرگی ست که این بزرگوار انتخاب کرده است و استقامت زیاد در هدف و اینکه ظالمان بهتر از مردم موانع راه خود را می شناسند و ظالمان بهتر ازما می دانند که این مظلوم مقتدر چقدر برای منافع انها مضر است و به هروسیله ای که می توانند در حال ترور شخصیت و ابروی او هستند .

 

آیا نباید از او دفاع کنیم ؟

آیا این مظلومیت نبود که وقتی لایحه هدفمندی یارانه ها را حذف کردندو بودجه مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز پژوهش های مجلس را ده برابر کردند ان را از نظر مردم مخفی نگه داشتند . و وقتی اخطار قانون اساسی داد او را علنا مورد تمسخر قرار دادند ! و این تمسخررئیس جمهور را از رسانه ملی پخش کردند ؟

ایا این مظلومیت نبود که وقتی نظام بودجه ریزی عادلانه شد از مردم مخفی نگه داشتند . وقتی طرح هدفمندی یارانه ها که ارزوی 20 ساله کشور بود با تلاش او اجرایی می شد تاتوانستند مانع تراشی و سنگ اندازی کردند تا بدست او اجرانشود و خوش نامی اش برای او نماند و همزمان در مجلس و در تلویزیون او را دیکتاتور ضد قانون نامیدند و رسانه ملی نیز با پخش مستقیم صحبت های ان نماینده ی کذایی اهانت به او را پوشش خبری داد درحالی که هرگز تحلیلی از تلاش دولت برای اجرای عدالت در رسانه ملی پخش نشد و این مظلوم باراجرای کار و برطرف کردن موانع و تحمل سنگ اندازی ها و تحمل ناسزاها را همزمان با رفع موانع فکری وروشنگری ذهن مردم به تنهایی بردوش کشید ؟ و می کشد؟

آیا این مظلومیت نبود که برای خراب کردن وجه پاکی مالی و صداقت و مدیریت بی نظیر او با اشتباهی حساب شده گم شدن یک میلیارد دلار از خزانه کشور را به او نسبت دادند و این توهین دزدی را چنان در بوق و کرنا کردند که حتی بچه های 15 ساله نیز در مدارس به نیش خنده و کنایه شعار دزد بودن و دروغگو بودن او را تکرار می کردند بی انکه بدانند جریان فتنه گر و گناهکاری که پشت این شعارهاست چه انسانهای مزور و پلیدی هستند؟اما وقتی همین امسال معلوم شد که گم شدن یک میلیارد دلار حقیقت نداشته حتی یک جمله در عذرخواهی از تهمت به این بزرگی در تریبون مجلس نگفتند! همان تریبونی که پیش از آن تهمت دزدی را با صدای بلند از آن اعلام کرده بودند! زمان تهمت و دزدی همه رسانه ها با هم اعلام خبر کردند و زمان اعاده حیثیت هیچ رسانه ای حرفی بجز سکوت نزد!!

مظلومی که وقتی برای اولین بار دعای فرج را در ابتدای سخن خود به گوش ما رساند همه رسانه های متمدن او را به تحجر و عقب گرد ملقب کردند . حتی مدعیان اصولگرایی مانند هاشمی و توکلی ! و وقتی نام امام زمان را برای اولین بار در دانشگاه کالیفرنیای زمزمه کرد گروهی انگشت به دندان می گزیدند که ابرویمان را برد ! همین هایی که اینک خود را جلو دار می دانند!

مظلومی که وقتی از برقراری روابط دیپلماتیک با همه کشورهای برای احقاق حقوق ملت ایران سخن گفت و به ان عمل کرد هیچ کس باور نمی کرد که از تهدید نظامی به مرحله شرط گذاری برای قدرت های جهانی برسیم . انروز به او می خندیدند و امروز در سکوت محض فرو رفته اند تا بلکه منکر او شوند و بگویند که هیچ اتفاقی نیفتاده است!

مظلومی که انروز که هجوم ها بر علیه رهبرعزیزمان بالاگرفت و جریان برانداز خواب رهبری باند خود را می دید و با نیش و کنایه از بی خاصیت بودن رهبری و حذف رهبری و شورای رهبری در مجامع خود سخن می گفت . ناگهان ظهور کرد و دلیر و بی پروا در برابر همه دوربین های جهان خم شد و دست رهبر را بوسید تا به همه بفهماند که "زندگی در پناه ولایت فقیه تمرین زندگی درسایه معصوم است" . اما بعد ها به خاطر کاری که در هیچ زمانی سابقه نداشت و اطاعت امری که برای ان معاون اول انتخابی اش را برداشت ، به جای تحسین دوستان ! از سوی دوست و دشمن مورد تاخت و تاز قرارگرفت که چرا ولایت ناپذیر هستی !

مظلومی که برای اولین بار درتاریخ ریاست جمهوران ایران با رقیب خود مناظره کرد در حالی که به او می گفتند دیکتاتور و به رقیبان او می گفتند دموکرات مردم سالار !و می گویند!

مظلومی که برای اولین بار در تاریخ ریاست جمهوران ایران به وعده ترتیب دادن کنفرانس پرسش و پاسخ با خبرنگاران مدام عمل کرد در حالی که به او می گفتند غیرپاسخگو به رقیب او می گفتند اهل گفتگو! و می گویند!

مظلومی که برای اولین بار جلوی قاچاق و اسراف سوخت را با سهمیه بندی بنزین را گرفت در حالی که به او می گفتند غیر کارشناس و به رقیبان بی عمل او می گفتند کارشناس برجسته! و می گویند!

مظلومی که برای اولین بار از زنان مومن با لیاقت در کابینه خود استفاده کرد در حالیکه به او می گفتند متحجر و ضد زن و به رقیبان چل چراغی او می گفتند ازاد اندیش روشنفکر!و می گویند!

مظلومی که از طرف میلیونها مظلوم ستم دیده آبرویش را در کف دست گرفت و دربرابر اوج اغواگری جریان فتنه در مناظره حاضر شد و در برابر القابی مانند متحجر و دروغگو و فریبکارو.... تنها جواب داد : من به شما علاقه مندم اقای موسوی ! و برای این صبوری و بزرگی اش به او گفتند بی ادب ! و به رقیب او گفتند مرد اخلاق و ادب !!

مظلومی که مرجع تقلید جریان مدعی به او تهمت بزرگ حرامزادگی می زند و علی رغم انکه مطابق قانون وبدون اعلام دعوای او -باید و باید -هرگونه توهین به مقام اول اجرایی کشور را در دادگاه رسیدگی کنند .... کاملا سکوت می کنند و دربرابر توهین دزدی و حرامزادگی و بقیه توهین ها و گستاخی ها به او ساکت لبخند ژکوند می زنند. اما وقتی 100 دانشجو به خاطر بخشش کل دانشگاه ازاد به خاندان هاشمی علی رغم قانون شورای عالی انقلاب فرهنگی روبروی مجلس تجمع می کنند و می گویند که چرا این مجلس مجلس جاسبی شده ناگهان به تلویزیون می ایند و همان شب اعلام می کنند که هیچ گونه توهینی را به ارکان نظام –یعنی مجلس- را نمی پذیرند و حتما به لحاظ انجام وظیفه ی قانونی خود اعلام دعوا خواهند کرد !

مظلومی که وقتی پرچم عدالت را بلند کرد که همه دنبال اقتصاد توسعه و لیبرالیسم بودند و وقتی بر علیه نظام زر و زور و تزویر قیام کرد همه در ویلاهای خود خفته بودند و ملاک ارزش گذاری شیک بودن دفتر کار بود و داشتن سطل اشغال یک میلیونی در دکوراسیون دفترکار اما اکنون که به یمن بزرگی همت او و عدالت خواهی او این جریان روز به روز قدرتمندتر می شود همان ساکت های امروز و دلدادگان زر و زور و تزویر اکنون باگرفتن ژست عدالت خواهی اعلام می کنند که ما راه عدالت را می رویم حتی اگر دولت –منظور همان رئیس دولت- به ما کمک نکند و ما تنها باشیم !!!

مظلومی که ناسزاها را می شنود و لبخند می زند و کار می کند و صبوری می کند و بازهم کار میکند و باز هم صبوری می کند زیرا همه را دوست دارد و برای ظهور دولت عشق در جهان تحمل هر جفایی برای او آسان است .

اگر شهید بهشتی در زمان خود به خاطر عدالت خواهی خود مورد هجوم ناسزاها و توهین ها دنیاخواهان ومنفعت طلبان قرارگرفت در انتخابات اخیرو انتخابات سال 84 شاهد بودیم که چگونه یک نفر مورد هجوم همه رسانه ها قرارگرفت با توهین هایی که بی سابقه بود . او انقدر مظلوم بود که مانند شهید بهشتی به دلیل اوج فتنه گری و برای از هم نپاشیدن وحدت جامعه رهبر بزرگوارنیز مانند امام عزیز باید در پرده سخن می گفت و دفاع از مظلومیت او را با توصیه های مکرر به تقوا در سخن و عمل و یاری کردن دولت بارها وبارها تکرار می فرمود و این خود نشان از مظلومیت بزرگتر رهبر بزرگوارمان بود .که باید برای نگه داشتن همه فرزندان در کشتی انقلاب چگونه جور برادران یوسف را تحمل کند و دم نزند !

اذیت و آزار از سوی چه کسانی ؟

هرچقدر مستکبر شیطانی تر و فریبکاتر باشد ،و هرچقدر استقامت و پایداری مومن در عمل و در راه حق بیشتر باشد اغواگری و غبارپراکنی ظالم بیشتر و فاصله شناخته شدن آن مردخدا با مردمان زمان خود بیشترمی شود . همین امروز گروههای مختلفی با انگیزه ها متفاوتی به مظلومیت جریان حق و بخصوص این مظلومی که رئیس جمهور است ....دامن می زنند .

اول گروه ظالمان خارجی که رسانه های صهیونیستی و شبکه های ماهواره ای امریکایی در راس انهاهستند و با کلماتی مانند هیتلر. جنگ طلب . تندرو . خشونت طلب .با انواع ترفندهای رسانه ای و جنگ نرم شخصیت و ارمان بلند او را مورد هجوم قرار می دهند و از میان هموطنانمان نیز متاسفانه افراد زیادی همین نگرش را می پذیرند و باور می کنند!

دوم باندهای منفعت طلب داخلی و دنیاطلبانی که هدفشان قدرت و ثروت و شهرت دنیا ست و وجود او رادربرابرخود می بینند و برای برداشتن او از سرراه به هرگونه توهین و ناسزایی دست می زنند که نمونه ان توهین . نفهم اقتصادی .دروغگویی . دزدی . تقلب .فریبکاری و بدترین ان ناسزای حرامزادگی بود !

سوم گروهی که دینشان فقط در سجاده شخصی شان خلاصه می شودو هیچ ارمان بلند اجتماعی ندارند که اصلا فهم دینداربودن او برای این گروه محال است . چراکه دین را فقط برای خلوت خود می خواهند و خماری بیشتر و سکون و سکوت بهتر پس جهاد و مبارزه و استقامت و شهادت و ارمان بلند نجات بشریت اصلا برایشان معنا ندارد . پس او را نمی شناسند و برای همین او را با صفاتی مانند خوارج . اسلام خشن . طالبانی و....مورد تفقد قرار می دهند .

چهارم گروهی که میل به فتنه گران دارند و باهرغباری که فتنه گران برپا می کنند ناگهان تحت تاثیر جوسازی رسانه ای قرار می گیرند و به راحتی در اثر جوسازی تبلیغاتی کینه او را به دل می گیرند و تمام مجاهدت های او را باطل شده می پندارند و با صفاتی مانند لیبرال فرهنگی . فریبکار. التقاط فکری او را مورد مهر قرار می دهند. که نمونه آن را در مجلس زیاد داریم! مثلاجناب پسرنوح فرزند شهید مطهری.

پنجم کسانیکه حقانیت تلاش او را شناخته اند اما به دلیل حسادت یا ملاحظات خاص نمی توانند بپذیرند که پرچم دار و علم دار کسی بجز خودشان باشد . دوست دارند خود رامطرح کنند به جای یاری جریان حق ! این گروه نیز هراز چند گاهی تلاشی را برای کتمان حقیقت موفقیت های او برای پیشبرد جریان حق و سانسور ان انجام می دهند و این تلاش بخصوص در رسانه ملی نمود زیادی دارد ! نمونه ان زمانی ست که رئیس جمهور در اجلاس ان پی تی در حال ایجاد یک تحول بزرگ جهانی در نظام ساختار مدیریت جهان و تغییر افکارعمومی مردم دنیا بود این جا در رسانه ملی ما در اخبار ، اقای ضرغامی احوالپرسی خود را با همسر شهید مطهری بیشتر از ان حادثه بزرگ پوشش خبری داد !!! ایا این مظلومیت نیست؟

ششم دوستانی که به دلیل کوتاهی اندیشه و فکر خود در مواردی قادر به شناخت بزرگی هدف او نیستند و تا زمانی که افق دید و نگرش شان بالا نرفته ، بسیاری از اعماق پنهان گفته ها و دور اندیشی های او را نمی فهمند و همین سبب می شود موضع گیری های غیر منصفانه ای در برابر سخن حق او داشته باشند که نمونه ان مسئله حجاب بود که وقتی او گفت مسئله حجاب کارفرهنگی می خواهد نه برخورد فیزیکی و برخورد قانونی و اطلاعاتی مخصوص شبکه های فساد سازمان یافته است نه مردم عادی! چنان براشفتندو اشتباه برداشت کردند که او را ضدحجاب و بدون تقددینی و لیبرال فرهنگی و وابسته به جریان مشایییسم و زمینه دار برای التقاط فکری و ....خواندند

و البته سنگین ترین نوع مظلومیت همین ناشناخته ماندن در میان دوستان است.

سخت ترین نوع مظلومیت

مدت زمان تحمل این مظلومیت بزرگی روح این مظلوم ما را نشان می دهد.

اگر شهید بهشتی مظلوم بود حداکثر دو سال تحمل این مظلومیت را نمود . و در ان زمان رئیس قوه مجریه نبود که بار اجرایی یک کشور نیز بر دوشش باشد. اما تا این زمان مظلوم ما 5 سال است که انواع ابتلاها را با شدتی چند برابر تحمل کرده است و باراجرایی یک کشور را نیز همزمان بردوش می کشد و همزمان برای دفاع از آرمان بلندخود و روشنگری افکار عمومی نیز تنها ست.

کدام سوخته شدن سخت تر است و تحمل کدام مظلومیت دشوارتر؟

یادمان بیاید وقتی که از ایت الله بهجت پرسیدند :اقا چرا امام زمان ظهور نمی کند، ایشان فرمودند : امام زمان را می خواهید چه کنید؟ می خواهید او را نیز مانند بقیه ائمه از بین ببرند ؟ یعنی اول این ما هستیم که باید استعداد حضور خوبان در میان خود را پیدا کنیم و با شناختن انها گرد مظلومیت و غربت از چهره انها بزداییم.

امام خمینی قدس سره الشریف پس از شهادت شهید بهشتی -همان زمان که دلهای همه دغدارحادثه سنگین هفتم تیر بود و همان زمان که اشک ها بند نمی امد چه فرمود ؟

امام خمینی ره فرمود : آنچه من راجع به ايشان متأثر هستم، شهادت ايشان در مقابل آن ناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور است.

یک منتظر راستین امام زمان عج، دربرابر مظلومیتی که پنج سال است جریان دارد و به فرموده امام ، شهادت دربرابر ان ناچیز است چقدر باید متاثر باشد ؟ وچه وظیفه ای دارد ؟

اگر ما امروز نتوانیم ازین بهشتی زمان خود محافظت کنیم و اجازه دهیم او به تنهایی به خاطر هجوم سنگین جوسازی ها و تبلیغات منفی و بدفهمیدن شدن ها و تهمت ها و توهین ها مورد شماتت و هجوم و هتک حرمت قرارگیرد چگونه امید داریم که خداوند به ما اجازه حضور ولی خود را در میان ما بدهد ؟

ایا ما باز هم اجازه خواهیم داد باخوبان ما انگونه معامله کنند که دل نائب امام زمان ما و مولا و سید خراسانی ما نیز به درد بیاید ؟ مانند تاثر امام در مظلومیت شهید بهشتی؟

آیا ما وظایف خود را در برابراین بهشتی زمان خود خواهیم شناخت ؟ یا با سکوت نابجا و سخن گفتن ناروای خود اجازه خواهیم داد آنچه سخت تر از تیرها و نیزه و اتش هاست بر او فرود اید ؟

آیا پیش از انکه دیر شود صبوری و بزرگی و مقاومت و ایثار او را .....و هدف بلند او را که همان برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی ارواحنا له الفداه است ، خواهیم شناخت و یاری اش خواهیم کرد ؟ یا او نیز مانند بهشتي مظلوم در آتش خواهد سوخت؟ اتش جهل دوستان و كينه دشمنان؟

آیا با تنهاگذاشتن او بر غربت یاران امام زمان خواهیم افزود؟ یا او را یاری خواهیم کرد و انگونه که برخی می گويند او پرچمدار مهدي فاطمه (عج) خواهدشد.......

ارسال شده: 12 تير 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

بيانيه جمعي از فدائيان ولايت

 در پي اهانت وقيحانه مزدوران خودفروخته به ساحت ملكوتي ولايت

بار ديگر دست شيطان از آستين عنصري زبون و خودفروخته بيرون آمد تا بر چهره درخشان نائب امام زمان(عج) پنجه كشد تا ضمن اينكه اندكي از شراره هاي آتش خشم ناشي از شكستهاي گذشته را فرو مي نشاند ، اذهان را از فرمايشات بسيار مهم و نهايي ولي امر مسلمين در برخورد با سران فتنه منحرف نمايد.

علی مطهری که یکسال تمام است همدست با سران فتنه اهانتهای مکرری را به مردم ،  منتخب مردم و نظام اسلامی  روا داشته است در اقدامی غیر قابل باور  در نهایت رذالت و پستی به ولی امر مسلمین نیز توهینی بی سابقه و بهت آوری کرد.

اين هتاكي بيشرمانه، سخيف و شيطنت آميز در حالي صورت گرفت كه اين عنصر مفلوك قبلاً نيز بارها بلاهت و حماقت خويش را در اهانت به بزرگان نشان داده  و به نوعي مهره سوخته و غيرقابل اعتنا تبديل گرديده بود.

استدلالات كودكانه اين عنصر زبون در هتاكي ها آن قدر سست و بي پايه است كه هيچ برداشتي جز هتاكي و پرده دري از اراجيفش به ذهن نمي رسد.

ما از اين هتاك مزدور ديگر انتظاري نداريم ، نه انتظار توبه و بازگشت و نه انتظار سكوت ، چون او بعد از اين جنايت بزرگ ، با شتاب در شعله هاي آتش جهنم سقوط كرده است و ديگر اختياري ندارد.

انتظار ما از مراجع قانوني و ذي صلاحي است كه ذره اي وجدان و غيرت و شرف و حميت دارند و موظف به برخورد قانوني با اين هتاكان و سلب كنندگان آرامش فكري و روحي جامعه و برپاكنندگان فتنه مي باشند.

اگر شعله هاي خشم فدائيان ولايت اين عنصر بي مقدار را در كام خويش فرو نمي كشد فقط و فقط به خاطر احترام به قانون و فرمان ولايت در رعايت آن است ، والا اين آلت دست جريان نفاق بعد از اين وقاحت كامل ، به سرعت به سزاي عمل ننگينش مي رسيد.

