ارسال شده: 02 تير 1390 - 3 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]






خداوند متعال در کلام وحی، قرآن کریم فرمود:



«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ * الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ» (الماعون – 4 تا 6)


ترجمه: پس واى بر آن نمازگزاران * که دل از یاد خدا غافل دارند * همانان که (اگر طاعتى کنند) به ریا و خود نمایی کنند.



و اهل عصمت (ع) مکرر تأکید و تصریح نموده‌اند که شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک بشمارند نمی‌رسد. همین معنا یعنی از دست دادن خیر‌ها و موفقیت‌های دنیا و آخرت. بدیهی است کسی که نماز را سبک بشمارد یا در اقامه‌ی آن تنبلی کند، از بسیاری از برکات و فوایدی که برای نماز شمرده شده است و از جمله «نگهداری از فساد و فحشاء و فقر و ...» است محروم می‌ماند.

به طور قطع از عوامل اصلی تنبلی در نماز، ضعف در معرفت و ایمان و عشق به الله جل جلاله است و باید دقت نمود که هر چقدر بندگی و عشق به الله ضعیف شود، مازاد آن در خلاء نمی‌ماند، بلکه جایش را به غیر الله می‌دهد. و به همین دلیل محبت و دلبستگی و وابستگی به دنیا و زخارف آن سبب می‌شود که انسان حوصله نکند از محبوب جدا شده و به سوی خدا رود و به کارهای دیگر مشغول‌تر و راضی‌تر می‌باشد.



«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏ ...» (البقره – 165)


؛  و بعضى از مردم کسانى هستند که بجاى خدا شریک‏هایی می‌گیرند و آنها را مانند خدا دوست میدارند و کسانى که بخدا ایمان آورده‏اند شدت محبت‌شان به الله است.



عشق و محبت، ریشه، اساس و علت هر حرکتی است. لذا انسان مایل است به دیدار معشوق برسد و وقت خود را با او بگذراند. صحبت با غیر و یا مشغولیت‌های دیگر او را خسته می‌کند، مگر آن که در راه او برای او باشد.


مثل این که اگر کسی برود تا برای معشوق گلی تهیه کند، در این راه خسته نمی‌شود و از زحمت اینکار لذت هم می‌برد. پس، اگر محبوب و معشوق کسی پول یا لذت‌های نفسانی یا سرگرمی‌های دیگر شد، رقبت و شوقی برای ترک آنها و حضور در محضر الله و راز و نیاز با او پیدا نمی‌کند، اما اگر کسی [أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه] شد، یعنی شدت محبتش خاص الله گردید و هر شخص یا چیز یا کار دیگری را در راستای محبت او دوست داشت، مایل می‌شود که هر چه سریع‌تر از امور دیگر فارق شود و معشوق به او اجازه و اذن ورود (اذان) دهد، تا او به دیدار رفته و گفتگو و راز و نیاز بنشیند.


پس بهترین راه زدودن این تنبلی، تقویت معرفت [شناخت] و عشق آن محبوب و معشوق و کنار زدن «إله‌»های کاذب دیگر است. یعنی عمل به «لا إاله الا الله». و البته برای تحقق این معنا، تمرین، ممارست و استقامت لازم است. یعنی با خود عهد کنم که می‌خواهم با شیطان مبارزه کنم و در این مبارزه بینی او را به خاک بمالم و می‌خواهم هوای نفس را در اختیار و کنترل خود داشته باشم، نه این که من در اختیار او باشم. لذا تصمیم می‌گیرم که حتماً چند روزی هم که شده، نماز را اول وقت بخوانم. به یقین، پس از چند روز، انس و دوستی انسان با نماز نیز برقرار می‌شود و مؤمن خود در پی فرصت می‌گردد که به نماز بایستد.

نماز، راز و نیاز با ذات احدیتِ پروردگار است و ایستادن در بین دستهای حق عزّوجلّ و رجوع و برگشتن و بازگشت بسوی اوست و نماز رابطه بین بنده و معبودش یعنی پروردگار است. پرهیز كن از تنبلی در نماز، بترس كه مبادا رابطه میان خویش و آن خالقی كه تو را به وجود آورده است قطع كنی و از دست بدهی.

حذر كن از اینكه از ذكر خداوند عزّوجلّ روی گردان شوی. سوره طه آیه 124«و مَنْ اعرضَ عنْ ذكری فاِنَّ لَهُ معیشه ضنكا » خداوند می فرماید : (هر كس از یاد من روی بگرداند زندگی تنگ خواهد داشت). مبادا نماز خواندنت مانند نماز غافلان باشد، دنیا را پشت سرت قرار بده، هنگامی كه تكبیر قیام نماز را میگوئی(الله اكبر) مترس از وسوسه های شیطان. به مردم حقد و حسد نبند و انتقام از آن را دوست مدار و كارهای آنان و انتقامشان را به خدا واگذار نما.

کسانی بوده اند که در تمام مدت عمرشان نماز نخوانده بودن و بدنبال ناراحتی ها و سرگردانی های روحی به نماز رو آورده اند معلوم  است که در بدو امر کاری بی نتیجه به نظر می رسد اما باید به روح زنگار گرفته این فرصت را داد تا با عطر نماز آشنا شود و شوق نماز در دل خانه کند آنگاه است که ترک نماز برایش می شود عذاب الیم نماز خود جاذبه ای ایجاد می کند که شخص را از جا کنده و به گفتگوی با معشوق می کشاند.

و در این مسیر مطالعه در این زمینه و گوش دادن به موعظه بزرگان در مورد نماز نقش و آثار پر اهمیت آن تأثیر خیلی زیادی بر مراقبت ما از نماز دارد.

و این تذکر و تنبه را برای خود آنقدر تکرار کنیم تا ملکه ذهن شود ،وقتی آموختیم که نماز چه آثاری دارد سعی کنیم به هر ترتیبی هست از فیض آن بهره ببریم با آموختن صحیح نماز  و عمل به شرایط آن پیش برویم بعد طوری می شود که تنبلی را کنار گذاشته و سراپا شوق می شویم برای نماز ،ولی یک شرط دارد آن که بهانه را کنار بگذاریم این که نه این کارها فایده ای ندارد و صد بار امتحان کرده ام نتیجه نداده و ... اینها همه وسوسه شیطان است.

می دانم وقتی این مقاله را می خوانید مثل خود بنده که دارم مینویسم، شوقی وافر وجود ما را گرفته و داریم با خود عهد می بندیم و قول و قرار می گذاریم که از فردا کمر همت بسته و از پای ننشینیم.

اما می بینیم همین که صدای اذان بلند شد به دنبال بهانه ای و کاری می گردیم که آرام و بی صدا دور نماز را خط کشیده و خود را وارهانیم  و این همان برنامه ایست که در تمام مدت عمرمان پیاده کرده ایم اما تا کنون از این فرار چه نتیجه ای گرفته ایم؟









منبع : سایت شبهه (مرکز پاسخگویی به شبهات)،وبلاگ گلستان آشنایی


ارسال شده: 23 فروردين 1390 - 2 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

تصویر خود سخن می گوید...

 

                    فاصله بین حرم امام حسین (ع) و حرم حضرت عباس (ع)، ۳۷۸ متر


 

                    فاصله بین صفا و مروه ، ۳۷۸ متر

 

                   

 

 

ارسال شده: 11 آذر 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: روزانه

این بیماری در بسیاری از جوانان در سنین بلوغ پدید می‌آید و شدت آن در افراد مختلف متفاوت است و اکثرا پس از سن ۲۵ سالگی بهبود می‌یابد.

جوش‌های غرور به صورت دانه‌های قرمز، جوش‌های سر سیاه و توده‌های سفتِ زیر پوستی در ناحیه گونه، بینی، پیشانی، پشت گردن، قسمت فوقانی پشت و سینه ظاهر می‌شوند. این جوش‌ها در پایه یک مو به وجود می‌آیند و ناشی از آماس، التهاب و انسداد مجرای غده چربی کنار مو هستند.


علت چیست؟

پیدایش آکنه ناشی از یک علت خاص نیست بلکه چندین عامل در پیدایش و شدت آن نقش دارند. ارث، میکروب‌ها، نوع غذا، مشکلات عصبی و روحی، تغییرات غددی هورمونی، نوع پوست، بهداشت صورت، مصرف برخی داروها و بعضی از بیماری‌ها از جمله عواملی است که در ایجاد این بیماری نقش دارد.
اجرای 10 فرمان :
آکنه یک بیماری است که برای درمان آن باید به پزشک مراجعه و داروهای مناسب را مصرف کرد. درمان آکنه حداقل ۶ ماه طول می‌کشد و تازه احتمال عود آن نیز وجود دارد. در حقیقت آکنه بیماری بسیار سمجی است و مثل کنه به پوست می‌چسبد. اما در کنار دارو یک‌سری اقدامات و توصیه‌های بهداشتی ساده نیز وجود دارد که با انجام آن می‌توان آسانتر از بیماری کنه‌ای مثل آکنه راحت شد.

1. دستکاری نکنید
سعی کنید جوش‌ها را دستکاری نکنید و نخواهید با فشار دست آنها را خالی کنید.

2. آرام باشید
سعی کنید خواب مرتب داشته باشید. استراحت کافی داشته باشید و حتی الامکان از فشارهای روحی و عصبی بپرهیزید.

3. صورت خود را بشویید
برای شستشو از صابون اسیدی (گوگردی) که پزشک توصیه می‌کند استفاده کنید. ابتدا صورت خود را خوب صابون بزنید تا از کف پوشیده شود.

4. پوست را ماساژ دهید
هفته ای یک یا دو بار ماساژ با مواد اسیدی نظیر سرکه سیب در کاهش چربی پوست و بهبود جوشها موثر است.

5. چربی نخورید
از مصرف غذاهای چرب، سس مایونز، خامه، شکلات، گردو، فندق، موز، تخم مرغ و نارگیل، خودداری کنید.

6. میوه و سبزی بخورید
سعی کنید سبزی و میوه بخصوص سبزی‌های حاوی ویتامینA مثل هویج، اسفناج، شاهی و گوجه‌فرنگی را زیاد مصرف کنید.

7. داغ نشوید
گرما میزان جوش‌های آکنه را بیشتر می‌کند پس زیاد در محیط‌های گرم نمانید.