حال سئوال ما از مراجع مسئول اين است چرا به تكليف شرعي و قانوني خويش عمل نمي كنيد؟ منتظر چه چيزي هستيد؟

اگر دين نداريد ، لااقل آزاده باشيد! آيا حتي در دنياي غرب هم هتاكي به بزرگان و رهبران از لحاظ  قانوني قابل گذشت است؟

آيا گمان كرده ايد كه فرزندان روح الله و عاشقان امام خامنه اي  مرده اند كه اينگونه زبان در كام گرفته و در سكرات موت به سر مي بريد؟ آيا از آتش خشم غيرتمندان ولايت نمي ترسيد كه اينگونه آرام و بي دغدغه ايد؟

شياطين و مسئولان غافل يقين داشته باشند همانگونه كه امام غيوران در مواجهه با سلمان رشدي شيطان ملاحظه قيود جامعه بين المللي را نكرده و بر نابوديش حكم قاطع و بي ترديد دادند ، اگر مقدسات ما در اين جامعه محترم شمرده نشود و مورد هتاكي قرار گيرد ، ديگر هيچ خط قرمزي براي ما اهميت ندارد و خميني بت شكن با " بند ميم" وصيت نامه الهي سياسي خويش تكليف ما را روشن كرده است.

اين هتاكي بيشرمانه و سكوت و عدم واكنش جدي مسئولان جراحتي عميق بر قلوب عاشقان ولايت وارد كرده است كه هيچگاه التيام نخواهد يافت.

اگر مي خواهيد كه شعله هاي خشم مقدس ما براي سوزاندان هستي شياطين هتاك زبانه نكشد ، زودتر وارد عمل شويد و قانون را به اجرا بگذاريد ، انتظار جامعه اسلامي از شما اين است.

اگر امواج خروشان و خشمگين عاشقان ولايت از سراسر كشور به حركت درنيامدند تا با تحصن در جلوي خانه ملت اين عنصر خودفروخته را از اين مكان مقدس بيرون كشيده و به سزاي عمل ننگينش برسانند به اين خاطر بود كه به قانون و مجريان قانون، فرصت عمل به وظيفه داده شود ، علي الخصوص مدتي است كه حركتي بدين سو در مسئولان مربوطه ديده مي شود.

مردم ما بارها ولايتمداري خويش را ثابت كرده است و خوب مي داند امنيت امروز كشور مرهون ولايت است و با تمام هستي خود از آن محافظت خواهد كرد.

ملت ما اين عناصر خائن كه با دروغ و تزوير وارد خانه ملت شدند را ديگر نماينده خود ندانسته و از اعمال خبيثانه آنها ابراز برائت و بيزاري مي كند.

ما از نمايندگان ولائي مجلس و مسئولان مربوطه انتظار داريم پيش از آنكه در پي اهانت بيشرمانه بعدي اين مزدور شیطان، توده هاي مردمي و جوانان غيرتمند ولايي از سراسر كشور به سمت خانه ملت سرازير شوند ، بنابر تكليف شرعي و قانوني خود آتش اين فتنه را بخوابانند و ضمن اخراج اين غاصب از خانه ملت ، او را بر طبق قانون و شرع محاكمه كنند.

شياطين خوب مي دانند كه غربت و مظلوميت حق در عاشوراي حسين(ع) تمام شده است و اينك جبهه حق بسيار قدرتمندت و مقتدر براي برپايي حكومت صالحان در عاشوراي مهدي(عج) در سراسر جهان به پيش ميرود.

باطل و مزدورانش در نهايت ضعف و زبوني چاره اي جز هتاكي و اهانت ندارند اما شعله ي عشق و خشم مقدس عاشقان ديگر اجازه چنين وقاحتي را نخواهد داد ، اگر يك قدم ديگر بردارند....

۱۸/۳/۸۹

جمعي از فدائيان ولايت 

 .............................................................

اهانت مطهري به ولي امر مسلمين ، مردم و احمدي‌نژاد از جايگاه وكيل مدافعي سران فتنه

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=51990

 www.u313.ir

ارسال شده: 18 خرداد 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

 

(عزیزانی که می توانند در تکثیر و توزیع این فیلم مستند بکوشند)
 
 
« دانلود کامل مستند با کیفیت عالی در 6 قسمت - جمعاً ۱۱۸ مگابایت »
راهنما: پس از دانلود هر ۶ قسمت آنها را در یک فولدر قراردهید و فایل اول را Extract نمایید.
نتیجه یک فایل نهایی با فرمت MP4 بوده و با نرم افزارهایی مثل QuickTime یا MediaPlayer Classic اجرا میشود.
سرور میزبان : 4Shared.com

 « دانلود کامل مستند با کیفیت متوسط در 4 قسمت - جمعاً ۶۰ مگابایت »
راهنما: پس از دانلود هر ۴ قسمت آنها را در یک فولدر قراردهید و فایل اول را Extract نمایید.
نتیجه یک فایل نهایی با فرمت WMV میباشد.
سرور میزبان : 4Shared.com
 « دانلود کامل مستند با کیفیت پایین در 4 قسمت - جمعاً ۲۵ مگابایت »
راهنما: پس از دانلود هر ۴ قسمت آنها را در یک فولدر قراردهید و فایل اول را Extract نمایید.
نتیجه یک فایل نهایی با فرمت WMV میباشد.
سرور میزبان : 4Shared.com
ارسال شده: 25 ارديبهشت 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: علمی

سنت الهی " بأساء و الضراء" مقدمه پذیرش حجت الهی

ستاره تازه کشف شده Ub 313 با سرعتی زیاد در حال نزدیک شدن به زمین است ، بسیاری از دانشمندان پیش بینی می کنند که این ستاره سرخ حوادث بزرگی را در چند سال آینده در کره زمین رقم خواهد زد ، از فعال کردن آتشفشانهای بزرگ تا زلزله های شدید و تسونامی و ... و تعداد زیادی از ساکنان زمین در این وقایع ، کشته خواهند شد!

با توجه به اینکه بنا بر شواهد و قرائن جهان در آستانه ظهور است ، آیا رابطه ای مستقیم میان حوادث بزرگ آخرالزمان و نزدیک شدن ستاره Ub 313  می تواند وجود داشته باشد؟ حکمت نامگذاری عجیب این ستاره چیست؟ ستاره ای که احتمالا حوادث بزرگ دوران ظهور را رقم خواهد زد ، ناخودآگاه بنام گروهی نامیده می شود که بنا بر اعتقاد شیعیان اصلی ترین یاران مهدی موعودند ، ۳۱۳ سردار مهدی(عج) ، آیا این نامگذاری خواستی الهی برای توجه دادن اذهان به آخرالزمان و نزدیکی ظهور  است یا خواستی شیطانی و فراماسونری برای اینکه تاثیرات وحشتناک این ستاره ، با این نامگذاری ناخودآگاه در اذهان شنوندگان بر حلقه ۳۱۳ یار موعود منطبق گردد و چون ستاره Ub 313  چهر ه ای وحشتناک از آنها بسازد؟ هرچند سنگینی کفه حکمت الهی در این نامگذاری بیشتر است!

آیا این ستاره با این پیش بینی محققان از تاثیرات وحشتناکش ، همانند طوفان نوح ماموری الهی برای نابودی کفار است یا با اعلام قبلی و ترساندن و انذار مردم ، ماموری الهی برای توبه دادن بشریت؟! و یا همزمان مبشری بزرگ به نزدیکی ظهور موعود ملل؟! همانگونه که ظهور این ستاره در بسیاری از ادیان پیش بینی شده است. 

این ستاره هرچه که باشد ، ظاهراً مدتی است که اثرات خود را آغاز کرده است ، افزایش عجیب زلزله ها و فعال شدن آتشفشانها گواه این امر است و این تاثیرات و حوادث با نزدیک تر شدن Ub 313 روز بروز بیشتر خواهد شد ، روزهای سختی در انتظار ساکنان کره زمین است ، آیا خداوند اراده فرموده است تا در آستانه ظهور با نشان دادن دورنمای حوادث وحشتناک ، دلهای بشریت را برای پذیرش خلیفه خویش آماده سازد و آنها را بالاجبار وادار به تضرع و توبه کند؟ چون بشر خیره سر نشان داده است که تنها در میان امواج متلاطم دریا و در کوران حوادث است که با تمام وجود ، وجود خالق هستی را می پذیرد و به فرمانش گردن می نهد ، ظاهرا طوفان دیگری در راه است و لطف الهی اقتضا می کند تا قبل از آغاز طوفان آخرین انذار خویش را نیز کامل کند ، با ستاره ای که شاید طارق باشد ، اما در کشاکش این رنج ، لطف الهی برای خوبان رنگ دیگری دارد ، نشانه ای آشکار از نزدیک بودن ظهور ، و اینگونه است که این ستاره سرخ همچنانکه برای کفار انذار است و عذابی دردناک ، برای مومنان و صالحان بشارتی است از نزدیکی ظهور ، همچنانکه اصل وجود موعود نیز برای دو گروه کافران و صالحان این گونه است.

و لقد ارسلنا إلى أمم من قبلك فأخذناهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون

ضمن تشکر فراوان از مولف این مقالات ارزشمند ، سرکار خانم مومنی(نویسنده وبلاگ " در جستجوی حقیقت " ) از عزیزان استدعا داریم که برای بهره مند شدن بهتر کاربران از مطالب پربار خود ، نظرات را در انتهای همین مطلب قرار دهند.

آیا UB 313   همان طارق است؟

آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟

علت افزایش زلزله و تغییرات آب و هوایی گسترده در جهان چیست؟

آیا عذاب دیگری از نوع عذاب قوم نوح در راه است؟

علت ظاهر شدن دو خورشید در آسمان چیست؟

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ UB313(نیبیرو) از دیدگاه غرب بخش۲

 

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ UB313(نیبیرو) از دیدگاه غرب بخش۱

 

 

 

متن سخنرانی جذاب استاد پناهیان 22 بهمن 88

(اشاره به سیدقمی،سیدخراسانی،شعیب،سفیانی اول ودوم و رابطه آن با هلال شیعی)

 لینک دانلود مستقیم(فایل صوتی)

لینک دانلود غیر مستقیم(فایل صوتی)

ارسال شده: 09 ارديبهشت 1389 - 2 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: سیاسی

با عرض سلام و درود بر عزیزان

قبل از اینکه در پست بعدی ، مقاله بسیار مهم بررسی ایجاد تغییرات دلخواه در حوادث دوران ظهور و اعلام موجودیت " سپاه سایبری سید خراسانی" در آستانه ایام فاطمیه برای تحقق تغییرات مذکور را اعلام نمائیم ، توجه شما را به ۶ مقاله مهم که به بررسی برخی از علائم آستانه ظهور پرداخته اند ، جلب می کنم. پیشاپیش از مولف این مقالات ارزشمند ، خانم مومنی تشکر و قدردانی می کنم.

عزیزان برای جلوگیری از پراکندگی نظرات و استفاده بهتر از بخش نظرات ، لطف فرمایند و نظرات مربوط به ۶ مطلب را در قسمت نظرات همین مطلب قرار دهند.

 

  

بررسی یکی از علائم ظهور : ستاره طارق (بخش پنجم)

بررسی یکی از علائم ظهور : خسفی در مغرب ( بخش چهارم)

بررسی یکی از علائم ظهور : آتشی از مشرق ( بخش سوم )

بررسی یکی از علائم ظهور : آتشی از مشرق (بخش دوم )

بررسی یکی از علام ظهور : آتشی از مشرق یا یکی از پنج صیحه(بخش اول)

بررسی یکی از علائم حتمی ظهور : خسف بیداء و زلزله شام

ارسال شده: 07 ارديبهشت 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

 

بررسی تحولات منطقه تا قبل از خروج سفیانی

 

 با استفاده از روایات عصر ظهور و واقعیتهای موجود

- جنگ سپاه سید خراسانی با لشگری از شمال آفریقا در مرز سوریه و اسرائیل!

- بنا بر روایات در صورت آغاز توطئه بزرگ دشمنان حول مسجدالاقصی

و قهرمان سازی از عبدالله سفیانی در جهان اسلام با جنگ ساختگی

اردن و اسرائیل ، سپاه ایران برای خنثی کردن این توطئه از مرز

سوریه به اسرائیل حمله خواهد کرد!

- حرکت لشگری از شمال آفریقا برای سرکوب قیام مردم مصر و کمک به

عبدالله سفیانی در اجرای طرح خاورمیانه بزرگ!

- آیا قذافی همان " مرد مغربی" روایات عصر ظهور است؟!

با سلام و درود بر همه عزیزان

ما در طی مقاله " فتنه ای بسیار بزرگ در راه است ، همه آماده باشیم" دیدیم که شواهد و قرائن از قریب الوقوع بودن تحولاتی بزرگ و مهم در منطقه حساس خاورمیانه حکایت دارند.

ما در طی مقالات قبلی نشان دادیم که چگونه صفات دهگانه سفیانی به طور حیرت انگیزی بر پادشاه اردن منطبق بوده و همانگونه که روایات شریف بیان می دارند ، این فرد شرور با کارنامه ای سیاه توسط حامیان غربی و یهودی خود به منظور ایفای نقش مهم و تاریخی اش در خاورمیانه و رقم زدن حوادثی بزرگ آماده می شود.

همچنین با ارائه مستندات مختلف از تبلیغات علمای درباری و جاعلان حدیث در اردن( که به طرز وسیعی توسط مخابرات حکومت اردن پوشش داده شده و منتشر می گردد) مشخص شد که زمینه سازی برای قیام سفیانی با مقدس نمایی این قیام و نشان دادن چهره ای تاریخی و منجی گونه ( به عبارتی دیگر ادعای مهدویت برای پادشاه اردن) برای عبدالله دوم آغاز شده است و همه اینها در کنار تلاش عبدالله دوم برای ارائه چهره ای موجه ، معتبر و ضد اسرائیلی در دنیای اسلام که از مدتی پیش آغاز شده و در سخنرانی پرمعنای عبدالله در اجلاس سران عرب در لیبی به خوبی خود را نشان داد ، به همراه تمرکز اسرائیل بر تخریب مسجدالاقصی ، از آغاز توطئه بزرگ و خطرناک دشمنان  در منطقه خبر می دهد.  

سرعت بالای این تحرکات که بخشی ناشی از هراس دشمن و بخشی از دستاوردهای قرن 21 می باشد ، بیانگر قریب الوقوع بودن اجرای این نقشه شیطانی می باشد.

حمله سید خراسانی به اسرائیل برای به شکست کشاندن توطئه دشمنان!

و مقابله لشگر مغرب با حمله سپاه سید خراسانی!

در طی مقاله قبل ، بر اساس دلایل عقلی و برخی واقعیتها و نشانه های موجود ، احتمال واکنش منفعلانه جبهه حق و سکوت و عدم همراهی آن در قبال توطئه تخریب مسجدالاقصی و قهرمان بازی های عبدالله را بررسی کردیم ، که بالاجبار در آن فضای احساسی و درآمیختگی حق و باطل ، نوعی غربت را برای محور مقاومت رقم می زد. 

تحلیل قبل که بیشتر بر اساس واقعیتهای موجود و بروز برخی نشانه ها بود تا حدود زیادی نمای تحولات آینده را نشان می داد و ممکن است در مراحل اولیه این فتنه بزرگ نیز بنا بردلایلی  ، سکوت و  عدم تحرک محور مقاومت را شاهد باشیم ، اما بررسی بیشتر روایات و احادیث قبل از خروج سفیانی نشان می دهد که در حین وقوع توطئه مبهم و پیچیده ای که در آستانه خروج سفیانی در شام و فلسطین رخ خواهد داد ، جریان حق در برابر این توطئه خطرناک منفعل نبوده و به صورت فعال برای خنثی کردن این توطئه وارد عمل می شود

این احتمال قوی وجود دارد تا سید خراسانی بعنوان رهبر محور مقاومت با مداخله نظامی و حمله به اسرائیل از طریق مرز سوریه ، خارج از قواعد بازی دشمنان ، بصورت جدی اجرای نقشه فریبکارانه دشمنان را تحت تاثیر حرکت خود قرار دهد و مانع از به نتیجه رسیدن طرح دشمنان در شکل دهی توده های مردمی در حمایت از عبدالله سفیانی که در جنگی ظاهری به اسرائیل حمله کرده است ، گردد ، همچنانکه روایات مختلفی این حقیقت را نشان می دهد.

در واقع سید خراسانی با حمله ای واقعی سناریوی دشمنان در حمله دروغین اردن به اسرائیل را از بین می برد ، همچنانکه عصای موسی شعبده بازیها و نیرنگهای ساحران را باطل کرد. تا جایی که دشمنان مجبور می شوند با لشگری که برای حمایت و ضمانت پیروزی عبدالله سفیانی از شمال آفریقا تدارک دیده اند ، جلوی حمله سپاه ایران را بگیرند و عملاً این لشگر حامی سفیانی که شاید قرار بود در اجرای نقشه خاورمیانه بزرگ نقشی را ایفا کند ، در حمله اول سپاه سید خراسانی نابود خواهد شد.

روایات عصر ظهور درگیریهای عجیب و غیر قابل انتظاری را در شام ، قبل از خروج سفیانی نشان می دهد ، درگیری میان مسلمانان اهل مغرب(در لسان روایات اهل مغرب به ساکنان کشورهای شمال آفریقا شامل مراکش ، لیبی ، تونس و الجزایر گفته می شود) و ایرانیان زمینه ساز ظهور ، حاملان پرچم های سیاه! در شهر " قنیطره " مرز مشترک سوریه و اسرائیل! که ضمن تایید توطئه خطرناک و پیچیده دشمنان حول مسجد الاقصی و قدس شریف و قهرمان تراشی عبدالله دوم ، حضور ایرانیان حامل پرچم های سیاه در درون خاک اسرائیل را به تصویر می کشد.

حرکت لشگر شمال آفریقا به سمت شام در آستانه ظهور در سایتهای اینترنتی

حرکت این لشگر در روایات شریف بعنوان یکی از نشانه های ظهور قلمداد می شود.

http://www.ghadeer.org/site/abasaleh/zohoor/zohoor/12660020.htm

http://gun.mihanblog.com/post/archive/1387/10

 

قنیطره شهری در جنوب سوریه در جوار بلندیهای جولان که اینک در اشغال اسرائیل است

چه چیزی باعث خواهد شد که دو لشگر یکی از ایران و دیگری از شمال آفریقا در این محل در مقابل هم صف آرایی کنند؟ و چرا مقابل هم؟!

شهر قنیطره که بر طبق روایات عصر ظهور ، محل درگیری نیروهای ایرانی و لشگر شمال آفریقا خواهد بود

 

بررسی وقایع شام قبل از خروج سفیانی بر طبق روایات شریف

روایات شریف وقایع مهمی را در آستانه خروج سفیانی در سرزمین شام برشمرده اند :

۱- درگیری نیروهای ایرانی با نیروی کشورهای مغرب

۲-  تنگنای مالی ، محاصره اقتصادی و قطحی در شام

۳-  زلزله بزرگ در سوریه

۴- درگیری چند جریان(اصهب و ابقع و ..) در آستانه خروج سفیانی

 

درگیری سپاه ایران با لشگر کشورهای مغرب

 در بررسی روایات عصر ظهور به احادیث متعددی برخورد می کنیم که از درگیری بزرگی میان نیروهای ایرانی حامل پرچم های سیاه و نیروهای اهل مغرب در مرز سوریه و اسرائیل خبر می دهند ، چیزی که بسیار عجیب و غیرقابل انتظار است.

عزیزانی که با لسان روایات آشنایی دارند ،  می دانند که به اعتقاد اکثر قریب به اتفاق محققین ، حاملان پرچم های سیاه ،  همان ایرانیانی هستند که تحت فرمان سید خراسانی در عصر ظهور قیام می کنند.

البته در این مسئله که چرا رنگ پرچم سپاه سیدخراسانی سیاه می باشد ، بحثهای مختلفی وجود دارد ولی قول قابل قبول تر آن است که به احتمال قوی با توجه به اینکه روایات مختلفی مقصد سپاه ایران و درفشهای سیاه را بیت المقدس عنوان می کنند ، سیاه بودن رنگ این پرچم ها به وقوع حادثه ای در این مکانهای شریف بستگی داشته باشد و ممکن است که مصیبتی مانند تخریب این اماکن مقدس مانند مسجدالاقصی رخ داده باشد که انتخاب رنگ سیاه به نشانه عزا باشد و سپاه ایران برای انتقام راهی بیت المقدس است ،  همچنانکه مسئله " کشف هیکل " نیز در روایات آمده است و این احتمال وجود دارد که " کشف هیکل" به دنبال تخریب مسجدالاقصی رخ بدهد و البته از مدتها پیش و مخصوصا در یکی دوماه گذشته بحث تخریب این مکان مقدس بعنوان یکی از اهداف و نقشه های شوم دشمنان به جد دنبال شده است و همانگونه که بیان کردیم ، توطئه بزرگ دشمنان برای خاورمیانه نیز با این هتک حرمت آغاز خواهد شد.

پس پرچم های سیاه سپاه ایران به احتمال قوی ناشی از این مسئله و به نشانه عزا برافرشته خواهد شد که برای انتقام و نابودی دشمن صهیونیستی رهسپار فلسطین می گردند. 

اما طرف مقابل این درگیری بزرگ در شهر قنیطره ،  سپاه مغرب است. منطقه جغرافیایی مغرب در لسان روایات و عرف بین الملل دقیقاْ بر هم منطبق است.

از دیدگاه روایات و همچنین عرف بین المللی امروز به کشورهای شمال آفریقا "مغرب" گفته می شود.

 

اهل مغرب ساکنان کشورهای شمال آفریقا شامل تونس ، الجزایر ، لیبی و مراکش می باشند.

 حال به بررسی چند روایت که وقوع این درگیری بزرگ و غیرقابل انتظار را در شام ، پیش بینی فرموده اند ، می پردازیم :

« از نشانه های او (امام عصر(عج)) ، کوچ کردن مغربی ها به سوی مصر است و آن در عهد سفیانی است » بشاره الاسلام ص 177، 183 – الملاحم و الفتن ص 47 و ...

این روایت نشان می دهد که حرکت بزرگ لشگر شمال آفریقا تقریبا همزمان با خروج سفیانی می باشد البته روایات دیگری حرکت این لشگر را چند ماه به خروج سفیانی بیان می دارند که در نهایت به خروج سفیانی متصل می گردد. روایات بعدی ادامه مسیر این لشگر از مصر تا شام را نیز بیان می دارند.

« مغرب بر مصر چیره می شود و شامات را تحت سیطره خود درمی آورد »

 الزام الناصب ص 185 و الامام المهدی ص 233 و...

امیرالمومنان(ع) و امام محمد باقر(ع) :

« چون دو لشگر در شام درگیر شوند ، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می شود و آن زلزله شام است که بیش از صد هزار نفر در شام هلاک می شود ، این حادثه برای مومنان رحمت و برای کافران نقمت است ، چون این حادثه روی دهد منتظر پرچم های زرد و سپاهیان یابوسواری باشید که از سوی مغرب می آیند و وارد شام می شوند...»

غیبت نعمانی ص 163 ، بحار ج 52 ص 214 و 237 و ...

« هنگامی که پرچم های زرد وارد مصر شوند و بر سرزمین مصر چیره شوند .....  هنگامی که پرچم های سیاه از مشرق و پرچم های زرد از مغرب به راه افتادند و در شام به یکدیگر رسیدند .... »

الملاحم و الفتن ص 70

امیرالمومنان :

« نشانه خروج او درگیر شدن سه لشگر است ، لشگری از عرب ، که بدا به حال مصر از حوادثی که به دست آن لشگر بر مصر روی می دهد ، و لشگری از بحرین از جزیره آرال از سرزمین فارس ، و لشگری از شام ، که یکسال درگیری بین آنها طول می کشد.»

 الزام الناصب ص 158

قسمت آخر این حدیث اینگونه است : " فتدوم الفتنه بینهم سنه " فتنه و درگیری میان آنها یکسال طول می کشد. نکته مهمی که در این حدیث وجود دارد این است که این درگیری بزرگ را امیرالمومنان(ع) بنام " فتنه " نامگذاری می نماید و وقوع آنها را " فتنه" می داند.(آیا فتنه ای که ولی امر مسلمین از ماهها قبل خواستار آمادگی همه جانبه برای رویارویی با آن شده است می تواند همین فتنه باشد؟! نشانه ها و دلایل مختلف این فرضیه را ثابت می کند!)

نیروهای ایرانی از دو محور می توانند به سوریه و از آنجا به شهر قنیطره در داخل خاک اسرائیل برسند ، مسیر عراق و مسیر ترکیه

(مسیر حرکت لشگر شمال آفریقا به سمت شام. این لشگر در مسیر خود بسوی شام ابتدا در مصر  قیام مردمی مصریان را سرکوب می نماید و در ادامه به سمت شام حرکت می کند)

 

دقیقا خط ترسیم شده از شمال آفریقا تا شام در حدیث اخیر برای این لشگر دیده می شود ، بفرموده امام علی(ع) این لشگر از مصر عبور کرده و ظلم و جور زیادی را بر مردم مصر روا می دارد و همانگونه که روایات دیگر بیان می دارند ،  در شام با دو لشگر دیگر یعنی ساکنان ایران و لشگر شام که سفیانی باشد درگیر می شوند. البته علت درگیر شدن آن با لشگر سفیانی که عجیب می باشد نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

نکته دیگری که در حدیث مذکور وجود دارد این است که این حدیث لشگر دوم که از سرزمین فارس می باشد را از جنوب ایران یعنی سرزمین بحرین تا شمال ایران که هم مرز با جزیره آرال می باشد ، به تصویر می کشد ، به عبارت دیکر  حدیث بیان می دارد که این لشگر از سرزمین فارس که میان این دو نطقه در جنوب و شمال (کل ایران) واقع شده است ، می باشد.

« سفیانی را نمی بینید مگر آنکه مغربیها نزد شما بیایند ....» ابن حماد ص 76

« یاران درفشهای سیاه(ایرانی ها) و دارندگان درفش های زرد رنگ(مغربیها) در محل "قنیطره" با یکدیگر برخورد نموده و به کارزار می پردازند ، تا اینکه وارد فلسطین می گردند ، در این هنگام سفیانی بر اهل مشرق خروج می کند ، وقتی مردم مغرب زمین در اردن فرود می آیند ، سرکرده آنان می میرد و آنها به سه گروه تبدیل می شوند ، دسته ای به جایگاه خود(کشور خود) بازمی گردند ، و دسته ای حج انجام می دهند و دسته ای باقی می مانند ، سفیانی با آنها به نبرد پرداخته و آنها را شکست می دهد و آنان به اطاعت او درمی آیند »

نسخه خطی ابن حماد ص 71

 

(شهر قنیطره در جوار  بلندیهای جولان و داخل سرزمینهای اشغالی

  محل درگیریهای نیروهای ایرانی و کشورهای شمال آفریقا)  

 

« بربر به سوی وادی شام خروج می کند »  الملاحم و الفتن ص 47

« سپاه بربر با پرچم های زرد بر فراز یابوهای نیرومند و بیشمار روی می آورند و وارد مصر می شوند و اهل مغرب به سوی مصر خروج می کنند ، هنگامی که وارد مصر شوند ، سفیانی به حکومت می رسد»  بشاره الاسلام ص 186 ، الامام المهدی ص 96 و ...

قوم بربر چه کسانی هستند و ساکن کدام منطقه می باشند؟

بنا بر نظر محققین ، قوم بربر بیشتر به مردم شمال آفریقا اطلاق می گردد. در واقع بربرها همان ساکنان کشورهای مغرب می باشند.

(سکونت قوم بربر در شمال آفریقا - منبع ویکی پیدیا)

 

انطباق قوم بربر بر اهل مغرب - یوم الخلاص ص ۱۰۰۱ - عصر ظهور ص ۱۰۸

 

روایتهای دیگر در این زمینه وجود دارد که مجال طرح آنها نیست ، همانطوریکه ملاحظه می فرمائید ، دهها روایت شریف این رویارویی بزرگ را میان لشگر حاملان پرچم های سیاه که در لسان روایات به ایرانیان اطلاع می گردد ، با کشورهای مغرب ، ترسیم می نمایند ، چیزی که در نگاه اول چندان پذیرفتنی نیست ، حال باید دید که با توجه به واقعیتهای موجود تا چه اندازه زمینه این رویارویی وجود دارد و یا این زمینه چگونه می تواند ایجاد گردد!

ما برای درک بهتر و بررسی وقایع ذکر شده در ابتدا سئوالاتی را مطرح کرده و تلاش می کنیم که با توجه به بیان روایات و واقعیتهای موجود پاسخ های آن را بیابیم.

سئوالاتی که در مورد این رویارویی غیرقابل انتظار به ذهن می آید :

 ۱- اهل مغرب به چه علت به شام لشگر کشی می کنند ، علت و زمینه حرکت این لشگر بزرگ از شمال آفریقا به سوی خاورمیانه چیست؟!

۲- آیا این لشگرکشی بیشتر یک لشگر کشی رسمی متشکل از چند دولت است یا بیشتر افراد این لشگر را نیروهای مردمی و با انگیزه مذهبی تشکیل می دهد؟

۳- لشگر مغرب از چه مسیری به محل درگیری با نیروهای ایرانی که شهر " قنیطره" در مرز اسرائیل و سوریه باشد ، خواهد رسید؟ اسرائیل یا اردن؟!

۴-  چرا رنگ پرچم نیروهای مغرب زرد است؟

۵- علت حضور نیروهای ایرانی در سوریه و به بیان دقیق تر مرز سوریه و اسرائیل و حتی داخل فلسطین اشغالی چیست؟!

۶- علت درگیری نیروهای ایرانی و لشگر مغرب در چیست؟

۷- آیا حزب الله لبنان و اسرائیل هم در این درگیریها شرکت دارند؟

۸-  آیا این جنگ بزرگ در قبل از زلزله شام واقع خواهد شد یا بعد از آن؟!

۹-  چرا نیروهای ایرانی از سوریه عقب نشینی می کنند؟

۱۰- آیا سید خراسانی همانند لشگر کشی به عراق ، خود رهبری نیروی ایرانی در سوریه را بر عهده دارد و در سوریه مستقر خواهد شد؟

۱۱- از ظواهر مشخص است که هدف نیروهای ایرانی قدس است ، چرا نیروهای مغرب که احتمالاً آنها نیز چنین انگیزه ای دارند ، جلوی سپاه ایران را سد خواهند کرد؟

۱۲- علت سیاه بودن پرچم های نیروهای ایرانی چیست؟

۱۳- برخورد لشگر مغرب با مردم انقلابی مصر چگونه است؟

۱۴- رهبر نیروهای مغربی چه کسی می تواند باشد؟

علت ورود نیروهای ایرانی و مغربی به سوریه چیست؟

همانگونه که عرض شد حضور نیروهای ایرانی و نیروهای کشور مغرب در منطقه شام مسئله ای غیرطبیعی است که در حالتی عادی پذیرفتنی نیست و قطعاً باید حادثه ای بزرگ پیش آمده باشد که ملاحظات بین المللی اجازه حضور این نیروها را در منطقه بدهد و به عبارتی دیگر با وقوع حوادثی بزرگ زمینه حضور این نیروها در شام  فراهم شده باشد ، این حوادث بزرگ چه می توانند باشند؟!

واکنش تاریخی ، محکم و سریع محور مقاومت به تهدیدات اسرائیل در اشغال سوریه نشان داد که جبهه حق بر خلاف دیگر جنگهای گذشته ، قصد دارد تا در درگیری آینده با تمام توان و با حضور تمام اعضاء وارد جنگ شود. این حرکت بسیار مهم که در جنگهای قبلی مانند جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه ،  وجود نداشت ، تا حدود زیادی بیانگر دلیل حضور نیروهای نظامی ایران در سوریه در آستانه ظهور می باشد ،  در عین حال که این توافقات عملاْ بستر لازم برای تحرکات نظامی سپاه ایران و حضور آنها در سوریه را نیز فراهم نموده است. در واقع بعد از این جلسه همه فهمیدند که ایران مصمم است در شرایط ملتهب و خطرناک در سوریه حضور نظامی داشته باشد.

آنچه از روایات شریف فهمیده می شود ، این است که تقریبا همزمان با حضور این نیروها  چند حادثه در شام رخ می دهد :

۱- کشته شدن حاکم شام

۲- وقوع زلزله ای بزرگ در سوریه و پریشانی اوضاع این کشور

۳- " کشف هیکل" و شاید تخریب مسجدالاقصی

 

« پیش از ظهور قائم (عج) فرمانروای شام و مصر کشته می شوند ...»

الملاحم و الفتن ص ۲۰  ، بشاره الاسلام ص ۱۸۵

بنابر این روایت شریف ، حاکم شام در آستانه ظهور کشته خواهد شد ، در این باره که این حاکم شام کیست و کشته شدن او چه اثری بر آغاز تحولات دارد ، نمی توان چندان اظهار نظر کرد ، همین قدر مشخص است که اوضاع بخشی از شام با مرگ او پریشان خواهد شد ولی آیا این می تواند دلیلی قابل قبول برای حضور نیروهای خارجی در سوریه باشد؟ آن هم در مرز سوریه و اسرائیل؟ جواب منفی است. به نظر می رسد که مرگ این حاکم ، تنها به فراهم شدن زمینه تحولات بزرگ کمک می کند و علت اصلی نیست.

حادثه دومی که از روایات شریف فهمیده می شود و می توان آن را بعنوان یکی از علل حضور نیروهای خارجی در سوریه در نظر گرفت ، حادثه زمین لرزه ای بزرگ در این کشور است که احادیث متعددی آن را بیان فرموده اند ، البته برخی احادیث ورود این نیروها را قبل از زلزله مذکور و برخی بعد از آن می دانند ، اما هرچه باشد ، آیا وقوع زمین لرزه ای بزرگ مثلا در سوریه تا چه اندازه می تواند عامل حرکت لشگری مردمی از شمال آفریقا باشد؟ و افکار عمومی تا چه اندازه آن را قبول می کند؟ ، با کمی واقع نگری می بینیم که زلزله شام را بعنوان دلیل اصلی حرکت دو لشگر نمی توان پذیرفت ، هرچند این زلزله بعنوان بستری مناسب برای این حرکت قابل قبول است.

البته این احتمال وجود دارد که با توطئه استکبار  ، نیروهای مغربی بعنوان نیروهایی عربی برای کمک به سرزمین زلزله زده و احتمالا بدون حاکم سوریه اعزام شوند. و یا پس از وقوع درگیری مختصر بعنوان نیروهای حافظ صلح عربی در منطقه مستقر گردند البته دلایلی این احتمال را تضعیف می کند. 

اما دلیل سوم که همان " کشف هیکل " و تخریب مسجدالاقصی باشد ، هرچند این قضیه بصورت مبهم در روایات شریف آمده است ، و نمی توان دقیقا از عبارت " کشف هیکل " حادثه تخریب مسجدالاقصی را نتیجه گرفت ، اما ملاحظه می شود ، با قبول این احتمال، می توان دقیقاً از این تحرکات عجیب رمزگشایی کرد.

چیزی که اکنون در عمل نیز زمینه آن از طرف دشمنان فراهم شده است و همانگونه که در مقاله قبل اشاره شد ، تخریب مسجد الاقصی بعنوان نقطه آغازین توطئه ای بزرگ توسط دشمنان در دستور کار قرار دارد و هر روز نیز نشانه هایی تازه آشکار می گردد که وجود این دسیسه شوم را ملموس تر می نماید.

این سناریو بدین صورت رقم خواهد خورد ، مسجد الاقصی توسط صهیونیستها تخریب می گردد ، و عالم اسلام را موج تنفر و انتقام فرا خواهد گرفت، مزدوران ، آشکار و پنهان با توافق قبلی بر این آتش انتقام  خواهند دمید و مردم را برای حرکت به سمت قدس ترغیب خواهند کرد ، قبل از حرکت موج مردمی و بعنوان اولین عکس العمل جهان اسلام ، پادشاه اردن که مدتیست چهره ای ضد اسرائیلی از خود نشان داده است  ، بعنوان مدعی اول حفاظت از اماکن شریف و البته با توافقات و برنامه ریزیهای قبلی ، به اسرائیل حمله خواهد کرد و جنگی صوری میان اردن و اسرائیل آغاز خواهد شد که سعی می شود با قبول هزینه ای بالا و تشدید درگیریها ، حدالامکان این جنگ واقعی به نظر آید ، هنگامی که موج حمایت مردمی از عبدالله دوم بعنوان تنها قهرمان مبارزه با اسرائیل شکل گرفت و توده های مردمی برای یاری رساندن جبهه اسلام حرکت کردند ، قبل از اینکه اسرائیل در میان امواج مسلمانان خشمگین نابود شود ، توافقی از قبل تعیین شده میان اردن و اسرائیل به امضاء می رسد که در آن از طرف اسرائیل امتیازهای بزرگی به اردن و مسلمانان داده می شود و شاید برای مدتی کوتاه اسرائیل از قدس نیز چشم بپوشد برای رسیدن به هدفی بسیار مهم که آن نابودی محور مقاومت و نجات از باتلاق نابودی باشد.

نقشه شوم خاورمیانه بزرگ با طراحی جهانخواران و با محوریت اردن بزودی اجرا خواهد شد ، تمرکز بر ایجاد حساسیت در مسلمانان در مورد تخریب مسجد الاقصی ، انتشار گسترده احادیث جعلی برای مقدس کردن  خاندان پادشاهی اردن و شخص عبدالله ، تغییر موضع عجیب عبدالله و اتخاذ مواضع ضد اسرائیلی شدید تا حد تهدید به رویارویی نظامی و .... همه و همه نشان می دهد که این فریب بزرگ بزودی آغاز خواهد شد ، استکبار در نظر دارد برای تضمین پیروزی این طرح ، لشگری را نیز از شمال آفریقا رهسپار خاورمیانه کند!

وقتی این پیروزیهای درخشان توسط عبدالله بدست آمد ، امواج مردمی که برای یاری اسلام و انتقام از صهیونیستها حرکت کرده اند و اینک در شام حضور دارند ، با داشتن چهره ای منجی گونه و قهرمانانه از عبدالله دوم که توانسته است اسرائیل را شکست دهد و احتمالاً قدس را آزاد کند(البته قبل از آغاز تحولات با انتشار گسترده احادیث جعلی در باب مهدویت خاندان هاشمی و شخص عبدالله و البته مواضع و عملکرد عبدالله دوم در مقابله با اسرائیل ، زمینه اقبال افکار عمومی به عبدالله از قبل فراهم شده است)، آمادگی انجام هرگونه حرکت و لشگرکشی بعدی که احتمالا در قالب اصلاحات در کشورهای عربی انجام خواهد شد را دارا می باشند و عبدالله هم طبق برنامه ای از پیش تعیین شده از این لشگر آماده و موج مردمی مطیع ، بهترین بهره برداری را برای نابودی محور مقاومت انجام خواهد داد ، البته در یک تقسیم کار با اسرائیل ، سوریه پریشان و ایران با عبدالله دوم که امیدوار است با کمک دروزیهای شام و لشگر مغرب و ارتش خودش به پیروزی برسد و حزب الله و حماس با اسرائیل و البته این احتمال نیز وجود دارد که ناتو و آمریکا نیز در دو جبهه حضوری فعال داشته باشند.