8. ضد آفتاب بزنید
در مورد آفتاب نظرات متفاوت است برخی معتقدند اشعه آفتاب تاثیر خوبی در بهبود جوش‌های غرور جوانی دارد و برخی معتقدند که نور آفتاب پس از مدتی موجب تشدید آکنه می‌شود. اما مطمئن باشید از زدن ضد آفتاب ضرر نمی‌کنید.

9. ورزش کنید
ورزش حتی جوش صورت را نیز خوب می‌کند. ورزش و استحمام باعث باز شدن منافذ پوست، بهبود جریان خون آن و رفع چربی می‌شود که نتیجه آن شادابی پوست و بهبود جوش‌هاست.

10. نقاشی نکنید!

مصرف مواد آرایشی و کرم‌های چرب، آکنه را تشدید می‌کند پس سعی کنید صورت خود را کمتر نقاشی کنید.

ارسال شده: 08 آذر 1389 - 3 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: روزانه

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست

. میگن عروس

رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در

را هم قفل کرده. داماد سراسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و

 ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند:

مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد

 طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز

 مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ

 عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و

 مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ

 هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم

 چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره

،

بازش می کنه و می خونه :



سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو.

 آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی.

 مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم

 میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم

 تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می

 زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم

 خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی

، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟!

 داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت

 چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش

 بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت

 داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند

 سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل

 یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره

 خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب

 عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه،

 یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا

 روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت

 کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که

 بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته

 اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می

 کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا

 بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز

 یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای

 من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام.

 روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی

 داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی

 نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم

 عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق

 بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم

بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه.

 همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی

 خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید

 لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم

 برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح

 چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ....



پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی

 دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به

 جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش

 شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود

، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی

 

 شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها

 توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد

 

 دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه

 

 بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر

 رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم

 بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و

 اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی

 هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که

 

 

 فرصتی....................

ارسال شده: 06 آذر 1389 - 2 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

از هر چی بسیجیه متنفرم . این جمله رو از دهن چند نفر که از همه لحاظ با هم متفاوت بودن شنیدم . تنها عقیده ی مشترکشون تو متنفر بودن از بسیجیا بود . و دلایلشون هم خیلی نزدیک به هم بود .

دلایل عزیزانی که گفتن از بسیجیا متنفرن :

۱) اسمتو گذاشتی بسیجی و تو خونه نشستی , ولی من , تو اغتشاشات 88  جلوی چشام , جون کندن دختری که با شلیک گلوله ی تفنگ یه بسیجی که حتما با حکم جهاد رهبرش بود رو دیدم .

۲) تو اغتشاشات پارسال چنتا بسیجی با باتوم و شک برقی افتاده بودن به جون مردم و میزدنشون .

۳) چنتا بسیجی میشناسم که تو گوشیاشون هر چیز مبتذلی که فکرشو بکنی موجوده . و اهل نماز و بقیه ی واجبات هم نیستن .

۴) من خودم قبلا بسیجی فعال بودم و یه بار که رفته بودم سپاه ناحیمون , مسئولی که من زیر دستش بودم انچنان زننده باهام برخورد کرد که دیگه وقتی اسم بسیج و سپاه میاد حالم به هم می خوره .

۵) من خودم چندین سال تو بسیج بودم و همشونو می شناسم اونجا فقط بت پرستی ( حامی ولی فقیه بودن ) رو یاد جوونا میدن . ولی کور خوندن , من دستشونو خوندم و دیگه پامو تو پایگاه و جای دیگه که بسیجیا باشن نمیذارم .

۶) هنوز جای کتکایی که از دست بسیجیا خوردم رو بدنم هستش . ولی نمیدونم گناهم چی بود .

۷) و چندین دلیل دیگه تو همین مایه ها .

با حرفایی که دوستان زدن میشه نتیجه گرفت که :

بسیجی = ارازل و اوباش . بت پرست . ادم کش . و .....

بسیج چیه ؟

بسیج یه تفکر و فرهنگ ارزشیه . بسیجی هم کسیه که تفکر بسیج تو ذهنش باشه . و همچین ادمی باید یک مسلمان و مومن باشه که حامی رهبر جامعه ی اسلامی باشه و همیشه در هر صحنه ای حضور فعال داشته باشه و در صدد یاری به مستضعفین و کسانی باشه که به کمکش نیاز دارن .

روی سخنم به دوستاییه که دلایل بالا رو برای متنفر بودن از بسیج و بسیجی اوردن :

اولا : رو پیشونی افراد ننوشته که بسیجی هستن ( گفتیم که بسیج یه تفکرارزشیه و تو روح افراده نه جسمشون ) .

دوما : مگه تو کشورمون هر کسی که باتوم و تفنگ و شوک برقی یا هر سلاح دیگه ای که دستش بگیره حتما باید بسیجی باشه ؟

سوما : کارت عادی یا فعال بسیج داشتن , دلیل بر بسیجی بودن نیست که بخاطر اعمال زشت و غیر اخلاقی همچین فردی , از بسیجیا متنفر باشیم . چه بسا یه مرد و زن روستایی که نه پایگاه میشناسن و نه کارت بسیجی دارن , ولی بسیجی نمونه هستن چون تفکر بسیجی تو وجودشونه و گوش بفرمان فتوای رهبرشون هستن و حتی یک لحظه هم تو عقایدشون شک نمی کنن .

چهارما : بیشتر این دلایل از طرف دشمن القا و تلقین میشه تا چهره ی زیبای بسیج رو مخدوش کنه و هر جنایتی که تو کشور انجام میشه به پای بسیج و ولایت فقیه میذارن و تازگیا اسم دیکتاتور رو رهبر عزیزمون گذاشتن و متاسفانه افراد زود باور هم دارن اب تو اسیاب دشمن می ریزن . و کلماتی که دشمن داره براشون دیکته میکنه براحتی تکرار میکنن .( بت پرست – دیکتاتور )

 

حرف اخر :

تاریخچه ی بسیج مربوط به این سی سال نمیشه بلکه بسیج با تولد اسلام و پیامبری حضرت محمد (ص) اغاز شده و به حضرت مهدی (عج) ختم خواهد شد .

ما هم بسیجیان این مکتب هستیم و افتخارمون هم بسیجی بودنمونه , ادم کش و ارازل و اوباش و بت پرست نیستیم . و تا اخرین نفس هم حامی ولی فقیهمون سید علی حسینی خامنه ای هستیم .

ارسال شده: 06 آذر 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

 

پس از آغاز تلاوت آیات سوره حضرت مریم، ده ها تن از مسیحیانی که در کلیسا در حال عبادت بودند، به سمت "احمد جعفر" آمده و شروع کردند به پرسیدن سوالاتی از وی در مورد آنچه می خواند / این اقدام تأثیر بسیار زیادی روی حاضرین داشت به طوری که تعدادی از رسانه های آمریکایی نیز این اقدام را زیر ذره بین قرار داده و به پوشش خبری آن پرداختند.

 به گزارش شیعه آنلاین، "احمد جعفر" دانشجویی از کشور عربستان سعودی است که در حال گذراندن دوره فوق لیسانس در ایالات متحده آمریکا است.

وی دو روز پیش با حضور در یکی از کلیساهای آمریکا و تلاوت آیاتی از کلام الله مجید از سوره مبارک حضرت مریم، موجب توجه همگان به خود شد و حاضرین در آن کلیسا را به سمت خود جذب کرد. او این آیات را با صدای زیبای خود و به صورت ترتیل قرائت می کرد.

اخبار رسیده از آمریکا حاکی از آن است که پس از آغاز تلاوت آیات سوره حضرت مریم، ده ها تن از مسیحیانی که در کلیسا در حال عبادت بودند، به سمت "احمد جعفر" آمده و شروع کردند به پرسیدن سوالاتی از وی در مورد آنچه می خواند.

گفته می شود این اقدام تأثیر بسیار زیادی روی حاضرین داشت به طوری که تعدادی از رسانه های آمریکایی نیز این اقدام را زیر ذره بین قرار داده و به پوشش خبری آن پرداختند.
ارسال شده: 01 آذر 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

 

حکیم فرزانه و مفسر گرانمایه قرآن، آیت الله جوادی آملی، در زمینه اسرار نماز، کتاب گرانسنگی با همین نام به زبان عربی به رشته تحریر درآورده اند که به فارسی نیز برگردانده شده است.
در فصول پایانی کتاب یاد شده، معظم له در تبیین راز تسلیم (سلام دادن) در پایان نماز، لطیفه ای عرفانی و معرفت زا از محی الدین عربی، معروف به شیخ اکبر، آورده اند که بسی ژرف و نکته آموز است:
«صاحب الفتوحات المكیة را كه بعد از وی هرچه در زمینه معارف و اسرار، به تازی و فارسی، یا نظم و نثر، تصنیف یا تألیف شده است، نسبت به نوشتار شیخ اكبر «چه شبنمی است كه در بحر می‌كشد رقمی»، درباره سرّ سلامِ پایانی، لطیفه‌ای است به یاد ماندنی كه آن را مرحوم قاضی سعید قمی، به عنوان «قال بعض أهل المعرفة» ، بدون تعیین نام آن قائل نقل نمود. اصل كلام محی الدین در فتوحات چنین است: «سلام نمازگزار درست نیست، مگر آنكه در حال نماز از ما سوی الله غایب شده و با خداوند مناجات كند؛ هنگامی كه از نماز منتقل می‌شود و موجودهای خلقی را مشاهده می‌نماید، چون غایب از آنها بود و تازه در جمع آنها حاضر می‌شود؛ لذا بر آنان سلام می‌كند، و اگر نمازگزار همواره با موجودهای خلقی بوده و حواس او متوجه مردم بود، چگونه بر آنها سلام می‌نماید، زیرا كسی كه در جمع دیگران هماره حاضر است، به آنها سلام نمی‌كند و این نمازگزار، باید شرمنده شود، چون با سلام خود ریاكارانه به مردم نشان می‌دهد كه من در نزد خدا بودم و تازه به جمع شما پیوستم...، و سلام عارف برای انتقال از حالی به حال دیگر است؛ یك سلام بر منقول عنه، و یك سلام بر منقول الیه... ».
وی آنگاه ادامه می دهد:
و از روایت عبدالله بن فضل هاشمی از حضرت امام صادق(علیه‌السلام) استفاده می‌شود كه سلام نشانه ایمنی است؛ هم از طرف سلام كننده و هم از طرف جواب دهنده، و همین نشانه در پایان نماز، به منظور تحلیل كلام آدمی كه با «تكبیرةالإحرام» حرام شده بود، و به قصد در امان بودن نماز، از چیزی كه او را تباه كند، قرار داده شد، و سلام اسمی از اسمای خداست، و از طرف نمازگزار، بر دو فرشته موكل خدایی فرستاده می‌شود.
ارسال شده: 30 آبان 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

ذوالنون مصرى، از نخستین عارفان اسلامى است .