پس مشخص شد که طرح توطئه " فریب بزرگ" که با تخریب مسجد الاقصی آغاز خواهد شد ، بهترین ، واقعی ترین و قابل قبول ترین طرح برای تفسیر وقایع جاری و پیش روی منطقه است که نشانه های زیادی آن را تایید می کند و گذشت زمان نیز بر صحت آن صحه می گذارد.

با قبول این توطئه ، علت حضور نیروهای مردمی اهل مغرب در شام آشکار می گردد ، انتقام از دشمنان اسلام و تخریب کنندگان مسجدالاقصی! در واقع قرائنی نشان می دهد که این نیروی مردمی با انگیزه دفاع از مقدسات به سوی فلسطین حرکت خواهد کرد بعد از وقوع فاجعه تخریب مسجدالاقصی یا جنایتی در این اندازه.

قطعاْ از اکنون دستهای پنهان صهیونیستی و غربی در کشورهای مذکور به کار افتاده اند تا افکار عمومی را برای این امر مهم آماده کنند و البته در هنگام آغاز این حرکت نیز زمینه ها و وسایل لازم از سلاح و مهمات گرفته تا وسایل حمل و نقل بصورت غیرمستقیم توسط جهانخواران آماده خواهد شد.

( برخی عبارتها در روایات خروج اهل مغرب ، مرکب این لشگر را یابوهای زرد که بدون گوش و دم و یکرنگ می باشند ، ذکر می کنند که به زیبایی مفهوم ماشینهای نظامی کنونی را می رساند)

بنا بر روایات شریف سیدخراسانی  با مداخله نظامی ، طرح خطرناک و هماهنگ شده

تخریب مسجدالاقصی را به فرصتی طلائی برای نابودی اسرائیل تبدیل خواهد کرد! 

با قبول کردن طرح شیطانی تخریب مسجدالاقصی علت حضور نیروهای ایرانی در مرز سوریه و اسرائیل و در شهر "قنیطره" که اکنون جزو اسرائیل است نیز به خوبی مشخص می گردد ، پرچم های سیاه به نشانه عزا برافراشته می گردند ، و محور مقاومت با استفاده از این فضا ، در حالی که زیر بیرق عبدالله دوم نمی رود ، برای ریشه کن کردن فتنه و تحت تاثیر قرار دادن این نقشه شوم و برهم زدن آن از محوری جداگانه به اسرائیل حمله خواهد کرد ، چیزی که افکار عمومی جهان اسلام نیز آن را می پذیرد ، با این حمله ، محور مقاومت ، عملاً ابتکار عمل را از دست دشمن می گیرد و نقشه او را برهم می زند ، در واقع جبهه حق این تهدید بزرگ را به فرصتی طلائی برای نابودی اسرائیل مبدل می کند و ضمن جلوگیری از شکل گیری کامل امواج مردمی به نفع دشمن ، در تهدیدی آشکار به صورت جدی تا داخل مرزهای اسرائیل به پیش می رود. در واقع وقتی جنگ واقعی سپاه ایران بر علیه اسرائیل وجود داشته باشد ، اکثریت مسلمانان فریب جنگ ساختگی اردن و اسرائیل را نمی خورد و عملاً همراه کردن توده های مردمی برای خروج عبدالله سفیانی به شکست کشیده شده و عبدالله ناچار است در موضعی ضعیف و از سر ناچاری و اضطرار خروج خویش را آغاز نماید.

البته هنوز هم طرفداران سنتی او مانند دروزها که همان طایفه بنی کلب باشند یا ارتش اردن وجود دارند ، اما دیگری از امواج مردمی که قرار بود با فریب آنها و تکیه بر قدرت آنها طرح خاورمیانه جدید اجرا شود ، خبری نیست زیرا درخشش و شجاعت محور مقاومت چهره زشت مزدوران را به خوبی آشکار نموده و توطئه آنها را به شکست کشانده است.

این اقدام قاطع و شجاعانه سپاه ایران موجب آگاه شدن توده های مسلمان از توافقات پشت پرده پادشاه اردن و اسرائیل و ریزش شدی طرفداران وی می گردد و سپاه ایران با این ضربه شدیدی که به این توطئه خطرناک می زند ، آن را افشاء می کند و با موفقیت کامل عقب نشینی می نماید.( قابل ذکر است که این مداخله نظامی و عقب نشینی توسط روایات شریف بیان شده است)

اگر قبول کنیم که نیروهای کشورهای مغرب نیز با نیت انتقام از هتک حرمت مسجد الاقصی و حمله به اسرائیل می آیند ، در این صورت درگیری آنها با نیروهای ایرانی که آنها نیز در حال حمله به اسرائیل هستند ، چگونه قابل توجیه است؟

چیزی که مشخص است این است که این درگیری رخ خواهد داد ، اما چگونه می توان دلایل وقوع آن را کشف کرد؟ دلیل اصلی این رویارویی عجیب در حالی که دشمنی بزرگ مانند اسرائیل در کمین است ، چه می تواند باشد؟! شاید بتوان دو علت را برای این رویارویی در نظر گرفت :

۱-  سران لشگر اهل مغرب که مزدور غرب و یهود هستند به خوبی از قضیه اطلاع دارند و با علم و آگاهی کامل راه نیروهای ایرانی را سد می کنند در حالی که بدنه لشگر مغرب در کشاکش درگیریها و فضای احساسی اطلاع چندانی از صحنه جنگ و دشمن مقابل ندارند ، آنها فقط توسط فرماندهان سرسپرده ، به سمت این جنگ هدایت می شوند.

۲- حالت دوم این است که از مدتها پیش بحث عربیت قضیه فلسطین بسیار پررنگ شده باشد و از سویی دیگر همانگونه که از محتوای احادیث جعلی برمی آید ، ایرانیان ، فارس های رافضی نیز هم ردیف یهود و بعنوان دشمن محسوب می شوند که بنا بر روایات جعلی ، عبدالله دوم با آنها خواهند جنگید و حال که آنها در طمع فتح قدس حرکت کرده اند ، لذا باید مسیر حرکت آنها سد گردد. البته این احتمال وجود دارد اسرائیل برای این که در آن گیر و دار کمتر توجه ها را به خود جلب کند و بستر لازم برای رویارویی لشگر مغرب و ایران را فراهم آورد ، مدتی کوتاه بدون تحرک و عکس العمل باشد تا دو لشگر دشمن اسرائیل یعنی مسلمانان مغرب و سپاه ایران با هم درگیر شوند.

همانگونه که روایات شریف بیان می دارند ، سپاه اهل مغرب از ایرانی ها در قنیطره شکست می خورند و به داخل اردن عقب نشینی می کنند ، در این زمان فرمانده این سپاه که بعداً در مورد مصداق آن صحبت خواهد شد ، از دنیا می رود و لشگر مغرب که در جنگ با ایرانیان روحیه خود را از دست داده اند و شاید هم از برخی واقعیتها مطلع شده اند ، به سه دسته تقسیم می گردند ، دسته اول به کشور خود باز می گردند ، دسته دوم فرصت را غنیمت شمرده و از اردن به نیت حج و خانه خدا ، راه عربستان را در پیش می گیرند که این مسئله نشان می دهد ، نیروهای سپاه غرب اکثراً از مردم عادی و مسلمانان معتقد تشکیل شده و هدف و انگیزه آنها در جنگ نیز انگیزه ای مذهبی و دفاع از مقدسات می باشد.

دسته سوم از لشگر مغرب نیز که احتمالاً با پی بردن به قضایای پشت پرده خیال بازگشت دارد ، با سفیانی که نمی گذارد آنها به کشور خود بازگردند ، درگیر می شود و سفیانی به نیت اینکه اینها را با خود همراه کند با آنها می جنگد و آنها را مطیع خود می کند قبل از اینکه چون دسته اول فرصت بازگشت به کشور خود را بیابند.

این احتمال وجود دارد که بخشی از نیروهای مغرب که بیشتر دولتی می باشند در ابتدا در اثر انقلاب مردمی در مصر و عجز حکومت مصر از رویارویی با مردم به این کشور فراخوانده شوند و در ادامه به دنبال حوادث شام ، و تخریب مسجدالاقصی یا حادثه ای بزرگ در شام ، گروه های مردمی بیشتری از مغرب با انگیزه مقابله با اسرائیل همراه با لشگر اولیه دولتی راهی شام گردند. این لشگر ظاهراً از مسیر اردن به شهر " قنیطره" هدایت می شود تا جلوی پیشروی نیروهای ایرانی به سمت بیت المقدس را بگیرد!

البته روایات شریف از مداخله نظامی یمانی که به اعتقاد ما سید حسن نصرالله است در این درگیریهای قبل از خروج سفیانی چیزی بیان نمی کنند همانگونه که از مداخله نظامی دولت یهودی نیز خبری نیست . ظاهراً یهود و غرب می دانند که این حمله ، حمله اصلی لشگر سید خراسانی نیست همچنانکه سید خراسانی در این درگیریها به طور مستقیم حضور ندارد. این حضور نظامی لشگر ایران برای خنثی کردن توطئه شوم دشمنان در قهرمان سازی از عبدالله دوم و جلوگیری از یکپارچه کردن ملتهای مسلمان پشت سر اردن می باشد که تا حدود زیادی این هدف به دست می آید و لشگر ایران به سرعت و قبل از خروج سفیانی منطقه را تخلیه می کند.

 

طرح برخی حدسیات و احتمالات

 

مصداق " مرد مغربی " و " پرچم زرد" سپاه مغرب

 

رهبر نیروها مغربی که به شام لشگر کشی می کند ، کیست ؟!

 

« مغربی بر مصر چیره می شود و شامات را تحت سیطره خود درمی آورد»

الزام الناصب ص ۱۸۵ ، الامام المهدی ص ۲۳۳

 

 

 

« یاران درفشهای سیاه و دارندگان درفش های زرد رنگ(مغربیها) در محل "قنیطره" با یکدیگر برخورد نموده و به کارزار می پردازند ، تا اینکه وارد فلسطین می گردند ، در این هنگام سفیانی بر اهل مشرق خروج می کند ، وقتی مردم مغرب زمین در اردن فرود می آیند ، سرکرده آنان می میرد و آنها به سه گروه تبدیل می شوند ، دسته ای به جایگاه خود(کشور خود) بازمی گردند ، و دسته ای حج انجام می دهند و دسته ای باقی می مانند ، سفیانی با آنها به نبرد پرداخته و آنها را شکست می دهد و آنان به اطاعت او درمی آیند »

 نسخه خطی ابن حماد ص 71

 

خروج مرد مغربی و سپاهش بعنوان یکی از نشانه های آستانه ظهور در روایات متعددی بیان شده است ، اما در باره این حقیقت که مصداق این " مرد مغربی" چه کسی می تواند باشد ، صحبت کردن مشکل است ، زیرا نشانه های زیادی از او در روایات بیان نشده است ، اما بهره گیری از دلایل عقلی متعدد همراه با نشانه های روایی اندک تا حدود زیادی می تواند راهگشا باشد.

 

روایات شریف در چند مورد از فرمانده لشگر مغرب نام می برد :

 

 ۱- مرد مغربی مردی لنگ از  شهر "کنده" است

۲-  مرد مغربی "امیرالامراء" است

۳- مرد مغربی در شام برای مقابله با یاران درفشهای سیاه با چند گروه دیکر متحد می شود.

۴- مرد مغربی در مسیر خود تا شام خود جنایات زیادی می کند

۵- مرد مغربی در اردن می میرد.

 

روایتی که بیان می دارد مرد مغربی ، فردی لنگ می باشد که از شهر " کنده " قیام خواهد کرد ، ظاهرا نادرست و دارای سند ضعیف است زیرا اولا شهری بنام " کنده" در شمال آفریقا نه در قدیم و نه در عصر حاضر وجود ندارد ، ثانیاً روایات متعدد دیگری شهر " کنده" را در مشرق زمین دانسته اند و نه در شمال آفریقا که محل تجمع لشگری دیگر خواهد بود نه لشگر مغرب!

اما روایت دیگری هست که بیان می دارد که "امیرالامراء" در آستانه ظهور قدرت را در مصر به دست می گیرد که با حرکت سپاه مغرب و اشغال مصر انطباق دارد ، جالب این است که لقب "امیرالامراء" بسیار شبیه لقب " ملک الملوک " یا همان "پادشاه پادشاهان" است که سرهنگ قذافی خود را ملقب به آن می داند!

از موارد سوم و چهارم که جنبه عمومی دارد ، برای شناسایی چیزی برداشت نمی شود ، اما در مورد مرگ مرد مغربی در اردن همانگونه که در فرازهای بعدی به استحضار خواهد رسید این مورد تا حدود زیادی می تواند بر قذافی منطبق باشد و با فرض این امر ، شاید علت مرگ مرد مغربی در شام را بتوان درک کرد.

 

 

هرچند در مورد " مرد مغربی"  نشانه های روایی کمی در دست است اما بنابر دلایل متعدد که ذکر خواهد شد این احتمال که سرهنگ قذافی همان "مرد مغربی" روایات ظهور باشد ، قوی است.

نکته قابل توجه این است که قذافی بعنوان رهبر لیبی اینک رهبر اتحادیه آفریقا نیز می باشد که به همین دلیل فرماندهی ارتش اتحادیه آفریقا نیز بر عهده او می باشد و همچنانکه تیغ در دست زنگی مست خطرناک است ، جمع شدن این قدرتها در دست قذافی مجنون می تواند وعده های بلندپروازانه استکبار به او را در نظرش قابل دسترسی نشان دهد.

 

همانطوریکه از متن  احادیث پیداست نیروهای شمال آفریقا تحت فرماندهی " مرد مغربی" به شام هجوم می آورند و این فرد در شام بنا بر دلایل نامعلومی از دنیا می رود ، اما سئوال مهم این است که این فرد کیست؟! هرچند در مورد خصوصیات این فرد اطلاع چندانی در دست نیست اما با توجه به این حقیقت آشکار که ما در آستانه ظهوریم و اکثریت قریب به اتفاق نشانه های ظهور نیز رخ داده اند و مصادیق مهم شخصیتهای ظهور نیز شناسایی شده اند ، این مسئله روشن است که این فرد اکنون باید در قید حیات باشد و در ثانی فردی باید باشد که شناخته شده باشد تا بتواند نیروهای مردمی چند کشور شمال آفریقا را متحد کند ، نکته دیگر این است که این فرد باید زمینه های شخصیتی چنین قیامی را نیز داشته باشد به طور مثال در اوایل قرن 20 استعمار انگلیس با شناسایی " شریف حسین" در مکه که ادعاهای بزرگی داشت و آرزوی رسیدن به خلافت سرزمین های اسلامی را در سر می پروراند ، او را برای حرکت از حجاز تا شام مناسب تشخیص داده و یاری نمود ، قطعاً فردی که توسط استکبار برای انجام این حرکت بزرگ از شمال آفریقا تا شام انتخاب می شود نیز باید چنان ادعاها و زمینه های مناسبی را داشته باشد.

با انجام بررسی مختصری در میان سران شناخته شده کشورهای شمال آفریقا مناسبت ترین فردی که خصوصیات و زمینه های این حرکت را داراست ، سرهنگ قذافی ، رئیس جمهور لیبی می باشد ، البته در ابتدا نیز عرض می شود با وجود اینکه دلایل و شواهدی بر این امر موجود است ،  این تشخیص قطعی نیست.

اما قذافی دارای گذشته و خصوصیاتی است که تا حدود زیادی می تواند این نقش شیطانی و تاریخی را برای استکبار بر دوش بگیرد .

 

دلایل انطباق سرهنگ قذافی به رهبر لشگر مغرب

 

۱- قذافی دشمن دیرینه تشیع و محور مقاومت است ، هنوز که هنوز است سینه های شیعیان از داغ امام موسی صدر که به فرمان استکبار توسط قذافی ربوده شد ، مالامال از غم و اندوه است.

 

 

در سه دهه پیش و هنگامی که امام موسی صدر که اصالتاً ایرانی بود با اتحاد شیعه و سنی و تقویت محور مقاومت ، منافع جهانخواران را در شام به خطر انداخت ، قذافی در عملی شیطانی ضمن حذف این مهره بسیار مهم ، خوش خدمتی خود را به استکبار نشان داد ، آیا دور از ذهن است بار دیگر این مزدور شیطان در خباثتی دیگر ، لشگری را برای مقابله با ایرانیان در شام سازماندهی کند؟ 

 

قذافی در 30 سال قبل هنگامی که محور مقاومت در شام با حضور شخصیت برجسته ای چون امام موسی صدر در حال قدرت گرفتن بود ، وظیفه مقابله و تضعیف این محور را با ربودن رهبر شیعیان لبنان برای دشمنان انجام داد ، پس هیچ بعید نیست در حال حاضر نیز بتواند این نقش شیطانی یعنی هدایت مردم شمال آفریقا به سرزمین شام برای مقابله با محور مقاومت را بار دیگر بر عهده گیرد.

 

ربودن امام موسی صدر ، لکه ننگی که تا ابد بر چهره زشت قذافی خواهد ماند!

 

۲- قذافی از لحاظ شخصیتی نیز همچون " شریف حسین " دارای ادعاهای بزرگ و مضحکی چون خلافت و رهبری جهان اسلام می باشد ، یعنی زمینه فریب خوردگی از طرف استکبار با وعده های آنچنانی در وجود قذافی موجود است.

 

یکی از صفات " مرد مغربی" در روایات ، لقب امیرالامراء می باشد 

 

 

۳- سرهنگ قذافی با انجام برخی تحرکات مانند دیدار با 29 تن از فرماندهان زمان صدام و بعثی های معروف که از دشمنان ملت عراق و تشیع به حساب می آیند  و اکثریت عملیات تروریستی توسط آنها انجام می شود ، عملاً نشان داد که مایل به داشتن نقشی مهم در خاورمیانه است ، مشخص نیست که در جلسه قذافی با این افراد چه گذشت ، شاید هماهنگی برای انجام کودتا در عراق و شاید دلگرمی به آنها برای ادامه حرکات تروریستی!

اما محتوی این مذاکرات هرچه که باشد ، نشان می دهد که قذافی بنا به هر دلیلی بسیار مایل است که در تحولات خاورمیانه نقشی مهم ایفا کند.

 

 

گوشه ای از دخالت قذافی در امور خاورمیانه

 

۴- تاکید زیاد و در واقع افتخار بالای قذافی به مسئله عربیت ، همان چیزی که عبدالله دوم نیز در بیانات خود بر آن زیاد تاکید می ورزد ، نشان می دهد که در لحظات حساس قذافی می تواند با هدایت یهود و غرب با آمیختن انگیزه هایی مذهبی مانند دفاع از مسجدالاقصی و افتخارات پوچ عربی در مسلمانان عرب شمال آفریقا ، لشگر مذکور را بسوی خاورمیانه راه بیندازد.

 

۵- نکته قابل توجه این است که قذافی بعنوان رهبر لیبی اینک رهبر اتحادیه آفریقا نیز می باشد که به همین دلیل فرماندهی ارتش اتحادیه آفریقا نیز بر عهده او می باشد و با جنونی که در او وجود دارد و البته هماهنگی های پشت پرده استکبار ، قذافی قابلیت حرکت دادن لشگر شمال آفریقا به سمت خاورمیانه را دارا می باشد.