 متوكل، خلیفه عباسى، او را به جرم كفر و بى‏دینى، در زندان كرد؛ اما پس مدتى، تحت تأثیر سخنان او قرار گرفت و وى را آزاد كرد . ذوالنون در سال 245 هجرى قمرى وفات یافت.

 

ذوالنون مصرى را به جرم جنون و دیوانگى به دیوانه خانه بردند و در آن جا، وى را حبس كردند . روزى دوستان و مریدانش به دیدار او رفتند . ذوالنون گفت: شما كیستید؟ گفتند:

 

 ما دوستداران توییم. ذوالنون، به صداى بلند، آنان را ناسزا گفت و هر چه در اطراف خود یافت، به سوى آنان، پرتاب كرد . مریدان همه گریختند و كسى بر جاى نماند .

 

 ذوالنون، خندید و سر خود را به نشانه تأسف، جنباند و گفت: شرم بادتان!شما دوستداران من نیستید . اگر دوستان من بودید، بر جفاى من صبر مى‏كردید و این چنین از من نمى‏گریختید .

دوست، بلاى دوست را به جان مى‏خرد و از او نمى‏گریزد.

-----------------------------

موفق ودرپناه حق باشید

 

منبع: حکایت پارسایان

ارسال شده: 29 آبان 1389 - 5 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

 

 

عمادالدین طبرى در كتاب بشارة المصطفى نقل مى كند كه روزى پیغمبر اكرم(صلى الله علیه و آله و سلم ) بسیار شاد و خرم وارد بر امیرالمؤ منین(علیه السلام ) شد بر او سلام كرد. جواب داد. على (علیه السلام ) عرض ‍ كرد یا رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) هیچگاه ندیده بودم مانند امروز شاد و خرم باشید. فرمود آمده ام تو را بشارت دهم. یا على در این ساعت جبرئیل بر من نازل شد، گفت خداى سلامت مى رساند و مى گوید على را بشارت ده شیعیان مطیع و عاصیش اهل بهشتند.

همین كه على (علیه السلام ) این سخن را شنید به سجده افتاد آنگاه دست بسوى آسمان دراز نموده عرض كرد پروردگارا! گواه باش بر من كه نیمى از حسنات خود را به شیعیانم بخشیدم . امام حسن (علیه السلام ) نیز همین كار را كرد. امام حسین (علیه السلام ) هم گفت خدایا گواه باش من هم نصف حسنات خود را به شیعیان پدرم بخشیدم .

پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود شما از من سخاوتمندتر نیستید من نیز نیمى از حسنات خود را به شیعیان على بخشیدم . خداوند خطاب كرد: كرم شما از من بیشتر نیست من تمام گناهان شیعیان على را بخشیدم و آمرزیدم . 1

من میر فلك فقرم و عشق است عسكرم   ارض است سیرگاه و سماوات لشكرم

 

آلـــــــوده ام اگــــــر بـــكـــثـــــافــــــات معــصـیت

 

آســـوده ام چـــــو مـــن ز مــحـبان حیدرم

  بــــا دوســتـــــى حیــــــدر و اولــــــاد او مـــــــرا

 

كـــى خــــوف بـــاشد ز مجــازات محشرم

زاهـــــد تـــــــو بـــــا ولاى علــــى زر چه مى كنى

 

تـــخـــویــفـــم از جــهـــنــم و احراق آذرم

وز رسـتــخیـــز خـــــــوف نــــبــــــاشد مـــرا بــدل

 

شـــافع علـــى بـــود چـــو بـه درگاه داورم

امـــروز در دلــــم چـــــــو بـــــــود مـــــهر مـرتضى

 

در روز حــــشـــر عـــرش شود سایه سرم

فـ««ردا چـــو سـر ز خــاك بـــــر آرم مــــن اى ودود

 

دستـــم رســــان بــــدامـــن آل پــیــمبرم

 یا رب گواه باش كه از نسل فاطمه (علیها السلام)

 

هفت است و چهار سرور و هادى و رهبرم

جـــــز بـــر امــــام غائــــب وحـــى ، پور عسكرى

 

پــیــــرى و مـــرشـــدى نـبــود هیچ در برم

یــــا رب ز جـــــرم و معـــصیـــتم درگذر كه نیست

 

 غــیــــر از امیــــد عـفــــو تـــو امید دیگرم 2

 

                  

 


1.  روضات الجنات ، ص 591

2. آگاه شویم، ج1

 

ارسال شده: 28 آبان 1389 - 2 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

گزارش تصویری:

 

 توهین به شهدا، ثمره صدور مجوز به گروه های موسیقی شیطان پرستی

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش پایگاه 598،کنسرت فرشید اعرابی که پنج شنبه گذشته در سالن اریکه ایرانیان تهران برگزار گردید با حواشی تأثر برانگیزی همراه بود که در آن علاوه بر تبلیغ علائم گروه های شیطانی،به ساحت مقدس شهدا توهین گردید.

 

 

در حالیکه دلسوزان جامعه بارها نسبت به غفلت مسئولان فرهنگی کشور از زیر مجموعه های خود اعم ازحوزه  تأتر، موسیقی، سینما و ... هشدار داده اند دوباره نیز برگزاری یک کنسرت در هفته گذشته در سالن اریکه ایرانیان تهران تعجب همگان را بر انگیخت.

 

 

در این کنسرت که توسط یکی از گروه های مروج موسیقی راک-متال (موسیقی رسمی فرقه های شیطان پرستی در سراسر دنیا) برگزار گردید، پخش تصاویری از شهدای جنگ تحمبلی با توهین تماشاگران به ساحت مقدس این شهیدان همراه گردید.

 

 

حضار مراسم به هنگام پخش این تصاویر با استفاده از نماد های شیطان پرستی،به تشویق گروه خواننده پرداختند.این برای اولین در کشور می باشد که با مساعدت مسئولان فرهنگی،یک گروه مروج موسیقی شیطان پرستان موفق شدند  با استفاده از تصاویر دفاع مقدس به تبلیغ نماد های شیطان پرستی بپردازند.

 

 

طی سال های گذشته نیز بعضی از خوانندگان گروه های موسوم به "زیر زمینی"با ساخت یک موسیقی با مضامین پیرامون اهل بیت(علیهم السلام)توانستند نظر مسئولان فرهنگی را برای صدور مجوز آثار سخیف خود جلب کنند.

 

 

با عرض پوزش از محضر خانواده های معظم شهدا و یادگاران عزیز سال های دفاع مقدس چند نمونه از تصاویر این کنسرت را در ذیل مشاهده بفرمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال شده: 27 آبان 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]


 
 

آثار نماز نخواندن 

 

 

- خشم خداى متعال

 

 

1 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : هر کس نمازى را نخواند، خداوند را مى‌بیند که بر او خشمناک است.

 

 

- تباه شدن عمل

 

 

2 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : هر کس نماز را از روى قصد ترک کند، خداوند عملش را تباه مى کند[1].

 

 

3 ـ زراره: از امام صادق درباره این گفته خداى جلّ جلاله پرسیدم : «هر کس به (ارکان) ایمان کفر ورزد، بى گمان عملش تباه است»، فرمود: ترک کردن کارى که بدان اقرار دارد که از آن جمله، ترک نماز بى هیچ بیمارى و گرفتارى است.

 

 

- کفر

 

 

4 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : هرکس نماز را عمداً ترک کند، آشکارا کفر ورزیده است[2].

 

 

5 ـ پیمان میان ما و آنان، نماز است . پس هر کس آن را ترک کند ، کافر شده است.

 

 

6 ـ کسى که نماز نمى گزارد، دین ندارد.

 

 

7 ـ کسى که نماز نمى گزارد، بهره اى از دین ندارد[3].

 

 

8 ـ (مرز) میان کفر و ایمان ، جز ترک نماز نیست.

 

 

9 ـ (مرز) میان بنده و کفر، ترک نماز است.

 

 

10 ـ هرکس نماز را ترک کند و به پاداش آن امید نورزد و از عذابش نهراسد، اهمیت نمى دهم که یهودى، مسیحى و یا مجوس بمیرد.

 

 

11 ـ میان مسلمان و کفر ، جز این نیست که نماز واجب را از روى قصد ترک کند و یا به جهت سبک شمردن آن را نخواند.

 

 

 

12 ـ امام صادق علیه السّلام : مردى نزد پیامبر آمد و گفت: اى پیامبر خدا، مرا سفارش کن. فرمود: نماز را از روى قصد وامگذار که هر کس آن را از روى قصد ترک کند، دین اسلام از او وا رهیده است. (مسلمان نیست)[4].

 

 

13 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله ـ در سفارش به معاذ- : هرگز نماز واجب را از روى قصد ترک مکن ، که هر کس نماز واجب را از روى قصد ترک کند، خداوند تعهدى دربرابر او ندارد[5].

 

 

14 ـ امام صادق علیه السّلام ـ به کسى که از گناهان بزرگ پرسیده بود ـ فرمود: ترک کردن نماز از روى قصد یا هر آنچه خداى جلّ جلاله واجب کرده است؛ زیرا پیامبرخدا صلّى الله علیه و آله فرمود: هر کس نماز را از روى قصد ترک کند ، از پیمان خداوند جلّ جلاله و پیمان پیامبرش ، بیرون رفته است.

 

 

15 ـ امام علىّ علیه السّلام : تفاوت میان مؤمن و کافر، نماز است . پس هر کس آن را ترک کند و ادعاى ایمان کند، عملش او را تکذیب مى کند و گواهى از خودش بر خود اوست.

 

 

16 ـ امام صادق علیه السّلام ـ در پاسخ به این پرسش : چگونه زناکار را کافر نمى نامید و ترک کننده نماز را کافر مى نامید و دلیل آن چیست؟ ـ فرمود: چون زناکار و مانند آن، به جهت غلبه شهوت آن را انجام مى دهد و ترک کننده نماز فقط از روى سبک شمردن ، آن را ترک مى کند.

 

 

(1) در صحیح بخارى وسنن نسایى ومسندابن حنبل چنین آمده است: «هرکس نماز عصر را ترک کند...».

 

 

(2) در عوالى اللآلى قید «آشکارا» نیست.

 

 

(3) متن دعائم الاسلام چنین است: «کسى که نماز را ترک کند نصیبى از اسلام ندارد».

 

 

(4) در الترغیب و الترهیب چنین آمده است: «از روى قصد نماز را ترک مکنید، که هر کس آن را از روى قصد ترک کند، از دین خارج شده است».

 

(5) در المستدرک على الصحیحین در انتهاى حدیث افزوده است : «و پیامبرش نیز تعهدى ندارد».

ارسال شده: 27 آبان 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: سیاسی

عباسی با اشاره به این که «ملک سلیمان» تصویر کامل فتنه است و با تعبیر قرآنی سازندگان فیلم از حضرت سلیمان، صهیونیسم امکان مصادره‌ آن را نخواهد داشت، گفت: مکتب سینمای دینی که بتواند وحی را در زبان فطرت به حس تبدیل کند، آرام آرام در حال شکل گیری است.
 
 



حسن عباسی مدرس دانشگاه و کارشناس امور استراتژیک در خصوص جایگاه فیلم ملک سلیمان در سینمای ایران سخن گفت.

وی در گفت‌وگوی ویژه با ماهنامه «سینمارسانه» اظهار داشت: سینمای عصر وزارت صفارهرندی، سه پرده شاخص داشت: «اخراجی‌ها»، «درباره الی…» و «ملک سلیمان(ع)». البته سینمای صفار هرندی، برآیند تکاپوی سه دهه سینمای پس از انقلاب اسلامی بود که هر چند دیر، اما در عصر وزارت وی امکان بروز یافت. اکنون به بهانه اکران عمومی سومین فیلم این فهرست، یعنی ملک سلیمان(ع)، به بررسی پارادایم سینمای ایران امروز، در گفت وگو با حسن عباسی نشستیم. آن چه یافتیم به اجمال این است که مکاتب پارادایمی سینمای ایران شکل گرفته‌اند و در واقع اکنون یک سینما و دو پارادایم داریم.

متن این گفت‌وگو به شرح زیر است:

ملک سلیمان به عنوان یک فیلم قابل اعتنا، در هفته‌های اخیر در سینماهای کشور به نمایش درآمد. درباره‌ این فیلم، بسیار گفته می‌شود که آغازی است بر ورود سینمای ایران به عرصه‌ی پروژه‌های سینمایی عظیم و گسترده. این گفته‌ها، حکایت از یک رویکرد به آینده دارد، که آغاز آن با فیلم ملک سلیمان رقم می‌خورد. جایگاه فیلم ملک سلیمان در پهنه‌ سینمای ایرانِ امروز و آینده کجاست؟

- بسم الله الرحمن الرحیم. پهنه‌ سینمای ایران، متاثر از پهنه فرهنگ ایران امروز، پهنه یک محیط دو قطبی است، که یک قطب آن را شِق لیبرال فرهنگ مدرن تشکیل می‌دهد، و قطب دیگر را شِق اسلامی فرهنگ دینی. این دو قطب در همه ارکان و شؤون ایران سی سال اخیر در حال شکل‌گیری و بلوک بندی بوده‌اند، اما در سینمای ایران بالاخره در سال‌های اخیر کامل شده و عینیت یافته است. فیلم ملک سلیمان را در این محیط دو قطبی می‌توان ارزیابی نمود.




طبیعتاً فیلم ملک سلیمان در قطب سینمای دینی قرار دارد. اما پرسش اینجاست که ضرورت دو قطبی دیدن محیط سینمای ایران، برای ارزیابی فیلم ملک سلیمان چیست؟

- نه تنها ملک سلیمان، بلکه هر فیلم شاخص دیگری نیز از این پس باید در این محیط دو قطبی ارزیابی شود، در غیر این صورت، نتایج بررسی‌ها و داوری‌ها گمراه کننده خواهد بود.


این محیط دو قطبی در سینمای ایران از چه موقع پدید آمده است؟ از همان سال‌های پس از انقلاب؟!

نه! محیط دو قطبی سینمای ایران، محیطی نو ظهور است، اما شکل‌گیری آن حاصل فعل و انفعالات فرهنگی و سیاسی دوره‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.


قطب نخست، یعنی سینمای لیبرال که از قبل انقلاب وجود داشت و با عناوینی چون «فیلمفارسی» معروف شد. سینمای دینی نیز که دغدغه بسیاری از فیلم‌سازان پس از انقلاب بوده است، پس چگونه این نظام دو قطبی را جدید می‌دانید؟

مشکل در همین ساده‌انگاری رایج در سینما است. نه سینمای قبل از انقلاب و به تعبیر شما «فیلمفارسی» سینمای لیبرال است، و نه سینمای پس از انقلاب با فیلم «توبه نصوح» و «استعاذه» سینمای دینی. لیبرال بودن یک اثر هنری، مؤلفه‌های ذاتی لیبرالیسم را می‌طلبد، همان‌گونه که اسلامی بودن یک اثر هنری، باید گزاره‌های ذاتی دین اسلام را در متن و بطن خود داشته باشد.


مؤلفه‌های سینمای لیبرال چیست؟

- لیبرالیسم، یک ایدئولوژی مدرن است که معنی دقیق آن «اباحه‌گرایی» است. این ایدئولوژی، ریشه در امانیسم یا پارادایم اصالت بشر دارد. اساسی‌ترین مؤلفه‌ آن «ایندیویژوآلیسم» یا اصالت فرد است.

وقتی تفرّد اصالت پیدا کند، به سرعت به ورطه «اگوئیسم» یا خودگرایی می‌افتد. آن‌گاه که «خود» مبنای همه چیز باشد، هسته‌ مرکزی و جوهره‌ لیبرالیسم بروز می‌کند و آن «لسه‌فر» است، یعنی «بگذار هر چه می‌خواهد بکند.» لسه‌فر، نفی حداکثری «منع» در زندگی اجتماعی و فردی بشر است. این نکته با جوهر دین در تعارض بنیادی است، و از این روست که سکیولاریسم عنصر ذاتی لیبرالیسم محسوب می‌شود. هم‌چنین مؤلفه‌ دیگر لیبرالیسم، نسبی‌گرایی است. البته تعداد مؤلفه‌های آن بسیار بیشتر از این موارد است.


نمونه‌های سینمای لیبرال در ایران کدامند؟

-لیبرال‌سینما Liberalcinema در ایران با یک مثلث پدید آمده است: «فریاد مورچگان»، «ده» و «درباره الی…». فریاد مورچگان، مدعی نفی فاشیسم از طریق نفی حقیقت، و در نتیجه نیل به نسبی‌گرایی یا «رلیتویسم» است. فیلم «ده» سوای از نسبی‌گرایی، مسئله «لسه‌فر» و «ایندیویژوالیسم» را نیز دست‌مایه قرار می‌دهد. این مؤلفه‌ها در فیلم «ده»، البته در ترکیب ایدئولوژی لیبرالیسم، با ایدئولوژی فمینیسم صورت گرفته است. مشابه همان کنش، در فیلم «درباره الی…» نیز انجام پذیرفته است، یعنی «درباره الی…» نیز یک اثر لیبرالیستی و توأمان فمینیستی است.


وجه اشتراک این مثلث «لیبرال سینما»ی ایران چیست که از آن‌ها یک قطب می‌سازد؟

- آن‌چه این سه فیلم را به مثلث «لیبرال سینما»ی ایران تبدیل می‌کند، وجه فلسفی «حیازدایی» در آن‌هاست. توجه داشته باشید که حیا با شرم متفاوت است. هر بشر بی‌دینی نیز می‌تواند شرم داشته باشد، اما حیاء، مقوله‌ای ایمانی است و مختص انسان دین‌دار و مؤمن است. ایمان درختی است که ریشه‌ آن یقین، شاخه آن تقوا، و شکوفه و میوه‌ آن «حیاء» است.


سینمای قبل از انقلاب اسلامی نیز که حیازدا بود، پس چگونه نمی‌توان آن را لیبرال خواند؟

- به نکته‌ای که اشاره کردم، توجه نکردید. گفتم «وجه فلسفی حیازدایی». حیازدایی سینمای قبل از انقلاب، فاقد وجه ایدئولوژیک یا فلسفی بود. مثلاً در سینمای قبل از انقلاب، یک زن بدکاره، در محله‌ای ساکن بود. قهرمان فیلم که جوان‌مرد و غیرتمند محله بود، در نهایت آن زن را از دست باند فساد، نجات می‌داد و آب توبه بر روی او ریخته و سپس با او ازدواج می‌کرد. هر چند وجه شاخص آن فیلم‌ها، ابتذال بود، اما غیرت و توبه و نجات از منجلاب فساد، و تطهیر و بازگشت به زندگی، از پیام‌های کلی آن‌ها بود که به صورتی مبتذل بیان می‌شد. این ابتذال را نمی‌توان لیبرالیسم نامید، زیرا وجه فلسفی آن را دربرنداشت. لیبرالیسم با غیرت و توبه در تعارض است. لیبرالیسم و به ویژه فمینیسم در جوهر خود با «حیا» تقابل ذاتی دارند. این نکته‌ای است که فیلسوفان غربی به آن اذعان دارند.


این وجه در فیلم «درباره الی…» چیست؟

-جمله شاخص در فیلم مزبور این است: «حالا درباره الی چی فکر می‌کنند؟» این جمله در شرایطی گفته می‌شود که زن جوان یعنی «الی» در دریا غرق شده است و اکنون که مقرر است مرد جوانی که آشنای اوست برای پیگیری وضعیت او که بی‌خبر، همراه یک گروه غریبه به شمال کشور رفته است به محل حادثه بیاید. در مورد قضاوت او و دیگران پرسیده می‌شود «حالا درباره‌ الی چی فکر می‌کنند؟» این نگرانی، بابت غرق شدن «الی» نیست، بلکه از بابت قضاوت درباره‌ سفر او به نیت شوهریابی است. اما چرا نگرانی از قضاوت؟! مگر مرد جوان تازه وارد کیست؟ اگر او صرفاً یک خواستگار بوده است که «الی» او را نمی‌خواسته است، قضاوت او در مورد «چرایی حضور الی» در سفری گروهی، چه اهمیتی دارد؟

پاسخ این پرسش‌ها و ابهام‌ها، در تیتراژ ابتدای فیلم نهفته است. همه مسافران، به درون صندوق صدقات، پول اسکناس می‌اندازند، اما آخرین صدقه، یک حلقه ازدواج است. بعد از این تصویر، ابعاد حلقوی حلقه ازدواج، در نور به ابعاد حلقوی تونل تبدیل می‌شود. انگشت انسان و تونل جاده شبیه هم هستند، با این تفاوت که تونل، یک «غلاف» انگشت یا در واقع یک انگشتانه کامل است، اما انگشت، هم‌چون یک «قالب» تونل است.