 

 

از سویی دیگر می بینیم که لیبی کشور مجاور مصر است و آخرین کشوری می باشد که در مسیر حرکت مسلمانان مغرب بسوی فلسطین قرار دارد و این مسئله نیز زمینه ای مناسب است تا وقتی که مسلمانان چند کشور شمال آفریقا برای رسیدن به فلسطین در لیبی تجمع کردند ، این مسئله ضمن بیدار کردن آرزوهای خفته قذافی ، او را برای بر عهده گرفتن رهبری این لشگر مردمی ترغیب نماید. هرچند قطعاً دستهایی در کار است تا از اکنون زمینه لازم برای حرکت این لشگر فراهم گردد و قطعاً  جهانخوران نیز بدنبال پیدا کردن فردی هستند که بتواند این وظیفه را بر عهده بگیرد.

اگر این مصداق یابی را قریب به صحت بدانیم ، آن وقت قضیه مرگ مشکوک رهبر مغربی ها در شام نیز تا حدی روشن می شود ، اگر احتمال دهیم که قذافی رهبر مذکور باشد و با وعده های واهی مانند خلافت و ... راهی شام شده باشد ، وقتی که لشگر مغرب در شام  تحت فرمان عبدالله قرار گرفت ، بهترین زمان برای رهایی از دست فردیست که احتمال دارد در آینده بعنوان رقیب برای عبدالله مطرح شده و ایجاد چالش نماید ، و البته حرکات عجیب و بی احترامی های شدید رهبر لیبی به دیگران که زبانزد خاص و عام است و از روحیه متکبرانه او برمی خیزد نیز می تواند برای عبدالله دوم که فردی مغرور و جاه طلب بوده و نمی تواند رقیبی را در کنار خود ببیند ، انگیزه کافی برای قتل وی را فراهم آورد ، هرچند این احتمال نیز وجود دارد که مرگ رهبر مغربی ها که در روایت پیش بینی شده است ، به مرگ طبیعی باشد و حوادث بعد از مرگ او و سه دسته شدن لشگر مغرب اتفاق بیفتد.

اگر قذافی همان مرد مغربی باشد باید منتظر بود که در آینده نقش وی در تحولات شمال آفریقا به تدریج پررنگ تر شود تا وجهه لازم را برای انجام این کار بدست آورد.

ممکن است این موضوع مطرح شود که قذافی با انجام برخی حرکات مضحک (که اکثراً توسط دشمنان برای بدنام کردن اسلام طراحی می شود) ، مقبولیت مردمی لازم برای این کار را ندارد که باید پاسخ گفت ، همان تبلیغات و فریبی که می تواند از عبدالله دوم یک منجی و قهرمان دروغین بسازد ، همان تبلیغات با داشتن امکانات گسترده به راحتی قادر خواهد بود که چهره مخدوش قذافی را نیز بازسازی کند ، علاوه بر آنکه در فضای هیجانی آن زمان ، معمولاً گذشته افراد کمتر به ذهن می آید و فریب افکار عمومی مخصوصا برای دشمنان که در این عمل یدی طولانی دارند ، آسان است.

البته عرض شد که این مصداق یابی در حد احتمالی قوی ،  تنها بر اساس واقعیتهای موجود بوده و  نشانه های روایی بر این امر اندک است.

 

چرا پرچم لشگر غرب زرد رنگ است؟!

 

زرد رنگ بودن پرچم لشگر شمال آفریقا در روایات متعددی مورد تاکید قرار گرفته است و در آن هیچ شکی وجود ندارد ، بنده هرچه تلاش کردم نتوانستم علت خاصی برای آن بیابم.

پرچم هیچ یک از  چهار کشور مغرب یعنی الجزایر ، مراکش ، تونس و لیبی زرد نیست ، پس پرچم زرد رنگ لشگر مغرب چه دلیل و فلسفه ای می تواند داشته باشد؟!

 

 

 

پرچم ارتش اتحادیه آفریقا ، این پرچم نیز به رنگ زرد نمی باشد!

 

نه کشوری از کشورهای مغرب دارای پرچم زرد رنگ است و نه این امر که پرچم یک کشور برای مردم و ارتش چند کشور برافشته شود ، پذیرفتنی می باشد ، پس رنگ زرد پرچم لشگر مغرب چگونه قابل تفسیر است؟!

 

دلایل زرد رنگ بودن پرچم لشگر مغرب

 

شاید دو احتمال را بتوان در این زمینه مطرح کرد :

در هر کشوری رنگ پرچم نشانه و رمزی از باورهای گذشته و حال آن کشور است
در افریقا رنگ زرد اشاره به رنگ خورشید و طبیعت و صلح و رنگ معدن زرد ( طلا) دارد و رنگ قرمز به معنای برادری و اخوت و نیز به معنای جنگ برای استقلال و شجاعت است . ( باتوجه به صحرایی بودن شمال افریقا رنگ طبیعت زرد است بر خلاف اروپا که رنگ طبیعت سبز است.)
شاید رنگ پرچم زرد به معنای رنگی برای آفریقا و صلح باشد و نه نشانه جنگ و حرکت این لشگر از افریقا با پرچم زرد معنای خاصی داشته باشد غیر از جنگ . اگر این تفسیر را در مورد رنگ زرد لشگر مغرب بپذیریم آن وقت این احتمال ممکن است پیش آید که این لشگر در ظاهر وظیفه نیروهای صلح بان را در شام دارا می باشند و به گفته استاد کورانی احتمالاً این لشگر نیروی بین المللی حافظ صلح هستند یا نیرویی عربی برای صلح در شام! 

البته این فرضیه با حقیقت دیگری مخدوش می گردد و آن این است که اگر لشگر مغرب واقعاْ نیروهای به ظاهر صلح بان بین المللی باشند در این صورت چرا در مصر به کمک حکومت دیکتاتور آن شتافته و پس از اشغال مصر انقلاب مردمی را سرکوب می کند؟ البته در آنجا هم ممکن است این مسئله با تبلیغات پاسداری از صلح و امنیت مصر توجیه و تبلیغ گردد. البته روایات دیگری هستند که از جنایات این لشگر در مسیر شام پرده بر می دارد که با فلسفه نیروی حافظ صلح بین المللی در تناقض است.

البته همانگونه که دیدیم بخشی از لشگر شام بعد از مرگ فرمانده شان راهی سفر حج می شوند که نشان از وجود انگیزه قوی در آنها در کشاکش آن درگیریهاست و معمولاْ از نیروی رسمی نظامی بعید است و نشان می دهد که اکثریت لشگر مغرب را نیروی مردمی تشکیل می دهد و نیروی رسمی حافظ صلح نمی باشد.

 

پرچم زرد برای فریب است


 احتمال دوم این است که پرچم زرد یک فریب باشد ، یعنی دشمنان بخواهند از آن سوء استفاده کنند بدین معنی که خود را طرفدار آن پرچم نشان دهند و بخواهند مردم را زیر این پرچم جمع کنند که در صورت صحت این فرضیه ، تنها پرچمی که می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد ، پرچم حزب الله لبنان است 

 

 

همانگونه که عرض شد ،  لشگر مغرب بر اساس فریب و دروغ بزرگ " دفاع از مسجدالاقصی" و جنگ با اسرائیل به راه خواهد افتاد ، در این صورت چه پرچمی برای تکمیل این دروغ بزرگ ، بهتر از پرچم حزب الله لبنان که سالهاست در میان مسلمانان ، چه شیعه و چه سنی بعنوان نماد مبارزه با اسرائیل شناخته می شود؟!

بلند کردن پرچم حزب الله لبنان می تواند "طرح فریب" دشمنان را کامل کند!

(البته این مسئله در حد فرضیه می باشد و دلیلی روائی برای آن موجود نیست)

 

دشمن که از محبوبیت حزب الله در میان مسلمانان خبر دارد و پرچم حزب الله به عنوان نماد مقابله با اسرائیل شناخته می شود برای تکمیل طرح فریبکارانه و شیطانی خود ، بخواهد تحت لوای حزب الله لبنان ، هرچه بیشتر مسلمانان را برای جنگ با اسرائیل و در واقع برای یاری عبدالله سفیانی گرد آورد و برای خود کسب اعتبار و آبرو کند.

البته این موضوع نیز با وجود دلایل عقلانی ،  در حد یک فرضیه و احتمال مطرح و مورد قبول است تا زمانی که دلایلی قوی بر آن خدشه وارد نکند.

 

 

نقشه حساب شده جبهه باطل در برانگیختن لشگر مغرب!

 

سرکوب انقلاب مصر و نیروی کمکی برای سفیانی در شام !

 

 

 

به اذعان دشمنان ، حکومت پوسیده مصر دیگران توان مقاومت در برابر توده های مردمی را ندارد و قبل از آنکه مصر به محور مقاومت بپیوندد و بعنوان دشمنی جدی در برابر اسرائیل قرار گیرد ، باید قیام مردمی در مصر که روز به روز قدرتمندتر می شود ، به طریقی سرکوب گردد.

 

ظاهراً دشمنان با نقشه ای دقیق در آستانه ظهور در نظر دارند که علاوه بر کشاندن لشگر بربرها به شام برای کمک به سفیانی و رویارویی با نیروهای ایرانی ، کشور آشوب زده مصر را نیز که با کشته شدن فرمانروایش بسوی انقلابی مردمی و خارج از کنترل به پیش می رود ، دوباره در جهت منافع خود سرو سامان دهند.

 

روایات کشته شدن حاکم مصر در آستانه ظهور را پیش بینی کرده اند!

 

« هنگامی که مردم مصر زمامدار خود را بکشند و پرچم های " قیس و عرب" وارد مصر گردد و در آن متمرکز شود » الزام الناصب ص 185 ، بشاره الاسلام ص 175 و 192 و ...

 

همانگونه که عرض شد در آستانه ظهور حاکم مصر کشته خواهد شد و البته با توجه به این حدیث معتبر مصداق حاکم مقتول ، انور سادات نمی تواند باشد ، زیرا روایت بیان می دارد که بعد از کشته شدن حاکم مصر پرچم های " قیس و عرب " که نویسندگان محترم کتابهای عصر ظهور و یوم الخلاص آنها را همان لشگر مغرب و بربر می دانند ، مصر را اشغال خواهند نمود (که بعد از مرگ سادات چنین چیزی واقع نشد) ، بنابر این با توجه به اینکه با آشکار شدن بسیاری از نشانه های ظهور ، ظهور بسیار نزدیک است ، این احتمال که حاکم مذکور " حسنی مبارک" رهبر مزدور مصر باشد ، بسیار زیاد است.

بنا بر روایات دیگر کشور مصر در آستانه ظهور درگیر تحولات بزرگ و انقلاب مردمی می باشد ، و در این گیر و دار رهبر مصر کشته خواهد شد ، و عنقریب است که کشور به دست انقلابیون مردمی بیفتد که یهود و غرب با برنامه ای از پیش تعیین شده و با توطئه ای حساب شده لشگری را از شمال آفریقا به راه خواهد انداخت تا بتواند ضمن روبراه کردن دوباره اوضاع مصر و سرکوب انقلاب مردمی ، این لشگر را برای یاری سفیانی در اجرای نقشه های شیطانی اش وارد شام کند.

 

اردن هم پیمان منطقه ای کشورهای شمال آفریقا

 

 نکته قابل توجه این است که اردن به همراه کشورهای شمال آفریقا در پیمان نظامی منطقه ای ناتو شرکت دارد و خود این مسئله می تواند دلیلی باشد بر اینکه این کشورها خود را متعهد بدانند که در صورت بروز خطری احتمالی برای اردن ، در مقابل کشورهای دیگر ، از اردن دفاع کنند ، هرچند علاوه بر این پیمان نظامی دلایل دیگری بر حرکت لشگر شمال افریقا ذکر شد که اصلی ترین دلیل آن را می توان خواست جهانخواران دانست  ، استفاده از نیروی نظامی بدون هزینه برای حل کردن مشکل بسیار حاد خاورمیانه که به معضلی جدی و حیاتی برای اسرائیل تبدیل شده است.

البته بر طبق روایات شریف جبهه باطل در این فریب بزرگ خویش نیز شکست خواهد خورد و با اجرای این طرح و آغاز تحولات بزرگ ظهور ، عملاً جهانخواران هرچه بیشتر در باتلاق نابودی فرو خواهند رفت.

خورشید در حال دمیدن است و برای ظلمت و تاریکی هیچ آینده ای جز نابودی متصور نیست.

.......................................

بیائید ما هم با انتشار این بشارتهای بزرگ قدمی کوچک در نزدیکتر کردن این آینده حتمی برداریم.

www.u313.blogfa.com  با تشکر از دوست دانشمندم علی اصغر مدیر وبلاگ

الیاس

ارسال شده: 28 فروردين 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: سیاسی

 پشت پرده مواضع جدید عبدالله دوم 

 زمینه سازی برای آغاز فریب بزرگ

* چرا ملک عبدالله دوم به صراحت اسرائیل را تهدید و آن را خطری برای منطقه می داند ؟

* راز سکوت آمریکا و اسرائیل در مقابل تهدیدهای شاه اردن نسبت به اسرائیل چیست؟

* چرا شاه اردن در جنگ سال 2006 اسرائیل علیه لبنان و جنگ سال 2008 علیه نوار غزه سکوت کرده بود؟

* آیا روابط اردن و اسرائیل در پایین ترین سطح خود قرار دارد؟

* آیا جنگ بعدی در منطقه بین اردن و اسرائیل خواهد بود؟

* آیا جنگ اسرائیل علیه ایران با این طرح نامعقول به نظر نمی رسد؟

* نقش محور مقاومت در تحولات آتی در منطقه چه خواهد بود؟

* چه سناریوهایی برای اجرای این طرح در نظر گرفته شده است؟

* آیا تخریب جزئی مسجد الاقصی در اثر حادثه و یا زلزله و  یا جنگ علیه نوار غزه و یا ترور یک شخصیت فلسطینی بارز می تواند جرقه ای برای شروع این طرح باشد؟


مصاحبه ملک عبد الله دوم با  وال استریت ژورنال و هشدارهای وی به اسرائیل و تعبیر او از نقش ایران در منطقه و چگونگی مهار آن دارای نکات دقیقی است که رمز گشایی از آن می تواند سناریوهای آینده در منطقه را ترسیم نماید.


سفر آقای دکتر احمدی نژاد به سوریه و ملاقات با بشار اسد رئیس جمهور سوریه و سید حسن نصر الله  رهبر مقاومت اسلامی لبنان حزب الله و نیز ملاقات و نشستهای وی با گروههای مقاومت در فلسطین اشغالی و اعلام موضع موحد و جبهه متحد مقاومت چهار جانبه در برابر اسرائیل و هشدار در برابر هر گونه حماقت و آتش افروزی در منطقه ، موجب ایجاد جو رعب و وحشت در اسرائیل و آمریکا و برخی کشورهای منطقه موسوم به محور اعتدال گردید.


اگر در اخبار یکی دو ماه اخیر خوب دقت کرده باشید می بینید که لهجه تهدید های ملک عبدالله دوم شاه اردن در مورد اسرائیل بسیار شدید تر از قبل شده و می توان گفت که بی سابقه است. طی چند ماه اخیر وی در هر سفر خارجی و در هر مناسبت نسبت به اقدامات یک جانبه اسرائیل در قدس و مسجد الاقصی و نیز محاصره غزه هشدار داده و آن را خطری بزرگ برای آینده اسرائیل خوانده است و از همه مهمتر سکوت آمریکا و اسرائیل در برابر این تهدید ها و سخنان است. اگر خوب دقت کرده باشید با هر حرکت ایران و یا سوریه و مقاومت در منطقه، آمریکا و اسرائیل بلافاصله واکنش نشان داده و موضوع را به شورای امنیت می کشانند حتی همین یکی دو ماه اخیر لیبرمان علنا سوریه و رئیس جمهور بشار اسد را تهدید کرد و به جنگ کلامی شدید بین دو کشور انجامید در حالیکه می بینیم رژیم صهیونیستی و آمریکا در مقابل تهدیدهای ملک عبدالله دوم هیچ واکنشی نشان نمی دهند .


برای درک بیشتر موضوع قسمتهایی از مصاحبه ملک عبدالله با روزنامه های مختلف و موقعیتهای مختلف را آورده و سپس به تحلیل آنها می پردازیم


شاه اردن در جلسه ای با سردبیران روزنامه های اردنی هشدار داد كه رژيم صهيونيستي با آتش بازي مي‌كند و اقدامات آن باعث بروز بحرانها و درگيري بيشتري در منطقه خواهد شد.روابط بين اردن و اسرائيل در اصل "سرد " است و علت آن هم اقدامات اسرائيل است كه مانع برقراري صلح مي‌شود و همه تلاش‌ها براي برقراري آن در منطقه را از بين مي‌برد و منطقه خاورميانه را به سمت تنش و درگيري سوق مي‌دهد.  اين اقدامات اسرائيل تنها به افزايش بحران‌ها و درگيري منجر مي‌شود. ( فارس )


میچل دوشنبه در امان، با ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن نیز درباره تلاش‌های صلح اسرائیلی – فلسطینی رایزنی کرد، و ملک عبدالله بر«لزوم سرعت بخشیدن به تلاش‌ها برای ازسرگیری مذاکرات صلح» تاکید کرد. ( رادیوفردا)


 شاه اردن امروز با محکوم کردن اقدامات تحریک‌آمیز رژیم صهیونیستی در شهر اشغالی قدس تاکید کرد که اینگونه اقدامات امنیت و ثبات منطقه خاورمیانه را تهدید می‌کند. شاه اردن درباره "تبعات و پیامدهای اقدامات تحریک آمیز اسرائیل که اردن با آن مخالف است و آن را محکوم می‌کند "، هشدار داد و گفت "این اقدامات تلاش‌های انجام شده برای دستیابی به راه حلی مسالمت آمیز برای مناقشه فلسطینی‌ها و اسرائیل را از بین می‌برد و امنیت و ثبات منطقه را تهدید می‌کند  ".عبدالله دوم تاکید کرد: حفاظت از قدس و حمایت از آن اولویت دولت اردن است که از هیچ تلاشی در این راه دریغ نخواهد کرد. ( سرخط)


شاه اردن در اين گفت و گوي تلفني خواستار پيشبرد روند صلح خاورميانه بر اساس برنامه و در راستاي برپايي دولت مستقل فلسطيني شد.


وي همچنين خواستار پايان اشغالگري اسراييل شد و افزود: شرايط سخت مردم فلسطين بر كند شدن روند صلح تاثير مي‌گذارد. ( ایرنا)


اما از همه مهمتر مصاحبه اخیر وی با وال استریت ژورنال می باشد که قسمتهایی از آن را در ذیل آورده ایم :


شاه اردن: اسرائيل در معرض نابودي است


پادشاه اردن گفت: اگر روند سازش خاورميانه نتواند به اهداف خود برسد موجوديت اسرائيل در بلندمدت به خطر خواهد افتاد

.

عبدالله دوم كه با رورنامه آمريكايي وال‌استريت ژورنال پيش از عزيمت به آمريكا به منظور شركت در نشست امنيت هسته‌اي گفت‌وگو مي‌كرد، درباره اينكه چه پيامي را به رئيس جمهوري آمريكا خواهد داد گفت: من فكر مي‌كنم اتلاف بيش از حد وقت چيزي است كه بايد همگي درباره آن نگران باشيم براي اينكه تنش‌هاي زيادي در منطقه وجود دارد

.