از این حیث، تمایز انگشت دست انسان از تونل این است که انگشت «تو پُر» و تونل «تو خالی» است. وقتی حلقه ازدواج، به صندوق صدقات می‌افتد، هیبت حلقوی آن، در نور، با ابعاد حلقوی تونل یکی می‌شود. خروج اتومبیل‌ها از تونل، توأم با جیغ و فریاد مسافران، نوعی رستگی و رهایی را تداعی می‌کند: در یکی، رهایی از ظلمت و فشار، و تنگی و تاریکی تونل، و در دیگری، رهایی از فشار و تعهد و تقید حلقه ازدواج.

«الی» زن جوان، از مرد جوانی «حلقه» دارد، یعنی در عقد و عهد اوست. اکنون که برای یافتن شوهری جدید، همراه گروه به شمال رفته، و در دریا غرق شده است، آمدن نامزدی که یک سویه، حلقه‌اش به صندوق صدقات، بخشیده شده، ایجاد سؤال و استفهام می‌کند. پس، طرح پرسش «درباره الی چه فکر می‌کنند؟!» نه در مورد نامزدش، بلکه در مورد مخاطبان است. واقعاً درباره الی، یعنی زنی که صبر نکرده است، تا رابطه با نامزدش را به صورت قانونی و شرعی خاتمه دهد، و به جستجوی رابطه‌ای دیگر تن در داده است، مخاطبان چه فکری باید بکنند؟!

وجه فلسفی حیاءزدایی، وجه ذاتی آثار فمینیستی و به تبع آن لیبرالیستی است. آلن بلوم در صفحه ۱۰۱ کتاب گشایش ذهن آمریکایی می‌نویسد: حیاءزدایی، مرکز پروژه فمینیست است که از طریق انقلاب جنسی محقق می‌شود.

با این تبیین فلسفی آلن بلوم از ایدئولوژی فمینیسم، یک اثر فمینیستی مانند «ده» یا «درباره‌ الی» حیازدایی را بن‌مایه فلسفی خود قرار می‌دهد. در فیلم‌های مبتذل مورد اشاره‌ شما در قبل از انقلاب، پیام غیرت جوانمرد محله و توبه زن بدکاره، پیامی ضدلیبرالیسم و ضدفمینیسم بود. اما پیام آثاری که مبتنی بر ایدئولوژی لیبرالیسم یا فمینیسم ساخته می‌شوند، غیرت‌زدایی، توبه‌زدایی، عفت‌زدایی و همان حیاءزدایی است. این چنین روی‌کردی که دارای وجه فلسفی خاصی است، در سینمای ایران پدیده‌ی جدیدی است. غالباً این‌گونه است که نویسندگان، بازی‌گران و کارگردانان این آثار تمایل گسترده و باور عمیقی به غرب به ویژه به لیبرالیسم دارند، و همواره این‌گونه بوده است که مورد حمایت غربی‌ها بوده‌اند.


بالاخره معلوم است که «الی» چه نامی است؟ مخفف است یا اسم است، مثلاً الهام، الناز، …؟!

- (با خنده) نمی‌دانم! شاید این کلمه مخفف دو حرف نخست واژه اسلام لیبرال، یعنی آی و اِل؛ باشد. در آن صورت عنوان فیلم می‌شود «درباره اسلام لیبرال».


این وجه فلسفی، چگونه به قطب‌بندی در سینمای ایران منتج شده است؟

- حیاءزدایی، در واقع ایمان‌زدایی است و این مسئله در تقابل با سینمایی است که مایل به تولید حیاء و ایمان است. در نتیجه‌ این تقابل، قطب‌بندی جامعی پدید آمده است که هر قطب آن را یک پارادایم ویژه تشکیل می‌دهد: پارادایم سینمای دینی و پارادایم لیبرال‌سینما.


پارادایم «لیبرال‌سینما»ی ایران امروز به اجمال روشن شد، اما شق دوم، یعنی پارادایم سینمای دینی چگونه واجد وجه فلسفی شده و نهادینه شده است؟ مصادیق سینمای آن کدام است؟

- سینمای دینی، سینمایی است که وحی را دست‌مایه قرار داده و به حس تبدیل نموده و به زبان فطرت و نه به زبان غریزه، به مخاطب منتقل می‌کند. نمونه‌های گوناگونی برای این سینما می‌توان برشمرد. شاخص آن در دوره‌ گذشته، فیلم «آژانس شیشه‌ای» است. در آژانس شیشه‌ای، میان دو جناح درگیر در عرصه ماجرا، که هر دو محق هستند، بن‌بست عمیقی پدید می‌آید، و در نهایت از جایی یک حکم ولایی می‌رسد و همه چیز حل و فصل می‌شود. این پیام فیلم آژانس شیشه‌ای، همان پیام امامت و ولایت در تلقی دینی است. فیلم «خداحافظ رفیق» در زیباترین شکل ممکن، مقوله «شهادت و معاداندیشی، و هم‌چنین غیب‌باوری» را به نمایش در آورده است.

در «اخراجی‌ها۱» مقوله صیرورت و شدن انسان در عشق مجازی به عشق حقیقی، و از «خواستن» برای خود، تا خواستن برای غیر خود، به خوبی تصویر شده است. در فیلم «دیده‌بان» عنصر توکل به زیبایی بیان می‌شود. در فیلم «ملک سلیمان»، مقوله «نبوت» در زیباترین شکل به نمایش گذارده شده است: یک «نبیِ» جوان، فعال، حکیم، رزم‌آور، اهل توکل و انابه، شجاع، و بصیر که با عنایت پروردگار تشکیل حکومت می‌دهد، نافی فرضیه‌ای است که سکولاریسم و اصالت عرف را در کنار لائیسیته و مقولاتی چون جدایی دین از حکومت قرار می‌دهد. در فیلم «دست‌های خالی» نفی مالکیت درجه یک، که انگاره‌ای لیبرالی است، به خوبی به تصویر درآمده است. در مجموع، عنصر اساسی همه‌ آثار دینی، یک نکته است و آن مفهوم هجرت است: هجرت در «مهاجر» و «آژانس شیشه‌ای» هجرت در عصیان، هجرت در «خداحافظ رفیق» و «اخراجی‌های یک»، هجرت در بریدن از تعلقات، هجرت در «مریم مقدس»، هجرت در تسلیم و رضایت، هجرت در «ملک سلیمان»، هجرت یک قوم از حرام خداست. در یک جمله می‌توان ویژگی اساسی دو پارادایم سینمای ایران را این‌گونه معرفی کرد که سینمای لیبرال یک سینمای اغواگر، و سینمای دینی، یک سینمای ارشادگر است.


فیلم ملک سلیمان، نخستین اثر سینمای استراتژیک در ایران نامیده شده است. این ویژگی در چیست؟

- ابتدا این که سینمای مُلک سلیمان از ملک و حکومت سلیمان بر مبنای آنچه قرآن فرموده است یاد می‌کند و ایجاد ملک و حکومت از سوی یک نبی، که نافی سکیولاریسم و لائیسیسم است، گزاره‌ی نخست محسوب می‌شود.




نکته دوم این‌که جامعه‌سازی در سه لایه‌ دولت‌سازی، ملت‌سازی و نظام‌سازی، انگاره‌ای استراتژیک به شمار می‌رود که در سینمای ملک سلیمان مستتر است.

نکته سوم، مقوله حکومت و ملک پیامبری است که یهود به بهانه تجدید بنای حکومت او در قالب احیاء هیکل سلیمان در بیت‌المقدس، سعی در تصرف و یهودی‌سازی این شهر مقدس دارد.

هنر سازندگان فیلم ملک سلیمان این است که سلیمان را به تعبیر قرآن، یک پیامبر مسلمان می‌نمایانند که ملک او هیچ شباهتی به دولت جعلی یهود ندارد، دولتی که در باستان‌گرایی خود سعی در بازگشت به عصر سلیمان نبی(ع) و کورش و خشایار دارد. در واقع صهیونیسم امکان مصادره‌ فیلم ملک سلیمان را نخواهد داشت.

در فیلم ملک سلیمان، سمبل‌ها و نشانه‌های صهیونیسم و فراماسونری و … وجود ندارد و از این حیث پیرایش شده است.

نکته چهارم تصویر کامل فتنه است. فتنه‌ شیاطین در اغوای انسان‌ها از یک سو، و زراندوزی و اقتصاد رباگرای ارباب دین یهود در عصر سلیمان، از سوی دیگر، تصویر کاملی از جهان امروز است که اقتصاد رباگرای مدرن که بانک‌محور است، همراه با قدرت اغواگر سینمای لیبرال هالیوود، فتنه گسترده‌ای را برای بسط پاگانیسم فرهنگی‌ اقتصادی رقم می‌زنند.

نکته پنجم، گزاره‌ تمثیل ملک سلیمان و ملک مهدی(عج) است. به باور سازندگان فیلم ملک سلیمان، حکومت سلیمان نبی(ع)، ماکت کوچکی از حکومت و ملک جهانی مهدی(عج) است. از این حیث این اثر، بدون غلتیدن در وادی افسانه‌پردازی، صرفاً با نمایش زندگی یک نبی، الگوی حکومتیِ یک انسان صالح را برای آینده به تصویر می‌کشد.

البته ابعاد سینمای استراتژیک ملک سلیمان بسیار فراتر از این نکات است.


سوای از این که ملک سلیمان را یک اثر سینمای استراتژیک خوانده‌اند، آن را از حیث سینمای دینی واجد اهمیت و دارای مکتب شمرده‌اند. آیا سینمای دینی طیف‌شناسی دارد؟

- بله! دو دسته سینمای دینی را می‌توان طیف‌شناسی کرد. دسته نخست، طیف سینمای دینی مقید به متن، که همان ماجراها و قصه‌های موجود در قرآن است. در این طیف، سینماگر مجبور و ملزم است که مطابق با متن، به روایت ماجرا بپردازد، مانند داستان انبیاء.

اما دسته‌ دوم، طیف سینمای دینی مصداقی است، که ماجرا و قصه در قرآن ندارد، اما موضوع آن را می‌توان از متن قرآن اخذ کرد و برای آن داستان و ماجرا خلق کرد، مانند مصداق «فاستقم کما امرت» که توصیه به استقامت در کارهاست. اگر با این مبنا، مصداقی تعریف و ماجرای آن پرداخته شود، در اینجا سینمای دینی مصداقی موضوعیت می‌یابد. فیلم ملک سلیمان، از دسته‌ نخست است، یعنی در طیف سینمای دینی مقید به متن و نص کلام‌الله مجید در ماجرای سلیمان نبی(ع) است.


فیلم «دموکراسی تو روز روشن» در طیف‌شناسی سینمای دینی نمی‌گنجد؟

- نه! فیلم دموکراسی، جعل انگاره‌های دینی تو روز روشن است. فرشتگان مرگ در این فیلم، شبیه شخصیت‌های سینمای پست‌مدرن «ماتریکس» هستند. در واقع شخصیت ملک الموت در فیلم دموکراسی، متأثر از نگاه سریال‌های شیطان‌گرای آمریکایی به فرشتگان، ترسیم شده است. انگاره‌ جعل شده دوم، مقوله برزخ است. مقدمات مرگ و سپس برزخ، و محاسبه‌ نخستین، کاملاً با قواعد انجیلی- توراتی تصویر شده است و هیچ ارتباطی به اسلام ندارد. سینمای برزخی اسلامی، فیلم خداحافظ رفیق است و سینمای برزخی دموکراسی، سینمای برزخی خاص مکتب عهد عتیق و جدید، و به ویژه آن چیزی است که به اسرائیلیات مشهور است. در واقع تحریف روند موت و محاسبه و برزخ در فیلم دموکراسی، به عمق تحریف کتب عهد عتیق و جدید است.


می‌گویند فیلم «ملک سلیمان» فیلم‌نامه ندارد، نظر شما چیست؟

- قلب آن‌چه فیلم‌نامه نامیده می‌شود، خط تعلیق‌های آن است. در دوره ۲۵۰۰ سال گذشته از عصر هنر نمایش در یونان باستان تاکنون، برای غلیظ کردن تعلیق، در حوزه‌های درام، تراژدی و … برخی تکنیک‌ها ساخته و پرداخته شده‌اند که حکم مواد افزودنی در غذاهای فانتزی را دارند. شیرینی آدامس در نفس و ماهیت آدامس، گزاره‌ای اساسی نیست و الا افراد به جای آدامس، از شیرینی استفاده می‌کردند. این که مثلاً آدامس، ضمناً اگر شیرین هم باشد بهتر است، یا فرضاً طعم نعنا بدهد بهتر است، این نکته‌ای جنبی است. اگر نویسنده و کارگردانی، این چاشنی‌ها و تکنیک‌های پهن نمودن خط تعلیق را شناخت و به آن عمل کرد، تصور می‌شود که اثر او فیلم‌نامه دارد. اما یک سینماگر تا چه حد مجاز است با ذائقه‌ مخاطب بازی کند و با شیرینی‌های کاذب، اصل ماجرا را بپوشاند؟! یکی از تکنیک‌های تعلیق در سریال‌ها و سینمای امروز جهان، روابط عاطفی مثلثی شخصیت‌هاست. اما آن‌جا که قصه‌گویی در قرآن، «احسن» خوانده شده است، به ویژه در ماجرای یوسف(ع)، یک رابطه عاطفی مثلثی مانند رابطه عزیز مصر و زلیخا، با گرایش زلیخا به یوسف، به گونه‌ای بیان می‌شود که هیچ حس شهوتی به خواننده آن آیات دست نمی‌دهد. اغلب مفسرین قرآن بر این نکته تأکید دارند. چگونه می‌توان یک ماجرای عاطفی مثلثی را بیان کرد اما حس شهوت را برنیانگیخت؟! فرضاً اگر شما «قطام» را از سریال امام علی(ع) بگیرید، وضعیت تعلیق آن چگونه می‌شود؟ یا «ناریه» و «جاریه» را از «مختارنامه»؟! هنرمند باید بدون افزودنی‌های مجاز یا غیرمجاز، بتواند فراورده‌ هنری خود را به عنوان یک غذای سالم روحی به مخاطب خود عرضه کند.

تیم ملک سلیمان، به ویژه شهریار، مجتبی و سایر اعضای گروه نه تنها ناآشنا با آن چاشنی‌ها و تکنیک‌ها نیستند، بلکه آگاهانه تلاش کرده‌اند که سینمای ملک سلیمان را در شرایطی که از تکنولوژی روز سینمایی بهره‌مند می‌سازند، از ابعاد دراماتیک و حتی تراژیک کاذب بپیرایند. خط تعلیق در یک اثر مستند، کاملاً باریک و در یک اثر داستانی می‌تواند در اعلا درجه‌ خود، پهن باشد. مهم این است که در یک متن مقید، مانند زندگی انبیاء و ائمه(ع) هنرمندان ما به قیمت تحریف اصل ماجرا، دست به بسترسازی برای تعلیق در اثر خود نزنند. شما می‌توانید یک فیلم سینمایی برای واقعه‌ی کربلا بسازید و در بعد تراژیک آن، امام حسین(ع) را نماد آپولون، و شمر را نماد دیونیزوس بگیرید، و از ماحصل آن در تلقی ارسطویی از هنر، به کاتارسیز (اصل تصفیه) برسید و مخاطب شما با دیدن این نمایش تراژیک، به تصفیه برسد. اما اگر فقط به این تکنیک‌ها پای‌بند بودید، یقیناً اصل ماجرای کربلا و روح دینی قیام امام حسین(ع)، در پای ابعاد تراژیک هنر هِلِنی، ذبح می‌شود. بله می‌پذیرم که ذائقه‌ مخاطب، امروز به شیرینی آدامس انترتینمنت در سینما عادت کرده است، اما فیلم ملک سلیمان آغازی است بر دست‌یابی به مکتب سینمای فطری که در آن به جای سخن گفتن به زبان غریزه، می‌توان با گوش و چشم فطرت انسان‌ها در جهان هماهنگ شد و فطری سخن گفت، همان‌گونه که قرآن عظیم سخن گفته است. البته امیدوارم که در قسمت دوم ملک سلیمان، که بلقیس وارد عرصه می‌شود، شهریار بحرانی به ورطه نامناسبات رایج نغلتد.


حالا پرسش نخست خود را یک بار دیگر تکرار می‌کنم، جایگاه فیلم ملک سلیمان(ع) را در سینمای ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- فیلم ملک سلیمان یک آغاز است نه یک پایان. این فیلم، در ادامه‌ فیلم مریم مقدس، برای «بحرانی» و «فرآورده» یک تجربه‌ دیگر بود که باید استمرار پیدا کند. مکتب سینمای دینی که بتواند وحی را در زبان فطرت به حس تبدیل کند، آرام آرام در حال شکل‌گیری است. سینمای ملک سلیمان، یک قدم سینمای ایران را به سینمای «تراز» جهانی نزدیک کرد.

سینمای ملک سلیمان از یک نظر دیگر نیز آغاز راه است و آن جرأت حرکت سینمای ایران به سمت پروژه‌های عظیم سینمایی است. هزینه‌های مادی و تحقیقاتی فیلم ملک سلیمان باید کف هزینه‌های پروژه‌های سینمایی کشور باشد و از این حیث دست سینماگران باز باشد. تصور می‌کنم امروز صنعت سینمای ایران معیارهای کف را برای خود تعریف کرده است، معیار کف مخاطب، در سینمای اخراجی‌ها، و معیار کف سطح تکنیکی و فنی و هزینه، در سینمای ملک سلیمان. باید تلاش کرد تا سینمای ایران از این دو کف به سمت سقف خود، خیزهای اصلی را بردارد. انشاءالله 


ارسال شده: 26 آبان 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]


 

رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله به قرآن بسیار اهمیت مى داد، در تعلیم و بكار بستن آیات ، سعى خاص مبذول مى كرد، آرزومند بود كه این كلام دلنشین خدا در دلها بنشیند و انسان ها را مُسَخّر خود كند. ایشان مى فرمایند:

 

هر قلبى كه ظرف قرآن باشد (و قرآن در آن جا گرفته است )، از عذاب خداوند به دور است.1

 

چون فتنه ها همچون پاره هاى شب كار شما را در میان گرفت ، به قرآن رو آوردید.2

 

قرآن را فرا گیرید؛ زیرا تلاوت كننده آن روز قیامت در حالى محشور مى شود كه جوان و صورتش زیباست . قرآن به او خطاب مى كند و مى گوید: تو آن جوانى هستى كه شب ها بیدار بودى و با من انس داشتى و تلاوتم مى كردى تا جایى كه دهنت خشک و از چشم هایت اشک جارى مى شد.3

 

قرآن هدایتگر گمراهان و بینایى از كورى باطن است ، نگهدارنده انسان از لغزش ها است ، نورى است در برابر ظلمت ، نگهدارنده از هلاكت است ، رساننده انسان از دنیا به آخرت است ، كمال دین در آن است ، هیچ كس نیست از آن برگردد مگر اینكه جایگاه او آتش است. 4

 

هیچ شفیعى روز قیامت بزرگوارتر و با منزلت تر از قرآن نیست ، نه پیامبر مرسلى و نه ملک مقربى و نه غیر آنان. 5

 

فرزندانتان را بر سه چیز پرورش دهید، دوستى پیامبرتان ، دوستى اهل بیت او و تلاوت قرآن. 6

خانه هاى خودتان را با تلاوت قرآن نورانى و روشن گردانید.

 

دو چیز پرارزش در میان شما مى گذارم یكى كتاب خدا (قرآن ) و دیگرى اهل بیت ، اگر به آن دو چنگ زنید و از آنان پیروى نمایید گمراه نخواهید شد. آن دو از هم جدا نمى شوند تا موقعى كه در كنار حوض كوثر به من ملحق گردند. 7

 

آنگاه كه انواع بلاها و شدت ها مانند پاره هاى شب تاریک در هم آمیخت و شما را فرو پوشید به قرآن چنگ زنید و به آن پناه برید؛ زیرا شفیعى است درباره كسانى كه به آن عمل كرده اند و شفاعتش پذیرفته است. 8

 

قرآن (كتاب ) راهنماست ، به بهترین راه دلالت و هدایت مى كند و انسان را به بهشت مى رساند.9

 

منبع : کتاب تأثیر قرآن در جسم و جان مؤلف: نعمت الله صالحى حاجى آبادى 

 


1- وسائل الشیعه ، ج 4، ص 825.