عبدالله دوم افزود: وضع موجود قابل قبول نيست. البته من مي‌دانم كه دولت اوباما متعهد به راه حل دو دولت است و در اين مسير به جلو گام برمي‌دارد.وي اضافه كرد: وقايع سال گذشته در منطقه شديداً مرا دچار ترديد كرده و سبب نگراني شديد من درباره مسير سياست اسرائيل شده است. ( الغد)


 اردن همچنین اصرار زیادی دارد بر اینکه وانمود کند روابط او با اسرائیل به سردی گرائیده و حتی روزنامه های عبری نیز اصرار دارند بر سردی روابط بین اردن و اسرائیل تاکید نمایند.


به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی‌ فلسطین به نقل روزنامه عبری‌ زبان هاآرتص، بر خلاف تنش ظاهری ‌و علنی‌ در مناسبات میان تل آویو و آنکارا، بحران مناسبات اسرائیل و اردن آرام، ولی‌ عمیق و شدیدتر است و شدت این بحران با نگاهی‌ به پیشینه مناسبات مستحکم و گرم ایهود اولمرت نخست وزیر سابق اسرائیل و ملک عبدالله و در قیاس با رابطه گرم و صمیمی نتانیاهو و حسنی‌ مبارک رئیس جمهور مصر نمود پیدا می‌کند. این‌ روزنامه صهیونیستی به نقل از منابع آگاه نوشت: روابط اسرائیل و اردن در مرحله خطرناک و نگران کننده‌ای وجود دارد و یک بحران حقیقی را در پی دارد. زیرا اعتماد حقیقی در این روابط از بین رفته است و در صورت تداوم این وضعیت کارها دشوارتر خواهد شد. (تقریر)



 با خواندن این سطور این احساس به خواننده دست می دهد که ظاهرا جنگ بعدی در منطقه بین اردن و اسرائیل خواهد بود و اردن در حال اعلان جنگ به اسرائیل می باشد.


آیا این موضوع حقیقت دارد و آیا به راستی روابط اردن و اسرائیل تیره شده است؟


 در پاسخ به این سوال باید گفت که خیر، در حقیقت حجم تبادل تجاری بین دو کشور ارقامی را نشان می دهد که حاکی از افزایش روابط دو کشور است از سویی دیگر حتی اگر تراجعی هم در ارقام باشد ناشی از بحران اقتصادی جهانی است و ارتباطی به روابط محکم دو کشور ندارد.


به عنوان مثال روزنامه " الشروق آنلاین" در گزارشی جدید که در ماه فوریه 2010 ارائه نموده می گوید: اردن سالیانه به میزان 60 میلیون دلار کالا از اسرائیل از طریق 1800 وارد کننده به داخل کشور وارد می کند و پس از مصر دومین وارد کننده کالاهای اسرائیلی در بین کشورهای عربی می باشد.


بر اساس گزارش مدیریت آمار مرکزی اسرائیل، حجم صادرات کالاهای اسرائیلی به 16 کشور عربی در سال 2008 بالغ بر 2.1 میلیارد دلار بوده است و حجم واردات اسرائیل از 6 کشور عربی 1.18 میلیارد دلار بوده است که باز هم اردن پس از مصر در مرتبه دوم قرار داشته است. (الشروق آنلاین)


اردن و اسرائیل همچنین دارای مناطق اقتصادی مشترک می باشند که کالاهای آن به کشورهای اروپایی و امریکا صادر می شود . ( فراس نت)


همچنین روزنامه السبیل چاپ اردن بتازگی در گزارشی مفصل آشکار کرد که بازارهای اردنی مملو از محصولات کشاورزی اسرائیلی می باشد و این گزارش موجب خشم مقامات اسرائیلی شد و حمله شدیدی را علیه این روزنامه به راه انداخت و مسئولین اسرائیلی ضمن تکذیب گزارش این روزنامه اعلام کردند این گزارش موجب شد تا بخش کشاورزی آنها خسارت زیادی را متحمل گردد لازم به ذکر است که اسرائیل بر خلاف قانون محصولات خود را بدون ذکر نام محل تولدی در بازارهای اردنی به فروش می رساند و همین امرموجب اعتراض شدید مردمی در اردن گردید . ( السبیل)


صدها گزارش دیگر از این دست بر روی  اینترنت نشان می دهد که تنها با روی کار آمدن حکومت جدید در اسرائیل سطح روابط دیپلماتیک دو کشور در ظاهر سردتر شده ولی روابط تجاری و اقتصادی بین دو کشور تغییری نداشته است . حتی اردن در سال جاری معافیت گمرکی برای 2500 قلم از کالاهای اسرائیلی را صادر نمود که به بهبود سطح روابط تجاری دو کشور کمک شایانی خواهد کرد. روزنامه الغد اردنی در گزارشی می نویسد بر اساس گزارشهای مسئولین اسرائیلی حجم تبادل تجاری دو کشور در طی 7 سال گذشته 8.3 برابر افزایش داشته است (روزنامه الغد اردنی)


حتی گزارشهایی مبنی بر ترانزیت کالاهای اسرائیلی از طریق اردن و به نام اردن به بازارهای کشورهای عربی وجود دارد که کمک زیادی به اقتصاد اسرائیل می نماید.( فلسطین)

در اخبار امروز نیز آمده بود که اردن اجازه فرود مخفیانه پروازهای شرکت آرکیع اسرائیل را به بندر عقبه می دهد مشروط بر آنکه این پروازهای در تاریکی شب انجام گردد. (فلسطین الیوم)


لذا می بینیم که عملا ادعای تنزل سطح روابط بین دو کشور یک ادعای تو خالی بوده و هدف از آن تنها زمینه سازی برای سناریوهای بعدی در منطقه می باشد.


اردن همچنین تاکید دارد که روابط خوبی با سوریه دارد و اخیرا بین دو کشور مالیاتهای ورود و خروج مسافران لغو شده است . شاه اردن در مصاحبه اخیر خود با وال استریت ژورنال تاکید کرد که روابط  بین دو کشور اردن و سوریه در بهترین حالت خود نسبت به گذشته قرا رداشته و روابط تجاری و اقتصادی خوبی بین دو کشور برقرار است .


اما قسمت مهم این مصاحبه که شاید از دید بسیاری مخفی ماند بخش مربوط به ایران است:


ملک عبدالله دوم در مصاحبه با وال استریت در باره نقش ایران در منطقه می گوید :

( در خصوص ایران و نفوذ ایران در منطقه ) من از زاویه ای مختلف به این موضوع نگاه می کنم . عده ای هستند که ادعا می کنند که ایران نقش منفی در منطقه بازی می کند ، من می گویم به ایران اجازه داده شده تا این نقش را بازی کند و زمینه ای را که ایران برای ایفای این نقش از آن استفاده می کند همان ظلمی است که در واقع در حق فلسطینیان و قدس اعمال می شود. چنانچه این اوراق از روی میز برداشته شود تاثیر و نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه و از خلال حزب الله و حماس در غزه متلاشی و تماما محو خواهد شد .


من مخالف هر گونه عملیات نظامی علیه ایران هستم و معتقدم عملیات نظامی منطقه را وارد مشکلات پایان ناپذیر می کند ولی در لحظه ای که وارد قضیه اصلی ( فلسطین ) شویم ، در همان لحظه اوراق بازی را از زیر دست حکومت ایران بیرون خواهیم کشید .


ملک عبدالله دوم درپاسخ به این سوال که ایا تصورمی کنید رئیس جمهور امریکا این موضوع را درک میکند گفت: یقیناً من از درک رئیس اوباما نسبت به این موضوع بسیار مطمئن و خرسندم . این موضوع را سال گذشته در خلال دیداری که با او داشتم به اطلاعش رساندم و بطور واضح وزی خارجه امریکا خانم کلینتون و ژنرال جونز و سناتور میچل هم  ابن موضوع را درک می کنند.


 *******

خواندن این سطور در نگاه اول ممکن است هر بیننده را به این فکر فرو ببرد که شاه اردن با نگرانی عمیق خود نسبت به شعله ور شدن جنگی دیگر در منطقه و بخاطر قدس و مسجد الاقصی این تهدید ها را روانه اسرائیل می کند . در حالیکه سکوت مرموز رژیم صهونیستی و امریکا ما را به فکر فرو می برد که چه نقشه ای در ورای این تهدیها و سکوتها وجود دارد و چرا اخیرا شاه اردن با این لهجه تند اسرائیل را  تهدید می کند و در هر سفر خارجی خود و هر مصاحبه خطر بزرگ در منطقه را گوشزد و علنا از اقدامات اسرائیل در سرزمینهای اشغالی انتقاد می کند و آینده ای خطیر را برای این رژیم پیش بینی می کند .


چرا شاه اردن در سال 2006 هنگام هجوم وحشیانه اسرائیل به لبنان سکوت کرده بود ؟ و چرا در جنگ سال 2008 علیه نوار غزه واکنشی نشان نداد؟ آیا وضعیت منطقه در ان زمان انقدر نگران کننده نبود که تحرکی از جانب اردن برای متوقف کردن جنگ صورت بگیرد؟ در حالیکه از گوشه و کنار شنید ه می شد برخی سران کشورهای عربی از اسرائیل خواسته اند تا جنگ علیه لبنان و غزه را تا انتهای راه و نابودی مقاومت متوقف نسازد.


برای پاسخ به این سوال باید گفت که اردن یکی از هم پیمانان اسرائیل در منطقه است و با آن معاهده صلح وادی عربه را امضا نموده و روابط پشت پرده خوبی هم با این رژیم دارد.


اردن با نفوذ در داخل صفوف مقاومت با همکاری اسرائیل شخصیته ای برجسته ای همچون عماد مغنیه را ترور کرده و از هر گونه فعالیت علیه اسرائیل توسط مقاومت در خاک اردن جلوگیری می نماید و نقش مهمی در حصار اسرائیل علیه نوار غزه دارد.


حتی در اخبار آمده بود که اردن تعدادی از اسلامگراهای اردنی را که برای مردم محروم و در حصار غزه کمکهای مالی جمع آوری کرده بودند را دستگیر و روانه زندان کرده و یا حکم حبس طولانی مدت با اعمال شاقه برای مجاهدان اردنی که قصد داشتند از مرزهای اردن خارج و علیه رژیم صهوینیستی در نوار عزه در جنگ سال گذشته شرکت کنند را صادر نموده است.


اردن روابط خود را با حماس کاملا قطع نموده و از تشکیلات خودگردان فلسطین حمایت می کند.


آیا حمایت شاه اردن از مسجد الاقصی و تهدید اسرائیل به معنای مقاومت در برابر این رژیم است؟


نگاهی به تاریخپه اسرائیل و نقش احزاب  تندرو در آن می تواند این موضوع را تا حدودی آشکار سازد.


صالح النعامی نویسنده معروف عرب معتقد است روی کار آمدن دولت راستگرای افراطی در اسرائیل نشان دهنده تحول جامعه اسرائیل و افراط گرایی این جامعه است و این دولت برخاسته از خواست جامعه اسرائیل است و جامعه اسرائیل با انتخاب اخیر خود که حتی کاخ سفید را نیز غافلگیر کرد نشان داد که هیچ علاقه ای به صلح و مذاکره با فلسطینیان و پس دادن سرزمینهای غصبی ندارد و روز به روز احساس فاشیستی و آپارتاید در این رژیم تشدید می گردد.


توجیه رفتارهای نامعقول و افراطی اسرائیل و افزایش شهرک سازیها و تعرض با اماکن مقدس اسلامی و مسیحی را باید مرتبط به وعده های دولت راست گرای افراطی در انتخابات اخیر دانست . احزاب دست راستی اسرائیل در انتخابات اخیر قول داده بودند که نه تنها قدس را از ساکنان عرب تخلیه و آن را پایتخت ابدی اسرائیل اعلام کنند بلکه باقی اعراب فلسطینی را نیز از شهرهای بزرگ واقع در خط 48 اخراج و آنها را آواره مناطق کرانه باختری  و یا خارج از اسرائیل نمایند و شهرک سازیها را افزایش داده و هیکل سوم سلیمان را نیز بسازند و از سویی دیگر اعلام دولت یهودی اسرائیل و تغییر هویت فرهنگی قدس نیز ازوعده های دیگر احزاب دست راستی در انتخابات بود که با استقبال گسترده شهرک نشینان صهیونیست  در شهرهای بزرگ روبرو شد.


لذا دولت اسرائیل در صورت کوچکترین تنزلی از مواضع خود خیلی زود سرنگون خواهد شد و این در مقابل مقاومت فلسطین و حزب الله لبنان به منزله شکست بزرگی برای این رژیم خواهد بود و از سوی دیگر ادامه وضع موجود و اقدامات تحریک آمیز رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی موجب  افزایش خشم بالقوه در بین صفوف فلسطینیان خواهد شد و ممکن است انتفاضه سوم را رقم بزند که باز هم مساوی با مرگ و نابودی اسرائیل است خصوصا پس از اتحاد محور مقاومت ایران سوریه حزب الله و مقاومت اسلامی فلسطینی و ازسویی دیگر انتفاضه سوم نقطه ضعف آمریکا و اردن و دیگر کشورهای هم پیمان اسرائیل و نیز محور اعتدال عربی است و شاه اردن به صراحت در مصاحبه خود با وال استریت ژورنال به این قضیه اعتراف کرده است که انتفاضه سوم محدود به مرزهای داخلی اسرائیل نخواهد شد و کل منطقه را به آتش خواهد کشید.


در حقیقت وضعیت فعلی رژیم صهیونیستی را می توان به یک گلوله برفی تشبیه کرد که در سراشیبی کوه قرار گرفته و رفته رفته بر سرعت و حجم آن افزوده می گردد و نیازمند مانعی برای توقف است. رژیم افراطی اسرائیل در نقطه ای قرار دارد که نه راه بازگشت دارد و نه توان پیشروی و از سویی این رژیم همواره برای اتحاد صفوف داخلی خود دست به جنگهای بیرون مرزهایش می زند و در حقیقت حیات این رژیم منحوس در گرو جنگ و قتل و کشتار در منطقه است و بدون جنگ رو به اضمحلال خواهد رفت. اما تجربه سنگین سال 2006 و سال 2008 این رژیم در دو جنگ علیه حزب الله لبنان  و حماس در غزه نشان داد که جنگهای این رژیم نیز نمی تواند نیروی بازدارندگی این رژیم را تقویت و آن را کشوری قوی نشان بدهد بطوریکه سران این رژیم همچنان درگیر نتایج جنگهای اخیر در جنوب لبنان و نوار غزه می باشند.

لذا در این مقطع حساس اسرائیل نیاز به یک مانع برای جلوگیری از مرگ حتمی و نابودی دارد. چنانچه این مانع محور مقاومت منطقه باشد نابودی اسرائیل حتمی است زیرا مقاومت و اطراف آن خواستار پایان اشغالگری و نابودی رژیم صهیونیستی هستند و اتحاد محور مقاومت در ابتدای سال جاری میلادی نیز با این هدف تشکیل شد.


اما چنانچه مانع مقابل اسرائیل که درسراشیبی سقوط قرار گرفته کشوری مانند اردن باشد می تواند این رژیم را از مرگ حتمی نجات بدهد. اردن و مصر با توجه به معاهده صلح و نیز حمایت و هم پیمانی با امریکا خواستار تشکیل دو دولت فلسطینی و اسرائیل در کنار هم هستند و مخالف نابودی اسرائیل می باشند و آمریکا و اسرائیل نیز این موضوع را خوب درک می کنند که تهدید های اردن از جنس تهدید های ایران و سوریه و مقاومت نیست . بلکه هشدارهایی برای نجات اسرائیل است که در معرض  خطر نابودی قرار دارد ولذا در مقابل این تهدید ها سکوت می کنند .


از سویی دیگر شاه اردن با این سخنان در حال آرایش نظامی و صف بندی منطقه ای در مقابل محور مقاومت است که هدف آن نابودی اسرائیل است تا در صورت لزوم و احتمال به وجود آمدن هر گونه تحول در سرزمینهای اشغالی اعم از تخریب مسجد الاقصی و یا حمله به نواز غزه و ... بتواند سریعا با بسیج کشورهای عربی منطقه در جهت مخالف محور مقاومت ، ابتکار عمل را به دست گرفته و با نقشه ای حساب شده وارد میدان شده و  ضمن جلوگیری از مرگ حتمی اسرائیل او را در جای خود تثبیت کرده و با نشاندن دو طرف فلسطینی و اسرائیل بر سر میز مذاکره و ادامه گفتگوهای جدی برای صلح و حل مسائل نهایی  به  اهداف صهیونیسم جهانی و آمریکا که همان بقای طولانی مدت اسرائیل در منطقه است کمک نماید.


اردن و سایر کشورهای غیر دموکراتیک عرب منطقه  خوب می دانند که در صورت شروع انتفاضه سوم و شروع جنگ اسرائیل با محور مقاومت شعوب منطقه ساکت نخواهند نشست و با حمایت از محور مقاومت رژیم های ظالم و شاهان بی کفایت خود را به زیر خواهند کشید واین به منزله پایان حکومتهای جائر عرب در منطقه و بیدار شدن روح مقاومت در برابر امریکا و اسرائیل و صهیونیسم جهانی خواهد بود و لذا بدون شک برای حفظ  تاج و تخت خود در کنار اردن خواهند ایستاد .


صف بندی اردن و کشورهای معتدل عربی در مقابل اسرائیل در صورت هر گونه تحول در منطقه از چند نظر برای آمریکا حائز اهمیت است .


-  حرکت ایران و سوریه و محور مقاومت در جهت نابودی اسرائیل خنثی شده و آمریکا مجبور نیست  برای حمایت از اسرائیل وارد میدان جنگ شود  و لذا ...


-  چهره آمریکا در بین کشورهای دیگر و شعوب منطقه خدشه دار نشده و در ضمن از لحاظ مادی و نیروی انسانی نیز صرفه جویی بزرگی برای این کشور در حال سقوط است که از سال 2007 از بحران اقتصادی رنج می برد .


-  وعده های  آمریکا در خصوص تشکیل دو دولت فلسطینی و اسرائیل محقق شده و بدین ترتیب امریکا از زیر بار این مسئولیت سنگین خارج خواهد شد. بدیهی است در صورت درگیری بین کشورهای عربی با رهبری اردن و رژیم صهیونیستی ، آمریکا تحت فشار افکار بین المللی طرف اعراب را خواهد گرفت تا به تعهدات خود در مقابل فلسطینیان عمل نموده و رژیم اسرائیل را نیز از مرگ حتمی به دست مقاومت نجات بدهد و آتش انتفاضه را خاموش نماید.


-  اردن با این ابتکار عمل ( ایستادن در مقابل اسرائیل ) علاوه بر اینکه به یک منجی برای حفظ مسجد الاقصی و نجات جان فلسطینیان تبدیل خواهد شد ، به یک نیروی قوی در منطقه از دید اعراب و حامی اسرائیل وامریکا از سوی دیگر وعاملی برای پیاده کردن نقشه های صهیونیسم بدل خواهد شد و منافع دراز مدت آمریکا در منطقه نظیر دسترسی به منابع ارزان انرژی و حضور در منطقه و نیز بازار فروش اسلحه امریکا  و محصولات آن تامین خواهد کرد.


- طبیعتا با شکل گیری دو دولت فلسطین و اسرائیل تا مدتی امنیت و مسئولیت دولت فلسطین به عهده اردن خواهد بود و اردن با حمایت کشورهای عربی و امریکا این وظیفه را به عهده خواهد گرفت . این طرح پیش از این نیز در محافل سیاسی مطرح شده بود و اسرائیل صریحا اعلام کرده بود در صورتیکه اردن مسئولیت امنیتی کرانه غربی را به عهده بگیرد با تشکیل دولت فلسطین در سرزمینهای اشغالی موافقت خواهد کرد.