2- محجة البیضاء، ج 2، ص 212.

3- محجة البیضاء، ج 2، ص 212.

4- محجة البیضاء، ج 2، ص 212.

5- محجة البیضاء، ج 2، ص 210.

6- الجامع الصغیر، ماده ادب .

7- قاموس قرآن ، ج 1، ص 311، اقرب الموارد، ماده ثقل .

8- اصول كافى از چهار جلدى ها، ج 4، ص 398، حدیث دو.

9- اصول كافى ، ج 4، ص 399.


ارسال شده: 26 آبان 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]


یك حاجی سومالیایی با دیدن كعبه و خوردن آب زمزم پس از 20 سال كرولال بودن شفا یافت.

 



به گزارش خبرگزاری ها به گفته شاهدان عینی كه مقامات عربستان سخنان آنها را رسماً به ثبت رسانده اند، حاج علی بن عبدالرحمن شریف در نتیجه معجزه الهی، پس از 20 سال كر و لال بودن، هنگامی كه خانه خدا را رویت و دور آن طواف كرد و از آب زمزم نوشید، شنوایی و قدرت كلام خدا را دوباره بدست آورد.


این حاجی سومالیایی به روزنامه الوطن عربستان گفت: كه 20 سال پیش به دلیل جنگ های داخلی در سومالی هدف یك تركش در ناحیه سر قرار گرفت و بر اثر آن قدرت شنوایی و تكلم خود را از دست داد.


گرچه به گفته حاج علی، خانواده اش او را برای مداوا به انگلستان اعزام كردند و سال ها به دوا و درمان وی اقدام كردند، اما حتی حاذق ترین پزشكان نیز بازیابی قدرت تكلم و شنوایی وی را محال دانستند.



این حاجی سومالیایی كه ساكن انگلستان و دارای چهار فرزند است، دارای كارت هویت به عنوان یك فرد كر و لال است كه در موسم حج نیز آن را به همراه آورده بود.حاج علی عبدالرحمن شریف در مورد این معجزه الهی می گوید: بعد از فراغت از طواف خانه خدا و باز كردن احرام به گوشه جنوبی بیت الله الحرام پناه بردم و بعد از اینكه آبی به سر و صورتم زدم هنگام خروج، ناگهان صدای اذان را كه صبح زیبایی را نوید می داد شنیدم، این خبر به سرعت در میان همراهان من به خصوص در بعثه پیچید و باعث تعجب و شگفتی آنها شد.از سوی دیگر «حاج عبدالصمد محمد» مدیر بعثه زائران نیز گفت: من ناگهان با حاج علی مواجه شدم كه داشت سخن می گفت، درحالی كه قبل از آن كر و لال بود و هرچه را كه می خواست با نوشتن از دیگران تقاضا می كرد.



در همین حال، دكتر «محمد غزالی»، متخصص گوش و حلق و بینی در بیمارستان ملك فیصل در مكه مكرمه در مورد رخ دادن این معجزه الهی گفت: در چنین حالاتی ممكن است پس از اینكه فردی به كر و لالی دچار شد پس از شش ماه دوباره قدرت تكلم و شنوایی خود را بدست آورد ولی در مورد حاج علی، خداوند رحمان خود چاره جو و گشایش در سلامتی اش كرد.این پزشك عربستانی گفت: از نظر پزشكی محال است یك بیمار كر و لال پس از سال ها بتواند دوباره تكلم و شنوایی خود را بدست آورد، مگر اینكه معجزه ای رخ بدهد.



وی گفت: خود من مدتی دچار ضعف بینایی بودم به طوری كه بدون زدن عینك قادر به خواندن و نوشتن نبودم، اما پس از نوشیدن آب زمزم و زیارت بیت الله الحرام، توانستم عینك خود را به راحتی كنار بگذارم.


ارسال شده: 22 آبان 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

یكى از غلامان على بن الحسین (علیه السلام ) باغستانى را براى ایشان ساختمان مى كرد. روزى حضرت براى خبرگیرى تشریف آورد. مشاهده كرد. آن طورى كه به غلام دستور داده بود انجام نداده و وضع ساختمان را خراب كرده و از پیش خود كارهاى بیهوده اى نموده است . از دیدن آن كار افسرده و عصبانى شدند با تازیانه اى كه در دست ایشان بود یكى به او زدند. بعد از این پیش آمد آنجناب پشیمان شد. هنگامى كه به منزل مراجعت كرد یك نفر از پى غلام فرستاد. غلام كه وارد شد، دید حضرت همان تازیانه را پیش روى خود گذارده ترسید از اینكه خیال كیفر و را داشته باشند.
امام على بن الحسین (علیه السلام ) او را پیش خواند و فرمود این تازیانه را بگیر و همانطور كه من به تو زدم بر من بزن . غلام گفت مولاى من به خدا سوگند خیال كردم شما اراده تنبیه و كیفر مرا دارید به كار ناپسندى كه كرده ام و سزاوار كیفر هم هستم . چگونه شما را مى توانم قصاص كنم ؟ حضرت فرمود باید تلافى آن تازیانه را بكنى ! غلام عرض كرد از من چنین عملى سر نخواهد زد و مرا جراءت این كار نیست و هم بر شما چیزى نیست زیرا ستمى روا نداشتید تا قصاص كنم .
امام زین العابدین (علیه السلام ) اصرار ورزید و چندین مرتبه تكرار فرمود غلام مرتب پوزش مى طلبید و از بزرگى چنین كارى خود را برحذر مى داشت . آنجناب همین كه امتناع غلام را مشاهده كرد فرمود اكنون كه ابادارى آن باغ را بتو بخشیدم ، و باغستان را در اختیار او گذاشتند

ارسال شده: 19 آبان 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: سیاسی

به گزارش شبکه ایران، رهبران نظامی رژیم صهیونیستی تصمیم گرفته اند، با فیلتر کردن شبکه های اجتماعی نظیر "فیس بوک" و "توییتر" و پایگاه های ای میل نظیر "جی میل" نظامیان خود را از دسترسی به این شبکه و پایگاه ها محروم کند تا اطلاعات نظامی و فیلم های خجالت آور به جهان مجازی و حقیقی درز نکند.

"گادی عبودی" رئیس امنیت اطلاعات یگان های جاسوسی اسرائیل ، این تصمیم را برای جلوگیری از آنچه که وی دسترسی دشمنان اسرائیل به اطلاعات حساس از طریق سایت های رسانه های اجتماعی معروف خواند، دانست.

این تصمیم محدودکننده رهبران نظامی صهیونیست پس از آن اتخاذ شد که چند مورد از اعمال شنیع و خجالت آور از نظامیان این رژیم برملا شد.

شبکه خبر نوشت: در تازه ترین مورد نظامیان صهیونیست تصاویری از رفتارهای شنیع خود با اسرای فلسطینی را بر روی شبکه اجتماعی "فیس بوک"، قرار داده بودند که این اقدام با انتقاد شدید گروه های حقوق بشر و جامعه جهانی مواجه شد.

"گادی عبودی" اعلام کرد: این شبکه و پایگاه ها در رایانه های پایگاه های ارتش مسدود و همچنین در تمام دفاتری که نظامیان به اسناد و مواد طبقه بندی شده دسترسی دارند نیز این محدودیت اعمال خواهد شد.

از سوی دیگر در اقدامی مشابه؛بسیاری از بانک ها و شرکت های بزرگ آلمانی هم که در شاخص dax - chip - 30 blue قرار دارند، به علت نگرانی از جاسوسی صنعتی و امنیتی، اعلام کردند:

تمامی پایگاه های شبکه اجتماعی را مسدود خواهند کرد.

این شرکت ها، دسترسی کارکنان به فیس بوک، میکرو وبلاگ نویسی توییتر، اشتراک گذاری ویدئویی یوتیوب و سایر سایت های شبکه اجتماعی را در دفاترشان غیرقابل قبول دانسته اند.
هم اکنون شرکت های سازنده مصالح ساختمانی هایدلبرگ سمنت، فولکس واگن، خودروی پورشه، گروه انرژی E O N و غول گاز صنعتی Linde و کامرز بانک دومین بانک بزرگ آلمان از جمله  شرکت هایی هستند که پایگااهای اجتماعی را فیلتر کرده اند.

بیشتر نگرانی این شرکت ها، صرفا به خاطر کارکنانی نیست که اسرار تجاری را در چت های آنلاین برملا می کنند، بلکه عمده نگرانی از ویروس های رایانه ای است که چنین سایت هایی می توانند ویروس ها را به رایانه این شرکت ها منتقل و آلوده کنند.

بررسی شرکت امنیت آی تی Clearswift نشان می دهد 30 درصد از شرکت های آلمانی نگرانند کارکنانشان در صورت دسترسی نامحدود به سایت های شبکه اجتماعی، از کار باز بمانند.

این درحالی است که 56 درصد شرکت های آلمانی نگرانی های امنیتی را دلیل اصلی برای محدود کردن چنین سایت های می دانند.

ارسال شده: 18 آبان 1389 - 0 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]

 

خوب توجه كنید

مسلمانان بپا خیزید

       مسئولین چرا بیكار نشستید

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکر وَ إِنَّا لهُ لَحَافِظُونَ (حجر 9)

یکبار دیگر دست جنایت پیشه استکبار و استعمار از آستین عده ای جنایت پیشه به در آمد و جنایتی بس عظیم را رقم زد .

 

تا قبل از این Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهای ایرانیان رسیده بود و حالا كلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان یعنی "بسم الله الرحمن الرحیم" را به قسمت پشت شلوارهای ایرانیان برده اند . حالا با این وضع معلوم نیست سازنده این شلوارها كی هست و كجا هست به نظر شما چرا تا حالا كسی ( صدا سیما ) از این خبر حرفی نزده ....

 

حرمت شکنان بدانند اگر این قبیل بی حرمتی ها ادامه پیدا کند چندی نخواهد گذشت که خشم مقدس مسلمانان جهان تار و پود آنان را از میان خواهد برد. مسلمانان جهان نیز با ایجاد همبستگی و اتحاد بیشتر مراقب باشند که هرگز در اندیشه انتقام جویی از طریق بی احترامی به مقدسات ادیان دیگر نباشند و همواره محبت و نوع دوستی خود را به پیروان دیگر ادیان ابراز دا

ارسال شده: 18 آبان 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: روزانه

دوره های ایران باستان شامل دوره مادها-دوره پارسیان(هخامنشیان)-دوره پارت ها(اشكانیان)-دوره ساسانیان – و بعد از اسلام كه شامل دوره استیلای مغول، دوره صفویه، دوره زندیه و افشار ،دوره قاجاریه و دوره پهلوی و جمهوری اسلامی است

 

زنان ماد

 

توضیح عکس: در میان تنوع وسیع اقوام ایرانی دو قوم ماد و پارس نام و نشان پر رنگی دارند چون توانستند قدرت و پادشاهی خود را گسترش دهند. مادها و پارس ها چنان قرابت و نزدیكی با هم داشتند كه گاه تمایز بین آنها مشكل می گردد.همین موضوع بر تحقیقات پژوهشگران در تفكیك پوشاك آنها تاثیر گذاشته است. آنچه مسلم است لباس مادها طرح و دوختی ساده داشته كه بعضی از پژوهشگران این ظاهر ساده و كم چین و چروك را به علت استفتده از چرم برای لباس میدانند و بعضی دیگر به دلیل شرایط آب و هوایی سرد و كوهستانی می دانند ولی تشابه لباس مردان و بانوان مادی بسیار زیاد بوده است. در برخی حجاریها می توان از پیراهن های بلند و آستین كوتاه نام برد كه دامن ریشه دار بوده. بعضی از نقش دیگر دو زن را پیراهن بلند تا پشت پا نشان می دهد كه سر اندازی چادر مانندكه كوتاه بود به سر داشته و نمونه دیگری كه نشان می دهد بانوان مادی جامه های بلند چین دار با آستین های گشاد می پوشیده اند.

 

زنان در دوره تیموریان

 

توضیح عکس: از دوره تیموریان كم كم سبك مغولی كاسته شد و سبك های ایرانی جای آن را گرفت . تن پوش های تنگ و چسبان جای رداهای گشاد پیشین را گرفتند . قبای رویی اغلب سرار باز می ماند و بلندی پیراهن زیرین نمایان بود .(كمر بند دوباره رواج یافت و عمامه جای كلاه سلجوقی را گرفت ) پیراهن ها آستین بلند بود و تن پوش های رویی آستین كوتاه یا بی آستین بود . دستارهای زنانه نیزدر این دوره ساده بود و گاه از پشت سر آویزان می شد . زنان در بیرون خانه چادر سفید بر سر داشتند كه صورتشان را در پشت توری سیاهی بافته شده از موی اسب (پیچه)مخفی بود.نوع دیگر روبنده نقابی كوچك و سفید بود كه تنها دهان و چانه را می پوشاند.
 

 

زنان در دوره اشكانیان

 

توضیح عکس: پس از دوران بسیار كوتاه سلوكی ها كه اندك تاثیری از فرهنگ یونانی در فرهنگ ایرانی دیده می شود دوران 470 ساله اشكانی فرا می رسد كه به دلیل دشمنی ساسانیان قسمت اعظم مظاهر فرهنگ و تمدنشان از بین رفته. با توجه به مدارك كمی كه در دست است لباس زنان اشكانی عبارت بوده از پیراهن بلند و چین دار با آستین بلند و كمربندی كه بر روی لباس بسته می شده (جنس لباس از پارچه های نقش دار و مزین به قلابدوزی بوده)و بر روی این لباس پیراهن دیگری پوشیده می شد كه بلندی كمتری داشته و یقه باز داشته است. استفاده از سر بند های گوناگون (شبیه عمامه) و كلاه های مخروطی بلند كه تور یا چادری از بالای آن آویخته می شد معمول بود.همچنین پارچه ای مانند شنل بر دوش خود می آویختند.

 

زنان در دوره زندیه و افشار

 

توضیح عکس: از اواخر دوران صفویه نفوذ سبك پوشاك غربی بر پوشاك ایرانیان آغاز میگردد كه علت آن ورود تجار و سیاستمداران بیگانه بود كه با پوشاك خود در انظار عمومی و حتی دربار میشدند. پیراهن زنانه زندیه كوتاه و بی یقه و با چاكی در جلوی سینه بود كه جواهری به آن می آویختند , نیم تنه ای آستردار به نام ار خالق می پوشیدند. شلوار آنها حجیم و پف دار بوده كه از نوعی دوخت به نام نقش دوزی استفاده می كردند كه پارچه شلوار را حجیم نگه می داشت . زنان در بیرون از خانه چادری سفید با روبنده كه توسط قیطان بر سرو گردن نگاه داشته می شد , به سر می كردند .

 

زنان در دوره قاجار

 

توضیح عکس: لباس زنان ایرانی تا پیش از مسافرت نا صر الدین شاه به فرنگ عبارت بود از : پیراهنی كوتاه و ارخالقی از آن كوتاه تر كه برای پوشاندن بالاتنه بكار می رفت و دامنی كه تا پشت پا را می پوشاند . سر پوش داخل منزل هم چارقدی بود كه سر و موهای بافته شده آنان را می پوشاند . برای بیرون از خانه چاغچوری كه زیر جامع در آن بگنجد برپا و چادر سیاهی بر سر و روبنده ی سفید با قلابه جواهر كه از پشت سر آنها می درخشید به صورت می زدند.

 

زنان در دوره ساسانیان

 

توضیح عکس: ساسانیان نیز مدت طولانی بر ایران حكومت كردند. لبای بانوان شامل پیراهن بلند و گشادی بوده با آستین های بلند یا كوتاه كه با بستن بندی زیر سینه چین های فراوانی پیدا می كرد معمولا در انتهای پیراهن پارچه ی پرچینی را می افزودند و آن را از پیراهن های ساده و بلند پارتی مجزا می ساخت. روی پیراهن پوششی استفاده می شد كه از روی شانه چپ رد می شد یا گره می خرد در تصاویر دیگری این پوشش از باسن به پایین آویزان است و لبه هایش دور بازوها پیچیده می شده. گاه این شال به عنوان سر پوش نیز استفاده می شده است .

 

زنان در دوره پارسیان

 

زنان در دوره پهلوی

 

توضیح عکس: در سالهای اولیه حكومت پهلوی پوشاك شبیه دوره قاجار بود پس از انقلاب مشروطه كه بسیاری از مردان به خارج سفر كرده بودند تغییراتی در لباس مردان به سبك فرنگی به وجود آمد . بعضی از اعضا دربار كه در خارج تحصیل كرده بودند با منسوخ كردن كامل حجاب موافق بودند یكی از این حامیان وزیر قدرت مند دربار عبدالحسین تیمور تاش بود كه در جلسه كابینه در سال 1312 واردات كلاههای زنانه از خارج از كشور را قانونی كرد سر انجام رضا شاه در مراسم فارغ التحصیلی مدرسه دولتی دانشسرای مقدماتی در 17 دی 1314 با همسر و دخترانش كه بدون حجاب بودند ظاهر شد و رسما دستور كشف حجاب را داد.

 

زنان در دوره جمهوری اسلامی


ارسال شده: 04 آبان 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: طنز

 

روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر
به آلمان میکنه و

 

همسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها کنه

خلاصه

همسرغضنفر گفت :حال ما چه طور از احوال تو
با خبر بشیم؟؟؟؟

غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم….

همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من
خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!

غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم … تو که
بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟

خلاصه

غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه
به دست زنش رسید ..

این شما و این هم نامه ببینید چیزی
میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

+
+
+

 

 

 

+
+
+

شما چیزی فهمیدید !!!!!!!من که نفهمیدم

این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی
نوشته شده

+
+
+

حال ترجمه از زبان همسرش

خط اول :حالت چه طوره زن ؟

خط دوم :بچه ها چه طورن ؟

خط سوم : مادرت چه طوره ؟

خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!

خط پنجم : فقط برگردم خونه….

خط ششم : می کشمت

خط هفتم :غضنفر از آلمان…

+

+

+

+

+

ها ها ها ها خوش تون اومد

ارسال شده: 04 آبان 1389 - 1 نظر [ نظر ] - 0 بازپیوند [ بازپیوند ]
Category: روزانه

 

چندی قبل برخی از سایتها و روزنامه ها مطلبی تحت عنوان “نیم متر قبر مرا کمتر عمیق کنید” با مضمون وصیت نامه حسین پناهی منتشر کردند. از آنجا که کلوب دوستانه نیز به انتشار جدیدترین مطالب اقدام می نماید، مطلب فوق را تحت عنوان “وصیت نامه جالب و متفاوت بازیگر سینما” منتشر کرد. اما متاسفانه اخیرا توسط خانواده این مرحوم مطلع شدیم که چنین مطلبی صحت ندارد و مطلب فوق صرفا یک نوشته طنز بوده است که همین امر باعث آزردگی خاطر خانواده محترم مرحوم حسین پناهی شده است.
بنابراین، موسسه فرهنگی هنری “هات پلات” که وابسته به هنرمند فقید «حسین پناهی» می‌باشد، با ارسال نمابری خواهان انتشار توضیحی پیرامون وصیت نامه ایشان می‌باشند:

 

با سلام و احترام
توضیحی پیرامون “وصیتنامه” حسین پناهی

موسسه فرهنگی هنری “هات پلات” وابسته به خانواده حسین پناهی با ارسال نمابری انتساب نوشته‌ای تحت عنوان وصیتنامه به حسین پناهی را تکذیب کرد.
در توضیح این موسسه آمده است، اخیرا مطلبی طنز تحت عنوان “نیم متر قبر مرا کمتر عمیق کنید” در برخی از سایت‌ها و روزنامه‌ها منتشر شد که هیچ ارتباطی با این هنرمند فقید ندارد. در این تکذیبیه آمده است وصیت نامه مذکور هیچ ارتباط و شباهتی به ساختار نوشتاری و ادبیات حسین پناهی ندارد و با مسبب اصلی انتشار آن برخود جدی و قانونی خواهد شد.
حسین پناهی آدم عجیب و غریبی نبود، او را به خاطر افکار فلسفی، معصومیت و تنهایی‌هایش دوست داریم. اینکه عده‌ای با سوءاستفاده از شخصیت هنری ایشان، احساسات دوستداران او را که کم هم نیستند به بازی بگیرند، در شان فرهنگ و هنر ما ایرانیان نیست.

                                                    با تشکر
                                                   آنا پناهی
                       موسسه‌ی فرهنگی هنری هات پلات

« صفحه قبل  |  نمایش نتایج 1-20 از 147  |  صفحه بعد »