- در نهایت عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی ثمره شیرین این طرح خواهد بود و در صورت تشکیل دولت فلسطین بر اساس طرح صلح عربی کشورهای عربی می بایست با اسرائیل روابط دیپلماتیک و تجاری و اقتصادی برقرار نمایند.


لذا می بینیم که این طرح و توطئه از پیش تعیین شده اگر چه ظاهراً در قالب  جنگ و تهدید رژیم صهیونیستی است ، در باطن منافع زیادی برای امریکا و اسرائیل و حکومتهای دست نشانده منطقه خواهد داشت.


اقدامات افراطی حکومت نتانیاهو در ادامه شهرک سازی و یهودی سازی قدس و اماکن مقدس اسلامی و مسیحی و نیز تهدیدهای این رژیم در تخریب مسجد الاقصی و ساخت کنیسه های متعدد یهودی در نزدیکی آن حتی موجب نگرانی نمایندگان کنگره آمریکا نیز شده است. تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا طی نامه ای به اوباما خواستار اقدام فوری وی جهت نجات اسرائیل از تهدیدهای محور مقاومت منطقه شده اند . در این نامه آمده است عدم برخورد با موضوع هسته ای ایران به شکل صحیح ( به زعم آنان) از یک سو واقدامات نتانیاهو از سوی دیگر و جنگ کلامی بین اسرائیل و محور مقاومت و تحرکات اخیر نیروهای مقاومت در سرزمینهای اشغالی همه نشان دهنده جنگی مصیبت بار در افق منطقه است که آمریکا را نیز بدون شک درگیر خواهد کرد و با توجه به حضور پانصد هزار نیروی امریکایی در منطقه این امر می تواند برای جان آنان بسیار خطرناک باشد. نمایندگان کنگره همچنین قید نموده اند با توجه به اتحاد محور مقاومت ایران ، سوریه و حزب الله لبنان و مقاومت در فلسطین در صورت شروع جنگ در منطقه ، نابودی اسرائیل حتمی خواهد بود و از سویی دیگر منافع اقتصادی و سیاسی امریکا در منطقه را به خطر خواهد انداخت. ( الدیار)


 لذا می بینیم که آمریکا و اسرائیل و سایر کشورهای اروپایی هوشمندانه در مقابل اظهارات شاه اردن سکوت کرده ولی در مقابل هر گونه تحرکی از جانب محور مقاومت در منطقه به شدت واکنش نشان می دهند و از سوی دیگر سکوت معنا دار سایر کشورهای عربی و ازجمله مصر و سعودی این موضوع را به ذهن متبادر می سازد که علاوه بر ناتوانی این کشورها و عدم استقلال رای در مقابل تصمیمات اداره آمریکا و تهدید اسرائیل ، طبق نقشه ای از پیش تعیین شده این کشورها باید سکوت کرده تا تنها صوت یک نفر و یک کشور و آن هم شاه اردن برای شکل گیری نقش او در درگیریهای آینده منطقه شنیده شود و نقش او در افکار عمومی منطقه و جهان برجسته و شکل گیرد و سایر کشورهای عربی تحت لوای اردن می بایست طبق نقشه به ادای نقش بپردازند تا به این ترتیب آرامش مورد نظر آمریکا همراه با تسلط دوباره این کشور بر کشورهای منطقه تامین شده و از سویی دیگر اسرائیل نیز از خطر نابودی نجات یابد.

اما آنچه بیشتر این ظن را تقویت می کند متن سخنرانی پایانی شاه اردن در اجلاس اخیر اتحادیه کشورهای عربی و مصاحبه وی با روزنامه وال استریت است که در ان صریحا به موضوع مورد نظر اشاره نموده است .


در حقیقت این دو سخنرانی و مصاحبه اخیررمزگشایی از تحرکات یک سال اخیر و تشدید لهجه چند ماه گذشته شاه اردن می باشد.


در خاتمه باید سئوال نمود آیا جنگ بعدی در منطقه بین اعراب و اردن از یک سو و اسرائیل از سویی دیگرخواهد بود؟

آیا جنگ اسرائیل علیه ایران با این طرح نامعقول به نظر نمی رسد؟

نقش محور مقاومت در تحولات آتی در منطقه چه خواهد بود؟

چه سناریوهایی برای اجرای این طرح در نظر گرفته شده است؟

آیا تخریب جزئی مسجد الاقصی در اثر حادثه و یا زلزله و  یا جنگ علیه نوار غزه و یا ترور یک شخصیت فلسطینی بارز می تواند جرقه ای برای شروع این طرح باشد؟

.............................................................

با تشکر از برادر عزیز آقای حبیبی مشکینی مدیر سایت وزین آخرالزمان و مهدی موعود(عج)

ارسال شده: 26 فروردين 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

بسم الله الرحمن الرحیم

پیش درآمد


مقاله ی حاضر که تقدیم خوانندگان محترم وبسایت می گردد، در حدود 2 سال قبل توسط مولف آن به رشته ی تحریر درآمد. این مقاله بعد از تحریر، مدت زیادی از انتشار به دور ماند. علت این امر نیز جلوگیری از بروز هیاهو و جنجال در بین منتظران ظهور و پرهیز از هر گونه حرکت شتاب زده، عجولانه و غیر منطقی توسط برخی از شیعیان بوده است.

در عصر حاضر که بنا به نظر بسیاری  از  علماء  دوره ی  آخرالزمان می باشد،  آفت های فراوانی در زمینه ی نشانه شناسی ظهور به چشم می خورد. متأسفانه افراط و تفریط در زمینه ی مبحث نشانه شناسی ظهور، موجب اتخاذ سیاست های نادرست در این زمینه شده است:

الف) گروهی از شیعیان، هیچ توجهی به نشانه های ظهور و روایات مربوط به آخرالزمان ندارند و به همین دلیل بدون توجه به وقایع اطراف، به امور روزمره مشغولند. به همین دلیل تعدادی از آنان نیز علی رغم ادای فرایض دینی، به دلیل عدم  شناخت صحیح از امتحانات و ابتلائات آخرالزمان، گرفتار فتنه ها شده و در گرد و غبار فتنه ها، اهداف اصلی را فراموش می کنند و در این امتحانات مردود می گردند. دیدگاه این افراد نسبت به نشانه های ظهور تفریطی بوده و مانع از موضع گیری صحیح آنان می گردد.

ب) گروه دیگری از شیعیان، متاسفانه راه افراط را در پیش گرفته و با تطبیق دادن افراطی وقایع اطراف خود با نشانه های ظهور، هر واقعه ای را بالاجبار و به واسطه ی انواع و اقسام توجیهات،  بر  یکی  از  نشانه های  ظهور   منطبق می نمایند و دست به توقیت و تعیین وقت برای ظهور می زنند. این حرکت افراطی نیز تبعات نامناسبی داشته و علیرغم ایجاد امید و شوق در دل منتظران مهدی موعود (عج) در کوتاه مدت، در درازمدت به دلیل عدم صحت تطبیق های ارایه شده و متعاقب آن عدم ظهور حضرت مهدی (عج) در زمان مورد ادعا، موجب نا امیدی و یأس در بین مشتاقان و منتظران ظهور مهدی  موعود (عج) می گردد و لطمات جبران ناپذیری بر پیکره ی جامعه ی  مهدوی  کشور  وارد می کند.

ج) اما افرادی که مسیر اعتدال را برمی گزینند و ضمن مطالعه ی توأم با تدبر و تحقیق و همچنین رعایت احتیاطات لازم، به مطالعه پیرامون نشانه های ظهور می پردازند، ضمن حفظ روحیه و آمادگی خود برای زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (عج) و پرهیز از گرفتار شدن در فتنه های آخرالزمانی، بی محابا به تطبیق های ناصحیح و نادرست نپرداخته و از افتادن در ورطه ی یأس و ناامیدی دوری می نمایند.

در این بین افراد گروه سوم که به دور از افراط و تفریط به مطالعه ی دقیق پیرامون نشانه های ظهور می پردازند، از سایر افراد موفق ترند و ضمن آمادگی همیشگی و پرهیز از افتادن در ورطه ی فتنه های آخرالزمان، از تعجیل و توقیت در امر ظهور حضرت  مهدی (عج)  خودداری  می نمایند.  چرا  که  آنان  خوب می دانند که معصومین (ع) چنین فرموده اند: « کذب الوقاتون و هلک المستعجلون. »

متاسفانه در بین محققین، نشریات، وبلاگ ها و وبسایت ها ،دیدگاه معتدل در زمینه ی نشانه های ظهور، خیلی کم به چشم می خورد و عمده ی رسانه های فرهنگی کشورهای اسلامی،  در یکی از دو طیف افراط و تفریط به سر می برند.

بنا بر دلایل فوق، بیم آن می رفت که با انتشار نابهنگام این مقاله، طیف افراطی بی محابا به توقیت و تعجیل و تطبیق های لجام گسیخته و غیر منطقی بپردازند و با ایجاد جنجار و هیاهو در کشورهای اسلامی، موجب برانگیختن فتنه های بزرگ شوند. به همین دلیل تلاش گردید حتی الامکان انتشار این مقاله تا زمانی که خداوند عالم و دانا آن را به صلاح می دانند، به تعویق انداخته شود. در واقع تلاش گردید تا با استخاره به درگاه خداوند متعال در باب یافتن زمان مناسب برای انتشار این مقاله، از نظر حضرت حق پیرامون انتشار آن مطلع شویم. چرا که در عصر حاضر با توجه به غیبت حضرت صاحب الامر (عج)،  شیعیان  تنها  به واسطه ی رویای صادقه و استخاره می توانند از نظر خداوند متعال بهره گیرند.

« به لطف خدا و با توجه به تغيير شرايط منطقه طي چند هفته ي اخير، استخاره با قرآن كريم انجام شد كه حاكي از نتايج مثبت انتشار اين مقاله البته به صورت مشروط و رعايت حداكثر احتياطات بود. اميد مي رود كه خداوند متعال، خود اين مقاله را در مسير درست هدايت فرموده و تضمين كننده ي تاثير مثبت آن باشد. »

البته هدف اصلی از انتشار این مقاله بیش از آن که معرفی سفیانی باشد، تشویق خوانندگان محترم و مسئولان عزیز کشورمان به تقویت دیدگاه های استراتژیک خود پیرامون کشورهای منطقه و بالاخص اردن  با توجه به روایات آخرالزمانی می باشد. چرا که به نظر می رسد استعمارگران غربی  و  حتی  شرقی،  خواب  شومی برای  منطقه دیده اند و قرار است رهبری و استیلای دولت سرسپرده و فاسد اردن را در منطقه ی خاورمیانه تضمین کنند. به همین دلیل از عزیزان محترم خواننده ی وبسایت درخواست می کنیم تا این مقاله را بیشتر به صورت یک مقاله ی استراتژیک مطالعه فرمایند و با مطالعه ی این مقاله به توقیت نپرداخته و مطالب مندرج در این مقاله را قطعی قلمداد نکنند.

با توجه به حساسیت بالای سفیانی در  بین  نشانه های  ظهور،  کوچکترین بی دقتی در این زمینه می تواند تبعات نامناسبی به همراه داشته باشد. همچنین با توجه به وقوع تعداد زیادی از نشانه های ظهور در عصر حاضر، بیم آن می رود که تعداد زیادی از شیادان و مدعیان دروغین مهدویت، از موقعیت سوء استفاده کرده و فتنه های بزرگی به راه اندازند. با توجه به این مسئله، انتشار تطبیق های غیر مشروط و و بی محابا پیرامون سفیانی، می تواند تحرکات شیادان و مدعیان را تقویت نماید. بنابراین انتشار صحیح این مقاله نیز هوشیاری مضاعف شیعیان اهل بیت (ع) را می طلبد و این عزیزان باید همه ی جوانب امر را در زمینه ی انتشار اینگونه  مقالات در نظر بگیرند.

عزیزان خواننده ی وبسایت نیز این را باید بدانند که حتی در صورت صحت مطالب موجود در این تحقیق، باید از جار و جنجال بپرهیزند و از هر گونه حرکت عجولانه و خودسرانه خودداری کنند؛ چرا که در عصر حاضر، رهبری مسلمین بر عهده ی نایب حضرت ولی عصر (عج) یعنی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است و دستورات ایشان فصل الخطاب مسلمین و بالاخص شیعیان جهان می باشد. با توجه به این مسئله و با عنایت به این که تعداد زیادی از محققین نیز نقش برجسته ای برای رهبر معظم انقلاب در امر زمینه سازی ظهور قائلند، هر گونه حرکت خودسرانه ی مدعی زمینه سازی ظهور و هر فعالیت مغایر با فرمایش های مقام معظم رهبری، حرکتی باطل و منحرف می باشد. به همین دلیل، از عزیزان درخواست می کنیم که در صورت مطالعه ی این مقاله، رویه ای افراطی در پیش نگیرند و در این زمینه، مطیع امر رهبر معظم انقلاب باشند.

نکته ی دیگر این که اخیراً تعداد زیادی از عزیزانی که به نگارنده ی مقاله لطف دارند، وی را با عنوان « استاد خادم الامام (عج) » خطاب نموده اند. مولف مقاله ضمن تشکر از این عزیزان، خود را لایق این عنوان نمی داند و ترجیح می دهد که کماکان با همان عنوان « خادم الامام (عج) » خطاب شود. به خصوص در این عصر که فرقه های انحرافی و مدعیان دروغین، فتنه های بزرگی را رقم زده اند، اطلاق عناوینی از این دست ممکن است سبب بروز سوء تفاهم و بعضاً بدبینی گردد و ممکن است تصورات نامناسبی پیرامون نگارنده ی این مقالات پدید آید. حال آن که نگارنده، تنها محققی دغدغه مند است که تلاش می کند تا از ابزاری که خداوند متعال در اختیارش قرار داده است، در جهت خدمت به اسلام و مسلمین، تنویر افکار عمومی و پاسداری از نظام اسلامی و حکومت زمینه ساز ظهور، بهره گیرد.

در هر حال این مقاله بعد از مدت ها پیش روی خوانندگان عزیز قرار گرفته است. از خوانندگان عزیز درخواست می کنیم که در صورتی که تمایل به تکثیر این مقاله داشتند و یا در صورتی که خواستند به آن لینک دهند، حتماً مقاله را به همراه پیش درآمد، مقدمه، و به صورت کامل انتشار دهند. در غیر این صورت، مولف مقاله از این امر رضایت نخواهد داشت. نکته ی دیگر این که عزیزان از درج هرگونه تیتر جنجالی، توهین آمیز و نامناسب خودداری نمایند و از هر حرکتی که خدای ناکرده منجر به توقیت (وقت تعیین کردن برای ظهور) و قطعی دانستن مصادیق ظهور گردد، خودداری فرمایند. در ضمن عزیزان مراقب باشند که لحن نوشته هایشان به گونه ای نباشد که مدعیان دروغین مهدویت بخواهند از این نوشته ها سوءاستفاده نموده و نزدیکی ظهور را به عنوان بهانه ای برای فعالیت های شیطانیشان قرار دهند.

این مقاله بعد از 2 سال و با توکل بر خداوند متعال بر روی وبسایت « وعده ی صادق » قرار گرفته است. امید می رود که تأثیر مثبتی بر جامعه ی مهدوی کشور بگذارد و فتنه ای به همراه نداشته باشد.

با تشکر

خادم الامام (عج) - فروردین 89

 

 شاه اردن از زاويه ای دیگر- بخش اول

 

 

مسئله ی سفیانی یکی از مباحث بحث برانگیز و مهم نشانه های ظهور می باشد. چرا که جنایت های فراوان سفیانی در سال ظهور حضرت مهدی (عج)، عظیم ترین جنایاتی است که بشر به چشم خود می بیند.(4) از سوی دیگر نزدیکی خروج سفیانی و حتمی بودن خروج او سبب شده است که « خروج سفیانی »، مهمترین نشانه ی ظهور باشد؛ چرا که خروج سفیانی، نزدیکی قریب الوقوع ظهور حضرت مهدی (عج) را نوید می دهد. بنابراین شناختن سفیانی از اهمیت ویژه ای در نزد مسلمانان و بالاخص شیعیان برخوردار است.

 

در عصر حاضر نیز که بنابر نظر بسیاری از علما، عصر الظهور می باشد و نشانه های ظهور بسیاری به حقیقت پیوسته اند، شناخت و بررسی سفیانی از اهمیت دو چندانی برخوردار است؛ چرا که از یک سو، هیچ دوره ی زمانی همچون دوره ای که ما در آن زندگی می کنیم، شبیه به دوره ی توصیف شده در روایات نمي باشد و از سوی دیگر شرایط بحرانی منطقه ی خاورمیانه در عصر حاضر، احتمال ظهور سفیانی را بیش از هر زمان دیگری بالا برده است.

 

در حال حاضر، اظهار نظرها پیرامون سفیانی بسیار محدود و کلیشه ای می باشد. به طوری که کتابهايی که پیرامون سفیانی نگاشته شده اند،  صرفاً  به  بیان  روایات  و تحلیل های سطحی در این رابطه می پردازند و کمتر کتابی را می بینیم که با دید امروزی به مسئله ي سفیانی نگاه کرده باشد.

 

اهمیت نگاه امروزی به مسئله ی سفیانی از آنجا ناشی می شود که مرزهای جغرافیائی، قوانین بین المللی و ابزار آلات تکنولوژیکی پیشرفته، شرایط خاصی را برای عصر ما رقم زده اند؛ به طوری که نمی توان انتظار داشت سپاهیان سفیانی با اسب و شمشیر به تاخت و تاز در منطقه مشغول باشند. البته روایات معتبر نیز تاکیدی بر این گونه جزئیات ندارند؛ چرا که ظهور حضرت مهدي (عج) نیز با توجه به شرایط خاص زمانی انجام خواهد شد. روایات معتبر حتی به صورت غیرمستقیم به پیشرفتهای تکنولوژیکی این عصر اشاره کرده اند. برای مثال حجت شدن شهر قم در روایات اسلامی و اتمام حجت این شهر بر مردم دنیا در سالهای قبل از ظهور، به بهترین وجه با اختراع اینترنت و ماهواره محقق شده است.(5) بنابراین در روایات مربوط به سفیانی نیز می بایست شرایط زمانی را در نظر گرفت.

 

در سالهای اخیر، بحث هاي معدودي پیرامون سفیانی مطرح شده است. مهمترین این سخنان که اکثر خوانندگان عزیز وبلاگ نیز با آن آشنا هستند، فرمایشهای جناب شیخ بهلول می باشد که از حضور شخصی شبیه سفیانی روایات در کشور سوریه خبر دادند.(6) البته ايشان این مسئله را به صورت یک احتمال و نه بیشتر مطرح نمودند.(7)

 

قضیه بدین قرار است که شیخ بهلول در سفری که به سوریه داشته اند و نزد حافظ اسد رئیس جمهور سابق سوریه دعوت بودند، در جریان جلسه ملاحظه کردند که یکی از فرماندهان ارشد ارتش سوریه وارد جلسه شد. در این هنگام فرماندهان دیگر حاضر در مجلس گفتند: « جاء السفیانی. » فرمانده ی مذکور وارد جلسه شد و در کنار بقیه ی فرماندهان جای گرفت. شیخ بهلول فرمودند که از نظر ایشان فرمانده ي مذکور که سفیانی نام داشت، بسیار جاه طلب بوده و حرص و طمع از چهره اش می بارید. به همین دلیل شیخ بهلول اظهار داشتند که ممکن است فرد مذکور همان سفیانی موجود در روایات باشد. البته برخلاف مطالبی که در سایت ها و وبلاگ های مختلف نقل شده است، شخص جناب شیخ بهلول به هیچ عنوان درباره ی شخص مذکور نظر قطعی نداشتند و آن را در حد یک احتمال بیان کردند. (جمله ی اخیر را مولف این مقاله از زبان یکی از شاگردان شیخ بهلول شنیده است.) بنابراین افسانه پردازی هایی که بعضی از سایت ها و وبلاگ ها انجام می دهند و حتی خبر از گفتگوی طولانی بین شیخ بهلول و فرد مذکور می دهند، به هیچ عنوان منطبق بر واقعیت نمی باشد، بلکه شیخ بهلول نیز این مسئله را در حد احتمال بیان فرمودند.(8)

 

البته احتمال اينكه سفیانی فردي سوری (اهل سوریه) باشد نیز تا حدی مطرح است (هر چند در ادامه ی مقاله تا حدی کمرنگ تر خواهد شد.).

 

اما احتمال دیگری که این مقاله روی آن تأکید بیشتری دارد، این است که ممکن است سفیانی روایات، از کشور دیگری در منطقه ی شام خروج کند. زیرا روایات اسلامی به هیچ عنوان تأکیدی بر اينكه کشور سوریه محل خروج سفیانی است، ندارند؛ بلکه روایات از خروج سفیانی از منطقه ی شام كه بنابر گفته ی  کتب  جغرافیايی  شامل  پنج منطقه ی قنسرین، دمشق، اردن، فلسطین و حمص می باشد،(9) خبر مي دهند.

 

هیچ یک از روایات بیان نمی کنند که خروج سفیانی از دمشق یا سوریه می باشد؛ بلکه همه ی روایات بیان می دارند که خروج سفیانی از منطقه ی شام می باشد. اما هیچ  روایت معتبری که به صورت مستقیم به منطقه ی دمشق یا سوریه به عنوان محل آغاز خروج سفیانی اشاره کند، وجود ندارد. برای مثال روایات زیر به خروج سفیانی و درگیری او در شام اشاره دارند:

 

امام باقر (ع) فرمودند: « آنگاه که خبر جنگ و درگیری و اختلاف در میان شامیان به گوش شما رسید، باید از شام بگریزید؛  زیرا  حتماً  در  آنجا  فتنه  و  کشتار  اتفاق  خواهد افتاد. »(10)

 

در روایتی دیگر که از کتاب « ارشاد » شیخ مفید اقتباس شده، چنین آمده است:

« نخستین سرزمینی که ویران شود شام است، علت ویرانی شام، اجتماع طرفداران سه پرچم (نیرو) در آنجا است: نیروهای اصهب، ابقع و سفیانی. »(11)

 

در روایت دیگر از کتاب بحارالانوار نقل شده است: « مردم شام از او اطاعت کنند به جز دسته ای از رهروان حق که خداوند آنها را از شر همراهی سفیانی حفظ کند. »(12)

 

همانگونه که ملاحظه فرمودید، روایات ما به خروج سفیانی از شام اشاره دارند و هیچ اشاره ای به خروج وی از دمشق یا سوریه ندارند. البته در تعدادی از روایات، نام دمشق ذکر شده است؛ اما در اینگونه روایات، دمشق محل خروج سفیانی نیست؛ بلکه در تعدادی از آنها اشاره شده است که سفیانی از سمت دمشق می آید نه خود دمشق.

 

همانگونه که می دانیم، سرزمینهای حجاز و عراق و ايران در بخش های شرقی و جنوب شرقی شام واقع شده اند؛ بنابراین طبیعی است که خروج سفیانی نسبت به سرزمینهای مذکور که محل زندگی معصومین (ع) بوده است، در سمت غرب و شمال غربی قرار داشته و اشاره ی معصومین به  اینکه  سفیانی  از  سمت دمشق  خروج می کند به این معنی است که سفیانی از شام خروج می نماید.

 

خروج سفياني از سمت دمشق، نه خود دمشق در برخي  از  روايات.   (اين روايات ضعيف السند مي باشند.)

 

روایت زیر یکی از مهمترین روایاتي است كه نام دمشق در آن ذكر شده است:

 

در نسخه ی  خطی  ابن حماد از محمد بن جعفر بن علی  نقل  شده  است  که  گفت: « سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است. مردی با سری درشت و چهره ای آبله گون در چشمش نقطه ای سفید پیداست. او از سمت دمشق که وادی یابس (دره ی خشک) نامیده می شود با هفت نفر که یکی از آنها درفشی آماده ی اهتراز با خود دارد، خروج می کند. »(13)

 

در ادامه ی مقاله به این مسئله خواهیم پرداخت که روایت مذکور روایت صحیح و قابل اعتمادی نیست؛ چرا که از نظر سند به شدت مخدوش می باشد.(14) اما اگر حتی از این مسئله نیز بگذریم. با دقت در روایت درمی یابیم که این روایت نیز محل خروج سفیانی را دمشق نمی داند، بلکه محل خروج او را « وادی یابس » که در سمت دمشق واقع شده است، بیان می کند. همانگونه که می دانیم، وادی یابس و دمشق از نظر جغرافیايی یکی نیستند و ما در ادامه ی مقاله پیرامون آن سخن خواهیم گفت.

 

بدین ترتیب  کلمه ی  دمشق  در  روایات  فوق  به هیچ عنوان  محل  خروج  سفیانی نمی باشد.

 

در تعداد دیگری از روایات نیز کلمه ی دمشق به کار رفته است و در آنها ذکر شده است که سفیانی بر منبر دمشق قرار می گیرد. در این دسته از روایات نیز شهر دمشق محل خروج سفیانی نمی باشد، بلکه شهر دمشق یکی از اولین متصرفات سفیانی است که سفیانی پس از تصرف آن، از این شهر اعلام موجودیت خواهد کرد و با غرور خود را یک حاکم قدرتمند نشان خواهد داد.

 

روایت زیر یک نمونه از این روایات است:

 

حضرت اميرالمومنين علي (ع) فرمودند:

« ... و سپس پسر هند جگرخوار از وادی یابس (دره ی بی آب و علف) شورش می کند تا  اینکه  بر  منبر  دمشق  قرار  بگیرد؛  وقتی  چنین  شد  منتظر  قیام  مهدی (عج)  باشید ... »(15)

 

همانگونه که ملاحظه فرمودید مطابق این روایت، سفیانی از محلی به نام وادی یابس واقع در شام خروج کرده و بعد از آن، در طی اولین تحرکاتش دمشق را متصرف شده و در این شهر اعلام موجودیت می کند و خود را به عنوان مدعی تشکیل امپراطوری جدید در خاورمیانه مطرح می نماید. مطابق روایت فوق، دمشق محل خروج سفیانی نیست، بلکه یکی از اولین مکانهايی است که سفیانی آن را به تصرف خود در می آورد.

 

بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، خروج سفیانی از منطقه ی شام قطعی است؛ اما خروج او از شهر دمشق و کشور سوریه چندان مشخص نیست و حتی قراینی در روایات یافت می شود که نشان می دهند که به احتمال زیاد سفیانی از پایتخت سوریه قیام نخواهد کرد. بلکه قیام او در مکان دیگری شکل خواهد گرفت؛ اما در ادامه، دمشق نیز جزو متصرفات وی خواهد شد.

 

به نظر نگارنده ی این مقاله، محل خروج سفیانی کشور اردن می باشد و سفیانی یکی از رهبران خاندان پادشاهی اردن است. البته این مسئله بر اساس شواهد و مدارکی بیان شده است؛ اما مجدداً تأکید می کنیم که به هیچ عنوان این تطبیق قطعیت نداشته و قصد ما از بیان آن، انجام توقیت (وقت تعیین کردن برای ظهور) نیست.

 

قبل از اینکه به مقایسه ی ویژگیهای سفیانی با اعضای خاندان سلطنتی کشور اردن و بالاخص پادشاه کنونی آن « ملک عبدالله دوم » بپردازیم،  بهتر  است  مقدماتی  را درباره ی کشور اردن و خاندان پادشاهی این کشور بیان کنيم:

 

كشور اردن: کشور اردن سرزمینی خشک و بی آب و علفی است که بیشتر ساکنین آن را اعراب تشکیل می دهند.(16) این کشور در بخش شمال غربی کشور عربستان و غرب عراق، جنوب سوریه و شرق فلسطین اشغالی واقع شده است. کشور اردن طولانی ترین مرز خاکی مشترک را با کشور فلسطین اشغالی و رژیم صهیونیستی دارد(17) و به مثابه کمربندی بخش اعظم مرزهای شرقی اسرايیل را در بر گرفته است.

  

نقشه ي كشور اردن. 

 

این کشور از نظر کشاورزی و منابع نفتی چندان غنی نمی باشد(18) و حیات سیاسی و اقتصادی آن کمی عجیب به نظر می رسد. چرا که در عین خالی بودن این کشور از زیر ساخت های اقتصادی، اردن در بین کشورهای منطقه از نظر اقتصادی در وضعيت نسبتاً مناسبي به سر مي برد كه اين مسئله تعجب آور است و احتمال تقویت بنیان های اقتصادی این کشور را از سوی کشورهای غربی مطرح می نماید.(19) البته در زمینه ی صنعت توریسم شاید بتوان سهمی را برای اردن قايل شد؛  چرا که این  کشور  در حاشیه ی پست ترین و شورترین دریاچه ی کره ی زمین قرار گرفته  است  که  همانا  دریاچه ی  بحرالمیت (Dead Sea) می باشد. این دریاچه به دلیل وجود املاح معدنی فراوان و نیز این خاصیت که هیچ شناگري در آن غرق نمی شود، مورد استقبال گردشگران غربی قرار گرفته است.(20) البته در این زمینه نیز رژیم صهیونیستی که در سمت دیگر بحرالمیت واقع شده است، گوی سبقت را از اردن ربوده و با ایجاد تفریحگاههای مجلل، اکثر گردشگران را به سمت خود می کشاند و سهم کمتری برای  اردن  باقی می گذارد. 

 

 

هتل هاي مجلل در حاشيه ي بحر الميت.

 

 

خاندان پادشاهي اردن: خاندان پادشاهی اردن، يكي از قدیمی ترین خاندان هاي حکومتی منطقه ی خاورمیانه می باشد. این خاندان سلطنتی که خود را خاندان پادشاهی هاشمی نامیده است(21) و حتی نام کشور اردن را به کشور اردن هاشمی تغییر داده است، ریشه در سرزمین حجاز دارد.(22) جد بزرگ این خاندان که « شریف حسین » نام  داشته  و  از  اعضای برجسته ی خاندان شریف در مکه بوده است، در زمان افول دولت عثمانی و در هنگامی که حکومت عثمانی تسلطش را بر سرزمینهای عربی از دست داده بود، به کمک نیروهای انگلیسی توانست بخشهای زیادی از سرزمین های عربی  را  از  دست عثمانی ها  خارج  سازد.(23)  وي  مدتی  بر  این سرزمین ها حکومت کرد اما كمي بعد حکومت اردن را به پسرش عبدالله، حکومت عراق و سوریه را به پسرش فیصل و حكومت عربستان را به پسرش علي سپرد.(24) اما در نهایت آل سعود که در عربستان قدرت یافته بودند، شریف حسین و سپس پسرش علي را شکست داده و او را از شبه جزیره ی عربستان بیرون کردند و او مجبور شد بقیه مدت عمرش را در اردن سپری کند.(25) بعد از مدتی، سوریه و عراق نیز از چنگ فرزندان شریف حسین خارج شدند(26) و حکومت این مناطق به دولت های انقلابی منتقل شد. اما حکومت اردن تا به امروز در دست فرزندان شریف حسین باقی مانده است و آنان این کشور را اردن هاشمی نامیدند.(27) 

 

 

شريف حسين، موسس خاندان پادشاهي اردن هاشمي. 

 

بعد از شریف حسین و عبدالله اول، حکومت به ملک طلال، ملک حسین و در نهایت ملک عبدالله دوم رسید و اکنون نیز حکومت در دست ملک عبدالله دوم می باشد.(28)

 

نکته ی جالبی که در مورد کشور اردن و خاندان پادشاهی این کشور وجود دارد، این است که تمام سرزمین های عربی که زمانی در قبضه ی قدرت خاندان شريف حسين بودند، به مرور زمان و با عدم حمایت انگلستان، از چنگ این خاندان خارج شدند؛ اما حکومت  کشور  اردن  که  همچون  کمربندی  مرزهای  شرقی  اسرايیل  را  محافظت می نماید، همچنان در دست این خاندان باقی مانده است  و  حتی  از  سوی  انگلستان  و  آمریکا  مورد  حمایت  واقع می شود؛ به نحوی که هیچگونه انقلابی در این منطقه رخ نداده است.

 

 این ثبات طولانی مدت کشور اردن، شک برانگیز است و این احتمال را بر ذهن متبادر مي سازد که ممکن است هدف از برقراری ثبات در اردن تحت حکومت دیکتاتوری و مستبدانه ي خاندان اردن هاشمی، چیزی جز حمایت از دولت اسرايیل نباشد. چرا که همانگونه که عرض کردیم، کشور اردن همچون یک سد، کشور اسرايیل را از سمت شرق حمايت می کند و اگر روزی این سد شکسته شود و کشور اردن به دست مسلمانان معتقد و جهادگر و دشمنان اسرايیل بیفتد، نابودی اسرائیل حتمی است؛ دليل اين امر نيز اين است که سرتاسر سرزمین های اشغالی به سهولت در دسترس جهادگران بوده و اسرايیل بسیار آسیب پذیر خواهد بود.

 

در این صورت حتی اگر کل سرزمین های اشغالی توسط مسلمانان فتح نشود، شهر بیت المقدس به سهولت در دسترس مسلمانان بوده و قابل فتح می باشد. چرا که این شهر مقدس تنها 25 کیلومتر با ساحل بحرالمیت و کمتر از 50 کیلومتر با مرزهای اردن فاصله دارد؛(29) بنابراین حتی اگر نیروهای جهادگر مسلمان نتوانند کل سرزمین های اشغالی را فتح کنند، آزادی قدس شریف پس از تحت اختیار گرفتن اردن توسط مسلمانان مومن، دور از دسترس نخواهد بود.

 

به دلیل اهمیت این موضوع، انگلستان و آمریکا همواره از دولت خاندان سلطنتی اردن هاشمی که یک دولت دیکتاتور مستبد  و  سازشکار  با  اسرايیل  می باشد،  حمایت می کنند تا مبادا این کشور که به جرأت می توان آن را دروازه ی قدس نامید، به دست مسلمانان جهادگر و معتقد و دشمن اسراييل بیفتد.

 

 

اردن: كشوري كه همچون كمربند از اسراييل محافظت مي كند و مي توان آن را دروازه ي اسراييل دانست. 

یکی دیگر از واقعیات مهمی که پیرامون خاندان سلطنتی اردن هاشمی وجود دارد و متاسفانه پیرامون آن چندان اطلاع رسانی نشده است، این نکته می باشد که این خاندان به هیچ عنوان برازنده ی عبارت « خاندان هاشمی » نمی باشند؛ چرا که برخلاف ادعاهای اعضای این خاندان سلطنتی که خود را هاشمی و از نسل پیامبر (ص) می دانند، این خاندان به هیچ عنوان به پیامبر (ص) منتسب نبوده و سیادت آنها به صورت قریب به یقین جعلی می باشد.

 

برای این امر نیز شواهدی وجود دارند که عبارتند از:

 

1 – در شجره نامه ای که در سایت خاندان سلطنتی اردن درج شده است، نسب این خاندان به حضرت امام حسن (ع) رسیده است که اين انتساب نیز از جانب یکی از فرزندان امام حسن مجتبی (ع) موسوم به عبدالله بن حسن مثنی انجام گرفته است.(30) عبدالله بن حسن مثنی یکی از ساداتی است که به ناحق براي يكي از فرزندان خود به نام محمد، ادعای مهدویت نموده و او را به عنوان « محمد بن عبدالله » و « مهدي موعود » معرفي كرده و باعث گمراهی جمع بسیاری گشت؛(31) بنابراین انتساب شجرنامه به او که اعمالش مورد تایید ائمه نبوده است نیز چندان قابل اعتماد نیست. 

 

وبسايت رسمي خاندان پادشاهي اردن.

 

شجره نامه ي ادعايي ملك عبدالله دوم، مبني بر انتساب وي به خاندان پيامبر (ص). 

 

2 – یکی از محققین آمریکايی که مورخ و استاد دانشگاه ماساچوست آمریکا می باشد، در کتاب خود با عنوان « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن » نکات مهمی را پیرامون ملک عبدالله و کشور اردن بیان کرده است. 

 

 

كتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن »

 

 

خانم مري کریستینا ویلسون مولف این کتاب، با استفاده از اطلاعات فاش شده از آرشیو وزارت کشور و امور کشورهای مشترک المنافع بریتانیا، انتساب ملک عبدالله  و  خاندان  وی  را  به اهل بیت و رسول اکرم (ص) رد می کند.(32)

 

 

در ابتدای کتاب مذکور، خانم ویلسون بیان می کند که در شهر مکه، تبار شناسی و نسب شناسی از اهمیت والايی برخوردار است و به دلیل اینکه خاندان های بزرگ مکه عمدتاً خالص و دست نخورده باقی مانده اند،  ردیابی تبارها  و  نسب ها  در این شهر مقدس آسان است و نادرستي شجرنامه های جعلی به سهولت برملا می شود.(33) 

 

نظر كارشناسان و مورخان درباره ي جعلي بودن شجره نامه ي سيادت ملك عبدالله دوم.

 

مطابق گفته های خانم ویلسون در این کتاب، خاندان شریف که از خاندان های قدیمی مکه محسوب می شوند، به وضوح دارای شجره نامه ی جعلی می باشند و به دروغ خود را به خاندان پیامبر (ص) منتسب می دانند.(34) (البته علاوه بر خانم ویلسون، تعداد زیادی از محققان غربی نیز همین نظر را دارند.).(35) بخش هایی از کتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن » را که به بررسی جعل شجره نامه توسط خاندان شریف حسین پرداخته است، ملاحظه می فرمايید:(36) 

 

 

بيان جعلي بودن نسب خاندان پادشاهي اردن و نادرست بودن ادعاي سيادت اين خاندان بر اساس اسناد و مدارك در كتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن ».

 

3 – از دیگر شواهدی که جعلی بودن نسب خاندان سلطنتی اردن هاشمی را نشان می دهد، این مسئله است که خاندان سلطنتی اردن هاشمی، مذهب خود را سنی معرفی می کنند و مدعی هستند که اجداد آنها از مذهب شیعه به مذهب سنی گرویده اند. قطعاً این مسئله که سادات (كه خود از شجره ی اهل بیت (ع) هستند)، مذهب حقه ی اهل بیت را که همان شیعه باشد به کنار گذاشته و مذهب اهل سنت را برگزیده باشند، سوال برانگیز می باشد.(37) 

 

سني بودن خاندان پادشاهي اردن.

 

 

بعد از ذکر مقدماتی پیرامون کشور اردن و خاندان سلطنتی اين كشور، به ذکر نکاتی پیرامون ملک عبدالله پادشاه کنونی اردن می پردازیم:

 

 

بيوگرافي ملك عبدالله دوم

 

ملک عبدالله، در تاريخ 30 ژانویه سال 1962 میلادی به دنیا آمد. عبدالله دوم فرزند ملک حس